Brancaleone at the Crusades

Brancaleone at the Crusades (Brancaleone alle crociate)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Brancaleone alle crociate AKA Brancaleone at the Crusades 1970 DVDRip
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
DVDRip / Duration: 1h 59mn / Frame rate: 25.000 fps

แท็ก

dvd
dvdrip
dvdr
เผยแพร่เมื่อ: 2022-10-01
ดาวน์โหลด: 28
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫ مثل شیرهای غُرنده، ما با هم هماهنگ هستیم. ‫چون ارتش برانکالئون هستیم

‫ در وسط دریا، یه قایق هستش

‫ ما برای رسیدن به سرزین مقدس، سوارش شدیم

‫ وقتی وارد سرزمین مقدس شدیم...

‫ به همه‌ی ما برکت و ثروت رسید.

‫ برانکا، برانکا، برانکا. ‫شیر، شیر، شیر.

‫ مثل شیرهای غُرنده، ما با هم هماهنگ هستیم. ‫چون ارتش برانکالئون هستیم

‫ این شاهزاده خانم چقدر زیباست...

‫ چقدر خوشگل و سکسیه. ‫دختر خوبی به نظر میاد.

‫ برانکا، برانکا، برانکا. ‫شیر، شیر، شیر.

‫ مثل شیرهای غُرنده، ما با هم هماهنگ هستیم. ‫چون ارتش برانکالئون هستیم

‫"چقدر ایمان ما بزرگ است ، ‫چقدر دریا کوچک است."

‫ فقط بودن با خدا ‫بدون گوشت و بدون نان

‫ بدون نوشیدنی، بدون شلوار

‫ فقط بودن با خدا.

‫دریا!

‫پروردگار را بپرستید! ‫دریا را بپرستید!

‫یپرستید. ‫دریا را بپرستید.

‫بپرستید.

‫ایناهاش!

‫به سمت کشتی مقدس!

‫سوار کشتی بشید.

‫وحشیا حمله کردن؟ - ‫فرار کن. -

‫بجنبید. ‫از این کوری و لالی دربیاید.

‫حواستونو جمع کنید، اونایی که کورن، ‫همیشه باری بر روی شونه‌های دیگران هستند.

‫همه چیو مرتب کنید. ‫برید تو.

‫بادبان‌ها رو بکشید. ‫پروردگار با ماست. پاپ گرگوریو با ماست.

‫مرتب کنید و آواز بخوانید.

‫لعنت به تو.

‫بادبان‌ها رو بندازید. ‫قوی‌ترین‌ها باید پارو بزنن.

‫معلولین هم برن جلوی کشتی.

‫عجله کنید، پروردگار با ماست.

‫پاپ گرگوریو با ماست.

‫بخونید!

‫ راه طولانیه...

‫ ولی هدف عالیه. ‫بِکِش کنار، شیطان.

‫ بِکِش کنار، شیطان.

‫پروردگار را شکر کند، او را بپرستید. ‫خدا را حمد باد

‫ راه طولانیه، ‫ولی هدف عالیه.

‫ بِکِش کنار، شیطان. ‫بِکِش کنار، شیطان.

‫ در برابر سارازن‌ها... ‫(نامی بود که اروپاییان در سده‌های میانه برای مسلمانان عرب و پس از آن برای اشاره به همهٔ مسلمان‌ها به‌کار می‌بردند.)

‫ ما از پیامبر پیروی می‌کنیم.

‫ بِکِش کنار، شیطان. ‫بِکِش کنار، شیطان.

‫خشکی!

‫سرزمین مقدس در معرض دید است. ‫> چرا تعجب کردید؟

‫خدا با ماست.

‫او کوه ها را پایین می‌کشد، رودخانه ها را خشک می‌کند و دریا را کوچک می کند.

‫ما در آفریقا هستیم. ‫پیاده شوید.

‫برو، موجود احمق.

‫ خدای ارتش‌ها، متشکریم...

‫که ما را به این سرزمین‌های مقدس، ‫هدایت کردی.

‫ممنون به خاطر فرستاده خود در زمین یعنی پاپ گرگوریو.

‫پاپ بزرگ، پاپ مقدس!

‫یه کافر!

‫چشم‌های جاسوس‌ها ما رو می‌بینن.

‫بی حرکت بمون، وحشی.

‫خوب او را اسیر کردی، شوالیه.

‫دشمن اطلاعات ارزشمندی در مورد این سرزمین به ما می‌دهد.

‫کدام یک از شما به زبان این کافر صحبت می‌کند؟

‫من ‫پانیگوتو ونیز.

‫من زیاد سفر کردم. ‫مردم و ملت‌های زیادی رو دیدم.

‫آدب و رسومشون رو می‌دونم. - ‫حرف بزن، مردک. -

‫اورشلیم کجاست؟

‫مردک حرف زد. - ‫تکرار کن. -

‫حرف بزن، مردک. ‫اورشلیم کجاست؟

‫چه می‌دونم. نزدیکترین مکان به اینجا، اسکاتورچیانو هستش.

‫او گفت که نزدیکترین مکان ‫اسکاتورچیانو است.

‫و تو این قلعه‌ی موروها کیا هستن؟ ‫(مسلمانان اسپانیایی که توسط دولت اسپانیا از کشور اخراج شده و در شمال آفریقا پناه جستند)

‫حقیقت را بگو. - ‫سه یا چهار هزار لهستانی... - ‫ترجمه کن. -

‫سه یا چهار هزار لهستانی. - ‫این را که خودم فهمیدم. -

‫داری منو دست می‌اندازی؟ - ‫قربان، اون به زبون اصلی مسیحی صحبت میکنه. -

‫ولی...تو کی هستی؟ - ‫اسمم روزونه، چوپان بز هستم. -

‫بزها. ‫حیوونایی هستن که ریش و شاخ دارن

‫پس اینجا سرزمین مقدس نیست؟

‫مقدس چیه! اینجا نفرین شدست. ‫فقط سنگ و کُلوخ پیدا میشه.

‫آیا این آب باشکوه، دریا نیست؟

‫دریا؟ والا ما اینجا بهش میگیم دریاچه.

‫ولی شایدم دریا باشه.

‫پروردگارا ، متشکریم که ما را در این آزمون قرار دادی.

‫شما فکر می‌کردید می‌توانید بدون گریه و خونریزی به این هدف برسید.

‫درست می‌گویم؟ - ‫آره. - ‫ولی نه. -

‫چون محاکمه و عذاب بین دریا و سرزمین مقدس قرار دارد.

‫در پیش رو، گناهکاران و توابین، ‫به نام مسیح و پاپ گریگوریو هستند.

‫خدمه، منتظر من بمانید. ‫قویترین‌ها این تکه چوب را بلند کنند.

‫برای دریای واقعی مفید خواهد بود.

‫همه با هم. ‫آکیولانت، دنبال ما بیا.

‫بگذارید بر روی این سرزمین، ‫قدم‌های خود را بگذاریم.

‫یک، دو، یک، دو.

‫سریعتر، توبه کننده‌ها! ‫یک، دو. یک، دو.

‫ راه طولانیه، ‫

‫ ولی هدف عالیه.

‫ بِکِش کنار، شیطان. ‫بِکِش کنار، شیطان.

‫ راه طولانیه،

‫ ولی هدف عالیه.

‫ بِکِش کنار، شیطان. ‫بِکِش کنار، شیطان.

‫بدون تردید، ‫بدون ترس.

‫بدون کفش، ‫بدون پول.

‫بدون کوزه، ‫بدون مستی

‫بدون نقشه، ‫بدون تغذیه.

‫بدون اسب و پنیر.

‫سرگَردان‌ها و جنگجویان ، ‫بس کنید و گوش کنید.

‫اُسقف اسپادون، ابوت لسینا هست که صحبت می‌کند!

‫به نام چه کسی برای آزاد سازی گورستان مقدس می‌روید؟

‫به نام پدر، ‫به نام پسر...

‫...به نام روح القدس!

‫این آدما سه نفر هستن یا همشون یه نفرن؟ - ‫یک روح در سه بدن هستند. -

‫سه روح در یک بدن هستند. همان طور که گرگوریو به ما چنین گفت. - ‫هورا گرگوریو! -

‫شما منافقید.

‫همه اینها فقط یه نفر هستن. ‫و پاپ گرگوریو نیز دیگر سلطنت نمی‌کند.

‫او توسط کلمنت، پاپ نهم سرنگون شد. - ‫نفرین بر شما. -

‫ نفرین بر گرگوریو...

‫و پیروانش. ‫نابودی و آتش جهنم در انتظار آنهاست.

‫> باز کنید! بزارید بیام بیرون. ‫من رهبر شما هستم.

‫> مرا از این پوسته بیرون بیاورید.

‫اولین گفتگو بین برانکالئون و مرگ

‫> کمک!

‫> هر کی این نجوا رو می‌شنوه، کمک کند.

‫> لعنت.

‫ > چه کسی گفته آخرت من در یک لونه موش در تاریکی محض،

‫به پایان میرسد؟ ‫باز شو.

‫> مرا از اینجا خارج کنید.

‫هی، مردمان من، ‫کجا هستید؟

‫وحشت انگیزه!

‫وحشت انگیزه!

‫نفرین و ننگ بر من.

‫قسم خورده بودم، ‫سپر شما باشم.

‫این چیز قراضه دیگه به دردم نمی‌خورد، ‫چون من ارزشش را ندارم.

‫چی شد؟ - ‫کی اونجاست؟ -

‫تو کی هستی؟

‫منم. اون کوری که منو رو دوشش سوار کرده بود و ‫دو نفر دیگه که فرار کردن.

‫ما به موقع پنهون شدیم. - ‫همه‌شون مُردن. خوشا به سعادت ما. -

‫همشون مُردن و همینطورم شما.

‫شرم بر شما! چطور جرات کردید هنوز زنده بمونید...

‫آن هم در برابر این همه مرگ؟ ‫چه کسی چنین رشادت بدنامی را به شما اعطا کرده است؟

‫اونوقت کی به خودت دادش؟ ‫آخه تو هم مثل ما زنده‌ای.

‫نه، شما یه مُشت کور احمق هستید. ‫من مثل شما نیستم.

‫ننگ بر من.

‫ای کاش شرم مرا غرق کرده و در خود خفه کند.

‫شرم بر من.

‫تا گناه زنده ماندن در میان این همه مُرده، پاک شود.

‫مرگ، بیا اِی مرگ زیبا. ‫مرا هم ببر.

‫چرا تردید کردی؟ ‫من به تو متوسل می‌شوم، ترسی ازت ندارم.

‫زندگی به غیر از یک هیاهوی مختصر و ‫نفس کشیدن چرکین، چیست؟

‫بیا.

‫بیا مرگ. ‫مرا از زندگی محو کن. عجله کن.

‫چی کار می‌کنی مرگ؟ مُرددی؟

‫سریع بیا، دیگه نمی‌تونم مقاومت کنم. ‫بهت دستور میدم.

‫> من اینجام.

‫تو کی هستی؟ - ‫عزراییل! -

‫مگه منو صدا نکرده بودی؟ - ‫من؟ - ‫آره. -

‫تو کسی بودی که منو احضار کردی.

‫درسته.

‫کلماتی که ممکن است در هجوم احساسات بیان شوند...

‫هرگز نباید جدی گرفته شوند. - ‫از الان به بعد، گرفته میشن. -

‫آماده مُردن شو. - ‫چی؟ همین الان؟ تو همین لحظه؟ -

‫پس توقع چیو داشتی؟ ‫من اینجام و تو هم اونجایی.

‫میزارم انتخاب کنی.

‫سکته مغزی؟ ‫طاعون؟

‫آتش گرفتن؟ ‫یا ذوب شدن سریع بدنت؟

‫اینا همشون پیشنهادهای شرمسارانه هستن.

‫برانكالئون از نورسیا، ‫باید مرگی با شکوه داشته باشه...

‫آن هم با شمشیری در دست و برای هدفی به حق.

‫من لیاقت این مرگ رو دارم. چون یه شوالیه هستم.

‫هر جور مایلی.

‫هفت قَمَر فرصت داری، ‫بعد از اون، برام مهم نیست تو چه وضعی باشی،

‫چون میام سراغت و می‌برمت.

‫هفت قمر؟

‫من فقط به یه روز برای انتخاب کردن مرگ شایسته خود، ‫نیاز دارم.

‫اگه اینجوریه، پس بزار کمکت کنم. ‫پنج مایل دورتر از اینجا...

‫در مکانی به اسم پونترراگنو، ‫بی گناهی در شُرُف کشته شدن است.

‫سعی کن نجاتش بدی و با مرگ با شکوهی روبرو خواهی شد.

‫تا ده دقیقه دیگه اونجام. ‫برو.

‫ده دقیقه آن هم با اسبم آکیولانت؟ ‫بیا بکنمیش یک ساعت.

‫خودمو میرسونم. آن شرور کسی هست که با مرگ روبرو خواهد شد. - ‫پس آن شرور. -

‫می‌دونی می‌خوام باهات چیکار کنم کوچولو؟

‫می‌خوای پر پرواز بهت بدم؟ ‫بچه خوبی باش، کوچولو.

‫گریه نکن. ‫از بال درآوردن خوشت میاد.

‫آره، چون قراره باهاش پرواز کنی.

‫پرواز به سمت دور دست برات خیلی خوبه. ‫حاضری؟

‫همونجا وایسا.

‫در غیر اینصورت، همون طور که ممکن است بدونی، ‫از وسط دو نصفت میکنم.

‫پسر یک فاحشه کثیف!

‫ای مردک بی شرف.

‫از بسیاری از اون سلاح‌هایی که داری، ‫یکیشون رو انتخاب کن و با من بجنگ.

‫حرکت کَریهی که می‌خواستی انجام بدی رو، ‫با پرداخت کردن جونت، پس خواهی داد.

‫آهای شوالیه.

‫این یک حرکت مَکروه نیست. ‫بلکه دستوری از وفاداری آلمانی از شاهزاد بنده است.

‫و مگه خودت از روی وفاداری، ‫دستورات شاهزاده‌ات رو اجرا نمی‌کنی؟

‫من به شاهزادم وفادار نیستم. ‫فقط پولش برام مهمه. فهمیدی؟

‫اگه بزاری بچه رو بُکُشم، ‫شاهزاده به من پول میده...

‫و نصفش مال تو می‌شود.

‫چطور جرات می‌کنی؟ ‫اگه می‌تونی از زندگی کثیف خودت دفاع کن، اِی مردک آلمانی.

‫وایسا.

‫مایلی زندگی گرانبهای خودتو، ‫به خاطر یه توله بچه،

‫و آن هم به صورت مُفتی، به خطر بندازی؟

‫می‌بینم که از نعمت مغز بی بهره‌ای...

‫اما ارادت قابل تحسینه.

‫پس بهت یه پیشنهاد میدم. ‫به روش آلمانی می‌جنگیم.

‫"باشه"?

‫منظورت چیه؟ - ‫یعنی با چشم‌های بسته می‌جنگیم. -

Brancaleone at the Crusades subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left