200 บรรทัดแรก
ترس از مرگ
زندان توکیو
اشتباه ننویسی.
زندانی 111! ملاقاتی داری.
دیگه داریم میبریم. یه دقیقه وایسا.
من به جات میرم.
کوچیکتم.
زندانی 111 یعنی آساهینا هستی دیگه؟
نمیخواد بشاشی تو خودت. رفقاتو خبر کن.
اسم من هانداست.
از طرف باندم اجیر شده بودم تا آساهینا رو به اون دنیا رهنمون کنم.
نگران نباشید، جاشو بدید به من.
این کجاش اونه.
آساهینا نیست؟
نه. ولم کنید.
رئیس، داریم میفرستیمش پایین برای کالبد شکافی.
بنده خدا. از اون گنگسترهای خوب بود.
معذرت میخوام قربان. واقعاً خیلی حواس پرت بودیم.
نه. طرف دیوونهـست. کاریش نمیشد کرد.
ساعت از پنج رد شده. راه بیفت برو آساهینا.
ساعت هفت غروب آزاد میشی. اینم حقوقت بابت کار کردن تو زندان.
کلاً میشه 475 ین. اینجا رو امضا کن.
چی شده؟ چرا خشکت زده؟
نمیخوام برم.
بزارید برای یه هفته یا ده روز دیگه بمونم.
تو زندان؟
اون بیرون دخلمو میارن.
شِرو وِر نگو.
نمیگم. یارو اومده بود اینجا منو بکُشه.
عضو باند ساگارا هستش.
به خاطر چلاق کردن رییسشون افتادی زندان، آره؟
دو سال و هفت ماه به خاطرش آب خنک خوردی.
دیگه بدهیتو بهش دادی.
شاید تو دنیای تو اینطوری باشه. ولی تو دنیای من نه.
رئیس، جون عزیزتون حداقل بزارید یه چند روز دیگه اینجا بمونم.
اصلاً راه نداره.
مهم نیست میخوان چیکار کنن. آدم که نمیتونه بیشتر از حبسش تو زندان بمونه.
ما جنایتکارها رو میندازم پشت میلهها. خونه خاله که براشون نساختیم.
ولی رئیس.
ترسیدی آساهینا؟
پس بیخیال خلاف بشو.
فقط چون پدرت رئیس بوده لازم نیست تو پا تو کفشش بزاری.
"مگه کار دیگهای بلدم؟" لابد تو ذهنت اینو میگی.
من سی ساله تو این کارم. طرز فکرتون رو میدونم.
گوش کن و درس زندگی بگیر.
بابا اصلاً به جهنم. میرم بیرون.
حرف دهنتو بفهم.
فقط به یه شرط.
حداقل یه امشب رو یه کلاغ چهل کلاغ راه بنداز که تیر خوردم.
تا بتونم خطر رو رد کنم.
باشه. یه نگهبانم میزارم برای محافظتت.
حالا حالاها باید عمر کنی.
نگهبان؟ که بعدش مضحکه خاص و عام بشم.
گنده لات بازی درنیار.
به هر حال باید ساعت هفت بری بیرون.
باشه بابا.
دفتر بازرگانی ساگارا.
کجاست؟
این صد هزارتا رو بده به زن هانادا.
باشه. - مطمئنی مُرده دیگه؟ -
با همین گوشام صدای دو تا شلیک شنیدم.
هانادا کارشو بلده. دخلش اومده.
فعلاً هنوز یکم زوده به زنش پول بدید.
ولی رییس...
تا الان که تو اخبار هیچ خبری از مرگش ندادن.
به نظرت عجیب نیست؟ اونم چنین خبر داغی؟
آره، ولی...
من یه ذره هم به هیچ کی اعتماد ندارم. همینم رییسم کرده.
پس الان چیکار کنیم؟
حواستون به عموش و رفیقش باشه.
اگه هنوز زنده باشه اونا میرن بدرقهـش تو زندان.
آره، درسته.
اگه پاش برسه تو قلمروش دیگه دستمون بهش نمیرسه.
مُردنش دیر یا زود داره ولی سوخت و سوز نداره.
با این که رئیسه ولی بویی از کلاس نبرده.
من یه یاکوزای گنگسترم. شرف خودمو دارم.
چون منو زده، باید تاوانشو پس بده.
بازار دوستی
هی احمق جون. این جا که جای رانندگی نیست.
روزتون به خیر.
سلام عرض شد آقای آیکاوا.
شرمندم. یکم وقتم تنگه.
رو پُل منتظر وایسا.
برای گرفتن پول حفاظت اومدید؟
روزتون به خیر.
برو یه مقدار توفو بخر.
سلام علیکم.
پدر خونده.
ماشین آمادست. واقعاً قراره برید بیرون؟
آره، الان لباس تنم میکنم.
مطمینید اشکالی نداره؟
سه ساله پشت میلهها بوده. باید موقع آزاد شدنش اونجا باشم.
ساعت هفت آزاد میشه، درسته؟
دلم لک زده برای دیدنش.
اینقدر خوشحالم که وضع کلیههامم روبراه شده.
اومدش.
دارن میرن بیارنش.
آره، یا شایدم دارن میرن یه جای دیگه.
شاید داره میره پیش دکتر.
حالا هر چی، تعقیبش کن.
برای زنده موندن، اول باید خونواده خودتو بپیچونی.
مثل گچ سفید شدی.
برو بابا.
دیدید؟ حق با من بود. طرف عرضه کُشتنشو نداشته.
حالا اون قصد جون منو داره.
مثل وقتی که این طوریم کرد.
احمقتر از این حرفاست.
همینم خطرناکترش میکنه.
مراقب پُل باشیم؟
فایده نداره.
پس باید چیکار کنیم؟
تو یه زمانی زندانی بودی، درسته؟
اولین چیزی که تو زندان میخواستی چی بود؟
زن دیگه. پس ما هم حواسمون رو میزاریم رو خانومیش.
خودشم در به در دنبال همینه.
دراز و خوشمزست این موز
میمیرم براش با اون پوست روش
یه روز یه دختر کوچولو یه دونه موز خورد
ولی عاقبتش یه دل درد براش بود
وای آره چقدر عاشق این موزاشونم
آره، آره، وای، وای پات بره رو پوستس، با مغز میای زمین، وای وای
چقدر موز تو بندر افتاده
دخترا فرار میکنن و ترسیدن
لولی یه دختر خیلی شکمویه
همه موزا رو میخوره
سفید، لیز دراز، بیضی و زخیم
و تموم چیزی که بهت میدن دل درده
شماها کی هستید که لَم دادید اونجا؟
یادت رفته؟ من که هنوز تو رو یادمه.
بزنم به تخته، خوب پلههای ترقی رو طی کردی.
اینجا برای خودش بهشتیه.
چی میخوای؟ - میخوای من شیر فهمش کنم؟ -
آقا بالا سرت آزاد شده.
باید برم رو صحنه.
خود حلال زادشه.
جواب بده.
الو؟ نه، اشتباه زنگ زدید.
چی؟ دو تا کاسه آش میخوای؟ مرتیکه مگه اینجا رستورانه؟
تلفن میخوادت.
چطوری؟ منم.
وقت برای حرف زدن هست. بیا تو اون سینما دیدنم.
این معنیش اینه اونا پیشتن، درسته؟
بزار گوش کنن.
سر وقت میام.
پس قرارمون شد تو کوچه بنفشه 2.
نودل آوردم.
خبری شده؟
از زندون دراومده.
میخوای بری ببینیش؟
اگه میخوام زنده بمونم مجبورم.
منو از قلم ننداز. چون بنده هم عاشق زندگیم.
خداحافظ. - شب بخیر. -
معذرت میخوام.
کجا میرید؟
بالا.
و آقا کی باشن؟
منتظرمه، مگه نه؟
نمیشه همینجوری بری بالا. اینطوری تو دردسر میفتم.
نه بابا؟
به آدمای آساهینا میگم اومدی اینجا.
حتماً بگو قند عسل.
سه سال بی پدر.
که باعث شده آدم حسابیتر بشی.
تو هم سکسی تر شدی.
آخه حسابی بزرگ شدم. مجبور بودم.
دوست پسر داری؟
نادون. تنها مرد زندگیم تویی.
با این که انتظار طولانی بود ولی الان انگار همین دیروز بود.
دیگه هیچ وقت ازم جدا نشو.
اینا حداقل 50 هزار تا میرزه.
از کجا آوردیشون؟
مگه مهمه؟
پس باشه واسه من. آخه تازه بیرون اومدم و آه در بساط ندارم.
باشه.
اینو به عنوان یه هدیه خداحافظی در نظر بگیر.
یه هدیه خداحافظی؟
چون دیگه همه چی بینمون تمومه.
چرا؟ سرت به جایی خورده؟
لباس بپوش.
مگه خودت بهم نگفتی منتظرت بمونم؟
جونتو دوست داری؟
اگه داری، همین الان بزار برو.
چرا اینقدر یه هویی؟
چون افراد ساگارا میخوان هر طور شده باندمون رو نابود کنن.
از نظرت این خبر جدیدیه؟
مشکل اینجاست که از تو استفاده میکنن تا به من برسن.
دلت میخواد به خاطر من بمیری؟
آره، چرا نه؟
فیلم هندیش نکن. با ول کردنت، جون خودمم نجات میدم.
اولین کسی که بهش وفادارم خودمه. زنا فقط یه مشت آلت دستن.
جنابعالی اسم خودتو گذاشتی مَرد؟
من؟ نه بابا. من فقط یه یاکوزام.
اگه اومدن سراغت بگو با هم به هم زدیم.
حسابی تو کارت بترکون.
به سلامت.
اینجوری سرما میخوری.
چرا نمیری خونه؟
چون هنوز اینجا بودی و نمیتونستم درو قفل کنم.
مدیر کجاست؟
زنگ زد بگه برنمیگرده.
No comments yet. Be the first to leave one.