Harry Potter and the Chamber of Secrets

Harry Potter and the Chamber of Secrets

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Harry Potter and the Chamber of Secrets 2002 EXTENDED 720p BRRip MkvCage
Harry Potter And The Chamber Of Secrets 2002 UEE 1080p Bluray x264 anoXmous
Harry Potter And The Chamber of Secrets 2002 EXTENDED REPACK 720p TinyMoviez
Harry Potter And The Chamber Of Secrets 2002 Extended 1080p BluRay x264 DTS-ETRG
Harry Potter and the Chamber of Secrets 2002 Extended 1080p BRrip scOrp sujaidr
Harry Potter And The Chamber of Secrets 2002 EXTENDED REPACK 720p BluRay x264-HALCYON
Harry Potter and the Chamber of Secrets 2002 Extended Ultimate Edition 1080p 6CH Ganool
Harry Potter and the Chamber of Secrets 2002 Ultimate Extended Edition 720p 1080p BluRay x264 AAC-Ozlem
Harry Potter And The Chamber Of Secrets 2002 1080p Ultimate 2in1 Edition BluRay DTS dxva x264 D-Z0N3
Harry Potter and the Chamber of Secrets 2002 Ultimate Extended Edition 1080p Blu-ray Multisub Remux VC-1 DTS-HD MA 5 1-KRaLiMaRKo
ความคิดเห็นโดย hossein6
►ویرایش ۲۰۱۷◄ Extended حسین غریبی @HGSub : تلگرام | WizardingCenter.com

แท็ก

Blu-ray
blu-ray
1080
TS
HD
Blu-Ray
REMUX
BluRay
x264
720p
720
brrip
mkv
MkvCage
เผยแพร่เมื่อ: 2017-08-01
ดาวน์โหลด: 345
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

هري پاتر و تالار اسرار

.نمي‌تونم بذارم بياي بيرون، هدويگ

اجازه ندارم بيرون مدرسه .از جادو استفاده کنم

...تازه، اگه عمو ورنون - !هري پاتر -

.کار خودتو کردي

...اينجاست. ورنون

بهت اخطار مي‌کنم، اگه نمي‌توني اون پرنده‌ي .لعنتي رو ساکت کني، حق نداري اينجا نگهش داري

.ولي اون خسته شده

اگه مي‌تونستم بذارم .فقط يکي دو ساعت بره بيرون

تا بتوني نامه‌هاي محرمانه‌ت رو به اون دوست‌هاي .کوچولوي عجيب و غريبت بفرستي؟ نه خير، آقا

ولي هيچ‌کدوم از دوست‌هام .برام نامه‌اي نفرستادن

...حتي يکي

.توي تمام تابستون

آخه کي مي‌خواد با تو دوست باشه؟

.فکر مي‌کنم تو بايد يه کم قدرشناس باشي

،ما از بچگي تو رو بزرگ کرديم ،از سفره‌مون بهت غذا داديم

،حتي اتاق‌خواب دوم دادلي رو هم بهت داديم

.از صميم قلب در حقت خوبي کرديم

حالا نه، تپلم. اين براي موقعيه که .آقا و خانم ميسون رسيدن

.که هر لحظه ممکنه اين اتفاق بيفته

حالا، بذارين يه بار ديگه برنامه‌مون رو مرور کنيم، خب؟

...پتونيا، وقتي آقا و خانم ميسون اومدن، تو

توي سالن پذيرايي منتظر مي‌مونم .تا صميمانه ورودشون رو به خونه‌مون تبريک بگم

...خوبه. و دادلي، تو - .من منتظر مي‌مونم تا در رو باز کنم -

.عاليه

و تو؟

،من توي اتاقم مي‌مونم .صدام در نمياد و انگار نه انگار که زنده‌م

.دقيقاً، همين کار رو مي‌کني

اگه شانس بياريم، امروز بزرگ‌ترين ،معامله‌ي عمرم رو انجام ميدم

.و تو خرابش نمي‌کني

...آقا و خانم ميسون، خوش اومدين

.هري پاتر، چه افتخار بزرگي

تو کي هستي؟ - .دابي، قربان. دابي، جن خونگي -

...قصد جسارت ندارم

ولي الان در موقعيتي نيستم که از ملاقات .با يه جن خونگي توي اتاقم خوشحال بشم

.بله، قربان. دابي مي‌فهمه

...راستش دابي اومده تا به شما بگه که

.گفتنش سخته، قربان .دابي نمي‌دونه از کجا شروع کنه

چرا نمي‌شيني؟ - بـ... بشينم؟ بشينم؟ -

.دابي، هيس. متأسفم .اصلاً نمي‌خواستم ناراحتت کنم

دابي رو ناراحت کنين؟

،دابي از بزرگي شما شنيده بود، قربان

اما هيچ‌وقت جادوگري دابي رو به .نشستن دعوت نکرده بود، مثل يه هم‌شأن

.حتماً زياد به جادوگرهاي شرافتمند برنخوردي

.نه، زياد برنخوردم

.حرف خيلي بدي زدم

!دابي بد! دابي بد - .بس کن، دابي! دابي، هيس -

.دابي، خواهش مي‌کنم، بس کن

.اوه، چيزي نيست. مثل اينکه گربه‌ست

.دابي بد - .بسه! بسه، دابي. خواهش مي‌کنم، ساکت باش -

حالت خوبه؟

.دابي بايد خودش رو تنبيه مي‌کرد، قربان

.دابي پشت سر خانواده‌ش بدگويي کرد، قربان

خانواده‌ت؟ - .خانواده‌ي جادوگري که دابي بهشون خدمت مي‌کنه، قربان -

.دابي مجبوره تا ابد به يه خانواده خدمت کنه

...اگه اونا بفهمن دابي اينجا بوده

ولي دابي بايد مي‌اومد. دابي بايد از هري پاتر .محافظت بکنه. تا بهش هشدار بده

...هري پاتر نبايد امسال

به مدرسه‌ي علوم .و فنون جادوگري هاگوارتز برگرده

.توطئه‌اي در کاره .توطئه‌اي که فاجعه‌ي وحشتناکي به بار مياره

کدوم فاجعه؟ کي توطئه کرده؟

!نمي‌تونم بگم

.خيلي خب، فهميدم. نمي‌توني بهم بگي - ...مجبورم نکن که بگم. من -

.دابي! دابي، اون چراغ رو بذار پايين - .دابي بد -

...پس وقتي به سوراخ نهم رسيدن

!اون چراغ رو بده به من

!دابي، بس کن

.بذار برم - !اينجا بمون و ساکت باش -

معلومه داري اينجا چيکار مي‌کني؟ - ...فقط داشتم -

الان قسمت اصلي .جوک گلف‌باز ژاپني منو خراب کردي

.متأسفم

،اگه يه بار ديگه از اين صداها در بياري .کاري مي‌کنم از به دنيا اومدنت پشيمون بشي، پسر

.و اون درو هم درست کن - .بله، قربان -

مي‌بيني من چرا بايد برگردم؟

.من به اينجا تعلق ندارم .من به دنياي شما تعلق دارم، به هاگوارتز

.اونجا تنها جاييه که چندتا دوست دارم - دوست‌هايي که حتي براي هري پاتر نامه هم ننوشتن؟ -

...خب، حتماً اونا

صبر کن ببينم. از کجا فهميدي دوست‌هام برام نامه ننوشتن؟

.هري پاتر نبايد از دست دابي عصباني باشه

دابي فکر کرد اگه هري پاتر ،خيال کنه دوست‌هاش فراموشش کردن

.شايد هري پاتر به هاگوارتز برنگرده، قربان

.اونا رو بده به من... همين الان - !نه -

.دابي، برگرد اينجا

.دابي، خواهش مي‌کنم، نه

.هري پاتر بايد بگه که به هاگوارتز برنمي‌گرده

.نمي‌تونم .هاگوارتز خونه‌ي منه

،پس دابي بايد اين کار رو بکنه، قربان .اين به نفع هري پاتره

.اين قدر پخش شد که تمام کف ساختمون رو گرفت

:يه لوله‌کش گفت ."به اين آب‌ها نگاه کن"

:و لوله‌کش دومي گفت ".آره، تازه اين فقط بالاشه"

...آقاي ميسون

.ورنون ميگه شما گلف‌باز خارق‌العاده‌اي هستين

.گهگاهي بازي مي‌کنم

...خانم ميسون

اين کت زيبا رو از کجا گرفتين؟

.من تمام کت‌هام سفارشي هستن

.دادلي، دادلي

تو نمي‌خواستي چيزي بگي؟

.دسر - دسر؟ -

کدوم دسر؟

.واقعاً متأسفم .خواهرزاده‌ي پتونياست. خيلي خجالتيه

.از غريبه‌ها وحشت داره .براي همين طبقه‌ي بالا نگهش داشتم

.خب، بستني هم داريما

.ديگه هيچ‌وقت به اون مدرسه برنمي‌گردي

ديگه هيچ‌وقت اون دوست‌هاي !عجيب و غريبت رو نمي‌بيني. هيچ‌وقت

.سلام، هري

.رون. فرد. جرج شماها اينجا چيکار مي‌کنين؟

.معلومه، اومديم نجاتت بديم .حالا، زودباش، چمدونت رو بيار

.بهتره بري عقب وايسي

.حرکت کن

اين ديگه چي بود؟ - چي بود؟ -

!پاتر

بابا! چي شده؟

!برو! برو! برو

!بابا، عجله کن

!يالا - !يالا، هري! عجله کن -

!پتونيا، داره فرار مي‌کنه

.گرفتمت، هري - !بيا اينجا -

!بذار برم - .نه، پسر -

.تو و اون کبوتر لعنتيت هيچ جا نميرين

!ولم کن - !گاز بده -

.باشه - !باشه -

!نه! نه! نه! نه

!بابا

.لعنتي

.راستي، هري، تولدت مبارک

.بياين

.خيلي خب، بياين. هيس

!خيلي خب، بياين

به نظرتون اشکالي نداره اگه يه کم از اين بخوريم؟

.آره، مامان اصلاً نمي‌فهمه

« جاي نامعلوم »

« خانه »

.تعريفي نداره، ولي خونه‌ست

.به نظرم خيلي هم عاليه

شماها کجا بودين؟

.هري، از ديدنت خوشحالم، عزيزم

.تختخواب‌ها خالي بودن .هيچ يادداشتي نبود. ماشين هم غيبش زده بود

!ممکن بود کشته بشين !ممکن بود ديده بشين

.البته، من تو رو سرزنش نمي‌کنم، هري عزيز

.اونا به هري گرسنگي ‌مي‌دادن، مامان .روي پنجره‌ي اتاقش ميله بود

خب، بهتره اميدوار باشي که من .روي پنجره‌ي اتاقت ميله نذارم، رونالد ويزلي

،بيا، هري .وقت صبحونه‌ست

.بفرما، هري. حالا، بخور

.آهان. خيلي خب

مامان، بلوز منو نديدي؟ - .چرا، عزيزم، روي گربه بود -

.سلام

من چيکار کردم؟

.جيني. تمام تابستون يکسره از تو حرف ميزد .راستش کمي آزاردهنده بود

.صبح بخير، ويزلي‌ها

.صبح بخير، بابا - .صبح بخير، آرتور -

!عجب شبي بود! 9 تا بازرسي. 9 تا - بازرسي؟ -

،بابا توي وزارت سحر و جادو کار مي‌کنه .توي اداره‌ي سوء‌استفاده از محصولات مشنگي

،بابا عاشق مشنگ‌هاست .از نظرش اونا خيلي جالبن

.خب، حالا

شما کي هستين؟

.اوه، ببخشيد، آقا .من هري هستم، آقا. هري پاتر

خداي من. واقعاً خودتي؟

.خب، البته، رون همه چيزو درباره‌ي تو گفته کِي اومد اينجا؟

.امروز صبح

پسرهات با اون ماشين جادوشده‌ي تو .ديشب تا شهر ساري رفتن و برگشتن

جدي؟ خوب پرواز مي‌کرد؟ - ...اوه، خيلي -

منظورم اينه که... خيلي کار بدي .کردين، پسرها. کار خيلي بدي بود

خب، هري، تو بايد همه چيزو .درباره‌ي مشنگ‌ها بدوني

بگو ببينم... دقيقاً کار اردک پلاستيکي چيه؟

...اوه، ام

.اوه، مثل اينکه اِرول با نامه‌ها اومده

پرسي، ميشه بياريش، لطفاً؟

.ارول - .هميشه همين کارو مي‌کنه -

.نگاه کنين، نامه‌هاي هاگوارتزه .مال هري رو هم فرستادن

.حتماً دامبلدور مي‌دونه تو اينجايي، هري .شيش دنگ حواسش جمعه

.نه - .اينا ارزون نيستن، مامان -

.کتاب‌هاي افسون به تنهايي خيلي گرونن - .از پسش برميايم -

.فقط يه جا هست که ميشه همه‌ي اينا رو تهيه کرد .کوچه‌ي دياگون

.خب

.بيا، هري .اول تو برو، عزيزم

.ولي هري تا حالا با پودر پرواز جابه‌جا نشده، مامان

پودر پرواز؟

پس اول تو برو، رون، تا هري ببينه .که چطوري اين کارو انجام ميدن. آره

.برو تو

.خوبه

!کوچه‌ي دياگون

.ديدي؟ خيلي آسونه، عزيزم .نترس، بيا

.بيا

.برو تو. خوبه. مواظب سرت باش

.خوبه .حالا، از پودر پرواز بردار

.آفرين. خيلي خب

.يادت باشه که مقصدت رو خيلي خيلي واضح بگي

.کوچدياگون

چي گفت، عزيزم؟ - ".کوچدياگون" -

.فکر کنم همينو گفت

.به هيچي دست نزن، دراکو

.چشم، پدر

.آقاي مالفوي .خيلي خوشحالم که دوباره مي‌بينمتون

.آقازاده هم که تشريف آوردن .سرافرازمون کردين

بذارين جنس‌هايي رو که همين امروز آوردم ...و قيمتشون هم خيلي مناسبه

.امروز براي خريد نيومدم، بورگين .قصد فروش دارم

فروش؟ - .دراکو -

...حتماً شنيدين که بازرسي‌هاي وزارتخونه

از املاک شخصي .خيلي بيشتر از قبل شده

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left