Troll 2

Troll 2

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Troll 2 2025 1080p WEB h264-EDITH
ความคิดเห็นโดย ไม่ทราบ
🔥برای اولین بار، ترجمه شده با هوش مصنوعی با کیفیت بی نظیر🔥

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2025-12-01
ดาวน์โหลด: 147
ผู้พิการทางการได้ยิน: No
FPS: 24

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫ «از خاک و سنگ.»

‫ «یه قلب پوشیده از برف،

‫ و استخونای یخی.»

‫ از دل کوه‌ها ‫ترول‌ها پاشدن.

‫ واسه مدت‌ها ‫آدما و ترول‌ها کنار هم زندگی می‌کردن

‫ تو صلح و صفا و احترام متقابل.

‫ تا اینکه یه نظم نوین جهانی

‫ کل اروپا رو گرفت.

‫ تو نروژ، یه پادشاه جوون مأمور شد ‫که کل کشور رو مسیحی کنه.

‫ اولاف قدیس.

‫ تو دین جدیده، جایی ‫واسه موجودات باستانی نبود.

‫ از تاریکی امن ‫جنگل‌ها و کوه‌ها،

‫ اونا رو کشوند بیرون زیر نور آفتاب،

‫ جایی که تبدیل به سنگ شدن.

‫ با شمشیر و انجیل تو دستش،

‫ اولاف کشور رو از وجود ترول‌ها پاکسازی کرد.

‫ و همینجور که قتل‌عام ادامه داشت،

‫ ترول‌ها از نمادهای مقدس ‫مسیحیت ترسیدن.

‫ دوران ترول‌ها

‫ تموم شده بود.

‫ هیچ رحمی نکرد ‫و همه‌شون رو سلاخی کرد، بزرگ و...

‫فکر کنم دیگه بسه، بچه‌ها

‫ولی مامان، بابا داره قصه ‫ قتلعام ترول‌ها رو میگه

‫قتل‌عام

‫ولی بابا

‫چرا اولاف قدیس اینقدر بدجنس بود

‫- اول ترول‌ها اونجا بودن ‫- دقیقاً

‫چرا هیشکی کمکشون نکرد ‫من بودم کمکشون می‌کردم

‫آفرین! ولی کسی نبود که ازشون ‫در برابر کوته‌فکری آدما محافظت کنه

‫خیله خب، بهتره قبل از اینکه با اردنگی ‫پرتت کنم بیرون، بری تیدمان

‫ادامه دارد

‫- شب بخیر، کوچولو ‫- شب بخیر، گنده

‫«قتل‌عام ترول‌ها»

‫مسابقه غذا خوردن اَشلَد ‫با ترول بهتره مگه

‫اینکه ترول شکم خودشو پاره می‌کنه ‫و دل و روده‌ش می‌ریزه بیرون

‫هی، خوبی

‫حالت خوبه

‫آروم باش. من خوبم

‫مطمئنی

‫قول

‫هی، مامان

‫اون قصه عروسی ترول‌ها ‫رو یادته

‫فکر می‌کنی واقعاً اون اولاف بدجنس ‫دنبالشون کرده تا اون بالا

‫و برای همین مردن

‫آره. خب، احتمالش هست

‫آره

‫بیرون

‫یه روزی می‌بریمت اونجا، نورا

‫به دیوار ترول

‫قول میدی

‫قول

‫دیگه بخواب

‫خوابم نمیاد

‫میشه آواز بخونی

‫خواهش می‌کنم

‫ وقتی مامان تروله

‫ یازده تا ترول کوچولوشو می‌خوابونه

‫ و از دمشون به هم می‌بنددشون

‫ یه آواز آروم می‌خونه

‫ واسه یازده تا ترول کوچولوش

‫ با قشنگ‌ترین کلمه‌هایی که بلده

‫۳۰ سال بعد

‫الو

‫نه

‫نورا، وایسا! منم

‫منم

‫آندریاس ایساکسن

‫خیلی وقته ندیدمت

‫فقط منم اینجا

‫مهمون‌نوازی تیدمان‌ها تو خونتونه

‫آره، من

‫منتظر مهمون نبودم

‫چیکار

‫این مدت چیکار

‫می‌کردی

‫از آخرین باری که همو دیدیم

‫هی، نمی‌خوام بی‌ادبی کنم یا چی

‫از دیدنت خوشحالم و اینا ‫ولی اینجا چیکار می‌کنی

‫من

‫در جستجوی مقبره اولاف قدیس

‫راستش می‌خواستم ببینم ‫میتونی تو یه کاری کمکمون کنی

‫کمکمون

‫آره، یعنی

‫موضوع امنیت ملیه

‫نمی‌تونی بگی و ‫باید منو ببری یه جای مخفی

‫- فکر می‌کردم دیگه بیخیال این چیزا شدی ‫- آره، خودمم همین فکرو می‌کردم

‫ولی درست وقتی فکر کردم خلاص شدم

‫دوباره کشوندنم تو

‫خیلی چیزا عوض شده

‫یه دولت جدید و

‫کاخ، اتهامات را رد می‌کند

‫...یه نخست‌وزیر جدید با

‫فرقی نداره کی سر کاره ‫همه‌شون عین همن

‫کناره‌گیری از کمیسیون ترول

‫حکم قضایی دورباش از طرف کاخ

‫یک مشت ذن

‫ببخشید که الکی تا اینجا اومدی

‫تو اصلاً نمی‌دونی انتقاد چیه

‫تا وقتی که بچه‌های ۱۲ ساله ‫تو تیک‌تاک حالت رو نگرفتن

‫- من که ‫- بی‌خیال

‫دیدم تقدیمش کردی به بابا ‫خیلی حرکت باحالی بود

‫خوشش میومد

‫فکر کنم

‫از چیزی هم که می‌خوام بهت نشون بدم خوشش میومد

‫منظورت چیه

‫یعنی پیدا کردی

‫یه چیز دیگه

‫لعنتی

‫این فقط یه چیز تشریفاتیه

‫می‌دونی که با چند تیکه کاغذ نمی‌تونی دهن منو ببندی

‫آره

‫ولی اگه در مورد این به کسی چیزی بگی

‫مردم صد در صد فکر می‌کنن خل شدی

‫ممنون

‫ترولی مولی کوچولو

‫ومورک

‫نیروگاه ومورک ‫ریوکان

‫پروفسور سینک‌هول

‫بله، احتمالاً پروفسور مولر و وانگل یادتونه

‫پروفسور تیدمن. به ومورک خوش اومدین

‫حتماً حسابی شوکه شدین

‫بیراه نمیگی

‫متأسفم که دفعه قبل شروع خوبی نداشتیم، پروفسور

‫اون موقع، دولت برای پروژه یوتون مجوز امنیتی نداشت

‫و اطلاعاتی که ما در اختیار داریم

‫ولی رازها بالاخره دیر یا زود برملا می‌شن

‫بله

‫مثل ترول‌ها زیر آفتاب

‫داری در مورد چی حرف می‌زنی

‫همیشه یکی بوده که می‌دونسته

‫کتاب‌های تاریخ از عملیات‌های خرابکاری متفقین تو جنگ جهانی دوم می‌گن

‫«قهرمانان تلمارک»

‫مسابقه برای ساخت اولین بمب اتم

‫عملیات آب سنگین برای به هم ریختن نقشه‌های هیتلر

‫یه پوشش برای چیزی که مأموریت واقعاً در موردش بود

‫اون جنگ، پروفسور تیدمن، هیچ‌وقت سر آب سنگین نبود

‫آدمایی که صد سال پیش پیداش کردن

‫اسمش رو گذاشتن یوتون

‫بر اساس ترول‌های باستانی از اساطیر

‫ولی

‫من بهش می‌گم

‫مگاترول

‫ما طبیعتاً اقداماتی انجام دادیم

‫تا جلوی هر تهدید امنیتی احتمالی رو بگیریم

‫دور تا دور ترول لامپ‌های فرابنفش نصب شده

‫اونقدر قوی که درجا تبدیل به سنگش کنه

‫با الهام از راه حل خلاقانه شما تو اسلو

‫شماها دارین چی کار می‌کنین

‫مهمون داریم

‫بله. ایشون پروفسور

‫ماریون آرین رادانی ‫من سرپرست پروژه هستم

‫- ایشون ‫- نورا تیدمن افسانه‌ای

‫کاملاً می‌دونم شما کی هستین

‫فکر کردم توافق کردیم

‫که پاشو به این ماجرا باز نکنیم

‫اگه به زودی هیچ پیشرفتی نشون ندیم

‫کل پروژه رو می‌بندن

‫چه خبره

‫ببخشید. فارسیه

‫به عنوان واحد اختیاری برداشتمش

‫پروفسور رادانی زیست‌شناس فرگشتیه

‫- ایشون این تحقیق رو هدایت می‌کرده برای ‫- دو سال گذشته

‫و البته آندریاس همه چیز رو در مورد قهرمان‌بازی‌هات تو اسلو بهم گفته

‫شاید من ترجیح می‌دادم نتیجه یه کم متفاوت می‌بود

‫داشتن یه ترول هوشیار اینجا جواب خیلی از سؤالا رو می‌داد

‫اوکی، پس نمرده

‫نه. تو خواب زمستونیه

‫از همون وقتی که اینجا کشف شد

‫تنها نشونه حیاتش یه نبضه

‫یه جورایی قلب داره

‫ولی داخل بدنش بیشتر شبیه

‫کف یه جنگله تا هر حیوونی که دیدیم

‫آره، دی‌ان‌ای اون بیشتر به درخت صنوبر شبیهه تا انسان

‫خب، اونا خود طبیعتن

‫اون چی بود

‫ترول‌ها طبیعتن

‫«ساخته شده از خاک و سنگ.»

‫«قلبی پوشیده از برف و استخوان‌هایی از یخ.»

‫شعر بچگونه و خرافات

‫خب. کارمون اینجا تمومه

‫نه. هنوز همه چیز رو ندیدی. هنوز ندیدی

‫بیا

‫به اتاق خوره‌ها خوش اومدی

‫نورا، سلام

‫سیگی

‫مال منه. یعنی مال ماست

‫- واو ‫- ما واقعاً از این چیزا نداشتیم

‫ولی بعدش از اون چیزا شد

‫آره، معلومه

‫آره. که بعدش تبدیل شد به یه چیز کوچولو اینجا

‫یه نیلباگ کوچولو

‫اگه پسر باشه لئونارد

‫و اگه دختر باشه اوهورا

‫تبریک می‌گم

‫ممنون

‫ولی این اون چیزی نیست که می‌خواستم بهت نشون بدم. اینو ببین

‫اینجا متن‌هایی به زبان لاتین، نورس باستان و سانسکریت داریم

‫حروف رونیک که قدمتشون به قبل از میلاد مسیح برمی‌گرده

‫و همه‌چیز در مورد ترول‌هاست

‫اینو داشته باش

More Farsi Persian subtitles for Troll 2

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left