Star Trek

Star Trek

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Star Trek S02E14
ความคิดเห็นโดย apishik

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2022-08-06
ดาวน์โหลด: 58
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

کاپيتان، فکر کنم از آرگليوس خوشم بياد

معلومه که یه مرد خوش سلیقه ای

منظورت اینه که بهم میگین این همه زن، این همه …؟

بله،بله،بله

آرگلي ها خيلي به لذتشون فکر ميکنن

این یه کتمان حقیقته که تا حالا شنیده بودم

این به طور کامل است یه جامعه لذت گراه

اسکاتی دوستش داری؟ بله

چرا که نه؟ خوبه

من ازش دعوت کردم که سر ميز به ما ملحق بشه فکر کردم شايد دوست داشته باشي ببينيش

حالا، اين چيزيه که من بهش ميگم کاپيتان واقعي هميشه به افرادش فکر ميکردم

اسکاتي، اسکاتي، در آرگليوس از چراغ استفاده ميکنن

هیچ کس نباید یه آبردینی(بندر ابردین اسکاتلند) میخانه‌گرد کهنه کاربگه چطور کف بزنیم، کاپیتان

یکی از بالش های ما را دارید؟

امشب شب مه آلود خوبيه و شک دارم کسي تا حالا بهت گفته باشه

از مه های شگفت انگیزی که در آبردین داریم

هيچوقت يه کلمه هم نگفتن

ولي دارم ميميرم تا ياد بگيرم خب، پس چرا بهت نشون ندم؟

هيچي مثل پياده روي توي مه با يه دختر جذاب وجود نداره

يا يه آقاي خوش تيپ

چرا اينکارو نکنيم؟

برات مهم نيست، مگه نه؟ حتي ممکنه به موقع برگردم به سفینه

ما بدون تو از اينجا نميريم اسکاتي استراحت کن و لذت ببر

کار من هيچوقت تموم نميشه

کار من جیم این موارد نسخه ای و لازمه

فراموش نکن، انفجاری که اسکاتی را به دیوار پرتاب کرد

توسط یک زن ایجاد شد

از نظر فیزیکی، اون خوبه در این مورد درست فکر میکنم؟

اوه، بله، بله. در واقع،

آسیب روانی قابل توجهی میتونست ایجاد بشه

مثلا، کینه کامل اون از زنان

به نظر می رسه اون به کینه اش غلبه کرده

به نظر حرفه ای من، وقتی اون به سفینه برگرده

او از تو متنفر میشه برای اینکه مجبورش کردی به ترک آرگلیوس

اما بعد از این، اون کینه کامل نسبت به زنان را از دست خواهد داد

ماموريت انجام شد، تا اونجايي که به اسکاتي مربوط ميشه

دکتر، من يه جاي کوچيک اون طرف شهر ميشناسم جايي که زنها

اوه، آره، من اونجا رو ميشناسم میدونم کجا رو میگی بریم

فکر کنم از این طرفه منم فکر میکنم اینطرفیه

‫اون مرده، جیم ‫چاقو خورده، چندین و چند بار

فضا آخرين مرز

اينها سفرهايي هستند از فضاپيماي انترپرايز

ماموريتي پنج ساله براي کشف عجايب و دنياهاي جديد

تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا کند

جسورانه به جايي برود که هيچ بشري تاکنون نرفته است

‫گزارش کاپیتان، تاریخ ستاره‌ای 3614.9 ‫سیاره‌ی آرگلیوس دو

‫درحالی که آقای اسکات در مرخصی درمانی به سر می‌برد، ایشون مورد سوء ظن قرار گرفتن

‫سوء ظن اینکه ممکنه به طرز ‫بی‌رحمانه‌ای یک زن آرگلیایی رو کشته باشن

‫مدیر ارشد اداری شهر، شخصی به نام آقای هنگیست،

مسئولیت تحقیقات رو بر عهده گرفته، ‫ولی حقایق زیادی تا به الان دست‌گیرش نشده

‫نمیدونم چی بگم، آقایون

آرگلیوس آخرین سیاره‌ تو این کهکشانه که توقع ‫دارم همچین اتفاقی توش بیفته

‫ما هم به اندازه شما ‫شوکه شدیم، آقای هنگیست

‫اگه اینجا سیاره‌ی زادگاهم، رایجل چهار بود، ‫یه چندتا مامور تحقیقات رو استخدام

‫می‌کردم که روی مسئله کار کنن، ‫ولی اینجا، همچین افرادی وجود ندارن

‫شما از بومی‌های آرگلیوس نیستین، قربان؟

‫نه، نه، نه آرگلیوس مدیرهای اداریش رو از سایر سیاره‌ها انتخاب می‌کنه

‫آرگلیایی‌ها خودشون زیاد کارآمد نیستن، میدونین که افراد آروم و بی‌آزاری هستن

‫آقای اسکات ،آقای اسکات؟

‫حالا، مطمئنین قبلا اینو ندیدین؟

‫یادم نیست

‫واقعا، قربان، ‫اینطوری به درد نمیخوره

‫اسکاتی، تو با دختره ‫از کافه اومدی بیرون یادته؟

‫بعدش چی شد؟

ما داشتیم قدم میزدیم

توی مه

‫من افتادم جلو، ‫سعی کردم مسیر رو هدایت کنم

‫شنیدم دختره جیغ زد

‫یادمه شروع کردم به برگشتن

‫دیگه هیچی یادم نیست! ‫اسکاتی، باید یادت بیاد!

جیم

‫اگه میگه یادش نیست، احتمالا یادش نیست دیگه تو که اسکاتی رو میشناسی

‫من میدونم که یه قتل اتفاق افتاده

‫تو که فکر نمیکنی احتمال داره اسکاتی

‫مهم نیست من چه فکری میکنم

‫ولی تو که نمیتونی همینجوری اونو ‫فدا کنی تا از این موقعیت رها شیم

دکتر، من مسئولیت دیپلماتیک دارم

‫این اتفاق توی محدوده قضایی ‫آرگلیایی‌ها افتاده

‫اگه بخوان بازداشتش کنن، ‫محاکمه‌ش کنن، حتی محکومش کنن،

‫باید منم باهاش کنار بیام

‫ولی اون داره از ضربه مغزی شدید رنج میبره

‫هرکاری از دستمون بر بیاد میکنیم

‫نویدبخش نیست، کاپیتان آقای اسکات اصرار دارن که هیچی یادشون نمیاد،

‫ولی داده‌های دستگاه آشکارساز من نشون میدن ‫که فقط اثرانگشت ایشون روی آلت قتاله وجود داره

‫بله، آقای هنگیست، آدم‌های دیگه‌ای هم ‫توی کافه در حدود زمان قتل، حضور داشتن

‫چندتاشون درست قبل از اینکه آقای ‫اسکات و دختره برن بیرون، از اونجا رفتن

‫بله، توسط پرسنل در ‫جریان قرار گرفتم

‫قرار هست این افراد رو پیدا ‫کنیم و ازشون بازجویی کنیم،

‫ولی دوست شما آینده‌ی ‫احتمالی ناخوشایندی خواهد داشت

‫توی همچین مواردی ‫قانون چی میگه؟

‫قانون آرگلیوس مبنی بر عشقه

‫آقایون، فرماندار ما، جاریس

‫قربان، کاپیتان کرک ‫و دکتر مک‌کوی

‫و ایشون همسرم، سیبو هستن

‫و این آقا، اسکات هستن ‫همونی که اون پیغام رو درباره‌ش براتون فرستادم

‫به قیافه‌ش نمیاد که بتونه همچین ‫عملی ازش سر بزنه. با این حال

‫خیلی وقت ازش گذشته

آقايون، قبل از بيداری بزرگ ما 200 سال پيش

‫راه‌های مخصوصی برای فهمیدن ‫حقیقت در چنین مسائلی داشتیم

‫باید به اون راه‌های قدیمی برگردیم

‫تماس تلقینی آرگلیایی‌ها؟ ‫شما در این باره میدونین؟

‫بله، درباره‌ش شنیدیم ‫گمون می‌کردم هنری باشه که دیگه ازش استفاده نمیشه

همسرم یکی از نوادگان کشیش‌های قدیمی این سرزمینه

‫اون، استعداد اجدادش ‫رو در خودش داره

‫آقایون، من به اینجا اومدم تا ‫شما رو به خونه‌ام دعوت کنم

فرماندار، به نظرتون نباید این مسئله

‫از طریق اداره‌ی من و به طرز ‫رسمی، حل بشه؟

‫بله، باید از طرق رسمی حل بشه، ‫آقای هنگیست،

‫و از اونجایی که من بالاترین مقام ‫رسمی شهر رو دارم، پس حرفِ من درسته

‫آقایون، اجازه بدید به سمت ‫خونه‌ی من حرکت کنیم جایی که با کمک همسرم،

‫میتونیم حقیقت رو بفهمیم

خواهش میکنم

‫درسته که مهارت‌های تلقینی ‫همسر شما خیلی خوبه، فرماندار،

‫ولی فقط یک راه برای فهمیدن ‫چیزی که آقای اسکات یادش نمیاد، وجود داره

‫از اونجایی که از نظر شما شدنی نیست که اجازه ‫بدین ما به سفینه‌مون برگردیم،

‫من میتونم یه تکنیسین با ترایکوردر ‫روانی به اینجا منتقل کنم

فرماندار،با این کار تمام جزئیات اتفاقاتی که

‫طی 24 ساعت گذشته برای آقای ‫اسکات افتاده، برامون روشن میشه

‫من مخالفم، فرماندار ‫این قضیه به طور کامل به آرگلیایی‌ها مربوط میشه

‫همسر من باید قبل از اینکه آماده بشه، ‫زمانی رو صرف عبادت کنه

‫دلیلی نمی‌بینم که چرا نباید ‫از این زمان به نحو احسن استفاده کنیم

‫خیلی خب، کاپیتان ‫از کرک به انترپرایز

‫انترپرایز اسپاک صحبت میکنه

‫آقای اسپاک، یه تکنیسین ‫با یه ترایکوردر روانی بفرست اینجا، لطفا

‫از این مختصات استفاده کن

‫دریافت شد مختصات دریافت شد کرک تمام

‫فرماندار، برای اینکه ترایکوردر روانی

‫موثر واقع بشه، به ‫خلوت نیاز داره

‫یه اتاقک کوچیک زیر این اتاق هست

‫احتمالا کفایت می‌کنه

کاپیتان

اخبار این قتل وحشتناک

‫در بین مردم شهرم داره پخش میشه ‫اونا به شدت آشفته شدن

‫همین الانشم زمزمه‌هایی درباره اینکه آرگلیوس رو ‫به روی وسایل نقلیه‌ی فضایی ببندن، شنیدم

‫خب، اینطوری خیلی بد میشه

‫مهمان‌نوازی آرگلیایی‌ها ‫زبانزد خاص و عامه

‫همینطور اهمیت استراتژیکش ‫بعنوان یه بندر فضایی

‫بله، به نظرم اینجا تنها بندر فضایی در ربع دایره‌ست

کاپیتان

آدم هاي دیگه ای هم هستن که بايد ازشون سوال کنيم

شايد بايد برم ورودشون به اينجا رو تسریع کنم؟

خواهش ميکنم اينکارو بکن آقاي هنگيست

هر کسي که با اين قتل ارتباط داشته باشه بايد در مراسم حضور داشته باشه

‫ستوان کارن تریسی، طبق دستور، ‫خدمت رسیدم، کاپیتان

‫ستوان، میخوام حافظه‌ی آقای اسکات ‫طی 24 ساعت گذشته رو بررسی کنین

‫بله، کاپیتان. کجا باید ‫کارم رو انجام بدم؟

‫اگه دنبال من بیاین بهتون ‫نشون میدم، ستوان

اسکاتی، کاملا با ستوان ‫تریسی همکاری کن

‫شاید بتونیم این قضیه رو روشن کنیم ‫امیدوارم، قربان

‫دیگه نمیتونم این ندونستن ‫رو تحمل کنم

‫کاپیتان، تحت شرایط عادی،

‫اسکاتی هیچوقت حاضر ‫نیست همچین کاری بکنه

‫ولی اون ضربه‌ای ‫که به سرش وارد شد،

‫میتونه تمام الگوهای رفتاری قبلیش رو از بین ببره

‫البته، یه احتمال دیگه هم هست ‫توضیح بده

‫فراموشی هیستریک

‫وقتی یه نفر راجع به یه‫موضوعی احساس گناه میکنه، ‫یه چیزی که به یاد آوردنش خیلی بد باشه،

‫این واقعه رو از حافظه‌ی ‫خودآگاهش پاک میکنه

آماده اي، "سیبو"؟ من آماده ام

‫میشه چاقو رو بهم بدی لطفا؟ حتما

‫در کنار بقیه‌ی استعدادها، ‫سیبو این قابلیت رو داره

‫تا از اشیای بی‌جان تاثیر بگیره

‫دست شماست کاپیتان؟

‫چاقو؟ نه

‫ولی وقتی رسیدیم گذاشتمش اینجا نیست

‫اسکاتی

‫اون مرده، جیم

‫درست مثل اون یکی

‫بارها و بارها بهش چاقو خورده

‫اینو بخور

‫یه نوشیدنی آرگلیایی، دکتر ‫به شدت تاثیرگذار و به شدت بی‌خطر

‫بخورش، اسکاتی

ستوان

‫کاپیتان کجاست؟

‫ستوان تریسی مرده، اسکات ‫تو رو تنها توی اتاق پیدا کردیم

‫مرده؟ ولی من... ‫اون پایین چه اتفاقی افتاد؟

‫من...

‫من نشسته بودم اونجا،

‫اون داشت داده‌ها رو می‌خوند،

‫و حالا میبینم نشستم اینجا

‫همه‌ش همین؟

‫دارم میگم چیزی یادم نیست ‫حتما غش کردم

‫ممکنه، جیم ‫اون ضربه به سرش

خب

‫اون ضربه به سرش

‫فکر کن، اسکاتی

‫کاپیتان، خیلی سعی کردم

‫باورم نمیشه واقعا داره ‫این اتفاقا میافته

‫هیچ راهی به اونجا، ‫از این بالا نیست

فرماندار

‫اون اتاقک، ورودی دیگه‌ای داره؟

‫بله، یه در هست که ‫به باغ میرسه،

‫ولی سال‌هاست که قفله

‫قفل‌ها رو میشه باز کرد، جیم ‫ چکش کن

‫فرماندار، هردوی این افراد ‫شب قتل توی کافه بودن

‫طی چند دقیقه آخر کجا بودن؟

‫کاپیتان، اگه ایرادی نداره، خواهش میکنم ‫یه قتل دیگه اتفاق افتاده، هنگیست

‫یکی از خدمه‌ی من ‫درست مثل کارا

‫چرا این فاجعه‌ست

‫تو افراد من تو رو نزدیک اینجا پیدات کردن ‫چی کار داشتی میکردی؟

More Farsi Persian subtitles for Star Trek

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left