145 บรรทัดแรก
مسیرُ باز کن یوکینا
اون، خیلی قویه
معلومه! یوکاری اوریگامیه
چقدر بی تجربه ان
اگه شما از جوزومارو استفاده کنید راحت شکستشون میدی
یه پیروزی لحظه ای بی معنیه
من توسط پرنسس تاکیری و پرنسس تاگیتسو رها شدم
و در حال حاضر تو این دنیا تنهام
یوکاری، خسته شدم
جدا؟ پس خوبه که هنوز میتونی حرف بزنی
بریم
برده شم؟
تقدیم میکند telos karma |تیم ترجمه اراده مطلق @telos_karma
قسمت 20 : آخرین الهه
فرار کردن؟
بااین وجود، مهارتتون در مورد پیداکردن محل ورود اوریگامی یوکاری خوب بود
من براتون نیروی کمکی می فرستم، پس امشب مراقب خودتون باشید
اگه مجبور نبودم با مخالفین مذاکره کنم
از طرفی می خوام مراقب مسائل خودمونم هم باشم
مهم اینه یه شخص مناسب برای این کار داشته باشیم
تو فقط باید وظایفیُ انجام بدی که برعهدت گذاشتم
پرنسس! بزاریدش به عهده خودم
ببینم چه کار میکنی
گزارشی از رویی سان دارم
اون همراه خواهرم و پرنسس ایچکیشیما تو ساحل چوشی پیاده شده
دارن به سمت شمال میرن کسی خبردار نشده
مافهمیدم که نیروهای پرنسس تاگیتسو باهاشون در گیر شدن
ولی باید مراقب افکار عمومی و دولت هم باشیم
ما نمی تونیم کوتاه بیایم به صِرف اینکه همه روی این مسئله زوم کردن
منظورتون اینه سریعا باید امنیتشونُ تضمین کنیم
البته بدون جلب توجه کردن
درسته ، ممنون میشم که امنیت رویی هم تامین کنین
الان دقیقا چکار کنیم؟
روای-روای هم گرفتار کارش شده
تق تق! اداره شمشیر هم دیگه بعد از این همه مدت یه سازمان سیاه شده
همچین جوکیُ تو اینترنت پخش نکن
اینطوری افکار عمومی بیشتر ضد ما میشه
تو داری سعی میکنی من چیزیُ فراموش کنم یا کلا بزرگ نشم؟
بزرگ نشی؟
هی صبر کنین با این نگاه، مثلا بی گناه، به من نگاه نکنین
خب آروم شدین، پس دیگه راه بیفتین
بله خانم
اتو، یه لحظه وقت داری؟
چی شده؟ خیلی رسمی برخورد میکنی شیدو سان
من فقط می خواستم اینُ بهت بگم، در مورد جوجو هیوری
میدونم ، متمرکز چیزی نیست
درسته ، قبلا متوجه نشدیم
برای مااتفاقات زیادی افتاده
خیلی چیزها، جریان بیست سال پیش و الان هم پرنسس تاکیری و پرنسس ایچکیشیما
میدونی میتونه براش خیلی خطرناک بشه، مراقبش باش
دیگه خیلی خودتُ درگیر کردی نه چان
از اون زمان بامن تماسی نداشته آکانه چان
حرکت گارد ویژه خیلی دقیق بوده
به نظر میرسه دقیقا حرکت معاون اداره شمشیرُ متوجه شدن
مغز متفکرشون باید
اونه درسته؟
به عنوان یک معاون رئیس، قادره همچین محاسبه سریع و دقیقُ انجام بده
می تونه هر موقعیتُ بررسی کنه
بیست سال پیش یه دوست قابل اعتماد بود
تو هم خسته شدی
شماهم میتونی با حمله های سریع کارُ تموم کنی
همه خودشونُ در اختیار پرنسس تاگیتسو قرار دادن
که آرزوی من بود
برای بهتر کردن رابطه بین انسان ها و آراماداها
فقط میخوام اثبات کنم وجود من غیر ضروری نیست
ولی هیچکس منُ دوستم نداره
خیلی خسته شدم
می خوای تسلیم بشی؟
هیچکسی اطرافم منُ نمی خواد
که اینطور، اما فعلا این نگرانی من نیست
یوکاری؟
تصمیم دارم ازت محافظ کنم چه کسی بخواد و چه کسی نخواد
بله و این درستشه
صرف نظر از اینکه هر کی چی می خواد
من تورُ به پرنسس تاگیتسو نمیدم
من نمی فهمم
چرانمی خوای تمومش کنی؟
مابیست سال باهم بودیم
و تو مرتب به طور مداوم مارُ کنترل میکردی
اون همه قدرتُ از کجا می آوردی؟
واقعامی خوای بدونی؟
پس خودم بهت میگم
فقط با دیدن نمی تونی درک کنی باید صحبت هم بکنی
از طریق گفتگوی هدف دار؟
همونطور که گفتی انسان هاهنوز ناشی هستن
براشون چیزی معنی نداره، وقتی نتونن با هم صحبت کنن
مثلا...بعد از صحبت کردن با تو
من یاد گرفتم چطور گاهی غیر معمول صحبت کنم
فکر میکنم به نوعی شبیه به سکوت بودی
صادقانه بگم من هم اولش تعجب کرده بودم،
خب،اِ
خود من هم در این مورد چندان خوب نیستم ولی این راهی که انسانها همدیگرُ می فهن
هرچند درک متقابل همدیگه هم خیلی ساده نیست و مشکلاتی داره
والان تو تنها کسی هستی ... اینجایی یوزوکی
خیلی سریع می فهمی یوکاری
هرچند حدس می زدم که نمی تونم حضورمُ مخفی کنم
من تا همین اواخر درگیر تحقیق در موردت بودم
اما تا اونجایی که یادمه آخرین باری که دیدم خودت، خودتی یوکاری، بیست سال قبل بود
بیست سال زمان طولانیه
چرا برای مردم قابل درک نیست؟
این دختر چه کاری انجام داده؟
در حالیکه فقط تعادلش بالانس نیست
چرا دنیا منصف نیست!؟
غیرمنصفه
مقاومت در برابر این ناسازگاری
من رویایی داشتم که می خواستم بهش برسم
حتی اگه به معنی منحرف شدنم از راه درست و رفتن به سمت اشتباه بود
اما واقعیتِ رویایی که داشتم نجیبانه و درست بود
تو دوران خودمون فقط افراطی های بی فکرُ داشتیم
و من خودخواهانه این دخترا رُ وادار کردم
تو فقط راهی میخوای که گردن خودت بندازیش ، درسته؟
من مطمئن بودم که شما گارد امپراطوریُ شکست میدی
محافظت از پرنسس ایچکیشیما و اومدن سراغ من
یوکاری لطفا یه چیزی بگو، محکومم کن
من خیلی اشتباه کردم
من حق ندارم تورُ محکومت کنم
برای چی یوکاری؟
من یومه شادُ، به راهی فرستادم که بی رحمانه کشته شد
من احساسات واقعی دخترارُ از بین بردم
همه اینا بخاطر ضعف من بود
بخاطر همین اینجا اومدم
بیست سال قبل ... نه حتی قبل از اون هم
همیشه همراهم بودی
و همیشه پشتیبانیم کردی
من کسیم که باید محکوم بشم بخاطر ضعفی که داشتم
ضعفی بود که حتی به شما هم منتقلش کردم
یوکاری
یومی
پرنسس ایچکیشیما من دستوری از طرف رئیسم برای شما دارم
پرنسس تاگیتسو، هوم
بزار من هم باهاتون باشم
یوکاری
یوکاری
ساتسوکی یومی، فرمانده هستم
لطفا حواس گارد ویژه و نیروهای دیگه باشه
سیگنال آرادامارُ دنبال کنین و منُ به هدف برسونید
پس حالا، منُ ببخشین رئیس سوراکو
شما نیاز نداره کسیُ از بین ببرین
شما وظیفه خودتونُ با راهنمایی من انجام دادید
برای پیدا کردن پرنسس ایچکیشیما
که اینطور، ولی من نه قصد داشتم پیداشون کنی و نه قصد داشتم بکشیشون
بنابراین اشتباه از من بود
صادقانه بگم، من متوجه نمی شم چه اتفاقی برای شما افتاده
با این حال اینُ دارم که بهتون بگم
اگه دوست دارین خودتونُ خائن یا گناهکار بدونین
No comments yet. Be the first to leave one.