WHAT / IF

WHAT / IF

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

What if S01 E01 WEBRip x264-ION10
What If S01 E01 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
What If S01 E01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
What if S01 E01 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-METCON
What if S01 E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-METCON
What If S01 E01 NF WEBRip DDP2 0 x264-STRiFE
What if S01 E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
What if S01 E01 720p WEB HEVC x265-RMTeam
What if S01 E01 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
What if S01 E01 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
ความคิดเห็นโดย EILIA
💢 ایلیا 💢 DibaMoviez.com

แท็ก

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
2CH
1080
เผยแพร่เมื่อ: 2019-05-24
ดาวน์โหลด: 49
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫هر اتفاقی، دلیلی داره

‫یه لحظه بهش فکر کنین

‫تمام تلاش‌های شما

‫شخصی، حرفه‌ای، نفسانی

‫برده‌ی مطلق و بی‌چون و چرای...

‫مجموعه‌ای از نتایجِ

‫از پیش تعیین شده هستند

‫با اینکه نه نقشی در اونا داریم ‫نه به خاطرشون مقصریم

‫ولی لحظه‌هایی معین در زندگیمون هستند

‫اگه می‌خواید هدفی داشته باشید،

‫با معکوس کردن این مفهوم

‫که همه چیز به یک دلیل اتفاق می‌افتد

‫دوباره تعریفش کنین

‫نه به عنوان یه توضیح بعدی،

‫برای یه تراژدی وحشتناک،

‫یا یک موفقیت بزرگ،

‫بلکه به عنوان تصدیقی،

‫برای انتخاب‌هایی آگاهانه که از اول ما رو ‫به سمت این نقاط بحرانی،

‫هدایت می‌کنه

‫از اختیار در مقابل شانس، سرنوشت و تقدیر ‫حمایت کنین

‫چون هر اتفاقی دلیلی داره

‫و اون دلیل شمایید

‫برای رسیدن به موفقیتی بزرگ،

‫باید این اراده رو داشته باشین ‫که تصمیمات سخت بگیرین

‫کارهای ناخوشایند کنین

‫باارزش‌ترین دارایی‌هاتون رو به‌خطر بندازین

‫و کاری به قید و بندهایی که جامعه ‫برای محدود کردن ما درست کرده نداشته باشین:

‫عشق، ازدواج، بچه‌ها

‫و مهمتر از همه،

‫تحمیل ناخوشایندِ

‫اعتقادات معنوی افراد پست

‫چون هیچ چیز ارزشمندی،

‫هرگز بدون فداکاری به دست نمیاد

‫و عظمت واقعی،

‫فقط نصیب کسانی میشه

‫که می‌خوان بهش برسن

‫به...

‫هر قیمتی

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

‫« یک سال بعد »

‫خانم‌ها و آقایون ‫خانم و آقای شان داناوان

‫زود باشین! ببوسش!

‫ایول!

‫آره!

‫‌ترجمه از ایـلیـا ‫‌‌

‫صبر کنین خانوم!

‫می‌تونم کمکتون کنم؟

‫اوه، دوباره سلام خانوم داناوان

‫سلام

‫ببخشید

‫چندتا کاغذ قرارداد دارم ‫برای خانوم مونتگومری

‫باید برم سریع یه امضا ازشون بگیرم

‫ولی بازم باید تلفنی هماهنگ کنم

‫بیرون بدجوری بارون میاد، آره؟

‫هی! هی!

‫هی! صبر کن! وایسا!

‫هی! هی! هی!

‫لیسا داناوان هستم ‫و باید همین الان با شوهرم صحبت کنم

‫آهای! کسی صدامو می‌شنوه؟

‫لعنتی

‫شان!

‫شان!

‫شان؟

‫شان!

‫بیخیالش شو!

‫« سه روز قبل »

‫هوای امروز خلیج، ‫خنک و با وزش نسیم خواهد بود

‫با حداکثر دمای 15 درجه سانتیگراد

‫آب و هوای طوفانی ‫همچنان به ساحل نزدیک‌تر خواهد شد...

‫باشه باشه

‫کاسترو، فهمیدم فهمیدم

‫فهمیدم

‫میریم قدم بزنیم

‫بذار شلوارمو بپوشم ‫تا دو دقیقه دیگه میریم بیرون

‫باشه، دیدمت. دیدمت

‫الان میریم بیرون ‫یه لحظه مهلت بده

‫سلام سلام سلام

‫وقتی برگشتم هنوز هستی ‫که یه صبح بخیر درست به هم بگیم؟

‫کاش میشد

‫قبل از اولین ارائه‌ام ‫باید یه سر برم آزمایشگاه

‫باید مطمئن بشم که ‫فایل‌های ارائه‌ام رو انتقال دادن

‫می‌دونم چه حسی داره

‫اولین مصاحبه کاری همیشه ترسناکترین بوده ‫فقط سعی کن خودت باشی

‫سعی کن به چیزایی که دست تو نیست فکر نکنی ‫روی چیزایی که دست خودته تمرکز کن

‫اگه زبونم بند بیاد چی؟

‫توی اولین بازی حرفه‌ایم

‫جاینتز استعدادیابشون رو فرستاده بودن ‫

‫توی اولین پرتابم ‫میخ ته کفش دراومد

‫و توپ از یک و نیم متری بالای سر توپ‌گیر رد شد

‫و اگه همون لحظه خودمو جمع و جور نمی‌کردم،

‫دیگه هرگز فرصت دوباره‌ای نصیبم نمیشد

‫پس...

‫میخ ته کفشم رو برداشتم

‫و به عنوان نمادی از موانع سر راهم ‫گذاشتمش توی جیبم

‫واقعیت و تخیل ‫توی سرم بالا و پایین می‌پریدن

‫گفتم اگه می‌تونستم تمام این سر و صداها رو ‫انقدر کوچیک کنم

‫که توی جیبم جا بشه

‫عدم اعتماد به نفسم رو هم می‌تونم مدیریت کنم

‫اون روز برای اولین بار ‫ضربه‌ای زدم که کسی نتونست بگیره

‫قراره بترکونی

‫ممنون

‫بجنب کاسترو

‫صبح بخیر

‫من لیسا روییز داناوان هستم

‫و دنبال یه شریک مالی ‫برای شرکت راه‌حل‌های پزشکی خودم هستم

‫شرکت توالی مولکولی امیجن

‫شرکت توالی مولکولی امیجن

‫شرکت توالی مولکولی امیجن

‫آفرین خانوم جوان

‫ممنون که اومدی

‫ما اینجا علاقه‌ای به اکتشاف نداریم

‫بذار در موردش صحبت کنیم و بهت خبر بدیم

‫باشه؟

‫می‌بینم که همه سخت مشغول کارن

‫پیشرفت میلیارد دلاری دیگه‌ای نداشتین؟

‫- فقط یکی ‫- منفی یه میلیارد

‫کسی زنگ نزد صوفی؟

‫صاحبخونه

‫- می‌خوای من زنگ بزنم؟ ‫- از پشت میزم زنگ میزنم

‫- چیزی خوردی؟ ‫- آره

‫سرپایی

‫سه تا از سرمایه‌گذارها رو ‫از لیست خط بزن

‫قبل از اینکه زنگ بزنم،

‫تو رو خدا بگو ته حسابمون ‫به اندازه اجاره، پول مونده

‫آره، برای دو ماه پول هست

‫ولی حقوق‌ها هم هست

‫می‌دونم دوست نداری این حرفا رو بشنوی،

‫ولی فکر کنم وقتش رسیده که ‫به نزدیک شدن به شرکت‌های داروسازی فکر کنیم

‫امکان نداره. اونا می‌خوان ‫اینجا رو بخرن که منحلش کنن

‫درسته، ولی حداقل ‫می‌تونی پولتو پس بگیری

‫از وقتی این کارو شروع کردیم حقوقی نگرفتی

‫و تو می‌تونستی هرجای دیگه‌ای ‫پنج برابر حقوقی که بهت میدم رو در بیاری

‫- ده برابر ‫- دیدی؟

‫تو به یه دلیلی اینجایی، منم همینطور

‫توی دادگاه یا هرجای دیگه‌ای تکذیبش می‌کنم

‫باشه، کمکت می‌کنم همچان به جستجوت ‫برای بلیط طلایی ادامه بدی

‫تا وقتی که تو هم قول بدی ‫ارائه‌ات رو تغییر بدی

‫مگه ارائه‌ام چه مشکلی داره؟ ‫صد بار صحت‌سنجیش کردیم

‫مشکلش این نیست

‫مشکل درگیری احساساتیه

‫می‌دونم با این قضیه راحت نیستی

‫ولی همین الان هم درگیرش هستی

‫فقط باید ازش استفاده کنی

‫شرح وضعیت بدین بچه‌ها

‫تروِر مک‌اینتایر، هفت ساله

‫یه ماهیتابه روغن داغ ریخته رو سرش

‫- مادر و پدرش هستن؟ ‫- یه مادر داره که هنوز سعی داریم پیداش کنیم

‫به نظر میاد زیر سوختگی جدید، ‫یه زخم قدیمی هست

‫ببرینش به بخش سوختگی یک ‫برای بررسی کل بدنش

‫چه دست قوی‌ای داری ترِو

‫بیسبال دوست داری؟

‫من باهاش میرم

‫قوی باش آقا کوچولو، باشه؟

‫جاینتز میتونن از کسی مثل تو ‫توی تیمشون استفاده کنن

‫هی تاد

‫- بعداً دم ماشین می‌بینمت ‫- باشه

‫آخ آخ دکتر ‫میشه معاینه‌ام کنی؟

‫وقتی اینجوری می‌کنم درد می‌کنه

‫اوه، شاید بهتره اینجوری نکنی

‫فکر نکنم بتونم جلوشو بگیرم

‫وقتی نزدیک یه نفر میشم ‫خودش اینجوری میشه

‫تاد خواهش می‌کنم، ‫نمی‌بینی الان وقتش نیست؟ یا جاش نیست؟

‫خب چیزی که دیدم این بود که ‫یه کم عصبی هستی

‫گفتم شاید بتونم یه لبخندی به صورتت بیارم

‫چی شده؟

‫یکی از بیمارها زیر دستمون فوت شد

‫عزیزم، متاسفم

‫مهمتر از اون، دوباره نفر کم داشتیم

‫و از اونجایی که من پایین‌ترین رزیدنت اینجام

‫مجبور شدم کار چند نفر رو باهم انجام بدم

‫خب تا اونجایی که می‌شناسمت،

‫هیچکس نمی‌تونه مجبورت کنه ‫کاری رو که نمی‌خوای انجام بدی، انج

‫همیشه می‌تونه نه بگی

‫آره درسته

‫واقعاً این درد دل رو لازم داشتم

‫دختر خودمه، خونه می‌بینمت

‫باشه، خداحافظ

‫مطمئنی می‌تونم برم؟

‫- بس کن ‫- مطمئنی حالم خوبه؟

‫زودباش اعتراف کن تاد

‫چه بدونم

‫من هیتلر رو کشتم ‫مطمئنم من کشتمش

‫این که اعتراف به جرم نیست ‫بیشتر یه ضرورت اخلاقیه

‫آنجلا، تو اعتراف کن که شوهرت یاد بگیره

‫نه، کلی سوالای مردونه توی اون کاسه هست

‫مارکوس! تولدت مبارک!

‫زیادی شلوغش نکن عزیزم

‫بچه‌ها خیلی ببخشید

‫این مهمونی دیگه معذرت‌خواهی قبول نمی‌کنه ‫فقط اعتراف قبوله

‫- نوبت توئه ‫- اوه

‫فکر می‌کردم بعد از تولد 20 سالگی داداشم ‫دیگه این بازی رو انجام نمی‌دین

‫خیلی جوون موندی عزیزم خیلی

‫«آیا شده وقتی با کسی در رابطه هستی،

‫با شخص دیگری سکس کنی؟»

‫فکر کنم این مال توئه لاینل

‫همه خوباش مال خودته

More Farsi Persian subtitles for WHAT / IF

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left