Defiance

Defiance

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 3

ข้อมูลรุ่น

Defiance S03E13 HDTV
ความคิดเห็นโดย EILIA
ترجمه از ایلیا | IranFilm.net

แท็ก

HDTV
hdtv
HD
เผยแพร่เมื่อ: 2015-08-29
ดาวน์โหลด: 33
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‏آنچه در دیفاینس گذشت

،‏وقتی یه فرمانده اومک می‌میره

‏بچه‌های اندام‌های حیاتیش رو می‌خورن ‏و قدرتش رو به دست میارن

‏یعنی الان دختر دیوونه و غیر قابل کنترلش

‏فرمانده 10 هزار اومک شده

،‏تحت فرمان کینزی

‏اومک‌ها سعی می‌کنن این سیاره رو تسخیر کنن

‏وقتش شده دروی وحشت رو شروع کنیم

‏بجنبین افسونگرها

‏بیاین و مزه دیتک تار رو بچشین

‏هیچکدومشون کینزی نیست

‏هنوز یه جایی اون بیرونه

‏همراه چندتا اومک بیشتر

‏پدرم به خاطر تو مُرده

‏مُرده چون تو کشتیش

‏اون ‏صدای چی بود؟

‏خواهش می‌کنم ‏تو رو خدا

!‏نه

!‏نه

‏خواهش می‌کنم ‏التماست می‌کنم

‏بچه رو ول کن

‏می‌تونی به جاش زندگی منو بگیری

‏برای کشتنت، نیازی به اجازه‌ت ندارن

‏پس گرانبهاترین چیزی که دارم رو بگیر

‏آزادیم رو

‏این بچه رو ول کن

‏و من تو رو به عنوان افسونگرم دوست خواهم داشت

‏از دستوراتت اطاعت می‌کنم

،‏بهت خدمت می‌کنم

‏باعث لذتت میشم

،‏و وقتی دیگه برات فایده‌ای نداشتم

‏بدنم غذات میشه

‏پیشنهادت خیلی خوبه

‏ولی بازم بچه رو می‌کشم

‏نه، نه، نه

‏زن منو ناراحت می‌کنی؟

‏چطور هنوز زنده‌ست؟

‏باید بریم. بجنب

!‏یالا! یالا! برو

‏سوار ماشین بشین

‏- هُلم نده !‏- زود باش

‏حالت خوبه؟

‏الان آره

‏اون آندینا رو کشت

‏اگه مامان با صحبت کردن معطلش نمی‌کرد

‏ما رو هم می‌کشت

‏لوک رو نجات دادی

‏هر مادر دیگه‌ای بود ‏این کارو برای بچه‌ش می‌کرد

‏کارم بیشتر از کار کریستی نبود

‏دیگه سواستفاده نکن

‏زود خوب شدی

‏زخم منو فراموش کن ‏چرا تو آسمون خبری نیست؟

‏چرا از بقیه خبری نیست؟

‏غذایی نداریم که بهشون بدیم

‏بهتر دیدم فرآیند رو فعلاً متوقف کنم

‏تا وقتی که در موردش بحث کنیم

‏مثل یه گروه

‏مادر همگان ‏ببین این زمینی‌های پست

‏چه بر سر خانواده‌مون آوردن

‏فقط 7 نفرمون باقی مونده

‏باید به سفینه برگردیم

‏چند نفر دیگه‌مون باید اینجوری کشته بشه؟

‏من مادر همگان هستم

!‏و کسی ازم بازخواست نمی‌کنه

‏غذا می‌خواین؟

!‏اینو بخورین

‏اومک نمی‌تونه اومک بخوره

‏دارین از دستورم سرپیچی می‌کنین؟

‏البته که نه مادر همگان

‏با این هدیه ما رو مفتخر کردین

‏بیاین قدرتمون رو افزایش بدیم

‏تا بتونیم خودمون توی شهر شکار کنیم

‏می‌رم کپسول‌ها رو فعال کنم

‏و اعضای بیشتری از خانواده رو بیارم

‏بیاین روی داشته‌هامون تمرکز کنیم

‏خبر خوب اینه که

‏با قطع شدن ذخیره غذایی اومک‌ها

‏مجبورشون کردیم بیان بیرون و شکار کنن

،‏ولی این یعنی میان شکار خودمون

‏کجاش خبر خوبیه؟

‏خب، سرعتشون رو کم کردیم

‏نولان راست میگه

‏اومک‌ها اول که از کپسول‌ها خارج میشن ‏خیلی ضعیف هستن

‏هرچی بیشتر بخورن قوی‌تر میشن

‏کینزی تا چیزی نداشته باشه ،که بهشون بده بخورن

‏نمی‌تونه اومک‌های بیشتری رو بیاره روی زمین

‏یا کسی رو بده بخورن

‏خیلی‌خب، پس موقتاً ما دست بالا رو داریم

‏چجوری ازش بهترین استفاده رو بکنیم؟

‏وارد سفینه‌شون میشیم ‏و همه‌شون رو به درک واصل می‌کنیم

‏این شد حرف حساب

!‏هی، هی، هی

!‏دکتر یول با اومک‌ها کار می‌کنه

!‏- هی ‏- نولان، از سر راهم برو کنار

!‏آروم باش

‏یول برگشته توی تیم ما

‏مطمئنی؟

‏آره من مطمئنم. همه مطمئنیم

‏خیلی‌خب

‏خب، خبر خوبه

‏خیلی‌خب بچه‌ها ‏جمع بشین و توجه کنین

‏چیزی که اینجا داریم یه طرح کلی

‏از سفینه دروگر اومک‌هاست

،‏گروه مهاجم، تشکیل میشه از من

‏به‌علاوه سه داوطلب شجاع

‏کپسول‌های انتقالی فضا به زمین اونا رو می‌دزدیم

‏و باهاشون میریم به سفینه

‏چطور در مورد سفینه اومک‌ها اینقدر اطلاعات داری؟

‏تو فکر کن یه بار دیگه قبلاً !‏این کارو کردم

‏میریم اینجا، توی مرکز کنترل

‏مغز سفینه رو جدا می‌کنیم

‏و منو به شبکه متصل می‌کنیم

‏یه نفر توی موتورخونه

‏باید به صورت دستی دریچه‌های خروجی موتور‌ها رو

‏غیرفعال و مسدود کنه

‏این بهم اجازه میده ‏که دمای موتورها رو به شدت بالا ببرم

‏و منفجرشون کنم

‏بای بای اومک‌ها

‏مطمئنی این نقشه جواب میده؟

‏نه

‏به فرض که موفق شدیم ‏به فرض که تونستیم موتورها رو غیرفعال کنیم

‏بعدش چی؟

‏با نهایت سرعت فرار می‌کنیم

‏با این امید که کپسول‌ها هنوز کار کنه

‏چطور ممکنه کپسول‌های انتقالی هنوز فعال باشن

‏درحالی که دیگه تو ‏توی مرکز کنترل نیستی؟

‏اون دیگه نگرانی منه

‏داریم در مورد برگشتمون حرف می‌زنیم

‏گفتم بسپرش به من

‏این تنها شانسمونه

‏می‌تونین بهم اعتماد کنین ‏یا اینکه همینجا بشینین

‏و بذارین اومک‌ها سیاره رو مال خودشون کنن

‏چیکار می‌کنین؟ هستین یا نه؟

‏خیلی‌خب، من که هستم

‏- منم هستم ‏- و من

‏نه. فکرشم نکن

‏دختر تئوگین منو انداخته بود تو قفس

‏خانواده و وطنم رو تهدید کرد

‏باید حسابمو باهاش تسویه کنم

‏اگه شهردار منو بپذیره

،‏توی ‏یه کشتی پر از اومک

‏یه روانی خشن خیلی به درد می‌خوره

‏خوشحال میشم خدمت کنم

‏با یه احمق ازدواج کردم

‏ قبل از رفتن چقدر دیگه وقت داریم؟

‏20 دقیقه می‌خوام که آماده بشم

‏باشه، برو به کارات برس

‏میرم برای مردم صحبت کنم

‏مردم دیفاینس

‏اومک‌ها دیگه متحد ما نیستن

‏دشمن ما شدن

‏نقشه‌شون اینه که همه رو بخورن

‏تا ‏با خوردن گوشت مردم ما قوی بشن

‏تا ‏با خوردن گوشت مردم ما قوی بشن

‏تا شهر دیفاینس رو بگیرن ‏و اونو پایگاه خودشون کنن

‏جایی که از طریق اون ‏تمام سیاره رو تسخیر کنن

‏نه، ما همچین اجازه‌ای بهشون نمی‌دیم

،‏اگه دیفاینس سقوط کنه

،‏اومک‌ها خیلی زیاد و قوی میشن

‏هیچ نیرویی روی زمین ‏نمی‌تونه جلوشونو بگیره

‏باید سد راهشون بشیم

،‏من اونا رو به این شهر راه دادم

،‏برای رهایی از یه زمستون سخت ‏روحمون رو بهشون فروختم

‏و بابتش واقعا متاسفم

‏چی می‌بینی؟

‏چی می‌بینی؟

‏ها؟

‏انگار واقعاً داره به ابرها نگاه می‌کنه

‏آره

‏خیلی باهاش خوبی

...‏می‌دونی وقتی ،وقتی همه این ماجراها تموم شد

،‏و دیگه خطری تهدیدمون نمی‌کرد

،‏می‌تونی وقت بیشتری باهاش بگذرونی

‏البته... اگه خودت بخوای

‏خوشم میاد

‏واقعاً دوست داره

‏منم دوسش دارم

‏سخنرانی خوبی بود

‏امیدوارم آخریش نباشه

‏ایستگاه بعدی، فضا

!‏برگردین عقب، عوضیای بنفش

‏حیوون کثیف

!‏فرار کنین! همه‌تون

!‏فرار کنین

‏عقب وایسا وگرنه می‌کشمش

‏بذار اون بچه بره

‏چاقوت رو بذار زمین

‏یالا بجنب

‏آماندا، نه نه

!‏آماندا

‏آماندا؟

!‏برین کنار !‏برین کنار

‏چه بلایی سرش اومده؟

‏کار یه اومک بود

‏خیلی‌خب، یه نمایشگر ضربان قلب می‌خوام ،محلول ضد عفونی کننده

‏و هرچی باند که تونستیم پیدا کنین. زود باشین

‏خیلی‌خب. برای تزریق پلاسما آماده‌ش کن

‏بله خانوم

‏دراز بکش

‏- دکتر چرا ‏- بادقت گوش کن

More Farsi Persian subtitles for Defiance

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left