200 บรรทัดแรก
آنچه در بيلي کيد تماشا کرديد
توي خونه من نيايد
اونها همه رو کشتند، بيلي
تمام خانوادمو- ميدونم-
من انتقام قتل تمام خانوادتو ميگيرم قسم ميخورم
خيلي خوب شهرو تصرف ميکنيم
نظم و قانونو به لينکلن برميگردونيم
اما براي انجام اين کار بايد خونه رو بگيريم
به نظر ميرسه که رگلاتورها
بيشتر شهر و محله مکزيکيها رو کنترل ميکنند
من معاونينمو فرا ميخوانم
به محض اينکه برسند
به مغازه تانستال ميفرستمشون
بزنيد بريم پسرها
رگولاتورها همراه با مکزيکيها
نيروي عظيمي حدود شصت و پنج نفر تشکيل ميدند
که همين الان سه برابر نيروهاييه که ميتونيم جمع کنيم
حق با کلانتره اگه اون بچه ميخواد ما رو بگيره
ميدونه ما کجاييم
...مگر اينکه اوضاعو عوض کنيم
سرهنگ دادلي ايشون کلانتر جديده
من اينجا اعلاميهاي
از فرمانده اکستل دارم که فرمان ميده تمام مردان مسلح
باید بیان تا اون افراد مسلح را متفرق کنند
هرگز نبايد تسليم بشيم الان به اين ايمان دارم
ما براي هدف خوبي مبارزه ميکنيم براي هدفي شرافتمندانه
!کلانتر گرت مرد خوبيه
درست به موقع اومدي
به همتون دستور ميدم به خونههاتون بريد همين الان
اين شهر تحت منع رفت و آدم دائميه
سرهنگ دادلي قانون واقعي اين شهره
... و وقتي بهش توضيح بديم
هيچ فرقي نميکنه خانم مکسويين
من و تو اينجا باهم شريکيم
و تنها چيزي که من ميخوام کلانتر گرت
چيزي بيش از اين نيست که اون بيلي کيد لعنتيو
آويزون به ته يک طناب ببينم
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
اون ميره طبقه بالا، لطفا
مراقب باش مال مادرم بوده
بيلي، کار ديگهاي از دست ما برنمياد؟
يعني، نميشه بريم و يک پرچم سفيد
ببريم و بالا ببريمش و با سرهنگ حرف بزنيم؟
شنيدي چي گفت تمام شهر قرنطينه است منع رفت و آمده
چرا سعي نميکنيم از لينکلن بريم؟
چارلي ما دوباره فرار نميکنيم
من فقط نميخوايم توي خيابون
توسط ارتش آمريکا نابود بشيم اما جا نميزنيم
قراره بميريم، بيلي؟
نه، تام
چطور ميتوني اينقدر مطمئن باشي؟
چون هرکاري که توانشو دارم
دارم انجام ميدم تا مطمئن بشم اين اتفاق نميفته
حالا برو کمک کن سنگرها رو
توي جنوب خونه ببنديم
به درد بخور باش
يک نفر داره مياد
کيه؟
دکتر کليه منو يادتونه؟
آروم
ها، چرا.. البته که شمایید
اشکالي نداره بيايم داخل آقاي مکسويين؟
بله بيايد داخل بيايد داخل
خيلي خوب خيلي خوب
چي شما رو به اينجا کشونده دکتر؟
سلام بيلي
اوه، ميتونم همسرم آليسو معرفي کنم
اون پرستاره
اومديم چون به حرفهايي که ديروز زده شد گوش داديم
و فکر ميکنيم ممکنه دردسري در کار باشه
که در اين صورت شايد به ما نياز داشته باشيد
مطمئنيد ميخوايد خودتونو سر راه خطر قرار بديد؟
اگه بتونم جاي هردومون حرف بزنم آقاي مکسويين
ما طرف شماييم
ما به رگولاتورها و هدفتون ايمان داريم
نميتونستيم بشينيم و هيچ کاري نکنيم
خوب... ممنون از هردوتون
دکتر کلي، بگذار کلاهتو ببرم خدا خيرت بده
مرسي
دوستان
هنوز هم بايد
حلقه محاصره دور سنگر رگولاتورها رو تنگتر کنيم
که بايد بگيم خونه مکسويينهاست
نميخوايم هيچکدومشون لغزشي کنه ميخوايم؟
در عين حال با تشويق من
کلانتر گرت حکمهاي جديدي
براي دستگيري مکسويين بيلي کيد و بقيه
رگولاتورها به دست آورده
براي همکاري در قتل کلانتري بردي
حالا، بخاطر کلانتر جديدمون
بايد اين حکمها رو اجرا کنيم
چون حالا همهچيز بنابر
قانون لعنتي اجرا ميشه
ما روياي کاري غيرقانونيو در سر نداريم
حالا ميشه لطفا، پسرها؟
...توي جهنم، اميدي وجود نداره
بيلي فقط قراره تسليم بشه
خوب، اين به خودش بستگي داره نداره؟
به هرحال، اگه تسليم نشه احمقه
جسي، بيا
من شخصا
سرهنگ دادليو از خيمه کثيفش بيرون ميارم
تا اينجا توي يکي از اتاقهاي مهمون بمونه
که خيلي راحتتر خواهد بود
فکر ميکني سرهنگ طرف ماست؟
کلانتر گرت از اون خواسته
از طرف حزب نظم و قانون
تا ترتيب اوضاعو بده بنابراين، بله
فکر ميکنم دليل همدردي اون همينه
سرهنگ دادلي صبح بخير
کلانتر مرسي پسرها
آقاي رايلي منو دعوت کرده تا توي خونه بمونم
خوب، اين خيلي لطفشو ميرسونه
بايد ازت درخواست يک لطف کنم
يکي ديگه، کلانتر؟
من چندتا حکم دارم که
براي آقاي مکسويين و اعضاي گروه رگولاتورها اجرا کنم
براي نقششون در قتل کلانتر قبل از من
بايد مطمئن بشم اونها سالم به من تحويل داده ميشند
که يعني؟
اعضاي حزب نظم و قانون شايد بتونند
قانون منع رفت و آمدو بشکنند و کساني که بهشون وظيفه
تحويل حکمها به مردم داخل داده شده رو
در خانه مکسويين پوشش بدند
اميدوار بودم شايد شما بتونيد اين کارو آسون کنيد
مشخصا، من نميخوام هيچکدوم از افرادتو به خطر بندازم
خيلي خوب اجازه منو داريد
چندتا از سربازانم
افرادتونو همراهي مي کنند تا وقتي که حکمها تحويل داده بشند
خيلي ممنونم متشکرم
شريف، يک دقيقه هم نبايد فکر کني
اينجا طرف کسيو گرفتم
ارتش، بيطرف باقي ميمونه
ما براي برگردوندن آرامش اينجا هستيم همين
البته
من هم همين کارو ميکنم
کسي خونه نيست؟
بيا بيرون مکسويين
بخواب زمين
گوش کنيد
ما حکم بازداشت مکسويين
و تمام آدمهاي دخيل در قتل کلانتر برديو داريم
من هرگز تسليم نميشم
و يادت باشه من حکم بازداشت مقاماتو دارم
شما با خونسردي، جان تانستالو کشتيد
حتما دوست دارم اون حکم بازداشتها رو ببينم مکسويين
حکمهامون توي اسلحههامون هستند !مادر به خطا
تو اونجايي بيلي؟
حالت چطوره؟
خيلي خوبم، مرسي جسي
اما ما بيرون نميايم
راحت باش بيلي
!اين هم حکمهاتون
پسرها
توي تله افتاديم
نه الزاما
اگه دادلي سر حرفش بمونه و بيطرف باقي بمونه
ميتونيم براي بيرون رفتن از اينجا اسکورت بشيم
...بيلي
فکر نميکنم زنده از اينجا بيرون برم
تا وقتي اينطوري حرف ميزني نه
گرت.... هيچ اشارهاي نکرد
که بهمون ميخواسته کمک کنه؟
تنها چيزي که من ميدونم اينه که گرتي که من باهاش سواري ميکردم
اينجا منو تنها نميگذاره تا اعدام بشم
خوب، اميد وجود داره
اما اگه اين کارو بکنه چي؟
اگه اين کارو بکنه يک راه ديگه پيدا ميکنيم
هميشه پيدا ميکنيم
فقط بايد آماده هرچيزي باشيم
اونها از قبول حکم امنتاع کردند
اونها بيرون نمياند
پس بايد بيرونشون بياريم
اونها خطر واضح و پابرجا هستند
اونها قاتلند اونها قانونشکنند
اونها مردان فراريند، سرهنگ
ميدونم
اوه، ميدوني؟ خوب پس تو و کلانتر گرت
بايد بريد و اون لعنتيها رو بيرون بياريد
ميخواي جون افرادمو به خطر بندازم؟
کاريو بکنم که انجام دادنش برام ممنوعه؟
آقاي رايلي، چند بار بايد بهت بگم؟
من براي آوردن آرامش اينجام نه براي اينکه طرف کسيو بگيرم
حتما فهميدم
اون چي ميگه؟
مثل هميشه
عوض نميشه تکون نمیخوره
نه
اما من تکون میخورم
فکر کنم پسر خوان پاترونه
تو پسر خوان هستي، مگه نه؟
بله، من ديگو هستم
بهمون بگو اون پايين چه خبره شنيديم الان ارتش هم درگير شده
جاشون امنه؟ بيلي، ...چارلي؟ همشون؟
بله. ارتش تحت کنترله
پدر من و مکزيکيها بايد توي خونههاشون بمونند من به زور تونستم فرار کنم
اما بيشتر آمريکاييها توي خونه مکسويين، سنگر گرفتند
No comments yet. Be the first to leave one.