200 บรรทัดแรก
میشه قبل از اینکه نمک بریزی از اینجا بری بیرون؟
چطور میتونی تو بورلی هیلز یه دکتر بشی
بدون اینکه یه داروی مناسب داشته باشی
قراره چیکار کنیم؟ چطوری میتونیم حال بابا رو خوب کنیم؟
من میخوام درمان رو به وسیله ی داروهای سنتی انجام بدم
این اساسارو از اینجا ببر بیرون بدون اینکه سر و صدا کنی
نمیدونی دایی جدت پاش لب گوره؟
امشب گوشت غاز و پودینگ میوه ای داریم؟
بابا؟
الی فقط یه لحظه
بیا تو ! منظورم اینه که...
بیا تو
بابا من خیلی نگرانم
تو قبلا هیچوقت مریض نبودی
نگران نباش ، الی
هیچکس تو پزشکی بهتر از مادر بزرگ نیست
اما بابا اگه مادر بزرگ نتونه داروی مناسب پیدا کنه چی
اونوقت قبل از اینکه نجاتت بده مردی
اوه، نه، مادر بزرگ از پس کارای سخت بر میاد
من به خاطر این وضع میترسم بابا
اوه، الی، حالا گریه نکن
اگه یه رازی رو نگه داری من بهت یه حقیقتی رو میگم
من واقعا مریض نیستم
من به خاطر مادربزرگ فقط دارم وانمود میکنم که مریضم
منظورت چیه؟
خب، یادته قبلا همیشه مردم میومدن
خونه ی ما تا مادربزرگ اونارو معالجه کنه
یادته این موضوع چقدر مادربزرگ رو خوشحال میکرد؟
آره، به خصوص اگه حال یکیشونم خوب میشد
منظورت چیه که اسبا نمیتونن خودشون غذا ذخیره کنن؟
اونا چین، حیوون؟
حالا به من گوش کن فلا، من...
سخت نگیر ، اد
اعصاب اون یارو
فکر میکرده ما اسبا یه قانون داریم که
انسانها نمیتونن اسب برونن؟
اد، به من گوش کن
اسب ها نمیتونن خودشون غذا ذخیره کنن
یه گربه، متوجه شدم
آروم بگیر ، اد
کارول و من قراره به خوبی غذامونو ذخیره کنیم
به عنوان عضوی از خانواده،
تو حق مالکیت رو تقسیم میکنی
ما همه یه راه
برای اینکه چیزای خوب یادمون بمونه داریم
و مردمی که با اونا همکاری میکردن
شاید امضای قرار داد با یه نفر برای ذخیره ی لیست حقوق
با برنامه ریزی برای جشن ازدواج یکی نباشه
یا به دنیا آوردن اولین بچه ی یه زوج جوون
اما به همین ترتیب،
یاد گرفتن برای نجات دادن مسعله ی خیلی مهمیه
خب، خب، خب
به نظر میرسه
ما ملاقاتی داریم
خب، من یه چیزی رو بهت بگم
اون دو تا روپوش برای یه سورایز بزرگن
وقتی برسن اینجا
میان اینجا و انتظار دارن که
یه زندان یا یه کلوب درب و داغون پیدا کنن
خب، اونا یه چیز متفاوتی پیدا میکنن
چی توی ذهنت داری؟
میخوام نشونشون بدم که ما این بیرون روی انگشت های خودمون وایسادیم
که هیچ زندانی اینجا وجود نداشته
تا به ما خدمت کنه
بارنی، نیازی نیست... اول از همه،
باید از شر همه چیز های به درد نخور خلاص شیم
ما بهشون چیزی رو میدیم که توی یه خونه ی بزرگ میخوان
یه تخت، یه پتو یه آینه
خب ، فکر کنم میتونیم یه چیزایی رو بیرون بیاریم
دستمال سفره ها که نیاز به شست و شو داره
یه چیز دیگه بهت میگم
قبلا گفتم و الان دوباره میگم
چیزی که ما اینجا نیاز داریم یه نماینده ی اضافس
خب...
خب ، اندی ، چیزای مثل این همیشه اتفاق میفته
ما به کمک بیشتری نیاز داریم
کیو تو ذهنت داری؟
خب ، نمیدونم
من دنبال یه شخص مناسب میگردم
اما نگرانش نباش اون قراره دستیار من بشه
تو میذاری من نگرانش بشم
اندی
چیه؟
هیچی به جز سه تا مردمون
که اینجا وظیفشون رو انجام میدن
تو کسی سراغ داری؟
تکون نخور جنده، مگرنه میکشمت
اوه، لعنتی ، مرد ، اون مرده
فرانک ، ما باید گورمون رو از اینجا گم کنیم مرد
ببین،ببین
این دیگه چیه؟
اون نمرده اون بی هوش شده
هی
بیا بکنیمش
بیخیال ،مرد این دیوونگیه
تو یجور بیماری روانی داری مادرجنده؟
من کصای مردرو نمیکنم
لعنت بهت مرد، من تا حالا هیچ مرده ای رو نکردم
لعنتی،اون هنوز نمرده
اون هنوز داره نفس میکشه
اوه، آره
دارم میام سراغت عزیزم
آره
آره
هی!
اوه، خودشه خودشه
این...
نگهش دار، صبر کن
انقد وول نخور جنده
خودشه
اوه، زودباش ، زودباش
خرگوشو ببر تو لونش خرگوشو ببر تو لونش
وول نخور
هی، دستاشو بگیر
اون تکون نمیخوره
فقط دستای تخمیشو بگیر
انقد وول نخور جنده
بگیرش بگیرش
خودشه
خرگوشو ببر تو لونه خرگوشو ببر تو لونه
زودباش، زودباش
زودباش!
زودباش، زودباش
زودباش
انقد با اون کنترل ور نرو
گاییدمت، جنده
لعنتی، ببخشید مرد
فقط تو خیلی تخمی به نظر میرسی
سعی میکنی این کص رو بکنی
شرط میبندم راست نکردی درسته؟
خفه شو
فقط دارم یه چیزی میگم
آروم باش بیخیال
منتظر باش تا اون جنده بیدار شه
بعد به بهترین شکل میکنیمش
آره
بهترین شکل
سگ توش من میرم یکم آبجو بیارم
نکنش
نمیکنم
منتظر میمونم
چیزی میخوای؟
پفیلای پنیری
پفیلای پنیری؟
من میخواستم با یه مرده بخوابم اونوقت تو پفیلای پنیری میخوای؟
گاییدمت باب
گاییدمت فرانک
گاییدمت
گاییدمت فرانک
نمیدونستم هیچ کدومشون پیداشون نمیشه
و من باید بفهمم چرا
هیچ نشونه ای از حیات رو عرشه نیست
اوه، لعنتی
لعنتی
کیر توش لعنتی
او، او
کیر توش
تامیم، اینجا نیستم
پیغام بذار من باهات تماس میگیرم
ممنون
ریک، مراقب باش
سعی نکن نزدیکتر شی
میدونم، هیچ راه فراری نیست
فقط فرصتش پیش اومد باید خودتو نجات بدی
ندیدی؟ این یه تله ی شیطانیه
شرمنده
چی؟
متاسفم
چی؟
چی؟
زر زر کن
من نمیدونم من....نمیدونم
نمیدونم
هی، هی
سلام
خوش اومدین
تو چینی نیستی
هی
چی زدی؟
ببخشید
هی!
چی زدی؟
گردنبند مروارید مامانم
چی؟
منظورم این بود که بدش
- چی؟ - متاسفم، متاسفم
ببخشید قطعش نکن
اوه، پو من پو ام
پو؟
- چقدر دیدی؟ - همم؟
چی؟
بچه
چی؟
بچه؟
- آره - اون یه دونه بود
چی؟
پو
اوه، پو
پو؟ پو کیه؟
- هی پو دیگه کدوم خریه؟ - من میخوام...
No comments yet. Be the first to leave one.