Storage Wars

Storage Wars

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 17

ข้อมูลรุ่น

Storage Wars S17E01 720p WEB H264-JFF
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 17 قسمت 1 Storage Wars 2010 زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2026-03-18
ดาวน์โหลด: 16
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

199 บรรทัดแรก

آماده‌اید؟

همه‌چیز به حساب‌کتابه

بخر، بخر، بخر، بخر

یادت نره سهم خانوم رو بدی

بخر

چه خبر، استیو؟

حساب خانوم صاف شد

کنی، فکر می‌کردم بیشتر حال و هوای دهاتی داشته باشه

گوینده: وقتی انباری‌ها به امون خدا رها می‌شن

یه نگاه دقیق به این یکی بنداز

ایول! عجب چیزیه

گوینده: گنجینه‌هایی که توشونه

اوه

گوینده: به حراج گذاشته می‌شن

فکر کنم زدم تو گوشش. همون‌جوری که می‌خواستی فروختمش

ایول

وای. ها ها ها

پ-و-ل

آماده‌اید؟

مورنو ولی خیلی از من دوره

توی اورنج کانتی

اینجا خیلی گرمه. قشنگ مثل کویره

یعنی ساعت ده صبحه و از الان هوا انقدر داغه

ولی خب، بعضی وقت‌ها مجبوری

باید بری همون‌جایی که حراجی‌ها هستن

مخصوصاً وقتی رقیب‌ها عددی نیستن

بین اینا بودن، مثل این می‌مونه که وسط خیابون پول پیدا کنی

من سابقه‌م تو این کار از سنِ اکثرِ اینا

بیشتره

بی‌خود نیست که بهم می‌گن «بزرگترینِ تمام دوران»

این صدای بُزه؟

آره، شاید این‌جوری باشه

خوشحالم که ملودی دیگه داره بزرگ می‌شه

این‌طوری می‌تونی بیشتر با من بیای سر حراجی‌ها

چون تو مهره‌ی شانس منی، عزیزم

من مهره‌ی شانستم؟

می‌دونی چیه؟ آره

وقتی بیدار شدم، کف دستم بدجوری می‌خارید

درست وسط کف دستم

می‌دونی یعنی چی؟

اوه، خارشِ پول

آره، یعنی شانس بهم رو کرده

می‌دونی، فکر کنم واقعاً جواب می‌ده

چون واسه منم پیش اومده که کف دستم بخاره

آره

و بعدش که شرط‌بندی کردم

یه اتفاق خفن افتاده

ولی خب، من و مامانم همیشه یه عادتی داریم

حداقل

اگه بخاره، این‌جوری دست می‌کشم تا شانس رو به بقیه هم بدم

اوه، بذار یه ذره از اون خارش به منم برسه

دارم بهت شانس می‌دم

ولی کف دست راستم هم یه جورایی می‌خاره

اوه، شاید تو باید یه کم از اون شانس رو به من بدی

مرسی

یه جورایی هیجان‌زده‌ام

این اواخر توی بازارچه‌ها

با بوزک خیلی خوب کاسبی کردم، واسه همین فکر کنم

همین کار رو ادامه بدم

امیدوارم چیزهای خوبی واسه اونجا گیرم بیاد

چون باهاش خیلی حال می‌کنم، با اینکه

خیلی کار سختیه

ولی من پاش هستم

امروز هوا خیلی گرمه، واسه همین سعی می‌کنم

اعصابم رو کنترل کنم

ولی ممکنه یه ذره بدقلق بشم

با ما باشید

اوه، ای داد بی‌داد

اوه، گرمای طبیعت رو قشنگ حس می‌کنم

داره حسابی کلافه‌مون می‌کنه

امیدوارم حراجی رو سریع راه بندازن

چون دیگه جا ندارم بیشتر از این برنزه بشم

آه

کلاه شانسم رو سرم کردم

حاضرم

با این کلاه‌های خفنی که داریم

و خارش دست من

امروز یه سود حسابی می‌کنیم

شک نکن

تیک

اون شیرینی‌ها کجان؟

هیچی نیست

می‌دونی که دیگه نمی‌تونم اون چیزا رو بخورم

به دوربین سلام کن

سلام آمریکا

سلام داداش. ایول

داری چی کار می‌کنی؟

اینجا دارم با دیو گپ می‌زنم

هی دیو. چه خبر دن؟

چی کار می‌کنی مرد؟ من که ردیفم

منتظر لورا هستم. اوناهاش

اوه خدای من

چطوری، خورشید خانم؟

واو، حس ملکه بودن بهم دست داد

اوه خدای من، مورنو ولی

آره

می‌دونی چیه؟

می‌شه یه بارم من ملکه باشم؟

چطوری؟ من که خوبم

بدم نمی‌آد. چطوری مرد؟

حالم توپه. تو چطوری؟

از دیدنت خوشحالم. سلام دیو، من عالی‌ام

رو پیرهنت چی نوشته؟

چه خبر استیو؟ استیو دیگه کیه؟

همه

همه استیو هستن؟

آره، امروز همه استیو هستن

باشه، قبول

اصلاً نمی‌فهمم چی داره می‌گه

چه خبر استیو؟

اوه خدای من

خیلی باحالی. باربارا رو نگاه

ای جانم

اینجا دور و برم پر از زیباییه

آره

اوه خدای من

نمی‌دونستم داستی «آمیِش» شده

سلام. چطوری؟

تو چطوری؟ من خوبم

لوپه

هیچ‌وقت منو انقدر تمیز و مرتب ندیده بودی

آره والا

معلومه کی امروز لباسم رو ست کرده

روی کلاهِ یارو پوست ماره، نه؟

مواظب باش

پشت کلاهش عکس کبراست

خدا رحم کنه

مار زنگی‌یه، نه کبرا

اونم همین‌طور

واسم مهم نیست چیه

اون کلاهه لرزه به تنم انداخته

اومده اینجا واسه ما قیافه بگیره

الان می‌گزمت. اوه

داداش، فکر می‌کردم رفیقمی

بیا، اینم از این

با خودت مار کبرا آوردی

چه خبر استیو؟ استیو کیه؟

همه. آره

استیو کیه؟ همه

واسش سخته اسم آدم‌ها رو یادش بمونه

واسه همین راحت‌تره که همه رو استیو صدا کنه

مرسی که ابهامات رو برطرف کردی

می‌دونی چی خنده‌داره؟

یارو هیچی یادش نمی‌مونه جز

مثلاً کل منوی یه فست‌فود رو

باید برم یه چیزی بخورم

هنوزم اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گه

خیلی خب، به حراجی خوش اومدید

ما دن و لورا داتسون از «حراجی‌های آمریکایی» هستیم

قبل از اینکه از این دروازه‌ها رد بشید

باید قوانین رو بدونید

می‌رید دمِ انبار، قفل رو باز می‌کنید، در رو می‌دید بالا

پنج دقیقه وقت دارید یه نگاهی به توش بندازید

حق ندارید برید تو

حق ندارید درِ هیچ کارتن یا جعبه‌ای رو باز کنید

و هر کسی که پول نقدِ بیشتری تو جیبش باشه

صاحبش می‌شه. آماده‌اید؟

آره

بزن بریم، بزن بریم، بزن بریم

خیلی خب رفقا، راه بیفتید

هی، کنی؟

ها؟

اوه نه، نترسونش. وای، اون کلاه مار رو

مسخره‌ات رو بردار داداش

شاید اگه خودت سرت کنی ترست بریزه

اوه، نه

یهو می‌بینی پیچید دور گردنم

کارم تمومه

با ترست روبرو شو، امتحانش کن

نه، دمت گرم داداش

کلاه من چی؟

نمی‌خوای گزیده بشی. کلاه تو؟

کلاهم مهره‌ی شانسه

نمی‌خوام

یه کم از اون شانسم رو بهت می‌دم

دیدی؟

چه حسی داری؟

حس لاتی بهم دست داد

شروع شد

خیلی خب رفقا، بریم سراغش

انبارِ پر از کارتن

می‌دونی اون «میم» روی کوه نشونه چیه؟

معمولی؟

معجزه

اوه

اون زیر چیه؟

میز، صندلی

یکی داشته سعی می‌کرده نقاشی بکشه

می‌فهمیم اینجا چه خبره

حس می‌کنم کلی خرت‌وپرتِ جادویی این توئه

از کاغذ کادوهای کریسمس خوشم می‌آد

اوه خدای من عزیزم، آخه

تو کاغذ کادوی کریسمس که پول نیست

میزهاش به درد فروش می‌خورن

آره، ولی وضع این اتاق رو ببین

فکر می‌کنی اون میز سالمه؟

هیچ‌وقت معلوم نمی‌کنه

قبلاً غافلگیر شدم

آره، ولی مطمئن نیستم

Storage Wars subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left