200 บรรทัดแรก
Damn it, Dedee
What is the matter with you? Why aren't you dressed yet?
بهتره زود بری اون تو ورپریده، و همون لباسی که برات گذاشتم رو بپوشی
شنیدی چی گفتم؟
عمراً بذارم با اون آشغالایی که تو مدرسه میپوشی اینجا آفتابی بشی
میدونی که، امروز یه روزِ الکی و معمولی مثل بقیه روزا نیست
You're gonna show me and your stepfather some respect for once in your life
If you're one of those people who don't like movies
where some person you can't see talks the whole time
and covers up all the holes in the plot and
آخرش میگه: «بعد از اون تابستون دیگه هیچوقت آدم سابق نشدم.»
یا یه همچین مهملاتی، انگار مثلاً انقدر عمیق بوده که خودشونم نمیتونن هضمش کنن
اونوقت دیگه بدشانسی آوردی. چون اینجا اوضاع خیلی سریع پیچیده میشه
و حدس میزنم بدونِ رودهدرازیهای من، اصلاً مخت به این چیزا قد نده
خدا به دادم برسه
اسم من «دیدی ترویتـ»ـه
شانزده سالمه و اینجا هم «کِریو کورِ» لوئیزیاناست
که فکر کنم به فرانسوی یعنی یه چیزی مثلِ «قلبِ به فنا رفته»
مادرم از اون مدل مامانهایی بود که همیشه میگفت
اون صمیمیترین دوستِ دخترشه
Whenever she did, I thought, great not only do I have a shitty mother
but my best friend's a loser bitch
Dedee, honey, put the dirt on like I told you how to
She was all over me the day we buried my stepfather
من اینو نگفتم! داری چیکار میکنی؟
لز یه عوضیِ تمامعیار بود
To get cancer of the ass was like, poetic
Almost as good as cancer of the dick... if they have that
باید از اونجا میزدم بیرون
یه نگاه به این دور و بر بنداز. تو بودی نمیرفتی؟
این تیکهای که اسلحه رو برمیدارم، مثلاً خیلی مهمه
قضیهش مالِ بعداًهاست، ولی واسه زمینهچینی همینجا آوردمش
همون چیزی که وقتی دیکنز میخوندیم، بهمون یاد دادن
اگه مخت کار میکنه، یادت نره که اسلحه پیشِ منه
رندی یه اسکلِ تمامعیار بود، ولی از خیلی از پسرا مهربونتر بود
بیشتر به خاطر اینکه کلاً با یه دونه خایه به دنیا اومده بود
با هر کسی که حاضر میشد باهاش بخوابه و مسخرهش نکنه، خیلی راه میاومد
بزن بریم! باید اون جفنگیاتِ مسیحیش رو نادیده میگرفتی
بهش گفتم دارم میرم پیش مادربزرگم تو ممفیس
ولی مقصدِ واقعیم ایندیانا بود، پیشِ داداشم بیل
who was really only my half-brother
and who I'd seen once before when I was a kid when my real dad died
Bill's like dozens of years older than me
and a actual real-life homo and a teacher
which is kind of gross, I mean the combo
But he had a lot of money from his last boyfriend who died of AIDS
And I needed a place to get my shit together
If you think I'm just plucky and scrappy and all I need is love
you're in over your head
I don't have a heart of gold and I don't grow one later, okay?
ولی خیالت راحت
یه سری آدمِ خیلی مهربونتر تو راهن
ما بهشون میگیم بازنده
سلام
تو بیل نیستی
نه، من متم. بیل مدرسهست
یکی از شاگرداشی؟
آخه اصلاً خوشش نمیآد شاگرداش پاشن بیان اینجا
طوری نیست، من خواهرشم
باید بعداً بهت زنگ بزنم
نمیدونستم خواهر داره
تو دیگه کی هستی؟
دوستپسره
میتونم بیام تو؟ من فامیلِ واقعیشم
آره بابا، زود باش
بسیار خب، سیگارا خاموش
Come on, let's go, let's go
You holding up the wall there, Joe?
No, I just can't go if anybody's around
There's a sentence here that's a fragment. What is it?
هر
هر سهشنبه بعد از کلاسِ سالنامه اینجا؟
خب، حالا چطوری میخوای اینو ردیفش کنی؟
فکر کنم بتونی بگی آقای تروئیت بدجور اهلِ کاره
اینجا هر سهشنبه بعد از کلاسِ سالنامه؟
یا فقط سهشنبهها بعد از کلاسِ سالنامه
اون «هر» دیگه زیادیه، نه؟
آره، فکر کنم. میتونم برم؟
احتمالاً فکرِ خوبی نیست که از اسمِ واقعیت استفاده کنی
آقای تروئیت، تلفن! آقای تروئیت، پای تلفن
ناراحته، ولی آخه واسه چی ناراحته؟
رفت دوش گرفت. نمیدونم. اصلاً چطوری خودش رو رسوند اینجا؟
با اتوبوس اومد. باورت میشه اینجا چقدر خفنه؟
گیها عاشقِ خونه زندگیان. تام، همون یارو که مُرد، حسابی خرپول بود
مخِ اون خوشگلِ خنگ رو از قبل شسته بودم. اونم یه دستی رسوند
دربارهی عرقخوریهای مامان یه کم پیازداغش رو زیاد کردم
و اینکه تماشای مرگ ناپدریم چقدر واسم عذابآور بوده
که خب، دقیقاً برعکسِ واقعیت بود
و اینکه اگه یه مدتی از هم دور باشیم، فرصتی میشه که من و مامان هر کدوم به سبکِ خودمون عزاداری کنیم
اگه فقط واسه همین تابستون، یه ذره بینمون فاصله باشه
Plus, I'd clean for them, or tell the maid places she missed
Bill was like the definition of a softie
Matt didn't look like a fairy at all
But it was easy to see why he'd screw around with Bill
And a blow job is a blow job if you're getting one
If you're giving one, it's harder. But even so, it's like rule one about sex
اگه نفس نکشی، آدم میتونه هر کاری رو ده دقیقه انجام بده
یه فراری. انگار به یه مجرم فراری پناه دادی
همه چی داشت عالی پیش میرفت تا اینکه سر و کلهاش پیدا شد
خواهرِ تام، همون یارو که مُرد
That's how Bill met him
She teaches next to him, and one day she introduces him to her brother
این مال مثلاً هشت سال پیشه
لابد فکر کرده میتونن با هم برن ماهیگیری یا توپبازی
And they end up with their dicks in each other's mouth
She looked like she never got over it
چندشه. ولی ببین ظرف خاکسترش چقدر خوشگله
دقیقاً از همون کارهای تیپیکالِ گیهاست
میرم میزو جمع کنم
نه، نه، ولی من و مَت
اسمت چی بود باز؟
لوسیا دِلوری
عجیبه. چجوری نوشته میشه؟
ل-و-س-ی-آ
باید «لوچیا» تلفظ بشه
اون موقع که بچه بودم و داشتم هجی کردن یاد میگرفتم
I thought they were just pronouncing it wrong
Because I have two sisters, Marcia and Tricia
سی-آی-اِی، شا
واسه همین به این نتیجه رسیدم که لوشا تلفظ میشه
دیگه روم موند. الانم یه جورایی ازش خوشم میآد
آره، باعث میشه متفاوت باشی
سیگار داری؟
نه، ندارم
Matt told me about your brother and Bill. I'm sorry he's dead
Did he give it to Bill?
به تو هیچ ربطی نداره
اتفاقاً خیلی هم داره
مثلاً ممکنه "اتفاقی" از همون لیوانش آب بخورم یا یه همچین چیزی
اگه یه مدت اینجا پلاس بشم
What do they teach you in Louisiana?
It's roughly you reap what you sow, if you're gay
You don't get it from cups
Anyway, they're both negative. Do you know what negative means?
Bill's kind of cute, isn't he? Even though he's old
He's thirty-five
Yeah, but he's still kind of cute. He looks like my father
I have a picture. You wanna see?
آره
اول با مامانِ بیل ازدواج کرد
Then he met this lady who typed 140 words per minute
Traveled around the country
demonstrating typewriters and tight sweaters
After that broke up, he married my mom
همونیه که به کشتنش داد
آره، یه شباهتهایی دارن
حیف که اواخواهره، نه؟
من اینجوری نمیگفتم
خب، پس حیف شد که اون... حالا هر اسمی که روش میذاری هست
مت شیفت شبِ «کینکوز» کار میکرد، واسه همین تا ساعت چهار نمیرفت سر کار
خیلی با هم میپریدیم
عین یه آدم کور بود، میدونی؟
They can't see, but they hear real well
Matt couldn't think at all, but he looked great
It's survival
Cute, stupid people survive, have lots of cute, stupid babies who also survive
انگار داشتی سیر تکامل رو در عمل میدیدی
البته تا وقتی که تولیدمثل میکردی
چند وقته اینجایی؟
توی ژوئن میشه یه سال
So it's kind of like, if you were normal, you'd be in love
We're normal
عاشق؟ چه میدونم والا
اونم اینجوریه که
فکر کنم عاشق تام بود
میشناختیش؟
نه، فقط از رو چیزایی که خواهرش میگه
بیل زیاد دربارهش حرف نمیزنه
He's like, what, twenty years older than you?
Nine. Sometimes ten, depending on the month
همیشه همینجوری گی بودی؟
آره، فکر کنم
You've never slept with a girl
Nope, never came up
بهقولمعروف، مگه نه؟
کلاً با من جور نیست
How would you know if you've never tried it?
I never tried Communism, but I know I wouldn't like that
فرقی نمیکنه. یا همون حلیم ذرت
تا حالا با یه سیاهپوست خوابیدی؟
نه، فکر نکنم
چون خودتم میدونی که ازش خوشت نمیاد
نه، خبر ندارم
پس با اینکه هیچکدومش رو امتحان نکردی
you'd have sex with a Black person but not with me
God, it's like reverse discrimination
سهمیهها
اینطوریه؟
آره، همش پیشداوریه
میشه لطفاً؟
فکر کنم خودتم بتونی دستت رو بهشون برسونی
میترسی سیخ کنی؟
دیدی، ببین
تو واقعاً معرکهای، ولی من گیام
تئوریه دیگه
حالا هرچی. تو خواهر دوستپسرمی
Half-sister. Look, I get it, okay?
If I was you and I had this great setup
and the guy I was with was fifteen years older than me
and all I had to do was blow him a couple of times a year
No comments yet. Be the first to leave one.