200 บรรทัดแรก
پدربزرگ، روح متعالی، یک بار دیگر مرا روی زمین بنگر و خم شو تا صدای ضعیفم را بشنوی -بلک الک-
!مکتاگارات
نقشهای که ما و شرکامون روش توافق کردیم
کاملا به این وابستگی داره که اورایلی و افرادش حمایت تمام و کمال از ما بکنن
این تنها راهیه که ونستون رو سرنگون کنیم بدون اینکه بُکشیمش
...و من به کامینا قول دادم که
باید بدون اورایلی کارت رو انجام بدی
هارپ یه ماموریت بهم داد اینکه باعث فروپاشی اچبیسی بشم
و منم سعی دارم همین کارو بکنم
با کسایی همپیمان شدم که زمانی به چشم دشمن بهشون نگاه میکردیم
ولی چون همهمون یه چیز رو میخوایم
به هر حال تمام مردها اینو میخوان
!سوکانان
اورایلی یه تخم حرومه، میدونم
و اگه بخوای باهاش تسویه حساب کنی جلوت رو نمیگیرم
ولی برای اینکه جفتمون به چیزی که میخوایم برسیم باید اول از شر ونستون خلاص بشیم
نه، اون عامل حواس پرتی تویه اورایلی هدف منه
طبق تجربهی من، آقای اورایلی همیشه
یه جنتلمن قابل اعتماد و قابل اتکا بوده
بهتره از من حمایت کنه
فکر اینکه اون ایرلندی هفت خط اون بیرون داره آزادانه ول میگرده حسابی کُفریام میکنه
فورت جیمز مدت مدیدی توسط
مردانی که اولویتهاشون چیزی غیر از تجارت بود نادیده گرفته شد، آقای ونستون
همینطوره. ولی الان که تجارت کمپانی رو من انجام میدم
خواهند دید که فورت جیمز تحت فرمان من چه جایی میتونه باشه
و بعدش اون حرومزادههایی که اون بیرونن احترامی که لیاقتش رو دارم بهم میذارن
خب، جفتمون کسی رو میشناسیم که بتونه براتون به این مورد رسیدگی کنه
اگه بخواین امشب با دخترتون وقت بگذرونین، رایگانه
نه، نمیتونم کلی کار هست که باید انجام بشه
ولی تا قبل اینکه دوباره ببینمت خیلی سخت کار نکن، باشه؟
به نظر سرمایهگذاری بیخودی روت کردم
اگه شروع به لبخند زدن به خاطر نقرهت نکنی
سر از یه جای خیلی ناخوشایند درمیاری
اوه، به خاطر این میتونم با لگد بکوبم تو خایههای مایکل که تخمهاش بیاد توی قفسهی سینهش
یا شایدم اون تویی که لگد لازم داره
که از اول این نقشهی کیری رو ریختی
واوو، نقشهی من مو لا درزش نمیرفت
من فرصتی رو برای خودمون خلق کردم که با بردن مایکل پیش اون
!شرایط قول و قرارمون رو بهش دیکته کنیم
مایکل باید بابت این قضیه جوابگو باشه، مالکوم
اجازه نمیدم تجارت من به خاطر شیفتگی اون به خطر بیفته
اون فقط شیفته نیست، پاند
مایکل در مورد اتحادش با مردم هارپ ثابت قدمه
...اوه، صبرکن، صبرکن، صبرکن
...این سوکانان اون از کمپانی بلک ولفه؟
این بهونهای نمیشه که ما رو سپر بلای خودش در مقابل اون ونستون دلقک بکنه
اون فقط میخواد فکر کنه که ازش حمایت میشه
و اینکه همه دارن طبق قوانین کمپانی عمل میکنن، درسته؟
خب، ما برای این کار به مایکل نیازی نداریم
من در نبود مایکل یه سری تصمیمات قاطع میگیرم
،جایی که هنوز پرچم ونستون برافراشته باشه
من آیندهای برای این کمپانی متصور نیستم
،اگه تو ونستون رو بکشی
(درست بعد از اینکه اون شق کردنت(لذتت به خاطر کشتن اون بخوابه
اخبار ماجرا به بیرون درز پیدا میکنه
خبرش به گوش کامینا میرسه
به محض اینکه متوجه بشه یکی از همپیمانان مایکل خونریزی راه انداخته
به همهمون پشت میکنه
و تجارت با لیکواکرها رو برای همیشه از دست میدیم
وقتی مایکل برگرده
اورایلی طبق نقشهی تو اونو پیش ونستون میبره
به محض اینکه ونستون اسیر بشه
افرادش ترجیح میدن به جای مبارزه تسلیم بشن
و ختم ماجرا همینه
بهتره از این بابت مطمئن باشی
به زودی میفهمیم، مگه نه؟
...تا اون موقع
باید برم و با ونستون صحبت کنم
سعی کنم یکم اوضاع رو آروم کنم
بعد از اینکه باهاش صحبت کردم برمیگردم
فکر میکنی کدوم قبرستونی داری میری؟
اگه مایکل رو پیدا کنم میتونم اندکی حمایت بهش پیشنهاد کنم
اون بیرون برای آقای اسمیث دنیای خیلی خطرناکیه، مگه نه؟
میدونستی سوکانان یکی از اعضای بلک ولفه؟
...اون شب
شنیدم در مورد آقای اسمیث سوال میپرسید
زنشه؟- !نمیدونم چیشه، ولی دردسریه که بهش نیازی نداریم-
.فکر نکنم مایکل راه و روش ما رو درک کنه، کاهوئیتا
.کاری که ما برای سرور و منجیمون انجام میدیم
باید کاسه کوزهمون رو جمع کنیم باید همین الان کاسه کوزهمون رو جمع کنیم
باید مرسر و بقیهشون رو پیدا کنیم
و باید از اینجا بزنیم به چاک
قصد داری قراردادی که با اون مردها منعقد کردی رو محترم نشمری؟
البته که همچین قصدی ندارم
به ونستون در مورد کودتایی که قراره علیهش به پا بشه هشدار میدم
و ما از این آشیانهی بیعدالتی پرواز میکنیم میریم
بعدش دیگه هرگز چشمم به مایکل اسمیث نمیخوره
مشهورترین پسر شهر قایمکی توی میخونهی من چیکار میکنه؟
مگه اینجا مرکز تجارت توی فورت جیمز نیست؟
یکی رو میشناسم که خیلی دلش میخواد چهار کلام باهات صحبت کنه
و منم یکی رو میشناسم که بیصبرانه مشتاقه تا تو رو سر جات بشونه
پس بهت پیشنهاد میکنم این پول رو بگیری
راهت رو بگیری بری، ایموجین
بهترین هشداری که بهت داده میشه
چطور جرئت میکنی منو تهدید کنی؟- فقط بحث کاره-
تو این پول رو بگیر، لام تا کام با کسی حرف نزن
و من و تو هم با همدیگه به خوبی کنار میایم
حرف همدیگه رو میفهمیم؟
من یه اشتباهی کردم
اورایلی زنان بومی رو به عنوان همسر میفروخت
به تجّاری که پول برای خرج کردن داشتن اونا رو به عنوان همنشین و مصاحب پیشنهاد میداد
چه خوشت بیاد چه نیاد راه ارتباطیمون با ونستون اونه
اورایلی باید دُمش قیچی بشه
تو اونی بودی که گفتی بدون اورایلی !نمیتونیم فورت جیمز رو بگیریم
حالا میخوای نقشههامون رو بریزی دور چون
یه سری خبرای بد در موردش شنیدی؟
!من به سوکانان بیشتر از اون نیاز دارم
اگه از شر اون خلاص نشم سوکانان رو از دست میدم
دردسرهایی که با زنت داری به تخمم نیست
اون زن من نیست
اون یه شکارچی و مبارز و ردگیر ئه
و ما بهش نیاز داریم
ما برادران براون امپراطوریمون رو به خطر ننداختیم
تا اینکه تو بتونی زید بزنی- !قضیه در این مورد نیست-
!در مورد انجام کاریه که میدونیم درسته
کار درست اینه که افراد اورایلی رو گیر بیاریم !و الان این کارو انجامش بدیم
...کاری که شروع کردیم رو خاتمه بدیم !کاری که تو شروع کردی
مایکل، من داداشم رو دور زدم چون تو منو متقاعد کردی که
!کار درست اینه که برادران براون با تو هم جبهه بشن
یا اینکه در مورد کل ماجرا فقط منو دست انداخته بودی؟- نه-
چیزی که گفتم رو جدی گفتم
فقط انتظار نداشتم کسب و کار اورایلی نقشهی ما رو تضعیف کنه
نمیدونستم با همکاری با اون وارد چه منجلابی میشم
اوه، با این احساس آشنام
باشه
خودم ترتیبش رو میدم
خوبه
ولی اورایلی میمونه
تو مستقیم به طرف دروازه برو
من درست پشت سرتم
برو. حالا به چادر کنار دروازه برو
تا وقتی بیام دنبالت اونجا در امانی
سرورم، دکلان هارپ داخل قلعهست
و افراد در حال حاضر مشغول نبرد هستن
اجازه بدید افراد شما رو ببرم و بهتون اطمینان میدم که دستگیرش میکنیم
میتونی افراد منو ببری ولی بهتره حسابی مراقب باشی
نه، اون دنبال زنهست
به نظر میاد همونطور که داره سراغ اون میاد سراغ تو هم میاد
گرچه، باید به فرماندهی نگهبانها هشدار بدم
لطفا اطمینان حاصل کنید که اون متوجه باشه که دکلان هارپ مال خودمه
البته
خانم
اجازه هست؟
بفرمایید
راحتین؟- اومدین اینجا که با من صحبت کنین؟-
که ببینین من راحتم یا نه؟
اومدم مطمئن بشم که از شما به خوبی محافظت میشه
به نظرم اومدین چون دنبال حقیقت هستین
که چیه؟
نفرت شخصی لرد بنتون از دکلان هارپ باعث شد اون تصمیمات افتضاحی بگیره
اون انتقام رو بر منافع اچبیسی مقدم شمرد
و در نتیجه من شاهد یه تنزّل ناگهانی در شرایط فورت جیمز بودم
نمیتونم به یه عضو کمپانی که مشتاقانه به دنبال یه فراریه خرده بگیرم
کاری که بنتون با خانوادهی هارپ کرد غیر قابل توصیفه
اگه هر انسانی با وقایعی که هارپ مواجه شده، مواجه بشه به خاطرش تا ابد تغییر میکنه
...و اگه من میگفتم که این گفته صحت داره
این چه تفاوتی رو ایجاد میکرد؟
به این معنی بود که شما از قبل حقیقت رو میدونین
که بنتون فقط تهدیدی برای هارپ نیست
یا تهدیدی واسه من
که در واقع اون واسهی خود اچبیسی هم یه سرباره
با خلاص شدن از شر اون خدمت خیلی بزرگتری به کمپانی میکنین
تا اینکه با تعقیب دکلان هارپ بخواین بکنین
ببخشید باهات صادق نبودم
عذرخواهیت رو نمیپذیرم
چون نیازی به عذرخواهی نیست
ممکنه فکر کنی اوقاتی که با هم گذروندیم معصیت و تخطی بود
ولی من فکر میکردم که فوقالعاده بود
به نظر من صادقانه اومد
خانم؟
اه، آقای پاند همین الان داشتم میومدم که سلامی عرض کنم
سلام
امشب مهمونی براتون اومد؟
نه. کل شب بیرون بودم و الان برگشتم
مشکلی هست؟
نه! نه، نه... فقط اینکه یکی اومد که نباید میومد
ولی فکر کردم دیدمش که اومد این بالا
اوه خدا
عزیزم، منو نگاه کن
برو پایین پیش جمعیت اونجا در امانی
من اتاقهای دیگه رو نگاه میکنم
برو
من یه تصمیمی گرفتم
تو یه دروغگوی خودخواه عوضی هستی، مایکل
!تو صاف توی روم دروغ گفتی، شریک
مالکوم، صداتو بیار پایین
خب، مایکل همهمون وقتی عاشق میشیم ممکنه حماقت به خرج بدیم
من اینو بیشتر از همه درک میکنم
ولی اعتماد، اعتماده
و به نظرم وقتی میگم که مطمئن نیستم ،بتونیم بهت اعتماد کنیم
دوستم مالکوم هم با من هم عقیدهست
من معامله با لیکواکرها رو واسهمون جور کردم، نه؟
اگه چیزی که سوکانان میخواست رو بهش نمیدادم این کار معامله رو به خطر مینداخت
این قضیه به تخمت هم نیست، مگه نه؟- چی؟-
من دنبالت به گور نمیام، مایکل
مالکوم، فقط آروم باش و یه لحظه بهم گوش کن
مطمئنم که میتونی نگرانی ما رو درک کنی- !فقط بهم اعتماد کنین-
اگه سوکانان رو سمت خودمون نگه داریم لیکواکرها رو سمت خودمون نگه داشتیم
اگه پیش هم بمونیم و افراد اورایلی رو سمت خودمون نگه داریم
ممکنه واقعا بتونیم این پیمان رو عملی کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.