Blood & Treasure

Blood & Treasure

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Blood and Treasure S02E12 1080p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E12 720p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E12 1080p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E12 720p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E12 WEBRip x264-ION10
ความคิดเห็นโดย thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

แท็ก

web
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
เผยแพร่เมื่อ: 2023-01-03
ดาวน์โหลด: 35
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آنچه گذشت...

‫هر کاری که کردم...

‫یه دلیلی داشته

‫به این مختصات، سلاح‌های بیولوژیکی فرستاده

‫هنرستان فرانکفورت بوش. خودشه

‫باید به سازمان اطلاعات آلمان خبر بدیم

‫چاک، کجایی؟

‫اومدم هنگ‌کنگ، دارم کاردینال راسی رو ‫تعقیب می‌کنم

‫جلب توجه نکن. میگم شاو بیاد پیشت

‫بگو بیاد جاردین هاوس

‫راسی هم میره اونجا

‫پدر دانلی

‫خان سلام می‌رسونه

‫آهای

‫یه حمله‌ی بیولوژیکی بوده

‫نیروهای خان...

‫سمی ناشناخته توی هوا پخش کردن

‫اتفاقات بیشتری هم در جریانه

‫حدود یه ساعت پیش از سرتاسر جهان...

‫هشدارهایی به دستمون رسید

‫حملات سایبری هماهنگ؟

‫ارتش من در سرتاسر...

‫جهان غرب...

‫یک عامل بیولوژیکی پخش کرده‌اند

‫فقط کسانی که به صورت ژنتیکی...

‫از نسل چنگیز خان باشند، در امان خواهند بود

‫شما به دست خان بزرگ...

‫فتح شدید

‫خدایا، اینا رو ببین

‫تمام این آماده‌سازی‌ها برای بازمانده‌هاست

‫اینو یادت باشه

‫اون کیسه‌ها ممکنه کیسه‌ی جنازه باشه

‫جون خیلیا رو با خبردار شدن ‫از این حمله نجات دادیم

‫مگه اینکه از قبل به ویروس خان آلوده شده باشن

‫مسئله اینه که به نظر مریض نمیان

‫سایمون گفت وایولت قراره...

‫توی روز سال نوی چینی حمله کنه

‫پس یا سایمون بهمون دروغ گفته ‫که تعجبی هم نداره...

‫یا اینکه وایولت ‫یه روز زودتر دست به کار شده

‫شاید به خاطر ما مجبور شده ‫نقشه‌شو عوض کنه

‫شاید

‫آخه یه حسی دارم که نمی‌تونم ‫از شرش خلاص بشم

‫این قضیه‌ی شرق در برابر غرب...

‫این تعصب، این وحشت...

‫- وایولت اینطوری نیست ‫- لکسی

‫نیست... یه قضیه‌ی دیگه‌ای در جریانه

‫باید ذات واقعی اونو ببینی

‫شاید توی زندان عوض شده...

‫شایدم وایولت همیشه نقاب به چهره داشته

‫می‌دونم کیه

‫خانم وزیری

‫آقای مک‌نامارا

‫- ممنون که توی مصاحبه‌ها کمکمون می‌کنید ‫- آره

‫رابط ما در اف‌بی‌آی میگه که شما درگیر...

‫دستگیر کردن این تروریست بودید

‫شاید شما متوجه یه چیزی بشید ‫که ما از قلم انداختیم

‫خوشحال میشم کمک کنم

‫تمام کسانی که در محدوده‌ی ‫پخش ویروس بودن، همینان؟

‫آره، تا شعاع سه خیابون اونطرف‌تر

‫داریم میگیم بیارنشون اینجا ‫که قرنطینه بشن...

‫تا دکترا بتونن مشخص کنن ‫که کیا آلوده شدن

‫صد نفر اول رسیدن

‫ولی تا شب آماده‌ی پذیرش ‫سی هزار نفر خواهیم بود

‫بعد تا الان چند نفر مبتلا شدن؟

‫هشت نفر مُردن، صد نفر بیمارن

‫خودشو مثل آنفولانزا نشون میده...

‫تب خفیف، کوفتگی، ولی عجیبه

‫از زمان حمله‌ی اولیه...

‫هیچکی علائم جدیدی از خودش نشون نداده

‫کسی مستقیم شاهد حمله نبوده؟

‫یه شاهدی هست که شاید جواب‌هایی ‫داشته باشه

‫مدیر اجرایی یه اداره توی ساختمونی ‫در حوالی نقطه‌ی حمله

‫ولی باید بهتون هشدار بدم...

‫حتی به عنوان کسی که ‫توی یه بحران قرار داره هم...

‫آدم بدقلقیه

‫یه بانکدار آلمانی

‫معمولاً خیلی خوش‌گذرانن

‫لطفاً دنبالم بیایید

‫روینو، گوش کن چی میگم. ‫داریم روش کار می‌کنیم

‫به نفعتونه که همونایی باشید ‫که قراره منو از اینجا بیارن بیرون

‫مقامات دارن روی این قضیه ‫کار می‌کنن جناب

‫ما اینجا داریم در مورد حمله ‫تحقیقات انجام میدیم

‫همونطور که گفتم...

‫دیدم که یه یارو درست قبل از انفجار ‫می‌دوید و از اون کامیون فاصله می‌گرفت

‫حالا خواهش می‌کنم برید گم شید

‫یه یارو؟ یه نفر بود؟

‫می‌تونی شناساییش کنی؟

‫اگه می‌تونستم، ‫تا الان این کارو نکرده بودم؟

‫از توی دفترم نتونستم خوب ببینم

‫اون بالا توی پنت‌هاوسه

‫راه دیگه‌ای نیست...

‫کار مهم‌تری نسبت به...

‫یه حمله‌ی تروریستی جهانی داری؟

‫راستشو بخوای آره

‫پس خواهش می‌کنم...

‫مفید باشید و منو از اینجا بیارید بیرون...

‫- تا بتونم برگردم سر کار ‫- ولش کن

‫- دنی، من خوبم ‫- آره

‫اگه می‌تونستم یه مشت بزنمش، ‫حداقل یه کاری کرده بودم

‫ببین، منم به اندازه‌ی تو داغونم. باور کن

‫دوست قدیمی تو که یه قاتل سریالی ‫از آب در نیومده

‫واقعاً؟ جِی ریس چی پس؟

‫آها آره

‫شرمنده

‫اینکه اصلاً متوجه قضیه نشدم ‫بیشتر اعصابمو خرد می‌کنه

‫ببین، با سرزنش کردن خودمون ‫نمی‌تونیم جلوشو بگیریم

‫باشه؟

‫ما نذاشتیم کار خیلی بدتر بشه...

‫چون با هم همکاری کردیم، لکس

‫- بیا ادامه بدیم ‫- باشه، آره

‫بیا ادامه بدیم. بیا بریم تو کارش

‫چیکار داریم می‌کنیم؟

‫خب برای شروع، یه حسی مدام بهم میگه...

‫که تمرکزمو بذارم روی اون یارو

‫آخه اون تنها کسیه که اینجا...

‫گوشی دستش نیست و به کسی زنگ نزده

‫اون بانکدار گفت در لحظه‌ی انفجار...

‫فقط یه عامل حمله رو دیده

‫که یعنی عملاً یه آدم‌بده...

‫که ممکنه توی قرنطینه قاطی بقیه شده باشه

‫انتظار نداشته پلیس آلمان انقدر نزدیک باشه

‫شاید...

‫گیر افتاده

‫فقط از یه طریق میشه فهمید

‫آهای

‫آهای

‫آهای

‫ایست

‫ما دنبال جوابیم

‫لازمش داریم

‫تیر نزنید

‫تیر نزنید

‫خواهش می‌کنم، زنده لازمش داریم. ‫زنده لازمش داریم

‫ایست! ایست!

‫لعنتی

‫گندش بزنن

‫آهای، بِکِر!

‫مشکلی نیست. اونا با ما هستن

‫یا خدا

‫نگاه کن

‫وانکومایسین

‫همون آنتی‌بیوتیکیه که توی آرالسک 7 ‫استفاده کردیم

‫توی قزاقستان در برابر سیاه‌زخم ‫از خودمون محافظت می‌کردیم

‫یه باکتری، نه ویروس

‫وایولت اینو می‌دونسته

‫می‌دونسته که وانکومایسین ‫روی ویروس جواب نمیده

‫پس یا از قصد به سرباز خودش...

‫یه چیزی داده که ازش محافظت نمی‌کنه...

‫یا اینکه...

‫یا اینکه هیچ ویروسی در کار نیست

‫فقط یه باکتری محلی بوده

‫ولی اینم با عقل جور در نمیاد. که چی بشه؟

‫واسه اینکه این کارا رو بکنه؟

‫فکر می‌کنم اون موقع حق با تو بود

‫یه قضیه‌ی دیگه‌ای در جریانه

‫وایولت هم همیشه یه قدم از ما جلوتره

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫بابت تأخیرم معذرت می‌خوام، کاردینال راسی

‫از احضار شدن خوشم نمیاد

‫کسی هم نمی‌تونه واتیکان رو تهدید کنه

‫عالیجناب، ما هردو نماینده‌ی تشکل‌هایی...

‫بسیار قدرتمندتر از خودمون هستیم...

‫و امیدواریم که به خوبی بهشون خدمت کنیم

‫از این گذشته...

‫خان بزرگ نمی‌خواد واتیکان رو تهدید کنه

‫فقط خود شما رو

‫موضوع ملاقاتمونم از همین قراره

‫خان بزرگ از گیفشرانک...

‫اطلاعاتی رو ربوده

‫اطلاعاتی که شامل...

‫حضور شما به عنوان عضوی ‫از آرکینوم گلادیو میشه

‫همکاری سی‌آی‌ای و واتیکان...

‫در حین جنگ سرد برای راه‌اندازی...

‫یک نسل‌کشی در شرق

‫چیکار باید کنم که اونو پس بگیرم؟

‫متوجه نمیشم

‫انگشترمو می‌خوای؟

‫دقیقاً خود انگشترت نه

‫نقشی که ایفا می‌کنه

‫داشتنش یعنی بانک واتیکان ‫در کنترل شماست، درسته؟

‫رئیس منم مایله که یه مقدار ‫کار بانکی انجام بده

‫راستی...

‫واسه شیرین کردن معامله...

‫پدر چارلز دانلی رو دزدیدیم...

‫که خاطرجمع بشیم قبل از عملی شدن نقشه...

‫راجع بهش وراجی نکنه

‫اگه کاری کنید واسه همیشه سربه‌نیست بشه...

‫بهم کمک می‌کنه

‫با کمال میل

‫همونطور که صحبت شد، حساب‌ها...

‫امروز این کارو تموم کن...

‫تا اینو پس بگیری

‫بیدارش کنید

More Farsi Persian subtitles for Blood & Treasure

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left