Miss Violet

Miss Violet (Louise Violet)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Louise Violet 2024 FRENCH VOF WiTH AD 1080p WEB Light EAC3 5 1 H264-LiHDL ver2
ความคิดเห็นโดย Francofilms
ترجمه از گروه تلگرامی: @FrancoFilms ✔ مترجم: علی کلان ✔ مناسب برای نسخه: 01:44:01 ✔

แท็ก

webdl
professional_translation
เผยแพร่เมื่อ: 2026-02-12
ดาวน์โหลด: 20
ผู้พิการทางการได้ยิน: No
FPS: 25

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫ ‫FRANCOFILMS@

‫من از نامزدی شما حمایت نکردم.

‫به نظرم این شغل برای یه زن مناسب نیست.

‫این شغلیه که باید توش قاطع باشی.

‫با این حال، از من خواسته شد

‫که براتون یه پست پیدا کنم.

‫پس، نامه ماموریت شما اینجاست.

‫ارزشتون رو ثابت کنید ‫و ما تا دو سه سال دیگه می‌بینیم

‫که آیا می‌تونیم براتون یه کار ‫کم‌دردسرتر پیدا کنیم یا نه.

‫تمام تلاشم رو میکنم.

‫در هر صورت، شک دارم که شما ‫از سه ماهه اول دووم بیارید.

‫با توجه به گذشته شما، ‫ما هیچ انحرافی رو قبول نمیکنیم.

‫پس، نمونه باشید.

‫به نظرم جمهوری خیلی سخاوتمند بوده، خانم.

‫وقتشه که دینتون رو ادا کنید.

‫" اقتباسی آزاد از زندگی " لوئیز میشل " ‫(۱۸۳۰–۱۹۰۵)، معروف به «بانوی سرخ»،

‫" که یکی از مهم‌ترین چهره‌های آنارشیست، ‫فمینیست و انقلابی تاریخ فرانسه است. "

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

‫"بالاخره پست خودم رو گرفتم.

‫تقریباً با یک ماه تاخیر.

‫راه طولانی بود.

‫انگار زمستون از پشت پاییز شروع شده بود،

‫ولی من خیلی وقته تو زمستون زندگی میکنم.

‫فرانسه رو طی کردم، این کشور رو فراموش کرده بودم.

‫اینجا، آسمون ابریه و زمین چربه.

‫در هر صورت، نمی‌تونستم بیشتر از این تو پاریس بمونم،

‫خاطرات زیادی اونجا دارم.

‫شاید فقط دارم ازشون فرار میکنم.

‫به هر حال، من به خودم ماموریت دادم ‫که به ایده‌هامون خدمت کنم.

‫نادانی خیلی آسیب میزنه.

‫کاش اینجا بودی، دلم برات تنگ میشه."

‫"تا ابد. لوئیز."

‫سلام، خانم.

‫میشه لطفاً بگید شهردار رو کجا میتونم پیدا کنم؟

‫داری اذیتم میکنی، ژوزف!

‫رمی، برگرد. میدونم بهت پول بدهکارم!

‫اخم نکن.

‫قصد داری پولم رو پس بدی؟

‫ببخشید.

‫میدونید آقای شهردار رو کجا میتونم پیدا کنم؟

‫کی می‌پرسه؟

‫لوئیز ویولت، مثل رنگ بنفش.

‫من معلم جدیدم.

‫آخرین کسی که اینجا درس داده، پیرمرد میلارد بود.

‫اون قبل از اینکه من راه رفتن رو یاد بگیرم، مُرد.

‫از اون موقع تا حالا کسی درس نداده؟

‫هنوز اجباری نشده بود.

‫قانون گذاشتن که کاری رو درست نمیکنه.

‫البته کشیش بود، یکشنبه‌ها، بعد از مراسم کلیسا.

‫ولی حتی اون هم از بین رفت.

‫میلارد از بیماری ریوی مرد.

‫امیدوارم سرما رو تحمل کنید،

‫چون زمستون اینجا، مثل پاریس نیست.

‫خب پس، شما خوندن و حساب کردن بلدید؟

‫من مدرسه تربیت معلم رفتم.

‫زنان تو مدرسه، ‫من نمی‌فهمم کجاش تربیت میخواد!

‫اگه چوب لازم دارید، اینجاست.

‫و ابزارها، تو کارگاه روبروست.

‫اون پشت هم، خونه منه.

‫من طبقه بالا می‌خوابم، مادر پایین.

‫اون براتون سوپ درست میکنه، ‫تا وقتی که جا بیفتید.

‫و اتاق من؟

‫من یه ساختمون جدید برای حیوانات ساختم،

‫جا دارید. ولی مارگریت با شما میمونه.

‫اون شما رو گرم میکنه. ‫برای حقوق، 700 فرانک هست.

‫کم حقوق دادن به معلم‌ها، ‫یعنی می‌خواید از شغلشون متنفر بشن.

‫یه روزی، اونا بالاخره به همون ‫اندازه که پول میدید، بهتون پس میدن.

‫یعنی خیلی کم.

‫ما که چیزی نخواستیم.

‫راستی، معلمی اینجا، فقط نیمه‌وقته.

‫شما همچنین منشی شهرداری، ‫قبرکن و خادم کلیسا خواهید بود.

‫قبرکن و خادم کلیسا؟

‫این قانونه.

‫"پی‌نوشت:

‫"به محض اینکه بتونم، برات عکس می‌فرستم.

‫"اول از همه باید با کسانی که ‫اینجا زندگی می‌کنن، ملاقات کنم."

‫"شهردار بهم گفت که مدرسه جزو عادت‌های اونا نیست."

‫"ولی امیدوارم بتونم متقاعدشون کنم ‫ که من برای اونا اینجا هستم."

‫سلام.

‫سلام.

‫سلام.

‫سلام.

‫من معلم جدیدم.

‫هی!

‫بیا بالا.

‫- سلام، پدر. ‫- سلام.

‫سلام.

‫سلام، من...

‫لوئیز ویوله،

‫مثل رنگ بنفش.

‫اینجا یه روستای کوچیکه، ‫همه چی زود پخش میشه.

‫من پدر فرانسیس هستم.

‫از کی تا حالا مبلغین جمهوری دامن میپوشن؟

‫از کی تا حالا کشیش‌ها ریش راهب‌ها رو میذارن؟

‫بعضی از پست‌ها، ترفیع نیستن.

‫ولی میشه مفید بود، اتاق اعتراف بازه

‫برای اعتراف شنیدن هر روز صبح در خدمتم.

‫من دیگه به کلیسا نمیرم.

‫برای یه خادم کلیسا عجیبه.

‫من خودم کارای نظافت رو انجام میدم، ‫برای مراسم هم خودم از پسش برمیام،

‫ولی برای غسل تعمید و عشای ‫ربانی، باید یه تلاشی بکنید.

‫نگاش کن.

‫باید کلی پول درآورد تا بتونی اینو بپوشی.

‫بفرمایید.

‫سلام. ‫سلام.

‫من ترمیدور هستم، اینجوری صدام میکنن.

‫دیروز اومدم، شما نبودید.

‫همیشه همینطوریه؟

‫دو تا نامه تو دو روز،

‫از یه فرماندار هم بیشتره.

‫کسی نیست کمکتون کنه؟

‫من عادت دارم ‫خودم از پس کارام بربیام.

‫تو رگاتون جوهر جریان داره؟

‫به خاطر آدمایی مثل شما،

‫قراره بهمون دوچرخه بدن.

‫مسخره میشیم. برای تمبرها.

‫ممنون.

‫تخم‌مرغ‌ها رو داری؟

‫یالا، بیا، عجله کن.

‫میتونید از گشت‌زنی‌تون استفاده کنید ‫برای اطلاع‌رسانی در مورد باز شدن مدرسه؟

‫البته.

‫می‌بینید، اینجا خونه ماست.

‫قبلاً، برای آروم کردن مردم، ‫باید سرها رو می‌بریدن.

‫حالا بهشون تحویل میدن

‫حرف‌های قشنگ، ‫ریسه‌های رنگی، دنیا داره عوض میشه.

‫شاید تو هم دعوت بشی، ژوزف.

‫"1500 شهردار به پاریس دعوت میشن."

‫ممنون، مارتا.

‫"برای جشن گرفتن صدمین سالگرد انقلاب دور فانوس پیشرفت

‫"آقای ایفل.

‫"با حضور توماس ادیسون و بوفالو بیل."

‫همه جا برق خواهد بود. شب مثل روز میشه.

‫خب، این جلسه شورای شهره یا روزنامه خوندن؟

‫اونایی که اینا رو می‌نویسن، از ما پولدار میشن.

‫این مدرنیته‌ها به چه دردی می‌خورن؟ به هیچ دردی.

‫جلوی این رو نگرفت ‫که آفت فیلوکسرا به تاکستان بزنه.

‫اگه زمین ما رو دوست نداری، رمی،

‫باید تو خونه‌ات میموندی.

‫من ده کیلومتر اونورتر از اینجا به دنیا اومدم.

‫همین رو میگم: یه کشور دیگه است.

‫باید بُکُشیم

‫خوک رو تقسیمش کنیم، ‫بهتر از اینه که سر هم غر بزنیم.

‫شب بخیر.

‫راسته که معلم فردا کلاسش رو باز میکنه؟

‫مشکل من مدرسه نیست،

‫ شهرداریه، دولت به اندازه کافی پول نمیده، ‫باید مالیات‌ها رو بالا برد.

‫ من دیگه نمیتونم تا قبل از بهار چیزی پرداخت کنم.

‫ با پسرت کارگری جاده میکنی، بازوهای قوی‌ای داره..

‫ اون همیشه اونجا بیشتر یاد میگیره تا تو کلاس.

‫اینجا چی کار میکنی؟ دلت مدرسه میخواد؟

‫ اومدم با چوب کار کنم.

‫پدرت میدونه؟

‫گفتم میرم تو جنگل ‫تله پرنده بذارم.

‫تو رنده رو به پرنده ترجیح میدی؟

‫این یه تخته خوبه. خرابش نکن.

‫مدرسه اجباریه. این قانونه.

‫یا بچه‌ها رو میفرستید پیش من، ‫یا به ژاندارم‌ها زنگ میزنم.

‫فعلاً، شما یه غریبه هستید.

‫این کار رو بکنید، دشمن میشید.

‫"امیدوار بودم منتظرم باشن. اشتباه کردم."

‫"کسی از اومدنم خوشحال نیست."

‫"هفته‌ها میگذرن و بچه‌ها نمیان."

‫"آیا از همین حالا شکست خورده‌ام؟"

‫"این دنیا، دنیای من نیست؛ تازه دارم کشفش میکنم."

‫"قوانین خاص خودش رو داره.

‫" ایده‌های ما هنوز به این روستاها نرسیده‌اند."

‫"هیچ تمایلی به مدرسه نیست."

‫"قانون کار کودکان شاید باعث ‫پیشرفت وضعیت پسران کارگر شده باشه،"

‫"ولی اینجا، هیچ چیز عوض نشده."

‫"خوشبختی دهقانان یه دروغه."

‫"برای کوچولوها، این یه بردگیه."

‫"خواسته‌های ما برای پیشرفت و عدالت ‫اجتماعی کافی نیست."

‫"باید دیگران رو به درستیِ این ایده‌ها متقاعد کرد."

‫"ولی من حتی نمی‌تونم کاری کنم ‫که به حرفم گوش بدن."

‫"بچه‌ها اینجا محکوم شدن به تکرار کردن"

‫"کارهای والدینشون رو از طلوع تا غروب تکرار میکنن."

‫"و برای دخترا بدتره."

‫"چطور می‌تونن شهروند جمهوری بشن"

‫"بدون اینکه تحصیل کرده باشن؟"

‫"چطور میشه ادعای حق رای کرد ‫بدون اینکه حق تحصیل داشته باشن؟"

‫"چطور میشه یه جامعه بهتر ساخت ‫اگه هیچکس نخواد یاد بگیره؟

‫"چه حیف و میلی."

‫تو اینجا تو خونه منی،

‫پس غذا می‌خوری.

‫برای کار کردن، باید خوب غذا خورد.

‫ممنون.

‫ با ساختن این نیمکتا بچه‌ها نمیان مدرسه.

‫باید بری بچه‌ها رو از خونه‌هاشون پیدا کنی ‫و پدر و مادرشون رو راضی کنی.

‫فکر میکنید امتحان نکردم؟

‫هیچ کس حتی حاضر نیست نگاهم کنه.

‫میخوای بدون مبارزه ول کنی؟

‫پاهات درد میکنه؟

‫منم که درد دارم، ‫به تو چه ربطی داره؟

‫اگه کفش چوبی جدید میخوای، برات درست میکنم.

‫من هیچ وقت از کسی چیزی نخواستم، ‫الانم قرار نیست شروع کنم.

‫و اگه قرار بود چیزی بخوام،

‫می‌پرسیدم یه دختر اینجوری ‫تو یه جای مثل اینجا چیکار میکنه.

‫من خدا رو خیلی سخاوتمند می‌بینم.

More Farsi Persian subtitles for Miss Violet

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left