200 บรรทัดแรก
،اگه مامانم میدونست روز وسط هفته اومدم بیرون
.تا آخر تابستون نمیذاشت پامو از خونه بیرون بذارم
.آره .منم از مامانت میترسم
.به خاطر همین امروز به مامانم نگفتم کجا میرم
خوبه، چون بی برو برگرد الان اجازهی .سر قرار اومدن رو ندارم
قراره دیگه، آره؟
.آره، مشخصه
خیلهخب، با شمارهی سه بگو الان مامانت فکر میکنه کجایی؟
....یک، دو، سه
.تمرین مناظره - .تمرین مناظره -
برگام! تو هم مناظره میکنی؟ - .از اول دبستان -
...پس به گمونم من و تو یه رودرویی کوچولو
.تو مسابقات مناظرهی منطقهایِ والی با هم داریم
.مناظرهی انجمن عمومی دو به دو .بیصبرانه منتظرم بمبارونت کنم
!اوه، اینجا رو ببین
جذابترین حرفی بود که !یه پسر تا حالا به دیوی زده بود
ولی بازم یه مسئلهی کوچولو بود .که هنوز دیوی رو اذیت میکرد
میتونم یه سوالی ازت بپرسم؟
چرا بهم پیام ندادی؟
.ببین، شرمندهام .عوضی بازی درآوردم
،ولی بعد از اون مهمونی ...یه جورایی پیش خودم فکر کردم
واقعاً باید مخ یه دختر رو که به خاطر یه پسر دیگه گریه کرده بزنم یا نه؟
.فقط شیش دقیقه گریه کردم
.ولی منظورت رو میفهمم
.باید بدونی که من دیگه بیخیال پکستون شدم
.راستش از یکی دیگه خوشم میاد
منم دیگه، نه؟ - .آره -
فصل سوم - قسمت ششم «تا حالا تقلب نکردم»
.زنیکههای خوشگل، صبحتون بخیر
.یه نفر انگار خیلی سرحاله
آره، سرحالم، چون همین الان یه مسئول استعدادیابی .واسه تست دادن بهم ایمیل زد
!مبارکه - !محشره -
ممنون! انگار تبلیغی که بازی کردم .واقعاً مهارتم رو به نمایش گذاشته
آیا روی پرچم دزدان دریایی خودتون نیاز به حریم خصوصی دارید؟
.بادبانهاتون رو برای پردههای کاپیتان جو بکِشید
!عجب پردههایی
.پس یا تعویض هم نداریم
یه کدومتون میتونید تو ضبطش بهم کمک کنید؟
.شرمنده، اِل، من و دیوی سر مسابقات مناظرهمون هستیم
.اشکالی نداره .به ترنت میگم
.صبر کنید ببینم ...خب، دیوی
از اینکه تو مسابقهی آخر هفته با دس رودررو میشی هیجانزدهای؟
یه جورایی دیوونهکنندهس، نه؟
واقعاً همینه، نه؟ .قراره حسابی بریم تو کارش
،بعدش هم از اون لحاظ بریم تو کارش
واسه یکی دو دقیقه تا وقتی .که مامانامون بیان دنبالمون
هنوز به چیزی مشکوک نشدن؟
.نه، بهترین قسمت دوست بودن مامانامون هم همینه
چندین هفته با همدیگه وقت گذروندیم .و اونا اصلاً و ابداً متوجه هیچی نشدن
.یعنی جذابتر از یه رابطهی مخفیِ محرمانه نداریم
البته اونا فکرش رو هم نمیکردن که ،یه رابطهی مخفیانهی دیگه هم به راهه
.که بالاخره آمادگی اعلام کردنش رو پیدا کردن
من و آنیسا میخوایم یه چیزی رو .به سمع و نظرتون برسونیم
.با هم رابطه داریم
چی؟ چطوری؟ کِی؟ چرا؟ .خب، دلیلش رو میدونم. جفتتون جذابید
.خب، یه مدت پیش یه جورایی همدیگه رو بوسیدیم
واقعاً؟
.آره ،جفتمون یواشکی جذب همدیگه شده بودیم
.ولی تو کافه تصمیم گرفتیم دیگه رسمیش کنیم
!پشمام، بچهها .خیلی هیجانانگیزه
!اوخی
خب، امشب چیکار کنیم؟ - .نمیدونم، تو پارکینگت سکس کنیم -
.آره، ولی همیشهی خدا کارمون همینه از یه کار تکراری خسته نمیشی؟
چطوره با یه کار دیگهای قاتیش کنیم؟
مثلاً چطوره بریم به یه گالری هنریای چیزی؟
قبلش قراره مست کنیم؟
.وای خدای من، عجب ایدهی محشری
.بیخیالش .بیا همون تو پارکینگ من همو ببینیم
.باید فیلمنامه بنویسی، پکستون .خیلی بامزهای
فهیمه داوری، زهرا حاجیپور Studio_C دانلود آهنگهای این قسمت در کانال تلگرام
.اینجا رو ببین، دیگه رسمیش کردیم
آهای، شرمن اُکس؟ .واسه یه زوج جذاب گوش به زنگ باشید
!میدونم. هشیار باشید، برو بچ .آنیولا اومدن
.انگار اسم یه عضو بدنه
فبیس چطوره؟
.نه، مثل اسپری فبریس شد «اسپری رفع بوی بد خانگی»
همون فبیولا و آنیسا چطوره؟
!اوه
میخواستی بغلم کنی یا بوسم کنی؟ - نمیدونم. خودت کدوم رو میخواستی؟ -
جلو چشم همه به همدیگه ابراز علاقه کنیم یا نه؟ آداب و رسوم خداحافظیمون چی باشه؟
.میدونی چیه؟ بیا الکی فکر و خیال نکنیم - .موافقم -
...آخ
.بعداً میبینمت - .آره، آره، شرمنده -
دس؟ دیوی؟ .پنج دقیقه دیگه بیاید شام
هوم؟ هوی! خُل شدی؟
اگه مامانامون مچمون رو بگیرن چی؟
اگه سرمون رو از تنمون جدا کنن دیگه چطوری لب بگیریم؟
شاید سرمون رو یه جا خاک کنن؟
«جلسهی تمرین آبکی تو دبیرستان شرمن اِکس؟»
به مسابقهی مناظرهمون میگی جلسهی تمرین آبکی؟
شرمنده، روی تقویم تیممون .به این اسم صداش میکنیم
وایسا ببینم، الان همتون فکر میکنید قراره بیاید و با خاک یکسانمون کنید؟
اونم چون تو یه دبیرستان خصوصی باکلاس درس میخونید؟
نه بابا. به خیالمون شانس خوبی واسه برنده شدن داریم؟
.خب آره .ولی فقط به خاطر اینکه همیشه همینیم
.یه چندباری نزدیک بود برنده شیم
خب، به خاطر اینکه معمولاً سال اولیهامون رو .میفرستادیم تا باهاتون رقابت کنن
واقعاً؟
،به گمونم به خاطر همین هیچوقت همدیگه رو ندیدیم
به خاطر همینم همهی بچههای مدرسهتون .به طرز غیرعادیای کوچولو به نظر میرسیدن
.ولی این دفعه، گروه سال آخریمون رو میاریم
.اینجوری من و تو هم با هم وقت میگذرونیم
وایسا ببینم، عصبانی هستی؟
.قصدم توهین کردن نیست
،ولی هارتمن هیل رتبهی بینالمللی داره
.اکثراً هم با دانشگاهها رقابت میکنیم
خب که چی؟ از مدرسهی ما .چهارنفر واسه مسابقهی دِ وویس تست دادن
.و تا الان دو نفرشون هم مُردن
.ببین، مدرسهی ما یه برتری ناعادلانه داره
.منابع مدرسهی ما بیشتر از شماست
مشکل اصلی کم بودن بودجهی .سیستم مدارس دولتیه
،مدرسهی من خیلی هم خوبه .با تشکر
.ببین، واقعاً قصدم دلخور کردنت نبود
.خب، منم دلخور نشدم
،جنابعالی باید دلخور بشی
.چون فردا سر مسابقه قراره خورد و خاکشیر بشی
.باشه .بیصبرانه منتظرشم
.هوم
.کامالا، عاشق این میشی
...نوشته "جذاب" چون که .خودت میدونی دیگه
،اون دستگاه برچسب ساز خودمه
،و باقی موندهی نوار برچسب گرون قیمتم
.ولی آره، تو خیلی جذابی
.اوهوم
این وسایلها واسه چیه؟
.نوار چسب و کیسه زباله خریدی چیه؟ داری یه جسد رو دفن میکنی؟
دارم با یه ستارهی جنایی واقعی قرار میذارم؟
...نه، به زنعموم گفتم واسه مرتب کردن
.یه سری از وسایل مادربزرگ بهش کمک میکنم
دیروز، یه عالمه جعبه از هند ...به سمتمون سرازیر شده
.که دوازده ساعت مشغولشون بوده
خب، نگران نباش. حالش خوبه. خودش میگفت .بعد از سالها یه خواب درست حسابی کرده
،اگه به من بود تو رو هم دعوت میکردم !ولی خودت میدونی که
.آره .مادربزرگ ازم متنفره
.درک میکنم .نگرانش نباش
،به هر حال امروز باید داور مسابقهی مناظره باشم
.و اون بچهها یه کوچولو کمتر ازم متنفرن
.انگار جفتمون یه شنبهی هیجانانگیز در انتظارمونه
آره، چرا انقدر کسل کنندهایم؟
میدونی چیه؟ باید فردا جبرانش کنیم ...با یه کوچولو
و وقتی گفتم قراره هارتمن هیل رو .خورد و خاکشیر کنیم، دس خندید
اون خیال میکنه که قراره ببره .پس ما هم باید شکستش بدیم
...اگرچه ترجیح میدم فعالیتهای تحصیلی من رو
،درگیر پیچیدگیهای مربوط به خودت نکنی
ولی تو این یه مورد باید بگم .طرف دوست پسر جذابتم
.هارتمن هیل، خورد و خاکشیرمون میکنه - چی؟ -
آره، شنیدم مربی جدیدشون همون کامپیوتریه .که برندهی مسابقهی جِپردی شده
بن، از کِی تا حالا انقدر دلسرد شدی؟
ببین، فقط دارم سعی میکنم که انقدر خودم رو .درگیر کارو بار دیگران نکنم
!هر چی .هنوز هم باید سعی کنیم شکستشون بدیم
چطوری؟ هارتمن هیل اشتراک ویژهی .شرکت کسیسنکسیس رو داره .یعنی تبلیغات نمیبینن
آره، تنها ماهنامهای هم که ...ما تو کتابخونهمون داریم
.روزنامهی محلی رایگانمونه
.شرمن اُکس توتلر
همونی که همیشه تو هر آب و هوایی خیس خالی به دستمون میرسه؟
آره، این یکی عنوان اصلی ماه دسامبره ...در مورد یه یاروئه به اسم پیت فلوم
که اونقد چراغهای کریسمسی روشن کرده .که برق بقیهی محله رفته
!به این میگن یه افشاگری کوبنده
:آقای فلوم بیان داشته که ...وظیفهی مقدس من در اینه که
.شور و حال کریسمسی رو تو محلهام پخش کنم
و بله، با بالا تنهی لخت شیش متری .مجسمهی خانم کلاوس شروع شد «همسر بابانوئل»
.حتماً تو مناظره به کارمون میاد
«مناظرهی برنامهریزی شده»
.میشه ردپاش رو در بغل دموکراسی پیدا کرد
.گفت بغل
،فیلسوفها و سیاستمداران
نه فقط با شمشیر بلکه با زبونشون .بحث و جدل میکردند
.گفت زبون
و برای همچین مناظرههایی در بالای .تپهی پینکس گرد هم جمع میشدند
...گفت - .خیلهخب، بیاید دیگه این مسابقه رو شروع کنیم -
تیمها میتونن تکالیف مربوط به خودشون رو .روی تخته ببینن، موفق باشید
.درضمن اریک، تو توی مسابقه مناظره نیستی .به خاطر گذروندن تنبیه شنبهات اینجایی. برو
.خب، اینجور که معلومه تو مسابقه رقیب همدیگهایم
به گمونم باید تا مرحلهی پایانی واسه .له کردن شما مشنگا صبر کنیم
.اگه بتونید به مرحلهی پایانی برسید که محشره .تا ببینیم چی پیش میاد
.دارم بهت میگم چی پیش میاد دیگه
،بد به حال تو .خوش به حال من
ولی بازم بعداً همدیگه رو بوس میکنیم، نه؟
.سعی نکن باهام لاس بزنی .امروز دشمن خونی همدیگهایم
.و آره، بعداً میتونیم همدیگه رو بوس کنیم
در نتیجه داروهای افزایش دهندهی عملکرد .باید در ورزش مجاز باشند
.بریم ببینیم بدن انسان از پس چه کارایی برمیاد، جیگرم
«دور دوم- شرمن اُکس»
واضحه که حمل و نقل دو روزه یه تهدید جدی .واسه جامعهمون به حساب میاد
«هارتمن هیل»
پس به خاطر بچههامون هم که شده .باید زراعت عمودی بیشتری انجام بدیم
«شرمن اُکس»
.خیلهخب .دوربین، آماده، حرکت
،من النور وانگ هستم و 167 سانتیمتر قدمه
.و سخنرانی جنیفر لوپز از فیلم شیادان رو اجرا میکنم
.کات - منظورت از کات چیه؟ -
.حتی هنوز شروع هم نکردم
شرمنده، فقط حس میکنم .انگار یه چیزی کمه
.آره، اجرای تک نفرهام دیگه
.نه، قضیه این نیست .نگرانم که اونقدرا جلب توجه نکنه
اگه میخوای مسئول استعدادیابی قبولت کنه .باید به یاد موندنی بشی
به خاطر همین یه میلهی مخصوص رقاصای لختی آوردی؟
!آخه اون در حین سخنرانی لخت نمیشه
.قصدم اینه چندین سطح رو اجرا کنیم - .ببخشید که کشوندمت اینجا -
.خیال میکردم بیشتر از این حرفا خوش بگذره
No comments yet. Be the first to leave one.