200 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
نوامبر 1956، پس از دو هفته شورش تانک های روسیه به بوداپست حمله کردند
شورشی های زنده مونده در زندان تا مدتی طولانی با مرگ رو به رو بودند
تنها شانس اونا فرار به غربه
...تنها جایی که می تونند
مارتا
کجا بودی؟
بابت سواری ممنونم
بهت گفتم دارم میام چرا توی خونه نموندی؟
جرئت نداری از من ایراد بگیری وقتی خودت اینقدر دیر کردی
اینا چمدون های توئه؟ چیزی نیاوردی؟
چرا آوردم ببین این مال توئه
حالا اونو باز نکن داخل قطار بازش می کنیم
بیا بریم
از این طرف نه
روس ها دارند میرند خونه هاشون
مادربزرگت چی گفت؟
اون گریه کرد
همه چیز خوب میشه
بیا
حرومزاده های لعنتی
بلند شو
نمیتونم نفس بکشم
صبر کن ؛ یک پیاده گم شده
مارتا بیا بریم ؛ میخوای اینجا بمیری؟
هنوز اینجاست
اون قطاره
من اینو باور نمی کنم ؛ چقدر میتونه طول بکشه؟
دارم سوار میشم
گفتی میتونی منو با ۴۰ دلار خارج کنی
و تو اینو فهمیدی قیمت بلیط ۴۰ دلاره
بیا ایمره؛ لطفا
چیکار می کنی؟
چیکار می کنی نزار بره به من دست نزن
دست از سرم بردار ؛ هیچ مشکلی پیش نمیاد
اذیتش نکن
اونا دنبال دردسر نیستند
جلوی بچه هاش نه ؛ لطفا
این کار رو نکن ایمره
این آخرین فرصت ماست یا الان یا هیچوقت
ایستوان
بلیطش چنده؟
پنجاه دلار
بکنش ۲۰تا
اینجا چونه زدن نداریم
این تمام چیزیه که بدست آوردم
این کار انجام میشه
نگهش دار
من اسلحه ندارم
تنهایی؟
آره
سوار شو
من هم مثل تو شجاع و مصمم بودم
میدونستم که خدا برام وظیفه ای درنظر گرفته
من براش آماده بودم
وایسا
من کشیش رو تحویل دادم
یک کتاب ؛ قانون جنایی فعلی
یک تسبیح
ساعت مچی
ضربدر روی بند چرمی
سازدهنی
یک گردنبند مریم باکره
و یک کتاب دینی دیگه
یک جفت عینک
اسمت چیه؟
من قبلا اعلام کرده بودم که قصد اعتراف ندارم
تنها شکنجه ممکنه به این کار منجر بشه
بنظرت کسانی که اظهارنامه تو رو داشتند هنوز آزاد هستند؟
اسمت چیه؟
ردر بالینت
کارت چیه؟
رو به دیوار
پرده ها ؛ همه پرده ها رو ببندید
مارتا
مارتا
اگه دوست دخترت رو پیدا نکردی من اینجام
ایستوان
اونا بهت آسیب رسوندند؟ چی شد؟
خیلی خب ؛ صندلی رایگان رو دیدی؟
از این طرف نبود؛ بیا بریم عقب
این بلیط توئه نگهش دار هر وقت خواستی میتونی بخوایش
بلیط؟
میتونم؟
بهم فشار نیار اولیگان
این اولیگان در مقابل قوی ترین ارتش جهان جنگیده
واقعا؟ پس همه ما توی این قطار چیکار می کنیم؟
دهقان پلبه
من طاقت این آدم ها رو ندارم میدونم
تمام انقلاب رو از روی صندلی راحتت تماشا کردی
ایستوان ؛ میتونم ؛ می فهمم
ما باید حداقل الان کنار هم بمونیم
ما مجبور نیستیم بیشتر به این آدمها گوش کنیم
خوب میشیم
بغلم کن بداخلاق
خدای بزرگ چه شانس شگفت انگیزی
من همیشه خوش شانس هستم
من خیلی سردمه
حتی داخل؟
بیا یک صندلی پیدا کنیم
ببخشید پسر کوچولویی با این قد ندیدید؟
ببخشید اما نه نه
ممنونم ؛ اندریس
اگه بچه داری باید مراقبش باشی
مارتا
فقط بزارش من انجامش میدم اوه خیلی ممنونم مرد جوان
من این یکی رو هم میزارم باشه؟
خب اگه میتونی
چطور تونستی تا اینجا بیاریش؟ همیشه کسی هست که کمک کنه
میشه به من کمک کنی؟
من یکم گیاه دم اسبی دارم که خونریزی رو متوقف می کنه
شاید بتونه کمک کنه باندت رو هم عوض می کنم
اینجا چی بستی عزیزم
فقط تمام زندگی ماست
بهترین زمان برای بیدار شدنه مدیریت زمان خواب؟
اون پنج روزه که نخوابیده و حالا بلافاصله پیاده میشه
خواب نبودم فقط فکر میکردم
در مورد چی؟
درباره این همه کتابی که داخل کتابخونه است
کسی قراره همه اونا رو بخونه؟
این چیزیه که من هر شب بهش فکر می کنم
من همه اونا رو خوندم و حالا اینجام در حالی که یک کتاب هم ندارم
حالا فکر می کنم همه اونا رو فراموش کردم
اون در سال ۱۹۴۴ که روس ها به سمت ما شلیک کردند دچار ترومای انفجار شد
من همیشه زخم های پسرم رو با این درمان کردم
من هم براش میگیرم
پسرتون زودتر رفته ؟
دو روز قبل
اون اول نمی خواست ما رو زودتر بره
مردد بود که بمونه یا بره
نیازی نیست اینقدر حرف بزنیم کی به مسائل ما اهمیت میده؟
یکم کلوچه سبوس دار بخورید
بعضی ها نمی تونند تحملش کنند
ما فقط اسمشو میزاریم برانی
نه ممنون
حقیقت اینه که پسرم چاره ای نداشت
اون اونجا در خیابان ها بود
و همچنین مسلح
نمی دونم کسی رو کشته یا نه
اما اون روزها نبود حالا واقعا کافیه
دقیقا مثل تعداد کمی از ما
میدونم از کجا میشناسمت
تو یک بازیگری
من تو رو در تئاتر ویگ دیدم
گوش کن ؛ گاز رو خاموش کردیم؟
البته که این کار رو کردیم حتما شوخیت گرفته
ببخشید شطرنج رو دارید؟
انتظار داشتم کتک بخورم
یا ناخن هام رو بکنند
اما اونا منو شکنجه نکردند
اونا یک روش خیلی خاص برام ایجاد کردند
من اجازه دیدن چهره هیچ انسانی رو نداشتم
...بازجویی شماره هفت
شرایط مالی تو رو به یک خزانه دار موفق تبدیل کرد
چرا ۳۱ مارس امسال استعفا دادی؟
سوابق رو به چه کسی دادی؟
اونا رو کجا پنهان کردی؟
در ۹ نوامبر ۱۹۴۴ تو دستگیر شده بودی
برای فعالیت های ضدنظام
تو به نازی ها گفته بودی که گنج ها کجا پنهان شدند
نازی ها اونقدر منو کتک زدند که یک کلیه ام رو از دست دادم
اما چیزی از من نگرفتند
کمونیست ها کاملا از این موضوع آگاه بودند
ما به شکنجه زندانبان تو ادامه میدیم
تا وقتی که هویت رابط رو بدی
کی اون گنج های غیرقانونی رو بدست آورده؟
و اون ارز ارسالی از واتیکان رو گرفته؟
کجایی خدای من؟
این همون چیزیه که تو ازم میخوای؟ این ماموریت منه؟
چطور میتونستم در مورد تو شهادت بدم؟
چرا منو فرستادی اینجا؟ جایی که هیچکس منو نمی بینه و نمی دونه من چرا اینجا هستم؟
وقتی رنج کشیدی پرده ها پاره شد و زمین غرش کرد
اما من در اینجا حفر شدم
هیچکس منو نمی بینه و من هیچکس رو نمی بینم
من مثل دانیال در میان شیرها تنها موندم
تنها مثل یوسف در چاه
تنها
تنها
این یک ست شطرنجه که دستته؟
آره
من واقعاً دوست ندارم تحمیل کنم
اسمم ساندور چتکوویکسه اگه کسی از شما مایل به بازی باشه
قطعا الان براش وقت داریم متاسفم
اما زمان خوبی نیست
اگه نظرتون عوض شد
من چند کوپه پایین تر هستم
...پس بیا ببینیم
همینجا صبر کن
آقا ببخشید
من شطرنج بازی نمی کنم اما فکر می کنم دوست دخترم میخواد باهاتون بازی کنه
واقعا؟
آره اون واقعا عاشق شطرنجه
اما اگه بازی می کنید چرا برای پول بازی نکنید؟
بگو برای ۵۰ دلار
خب من ممکنه برنده بشم
پنجاه دلار پول زیادیه
من باور نمی کنم بتونی اونو شکست بدی
...اما اگه شکست بدی
میتونم اینو بهت بدم
No comments yet. Be the first to leave one.