200 บรรทัดแรก
مــتــرجمــين Drama آريـن & GodeatGod سعيــد
يالا
وايستا
ببين، دلم ميخواد که خودم بهت شليک کنم
اما بايد برادرام رو هم راضي نگه دارم
تا چند دقيقه ي ديگه وقتي که خورشيد طلوع کرد
من اين هفت تير رو به خودت ميدم
کار شرافتمندانه رو انجام ميدي و خودکُشي ميکني؟
چرا بايد يه همچين کاري بکنم؟
شرمندگي و پشيموني
حرف مُفته
نه، شما ها
فقط ميخواين دستتون به قتل آلوده نشه
و منم از عشقم به "رزانا" پشيمون نيستم
خب، خودکشي نميکنه
سم ميخوره؟
گور باباش
تفنگا رو بندازين
همين حالا
گفتم همين حالا
کاري که ميگه رو بکنين وگرنه مغزتون رو ميپاشونم رو زمين
بقيه ـتون برين اونجا کنار برادرتون زانو بزنين
و منو دعا کنين که زندگيتون توي مشتم بود
و بازم بيخيالشون شدم
مگه کري، "مک کوي"؟
گفتم زانو بزنم
من براي هيچ آدمي زانو نميزنم
و فقط خدا رو دعا ميکنم
نه تو رو
"مرد شجاعي هستي، "جيم مک کوي
بابات بايد بهت افتخار کنه
خيلي خب، آتيشش بزنين
ميدوني، بايد اين گُه دوني رو چند سال پيش ميسوزونديم
به تو ربطي نداره
!دستتو بکش
خيلي احمقي که خودتي گير "مک کوي" ها ميندازي
ديگه مهم نيستش
رزنا"، بچه ي منو حامله ست"
اون جونمو نجات داد
ميخوام باهاش ازدواج کنم
رزنا" چي چيه؟"
تو از اين قضيه خبر داشتي؟
جانسي"، اون يه "مک کوي"ـه"
به خانواده ي خودش خيانت کرده
به خانواده ي ما هم خيانت ميکنه
حقيقت نداره
...ميدوني، من من اين چيزا حاليم نميشه
نه، بايد حاليت بشه
!تمومش کن
حاليت ميشه و ازش خوشتم مياد
!تمومش کن، خواهش ميکنم
!"آنس"، "آنس"
هي، کافيه ديگه
کافيه !اين... ديگه کافيه
ديگه بيشتر از اين دست رو اون بچه "بلند نکن، "آندرسون هتفيلد
تو هيچوقت با يه "مک کوي" ازدواج نميکني
اگه اين خونه رو ترک کني ،تا بري دنبالش
ديگه برنگرد
تصميمت رو بگير همين حالا هم بگير
يا بمون يا برو
من آماده ـم
يالا "سمي"، يالا
"يالا "اسکوئيرل
"يالا "سمي
!حالا ديگه شده کل کل، رفقا
"يکي بده بياد، "رابرت-اي
بيا
"جفرسون"، "جفرسون"
با تخفيف خانوادگي
بدش ببينم - نه -
تا همين الانش چقدر خوردي؟ - من هيچي نخوردم -
بده ـش به من - من هيچي نخوردم -
اينجوري رفتار نکن
نزن ديگه
هي "رابرت-اي"، حواست باشه
"نانسي"
"سلام "جانسي هتفيلد
سلام
حالت چطوره؟
من خوبم
،ميدوني بايد ازت خبر ميگرفتم
واقعاً نميخواستم بهت آسيبي برسونم
من فقط... فکر ميکنم اتفاقي که افتاد يه جورايي يه حادثه بود
فکر کنم همينطور بود
اما لازم نيست نگرانش باشي
ذهنم خيلي درگير "رُزانا"ست
حالش چطوره؟
.ضعيفه
دکتر ميگه سرفه زمين گيرش کرده
سرفه ـش خوني شده
فکر ميکنن که ممکنه بچه رو از دست بده
از دست بده؟
يا شايدم نده
کي ميدونه؟
...هي، تو
بهش ميگي که من حال خودشو و بچه رو پرسيدم؟
اينکارو برام ميکني؟
...دفعه ي بعدي که "رزانا" رو ببينم
بهش ميگم
سلام بابابزرگ
اصلاً هم بامزه نيستش
چرا، هستش
هي، نذار مثل خوره بخورت
،هي، صحبت خوردن شد
اين ترشي هاي باميه رو امتحان کردي؟
خوشمزه ـن
اينکه فلفله
قرمز و تند و تيز
حرومزاده
،اگه داداشم نبودي تا الان مرده بودي
حالا بيا برقصيم
مسابقه هنوز پابرجاست، مگه نه؟
اگه برات فرقي نداره که يه گلوله رو هدر بدي
هنوز که هيچ گلوله اي رو هدر ندادم
چجوري ميخواي هدف رو بزني چشم سفيد؟
موفق باشي
هي، هي، پشت خط
از خط رد شدي
آره، قاضي بايد خودش متوجه ميشد
تو کار خودتو بکن، پسرم
کاري که ميکنه، اينه که به خطا ميزنه
"اوه "کپ
کاملاً خطا زدي
نه، نزدش
زد وسط هدف
صاف وسط خال
ديدي که کجا شليک کرد
هي، آروم باشين پسرا
نه، نه، نه، نه
اينجا مسابقه ي تيراندازيه
اينجا مسابقه ي تيراندازيه پسرا
بلندشو
اينجارو نگاه کن
ببين "مک کوي" سرشو انداخته پايين
دست و پاي "هتفيلد" داره ميلرزه
انس"ـه ابليس نميتونه تو چشماي" پيرمرد نگاه کنه
رندال مک کوي" روش رو برگردوند"
مثل يه دختر تنها که براي اولين !بار چشمش به يه کير گنده افتاده
"مراقب دهن کثيفت باش، "هتفيلد
ممکنه اوضاع شير و تو شير بشه
"هر اتفاقي که بيوفته، "کاتن تو همينجا بمون
اسبا رو آروم نگه دار
آره، "مک کوي" داشت به خودش ميلرزيد
سريع دمشو گذاشت رو کولش و رفت
هتفيلد" به خودش ريده بود"
هنوزم ميتوني بوش رو حس کني
نظر تو چيه، "اليسون" ؟
به نظر من که 2 هر دو تا مرد خيلي باوقار رفتار کردن
اگرم کسي نگاهش رو دزديده باشه جفتشون باهم اينکارو کردن
بريم
اينم به خاطر
پول اون ويولوني که بيشتر از يه ساله
بهم بدهکاري، گوساله ي دزد
حق با "جانسي" بود
مثل پيرزنا کتک ميزني
شايد بايد برات کلاه و لباس زنونه بگيريم
ديگه کافيه
!من جهنم روي زمينم
!فقط يه گراز بو گندويي
ديگه کافيه
"دهنشو سرويس کردي، "اليسون
هتفيلد"ها، شما دخالت نکنين"
يالا، بپر روش
يالا رفيق
يالا، بگيرش
آره، همينطوري
چند نفر ديگه ميخواين؟
بذار همونجا بشينه
هنوز کارمون باهات تموم نشده
!برو، بگيرش
برو سراغ کلاس رقصت
چاقو بزنش
!"اليسون"
تحمل کن داداش کوچولو
فقط تحمل کن
"آنس"، "آنس"
...اون
کاتن" کجاست؟"
کاتن"، بيا اينجا"
بذار قانون اين مشکل رو حل کنه
تو خوب شو
ترتيب بقيه ـش رو خودمون ميديم
کاتن"، حواست به پدرت باشه"
الان ديگه ميتونيم بريم خونه؟
لاوسي"، ببرش خونه بذارش روي تخت"
جانسي"، "کاپيتان"، پاهاش رو بگيرين"
ببريمش توي گاري
لاوسي"، يه ملافه بيار"
اون هميشه براي صلح پا در ميوني ميکرد
و روي آتيشي که بقيه شروع کرده بودن آب ميريخت
ميذاشت هرکي راه خودشو بره ...و حالا
حالا شايد بابتش کشته هم بشه
اليسون" چي بهت گفت؟"
کاتن" رو خواست"
!گرفتيمشون
!کلانتر دستگيرشون کرد
اون "مک کوي" هاي حرومزاده رو گرفتيم
"گرفتيمشون، "آنس
کلانتر نميتوني اجازه بدي مارو بگيرن
داداشت چطوره، "آنس"؟
No comments yet. Be the first to leave one.