200 บรรทัดแรก
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
پیش از قرن بیستم، بررسی ایمنی داروها الزامی نبود
چی، مستقیم از فرودگاه اومدی؟
پروازت چطور بود؟ برادرت چطوره؟
ببخشید، خیلی خستهام میشه بعداً حرف بزنیم؟
آره
فکر کردم گفتی خستهای
آره، برای حرف زدن زیادی خستهام
- آهان - هوم
آهان
داروهای مخدر بدون نسخه فروخته میشدند
به نوزادانی که دندان درمیآوردند، شربتهای حاوی مورفین میدادند
داروی گلودرد چرکی را با ضدیخ میساختند
فکر نمیکنی بد نیست جمعوجور کنیم، نکنه خالهات برگرده؟
نگرانش نباش
هوم، من یککم نگرانشم
- بهت خوش میگذره؟ - آره
آره؟
پس استرس نگیر
هیچکس مسئول تشخیص تفاوت بین داروی درمانگر
و داروی آسیبزا نبود
با مامان خوش بگذرون، باشه؟ دوستت دارم، بیا بغلم
- دوستت دارم - خداحافظ، بابا
آره
اوم... پیتزا توی یخچاله و لباسها توی خشککن
ممنون صبح بهت زنگ میزنیم
من اون یکی رو میخوام
باشه
نگاه کن، مامان
باشه
هیچکس عوارض جانبی یا واکنشهای ناخواسته را بررسی نمیکرد
دوقلوها غذا خوردن، پوشکشون عوض شده و خوابیدن
براشون «ستاره کوچولو» خوندی؟
«بزرگراه جهنم»
هرچی جواب بده
ممنون که این کار رو کردی
قبل از اولین روز رسمی برگشتت باید استراحت کنی
هیجانزدهای؟
آره. یعنی، الان خیلی چیزها روی سرمه
بچهها، درس خوندن برای امتحانها و سال پنجم بودن
ولی فقط چند ماه دیگه مونده و...
- از پسش برمیام - تو مثل زن شگفتانگیزی
زن شگفتانگیز میتونه زیر ۶۰ ثانیه زایمان بگیره؟
- لعنتی - آره
نه، زن شگفتانگیز رو فراموش کن
- تو دکتر جو ویلسونی - هوم
نه، نه، نه، نه، نه
تنها کاری که میشد کرد، تاس انداختن بود
بازم ممنون که گذاشتی خونهات بمونم
ممنون که، اوم...
خودت میدونی
میگفتم امشب بیای خونه من، ولی خواهرزاده و همخونهام
داره با کارآموزها مهمونی میگیره و باهاشون میخوابه
چه عالی
همهچی روبهراهه؟
اوم... همسر سابقم میخواد باهام ناهار بخوره
خیلی هم بد به نظر نمیاد
دفعه قبل که این اتفاق افتاد، سعی کرد نذاره برگههای طلاق رو امضا کنم
چی... اوم... میخواست با هم بمونین؟
بیشتر نمیخواست تقصیر گردن خودش بیفته اواخرش خیلی بههمریخته شد
مجبور نیستی بری ناهار میتونی فقط بگی نه
زیادی واکنش نشون میدم شاید فقط میخواد راضیم کنه
زک رو بفرستیم اردوی تابستونی یا یه چیزی همهچی خوب میشه
- بعداً پیدات کنم؟ - هوم
دکتر جان به اورژانس دکتر کریستوفر جان به اورژانس
صبح بخیر
اینجا دوربین مداربسته داره؟
فکر نکنم
باشه، توی آسانسور بوس ممنوع
احتمالاً هیچجای بیمارستان نباید همدیگه رو ببوسیم
اتاقهای آنکال چی؟
اتاق آنکال اشکال نداره، اگه در رو قفل کنیم
و با فاصله وارد و خارج بشیم
به نظرم جلوی بقیه هم عشوه ممنوع
وقتی توی سرویس توام، سه فوت فاصله و بدون تماس چشمی
یککم عجیب نمیشه؟
پس یه مقدار حرفهای تماس چشمی
باشه، آره
آقای آزاب
ممنون، دکتر میلین
دکتر وایتوی به پذیرش دکتر پرستون وایتوی به پذیرش
حتی فکرش رو هم نکن
فقط داشتم رد میشدم میخواستم ببینم حالش چطوره
به هیچ بیماری نزدیک نمیشی، مخصوصاً کویین
حتی سمتش رو هم نگاه نمیکنی
یه هفته کامل کارهای قبل از عمل انجام دادم کافی نیست؟
درمانی رو به یه نفر تزریق کردی که سازمان غذا و دارو صریحاً منعش کرده بود، پس نه
چیکار کنم نظرت عوض بشه؟
همونی که میگم
یه عالمه خلاصه ترخیص هست که اسم تو روشونه
- هوم - برو
هی، از کی میتونم برش گردونم به سرویس عادی؟
وقتی خودم بگم
ولی نیرو کم داریم
خب، بذار کمک کنم
خودم کویین دورستون رو ترخیص میکنم
پس این یکی رو از فهرستت خط بزن
هرچی شما بگین
دکتر برکهارت به ارتوپدی دکتر کیم برکهارت به ارتوپدی
صبح بخیر، بیلی
پیش بیمار من، کویین بودی؟
اوایل امسال برای پروندهاش مشاوره دادم گفتم بیام سلامی بکنم
- آدم خوبیه - آره
اوم...
- رازت رو بهم میگی؟ - راز؟
از وضع خوب شدن عفونتش پیداست
یه جور معجزه کردی
همینطور ادامه بده
دکتر پیکا به اتاق عمل دکتر پیکا به اتاق عمل
...و برای همینه که خوسفا اورتیس د دومینگز یکی از قهرمانان گمنام مکزیک
در انقلاب محسوب میشه
- صبح بخیر، شما دو نفر - دکتر ویلسون، برگشتین
اولین روز برگشتمه
ببخشید درس تاریخ رو قطع کردم
الان دخترمون رو تا نصف راه دکترا برده
خوششانسه که پدر و مادرش هر دو استاد دانشگاهن
بچه اولمونه
برای دومی یا سومی انتظارم رو پایین میارم
اول از این بارداری رد بشیم
درد شکم، تهوع و خونریزی واژینال داری
تنگی نفست از کی شروع شده؟
از دیروز
اول فکر کردم شاید فقط از بارداریه
- باشه، اجازه میدی؟ - هوم
باشه
بچهمون حالش خوبه؟
با توجه به فشار خون بالات، نگران پرهاکلامپسیام
میخوام چند آزمایش دیگه بگیریم تا مطمئن بشیم
- خطرناکه؟ میتونین درمانش کنین؟ - باید بترسم؟
ترسیدن طبیعیه
فقط بدون که قدمبهقدم کنارت میمونم
هرچی باشه، با هم از پسش برمیایم
- باشه - باشه
برمیگردم
- میشه یه چیزی بپرسم؟ - هوم
تو و اوون طلاق گرفتین با هم ناهار میخورین؟
معمولاً نه
از تو طلاق گرفته باز با هم ناهار میخورین؟
نه
- باید نگران باشم؟ - بابت ناهار؟
دکتر شپرد؟ امدادگرها زنگ زدن
یه بیمار سکتهای دارن میارن زن، ۷۵ ساله
- بعداً. چقدر مونده؟ - دارن پیادهش میکنن
نزدیک لیک یونیون پیداش کردن نامفهوم حرف میزد
به سیتی خبر بده باید فوراً اسکن بشه
و آزمایشگاه اندوواسکولار هم آمادهباش باشه
باشه
خدای من
- اوون، اوون - خدای من
- زن ۷۵ ساله، مدام میپرسه... - اِولین
- میشناسیش؟ - هانت رو پیج کن
آسیب ترومایی داره؟
- اوون؟ - مادرشه
- هی، دکتر کوان - سلام
داشتم فکر میکردم ما رو فراموش کردی
محاله، فقط خیلی سرم شلوغ بود
ولی شنیدم دارین مرخص میشین
آره، میریم خونه استراحت کنیم بعد راه میافتیم
اولین مقصد، پارک ملی گلیشر
لوگن رو راضی کردی بره سفر؟
اتفاقاً خودش برنامهش رو ریخت
نمیدونم چی شد بعد از عملم
یه جان مویر تمامعیار شد
کی میدونه این یخچالها تا کی باقی میمونن، نه؟
سلام، آقای دورستون
دکتر کوان، فکر میکردم شما باید...
فقط داشتم خداحافظی میکردم سفر بهخیر
دکتر وارن، اشباع اکسیژن در هوای اتاق ۹۳ه
و ضربان قلب داره به محدوده صد و خردهای میرسه
- یعنی چی؟ - شاید هیچچیز نباشه
ولی تا بررسیش نکنیم نمیتونیم پدرتون رو مرخص کنیم
پس عکس قفسه سینه و نوار قلب بگیرین
فقط چند تا آزمایشه زود از اینجا میریم
دکتر کوان، شما هم باهاش میرین؟
حتماً. بهمحض اینکه چیزی بفهمیم بهتون خبر میدم
عالیه
تانیا اورویس، ۵۶ ساله، هفت ماه بعد از پیوند قلب
با تنگی نفس و درد قفسه سینه بستری شده
همیشه از دیدنت خوشحال میشم، ولی متأسفم حالت خوب نیست
اشکالی نداره، هیچوقت حالم خوب نیست
امیدوارم بفهمیم مشکل چیه و این وضع عوض بشه
میتونی من رو یه ۲۵ساله سالم کنی با سینههای بزرگ و موهای موجدار ساحلی؟
از نظر فنی تخصص من نیست
پس فکر کنم قرار همینطور بمونم
با یه موتور دستدوم کار میکنم چه انتظاری داشتی؟
خودش یه جور معجزهست
من که پیوند قلب نداشتم
ولی فکر میکردم باید نسبت به قبل بهتر باشی
- آدم همین فکر رو میکنه - منظورت چیه؟
جونی و خوشقیافه
۲۰ واحد کلسترول
سطح پروگرف، سیتی و نوار قلب بگیرین، باشه؟
- برمیگردیم - بیصبرانه منتظرم
- واقعاً که... - دلنشینه، عاشقش میشی
اِولین، تدیام. اوون داره میاد پایین دووم بیار. چیزی پیدا کردین؟
- رفلکسهای عمقی دوطرف ۲+ و برابره - به نظر میاد حمله ایسکمیک گذرا داشتی
- یعنی یه سکته کوچیک - میدونم یعنی چی
پیر شدم، ولی هنوز پرستارم
دیدنت خوبه، عزیزم
- بچهات چطوره؟ - پنجسالشه و پر از انرژیه
No comments yet. Be the first to leave one.