200 บรรทัดแรก
آنچه گذشت در سريال "خدمتکاران منحرف"
شما ؟ - جسي هستم ، خدمتکار ماريسول
هر وقت جسي رو مي بينم ...به خودم يادآوري ميکنم که
به چشماش نگاه کنم نه به سينه هاش
بايد بگم که من از اينجا ميتونم صداتون رو بشنوم
فکر ميکردم شوهرم ارنستو مرده
به همين خاطر من با کسي ديگه ازدواج کردم
چون شوهر اولت زندست
در واقع اون هنوز شوهرته
من ميرم روي مبل بخوابم نه تو مجبور نيستي اينکارو بکني
به نظر من بهتره
هفته ديگه ميرم مسافرت
براي 6 ماه ميرم يونان براي تکميل تخصصم
با من ميايي؟
... البته که ميام
چي؟ ... آه
چرا قرص ميخوري؟
چون بعضي وقتا بزرگترها غمگين ميشوند
و اين قرص ها اون ها رو خوشحال تر ميکنه
بهت اعتماد ندارم
!!! تو دنيايي مشکل داري تيلور
هر اتفاقي هم بيفته .... من بلاخره مي فهمم
!!خداي من ، تيلــور؟ تيـــلور؟
اين روش برانگيختگي جنسي ... ديگه انجامش نميدم
حالا فرض ميکنم که هر دوي شما
ميخواهيد که عشقبازي مسخره ايي که داريد رو همه مطلع شوند
فردا مي بينمت
کلمه رمز اينه "حق السکوت"
اين چيه ؟
.... يه چيزي که يخورده بيشتر
... به جلساتمون هيجان ميده
خوب ، شروع کن
من اين کارو نميکنم
کارمــن
باز دوباره بايد انگار يادآوري کنم
اگه ميخواهي تو و سباستين رابطه تون مخفي بمونه
بايد همون کاري رو بکني که من ميگم
خوب سيمها رو به من وصل کن
پيرمرد زشت و دهن لق!
شرمنده متوجه نشدم ولي به نظر دلت برام ميسوزه
آقاي پاول من زياد وارد نيستم ولي به نظرتون اين کار خطرناک نمياد؟
دقيقـاً نکته اش همينجاست
تو بگو چي
ميخوام شکنجه بدمت با انجام اين کار
تو خيلي شيطان صفتي بچه کوچولو پس شوک بهت نميدم
واقعا حظ کردم از طرز تفکرت اما نه ، تو انجامش ميدي
حالا سوئيچ رو بزن و درجه رو بيشترش کن
Ooh! Oh, ho! Ah! Ah! Oh!
چرا خاموشش کردي؟
داشتي همش "Ooh! Ooh! Ooh! Ooh! Ooh!" ميکردي
داشت حال ميداد
پس روشنش کن و درجه اش رو بيشتر کن
نه
محض رضاي خدا بيشتر عصباني شو
متعجبم از اينکه چرا سباستين زنش رو ول نميکنه و نمياد طرف تو
اين حرفها رو ميزني تا من رو بيشتر عصباني کني
باشه من هم بيشتر عذابت ميدم
صادقانه بگم کارمن اگه ازت خواستم منو شکنجه بدي
ميخواستم که برام آواز بخوني
Aah!
آه ، خداي مــن Uhh!
!!!! آقاي پاول
آقاي پاول
اون نمرده ، مرده؟
هنوز نبض داره .متاسفانه
باور نميکنم تو هنوز داري اون کارهاي کثيف رو باهاش انجام ميدي؟
تو گفتي که تموم شد ديگه
سباستين ، آمبولانس هر لحظه ممکنه برسه
ميتونيم به جر و بحث ادامه بديم وقتي داري به من کمک ميکني
ازت "حق السکوت" ميگيره؟ نامرد
اون ميخواست هر دوي ما رو اخراج کنه
و من هم ميدونستم تو چقدر به اين کار نياز داري
!ميخواستي ازم محافظت کني بايد واقعاً مواظبم باشي
البته که بهت اهميت ميدم ولي عملت اينو نميگه
چون دوست ندارم نارحتت کنم
چون تو هيچ وقت زنت رو ول نميکني
درسته؟
بوق آمبولانس رو شنيدي؟
بهتره از اينجا بري
ماريسول خيلي سريع خودم رو رسوندم ، تيلور چطوره؟
معدش رو شستشو دادند در حال معاينه هست فعلا
عزيزم ، حالت چطوره؟
کي ميتونم مامان رو ببينم؟
حالش فعلا خوب نيست
ولي حالش خوب ميشه. باشه؟
البته
کتي ، ميتوني يک لحظه اينجا صبر کني
ميخوام با پدرت صحبت کنم
چي شده؟
اونها دارند يک آزمايش روانشناسي روي تيلور انجام ميدن
اوه خداي من اين روشي است براي علت خودکشي
شانسي هست که اتفاقي رخ نداده باشه؟
اونا اينطور فکر نميکنند با توجه به تعداد قرص هايي که خورده
تقصير منه
ما با هم مشاجره داشتيم من هم شب رو تو هتل خوابيدم
- Oh. من عصباني بودم و بهش شک کردم
چيزهايي ..... بهش گفتم
اما دوستش دارم
هيچوقت نميخواستم ناراحتش کنم نه ، البته که نميخواستي
يه لطفي به من بکن
از وقتي که بلانکا رفته کسي نيست که از کتي مراقبت کنه
نميخوام که دست غريبه باشه
نميخواد چيزي بگي خوشحال ميشم کمک کنم
براي چند روزي تا به اين مشکلات رسيدگي کنم
من کمک ميکنم تا جايگزيني مناسب براي بلانکا پيدا کنيم
يک نفر تمام وقت تا وقتي که مشکلات کمتر بشه
متشکرم اگر چيز ديگري هم هست ميتونم جبران کنم
البته
هر کاري که تيلور کرده
نذار دوباره اتفاق بيفته
آدرين؟ خداي من
پيامم رو گرفتي؟
فکر کنم آقاي پاول گيرپاژ کرده
حالش خوب ميشه؟
فعلا حالش خوبه براي آزمايشات بيشتر مي بريمش بيمارستان
منم باهاتون ميام
مطمئنم که حالش خوب ميشه
نمي فهمم
چرا وقتي من نبودم گيرپاژ کرده؟
منم نميدونم ، بعضي وقتها پيش مياد
شايد بخاطر پيري و کهولت سنش باشه
اما آدرين هميشه خيلي روي فرم و اميد به زندگي داشت
اون .... روي فرم ..... نبــو
کارمن ، بايد ازت تشکر کنم بخاطر کمکي که در غياب من انجام دادي
! اگه تو اونجا نبودي تا پيداش کني
خدا ميدونست چه اتفاقي مي افتاد
کاملا درسته نيازي به تشکر نيست
نه ، وقتي آدرين بهوش بياد
مطمئنم حتماً ميدونسته تو جونش رو نجات دادي
حتماً شوک زده ميشه
بله ، قطـعـاً
کارمن ، تو يه فرشته ايي
..... تو يه فرشته واقعي هستي
.حالا خوب شــد
تا 2 روز ديگه ميام پيشت تا برگرديم
باشه ، عزيزم Mmm.
خيلي دوســتـــت دارم
مامان ، بسه ديگه ، من بچه نيستم
ببخشيد
فکر کنم سعي ميکنه جلوي باباش دوست داره خوب به نظر برسه
هميشه به تو نگاه ميکنه
فقط وقتي بهش پيتزا رشوه ميدم
رزيتا قبل از اينکه بري ميخواستم يه هديه بهت بدم
به چه مناسبت؟
امروز سالگرد ازدواجمونه
فراموش کردي
متاسفم اين ... اين براي خيلي وقت پيشه
خوب ، من بياد داشتم انگار همين ديروز بود
تو يک گل مثل همين رو توي موهات گذاشته بودي
و تو هم کت و شلوار پدرت رو پوشيده بودي
... تو يک لبخند روي لبانت داشتي مانند
مثل اون
و ما عهد بستيم زندگيمون رو اون روز با هم
جلوي همه اقوام و فاميلها و همچنين در محضر خدا
نميتونم قبولش کنم
اين يک هديه است و من اون رو پس نميگيرم
خوب دوست داري چي توي ساندويچ باشه؟
گوشت بوقلمون؟ کره بادوم زميني و ژله
کتي؟ نميدونم
خوب معمولا بلانکا چطوري برات درست ميکرد؟
بابات ميگه .خيلي دلت براش تنگ شده
آدمها بعضي وقتها ترکمون ميکنند
پيش مياد
يه لحظه منو ببخش ... فقط
سلام
هي ، من هستم امروز صبح نديدمت
!!! چند تا تلفن داشتي
باشه ، پيامگيرم رو چک ميکنم ممنون جسي
نگران نيستم ولي فکر ميکني کي برگردي خونه؟
به نظرت من کي برميگردم؟ تو اونجايي؟
از ساعت 5 صبح
راستش نه قبل از اون ولي دلم برات تنگ شده
تو ....... تو که از من فرار نميکني؟ اينطوره؟
چرا بايد ازت فرار کنم؟
چون من شنيدم در مورد من با همکارانت صحبت ميکردي
بهت گفتم .... اون
دوستم تو بيمارستان بستريه چي؟
دوستم تيلور اون تو بيمارستانه
منم موافقت کردم تا براي چند روزي مواظب دخترش باشم
خوبه حس ميکنم که يک احمقم
باشه تو نميدوني اما بدون ازت فراري نيستم
اوکي ، ببخشيد کاري از دستم برمياد؟
نه ، فقط سنگر رو حفظ کن
مي بينمت وقتي که کارم تمام شد
Oh!
باشه والنتينـا خوشحال شدم از اينکه بهت زنگ زدم
اوه يه نفر پشت دره
عزيزم بايد برم
Uh-huh. به رمي سلام برسون
زويـلا
کيه؟
رينا هستم خواهر زويـلا؟
متاسفم زويلا اينجا کار نميکنه
خيلي خنده داره ميدونم خودتي ، بزار بيام داخل
!! خداي من
چند وقت شد؟
رينـا اينجا چيکار ميکني؟
فکر کردي فقط اومدم ببينمت؟
آخرين باري که ديدمت ماشينم رو دزديدي
اون يک ماشين دست دوم بود بهتره بگي يک ماشين داغون
No comments yet. Be the first to leave one.