エ・キ・ス・ト・ラ!!!

エ・キ・ス・ト・ラ!!!

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

This Is Going to Hurt S01E02 1080p iP WEBRip GalaxyTV
This Is Going to Hurt S01E02 720p iP WEBRip GalaxyTV
This Is Going to Hurt S01E02 1080p iP WEB-DL playWEB
This Is Going to Hurt S01E02 720p iP WEB-DL playWEB
This Is Going to Hurt S01E02 1080p WEB-DL-RTN
This Is Going to Hurt S01E02 720p WEB-DL-RTN
ความคิดเห็นโดย thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2022-09-07
ดาวน์โหลด: 33
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟

‫من دکترم. احتمالاً باید قبلش می‌گفتم

‫اینجا بخش زنان و زایمانه. ‫به اسم واژن و بچه هم می‌شناسنش

‫زبونم پر از یه سری نقطه شده

‫عارضه‌ای که به شما دست داده، ‫گیرنده‌های چشاییه

‫بفرستش بره خونه بابا. ‫خب وقتی به مامانم زنگ زدی...

‫گفتی کی هستی؟

‫گفتم هم‌اتاقیتم

‫ولی اون می‌دونه که فقط یه اتاق خواب دارم

‫- یه ذره آرومتر بی‌زحمت ‫- فکر می‌کنی من به درد نخورم؟

‫چندتا بچه به دنیا آوردی؟

‫- عه... ‫- یادته که ازت خواستم...

‫رجیسترار موقت اینجا باشی؟

‫سعی کن مثل یه رجیسترار کوفتی رفتار کنی

‫خیلی نگران بچه‌تم

‫باید فوراً بچه رو به دنیا بیارم

‫ظاهراً نباید می‌فرستادمش خونه

‫بجنبید

‫یالا

‫وای خدا، یالا دیگه

‫خیلی‌خب، کافیه

‫بیایید دوباره بازش کنیم

‫نمی‌ذارم چنین کاری کنی

‫بعد چطوری می‌خوای جلوی منو بگیری آبجی؟

‫همیشه‌ی خدا سواب‌ها گم میشن

‫- پیداش می‌کنیم ‫- نمیگم چطوری کارتو انجام بدی دکتر...

‫ولی اگه نتونیم سواب رو پیدا کنیم...

‫- بهتر نیست... ‫- ببخشید...

‫فکر کردم گفتی بهم نمیگی ‫که چطوری کارمو انجام بدم

‫خیلی‌خب، میشه همگی ‫داخل کفشتونو نگاه کنید...

‫که شاید افتاده باشه اونجا؟

‫سلام. حالتون چطوره؟

‫همونطور که احتمالاً متوجه شدید...

‫یکی از سواب‌هایی که حین سزارین ‫استفاده کردیم رو پیدا نمی‌کنیم

‫واسه همین باید بررسی کنیم که...

‫یه جورایی داخل شما جا نذاشته باشیمش

‫یه جورایی داخلم؟

‫یه جورایی کاملاً داخلتون. آره

‫- بعد جذب نمیشه؟ ‫- چرا، جذب میشه. ولی خیلی آروم

‫حدود 6000 یا 7000 سال طول می‌کشه

‫آره. شرمنده

‫خیلی‌خب. قیچی

‫انبر ضخیم

‫ببین چی پیدا کردم

‫ای کوچولوی کسکش دزد

‫عذر می‌خوام، تریسی

‫از پدرشم عذرخواهی می‌کنم

‫ آهنگ Trouble از Ray LaMontagne

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫همه‌چی مرتبه؟ قضیه چیه؟

‫همه‌چی ردیفه، ممنون، ‫مرد ناشناس با کوله‌پشتی

‫نه، منظورم بچه‌ی توی تخت ‫شماره‌ی پنج بود

‫من دکتری‌ام که اونو به دنیا آورده. ‫حالا حالش خوبه؟

‫نه. اگه یادت باشه، تشخیصت ‫واسه مادرش اشتباه بود...

‫واسه همین حدود 15 هفته زودتر به دنیا اومد

‫نه، منظورم...

‫بیرون کشیدن مایع نخاعی طبیعی بود؟ ‫دوباره ازش آزمایش خون گرفتید؟

‫تو کار مربوط به خودتو انجام دادی رفیق

‫بقیه‌اش دیگه به عهده‌ی ماست

‫هنوز اینجایی؟

‫فقط داشتم یه چیزی رو بررسی می‌کردم

‫آره. همه‌مون گاهی اشتباه می‌کنیم

‫به این معنی نیست که کارمون بده

‫اگه از اشتباهاتمون درس بگیریم، ‫باعث میشن کارمون بهتر بشه

‫خیلی‌خب، گاندی. یه سواب گمشده بود دیگه

‫نه، اونو نگفتم. اشتباهی رو میگم که ‫رفته بودی بهش سر بزنی

‫بگذریم، از اینجا برو

‫شیش ساعت پیش باید می‌رفتی خونه؟

‫سواب دنیرو ‫(رابرت دنیرو)

‫چی؟ آها. من بودم می‌گفتم سواب داونی جونیور ‫(رابرت داونی جونیور)

‫آره. این یکی رو ‫جولیان گفته بود، واسه همین...

‫هری؟ چه غلطی داری می‌کنی؟

‫در خراب شده

‫باز نمیشه. کلیدا...

‫- کلیدا خراب شدن ‫- چی؟

‫محض رضای خدا. یالا

‫یه ذره غذا روی صورتته

‫اون احتمالاً مایع جنینه

‫هری...

‫وای، درستش کردی

‫کار چطور بود؟

‫خوب بود، ممنون. برو داخل، همین الان. ‫برو توی تخت

‫عمراً

‫اون کیف پولمه

‫هری...

‫بوسم کن

‫هری...

‫ آهنگ Music When The Lights Go Out ‫ از The Libertines

‫گندش بزنن. شرمنده، بیدارت کردم؟

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- بافتنی می‌بافم

‫قبل از اینکه بری خودتو از پل بندازی پایین ‫برات شیرکاکائو درست کنم؟

‫هری...

‫هری، بس کن

‫- کاری می‌کنی دیر برسم سر کار ‫- که اینطور

‫این پیراهن خوبه؟

‫با فرض اینکه اونی که داشتی می‌بافتی ‫یه پولیور بود که بپوشی روش

‫امشب خیلی دیر برنمی‌گردم

‫خوبه. گِرگ و اِما ساعت هفت میان...

‫واسه همین حواست باشه ‫تا اون موقع برگردی

‫نگفتم که کار من یه جورایی سیاله؟

‫آدم هیچوقت نمی‌دونه که کِی ‫واسه یه کار اورژانسی خبرش می‌کنن

‫در اون حد هم بد نیست

‫در مقایسه با کی؟ عیدی امین؟ ‫(رئیس‌جمهور دیکتاتور اوگاندا)

‫می‌دونی، احتمالاً وقتشه که ‫دیگه انقدر به گِرگ نگی...

‫که انقدر از اِما بدت میاد

‫دارن با هم ازدواج می‌کنن

‫بچه‌شو حامله‌ست

‫قشنگ میشه

‫فاهیتا درست می‌کنم

‫حالا اصراری نیست که فاهیتا درست کنم

‫به نظر میاد اصلاً نخوابیدی

‫نه، مجبور شدم قید خواب رو بزنم

‫یه حواس‌پرتی غیرضروری از این امتحان‌هاست

‫- کِی امتحان داری؟ ‫- چند هفته دیگه

‫بعد یک چهارم آناتومی رو خوندم...

‫یعنی چقدر؟ یه شاخشو شکوندم؟

‫اصلاً رویان‌شناسی و زیست‌شیمی رو ‫هنوز شروع هم نکردم...

‫و ده دقیقه دیگه هم با آدام ‫توی شیفت کشیکم

‫نمی‌خوام مثل مامانت حرف بزنم...

‫چی؟ باید تا الان شوهر می‌کردم؟

‫ببین، به آدام بگو یه بار هم که شده ‫خودش تنهایی می‌تونه کار کنه

‫طوری هم که الان رفتار می‌کنه ‫کل روز کارش طول می‌کشه

‫تمام کک و مک‌های روی کون یه بیمار رو ‫بافت‌برداری و معاینه می‌کنه

‫محض احتیاط که شاید یه نوع ‫سیاه‌یاخته‌ی نادر ژاپنی باشه

‫بعد، فقط یه شب دیگه مونده، ‫بعدش چند روز استراحتم

‫نمی‌دونم چیکار کنم. واسه ای‌جی خوب میشه

‫که یه بارم که شده مامانشو ببینه

‫تریسی!

‫یالا، زیست‌شناسی جی‌سی‌اس‌ای رو بذار پایین

‫کار داریم

‫ببین، میشه پسر شجاعی باشی و ‫خودت تنهایی بری؟

‫- بله؟ ‫- مطمئنم که شروتی دوست داره...

‫یه کم دیگه درساشو بخونه

‫آره. منم دوست دارم 85 میلیون پوند ‫و یه کیر 25 سانتی داشتم...

‫ولی می‌دونی، نمیشه همه‌چیو با هم داشت

‫بیخیال، سواب مارلی ‫(باب مارلی)

‫خیلی‌خب، باشه

‫دو ساعت دیگه بیا بخش زنان

‫ولی بعدش ازت امتحان می‌گیرم و می‌خوام که...

‫تمام سر و شونه و زانو و پاها رو از بر باشی ‫(نام یک آهنگ کودکانه)

‫هم شعرش، هم ترجیع‌بندش

‫ببین، به خدا که مطمئنم چیزی نیست

‫همیشه همه‌چیو بی‌اهمیت جلوه میده

‫تو هم هر دفعه که می‌گوزم ‫فکر می‌کنی دارم می‌میرم

‫یعنی ممکنه سرش تا نصفه قطع شده باشه، ‫بعد حاضر نمیشه یه آسپرین بخوره

‫شاید بهتر باشه ببینیم نظر دکتر چیه

‫- میشه دستمو بذارم روی شکمت؟ ‫- دستت چقدر سرده؟

‫- یه ذره ‫- خوبه

‫این یعنی همین الان داخل یه بیمار دیگه ‫فرو نرفته

‫این یعنی داخل یه بیمار زنده فرو نرفته

‫صحیح. دردت از صفر تا ده چقدر شدیده؟

‫اگه صفر رو عدم درد فرض کنیم ‫و ده، ارّه کردن پاهات...

‫در حال گوش دادن به آهنگ مایکل بوبله باشه؟

‫به نظرم سه

‫دردش مثل این می‌مونه که ‫فلفل خُرد کنی و دست بزنی به چشمت

‫منظورم همینه. مشخصه که این درد، هشته

‫میشه لباستو بدم بالا؟

‫یا خدا

‫خوبم

‫صحیح. به نظرم ممکنه ‫یه اتفاقاتی در جریان باشه

‫بذار بگم قضیه چیه. دیشب یه کباب خوردم

‫عملاً شبیه کیر هاگرید بود

‫یه عارضه‌ای هم هست به اسم ‫پیچ‌خوردگی تخمدان...

‫که تخمدان دور خودش می‌چرخه

‫می‌خوام توی بخش پذیرشت کنم...

‫در اولین فرصت ببریمت اتاق عمل...

‫- و یه نگاهی بندازیم ‫- عمل جراحی؟

‫شوخیت گرفته؟ هیچی نیست

‫- بعید می‌دونم هیچی نباشه ‫- به حرف دکتر گوش کن

‫اگه مطمئن نبود که عمل جراحی نمی‌کرد

‫پس مطمئنی؟ یعنی صد درصد؟

‫- خب... ‫- ببین، مطمئن نیست. بیخیال، بیا بریم

‫توی پزشکی هیچ چیزی صد درصدی نیست

‫ولی اگه بری خونه، این برخلاف ‫توصیه‌ی اکید من بوده...

‫اینطوری ریسک بدتر کردنش ‫و از دست دادن تخمدانت رو به جون می‌خری

‫شایدم بدتر

‫- روث ‫- اگه وسایلی واسه امشبت می‌خوای...

‫شاید دوستت بتونه بره خونه و ‫یه چندتا وسیله برات بیاره

‫- ما دوست نیستیم ‫- دشمنید؟

‫- شریک مدنی ‫- وای خدا

‫منظورم این نبود که... شرمنده

‫به گمونم مشکلی با این قضیه ‫نداشته باشی، درسته؟

‫- نه بابا، نه ‫- شاید بهتر باشه...

‫با کسی که می‌خواد جونتو نجات بده ‫دعوا راه نندازی

‫خودش اینطور ادعا می‌کنه

‫خوبه. خیلی‌خب، توی بخش می‌بینمت

‫ببریدش بخش زنان

‫آهای، اینا همه‌اش مزخرفه. داره اذیت می‌کنه

‫اون یه بخیه‌ی تشکیه، آقای لاکهارت؟

‫- آره ‫- خیلی قشنگه

‫همینطوریشم بیضه‌ام به قدر کافی ‫مالیده شده، ممنون جولیان

‫آقای لاکهارت، یه بیمار توی بخش زنانه...

‫که به نظرم باید عمل بشه...

‫اگه زحمتی براتون نیست

‫- خب بگو دیگه ‫- نمی‌دونستم که...

‫انقدر خوب تقلید صدا بلدید، آقای لاکهارت

‫- پسرا ‫- بیمار 26 سالشه

‫الان از بخش اورژانس پذیرشش کردم، ‫درد شکم و حالت تهوع داشت

エ・キ・ス・ト・ラ!!! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for エ・キ・ス・ト・ラ!!!

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left