200 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
با انتخابات و مجلس و حمایت از قانون
فقط چهار سال بعد
آزادی بیان به پایان رسید
اکثر مخالفین سیاسی در زندان هستند
و حکومت در دست قاتلانه
و این داستان چگونگی مرگ دموکراسیه
برای اینکه چطور اتفاق بیفته
مورخان و کارشناسان اون چهار سال رو بررسی کردند
هر کدوم از دیدگاه فردی متفاوت
تو دست میبری ؛ تاثیر میزاری ؛ تغییر میدی
...اونا ما رو به ذهن کسانی می برند که میخواستند با فاشیسم مبارزه کنند
اونا متوجه شدند که این افراد دنبال سر تو هستند
اونا میخوان تو رو به طور کلی نابود کنند
و خود نازی ها
هیتلر واقعا معتقد بود که آلمانی خالص از نظر نژاد به وجود بیاره
جایی که نژاد آریایی نژاد برتره
لحظاتی که تاریخ در ترازو شناور بود
و میشد از بدترین جنایات جهان جلوگیری کرد
قتل دسته جمعی مشکلی نداشت
اما مهم تر این بود که از نظر اجتماعی قابل قبول باشه
مردم به حقیقت اهمیت میدند؟
یک سیاهچاله در قلب اروپا وجود داره
آلمان کشوریه که تا وقتی بزرگ بوده زانو زده
مردم با تحمل سالها سختی اقتصادی
به دنبال تغییر هستند
اما هیچ کس نمی دونه چه تغییری رو انتخاب می کنه
نطقه عطف دیگه ای مشخص شد
در تاریخ سیاسی آلمان
انتخابات عمومی 1930 باید شفافیت رو به ارمغان میاورد
اما نیاورد
این یک آشفتگی کامله
آرا بین ۱۴ حزب تقسیم شد
کمونیست ها
سوسیال دموکرات ها
حزب مرکزی تقریبا قدرت داشت
تا یک دولت اعتلافی میانه رو تشکیل بده اما دولت ضعیف بود
تنها گروهی که خوشحال بود و دستاوردهای مهمی داشت
نازی ها بودند
همین چند هفته پیش نازی ها انقلابیونی بودند که جشن گرفتند
اما انقلاب اونا شکست خورد
و هیتلر به زندان افتاد
اما بعد از اون شکست
هیتلر استراتژی جدیدی برای نازی ها تعریف کرد
وانمود کرد که یک حزب سیاسیه
و دموکراسی رو از درون نابود کرد
با این حال سال ها اونا به عنوان تندروهای دیوانه شناخته می شدند
تا به حال
در سال ۱۹۳۰ نازی ها سی درصد آرا رو به خودشون اختصاص دادند
سونات مهتاب اثر بتهوون
و علاقه این مرد رو جلب می کنه
عامل سیاسی نهایی آلمانی ها
یک ژنرال اشرافی دست راستی
کورت فون شلیچر
خیلی از افراد به این موضوع اشاره کردند که شلیچر
شلیچر در آلمانی به معنای دزدکی حرکت کردنه
بنابراین در انگلیسی اون میتونه یک خزنده یا عامل پنهان باشه
که به طور عجیب یک فرقه کار اونو انجام میدند
و برای چیزی که بود
اگه سیاست رو مثل یک بازی ببینی
شلیچر در بازی قدرت استاد بود
حرفه فون شلیچر مشاهده کردن بود
همه رو نگاه می کرد
و نازی ها در این ظاهر جدید پیداشون شد
مثل یک جعبه مخفی بود
چیزیه که پیش بینی نشده
میگند : ما اینو بهتون پیشنهاد می کنیم
ما اینجاییم و این بخش رو به شما پیشنهاد می کنیم
طبقه کارگر در آلمان ؛ یک بشقاب نقره ای
نازی ها نوعی اعتقاد خیابونی داشتند
و شلیچر به اندازه کافی بدبینه
و فکر می کنه اونقدر باهوشه که بگه
این اسبیه که ما سوارش میشیم
شیلچر میخواد از نازی ها برای حل یک مشکل بزرگ استفاده کنه
تهدیدی برای نخبه های اشرافی ایجاد کنه
از نیروهای قدرتمند چپ
پس شلیچر یک نقشه می کشه
اون میخواد صدراعظم فعلی رو جایگزین کنه
با حمایت یک ائتلاف میانه رو
با انتخاب جناح راست خودش
اما برای انجام این کار اون به دو چیز نیاز داره
حمایت نازی ها در رایشتاگ
و حمایت رییس دولت آلمان
مردی که قدرت استخدام و اخراج صدراعظم رو داره
پس شلیچر باید رییس جمهور هیدنبورگ رو متقاعد کنه
یک قهرمان جنگ 82 ساله
برای همکاری با نازی ها
هیندنبورگ در تلاش بود تا
این وضعیت نسبتا آشفته و سخت رو درک کنه
کتاب رو میخوای؟ آره
اون واقعا یک سیاستمدار نیست
این برداشت من از شخصیت اونه
اون سربازه
به ویژه در شرایط زمان جنگ
یک تمرین در مقام های دیگه مثل فرماندهیه
سیاست تا حدودی فرق داره
به ویژه در یک دموکراسی
و میتونیم ببینیم که میگه
خدای من ؛ من فقط آرزوی ساده یک فرماندهی نظامی رو دارم
که البته براش ممکن نبود
اون باید بهترین کار ممکن رو انجام میداد
البته بقیه سعی کردند اونو منحرف کنند
اگه به سیاست به عنوان یک بازی نگاه کنیم
همونطور که شلیچر انجامش میده
هیندنبورگ همون کسیه که در این بازی شاهه
همه چیز به این بستگی داره که چه کسی به هیندنبورگ نزدیک بشه
کسی که به پادشاه نزدیکه به قدرت نزدیکه
پس شلیچر یکی از اون افراد نزدیک بود
اگه نزدیک ترین فرد به رییس جمهور نباشه
تلاش می کنه تاثیر بزاره
و برای ملاقات مهندسی شده با نازی ها
پس شلیچر رییس جمهور رو متقاعد می کنه
تا با آدولف هیتلر ملاقات کنه
هیچ کدوم از اونا نمی دونند که با چه کسی سر و کار دارند
هیتلر با خواهرزاده اش زندگی می کنه
گلی راوبال
که شایعه شده باهاش رابطه جنسی داشته
درسته
بله
هیتلر یک خودشیفته بود
وسواس قدرت داشت
به این اعتقاد داشت که اون مرد سرنوشته
و همه این چیزها در طول زمان رشد می کردند
اون به طور فزاینده ای خشن می شد
اون پر از نفرت بود ؛ به ویژه علیه یهودیان
اون در نهایت یک مرد خشن بود
جسد خواهرزاده هیتلر گلی پیدا شد
اون با هفت تیر هیتلر به سینه خودش شلیک کرده بود
لحظاتی در زندگی هیتلر وجود داشت که کنترلش رو کامل از دست میداد
مثلا میتونید به اواخر عمر اون فکر کنید
در پناهگاه در سال 1945
وقتی اون کاملا تیکه تیکه میشه
و این هم با مرگ خواهرزاده ناتنی اون گلی رابال اتفاق میفته
در اون زمان دوست دخترش بود
نه لزوما به خاطر اینکه اونو دوست داشته و شوکه شده و از این مسایل
برای این بود که فکر می کرد دوران سیاسی اون به پایان رسیده
اما درست همون زمان که اون فکر می کنه ممکنه همه چیز تموم شده باشه
...تنها سه هفته قبل از خودکشی
شلیچر برای هیتلر دیداری ترتیب داده بود
با رئیس جمهور هیندنبورگ
سوال کلیدی بیان مفهومه
که میشد از هیتلر به عنوان یک ائتلاف جناح راست استفاده کرد
که بر اساس یک کینه مشترک بود
و برای دشمنان مشترکی که داشتند
برای هیتلر این لحظه ایه که اون متوجه میشه
که وقتش رسیده
اون حالا به بخشی از بازی سیاسی تبدیل شده
هیتلر بدون شک احساسات شخصی خودش رو داشت
اما من فکر می کنم که هیندنبورگ به هیتلر نگاه می کنه
حالا توجه کنید که این یک نگاه تقریبا ناخوشاینده
فون هیندنبورگ یک اشراف زاده است
اون یک ژنراله
درواقع اون رییس جمهور کشورشه
هیتلر در جنگ جهانی اول به عنوان سرجوخه جنگیده بود
و دوران حضور هیتلر در ارتش آلمان
با هیچ تمایز خاصی مواجه نشد
اون نسبتا نادیده گرفته شد
کسی که اسمش رو گذاشتند سرجوخه اتریشی
هیتلر فکر می کنه که واقعا به خوبی از بین رفته
اون ازش فاصله میگیره و فکر می کنه که حالا هیندنبورگ میدونه اون کیه
برای یک چیز و حالا زمان مناسبیه
هیندنبورگ تحت شرایطی آماده میشه
تا اونو به عنوان صدراعظم اصلی منصوب کنه
هیندنبورگ نتیجه میگیره که هیتلر بهترین گزینه است
برای اداره این پست
تا بتونه کارهاش رو برای اون پیش ببره و چیزی نگه
پس هیتلر تاثیر خیلی عمیقی نداشت
اوضاع اینطوری نیست ؛ یک تازه کاره
شلیچر در این لحظه عصبانی میشه
این افراد خیلی ارزشمند هستند ما بهشون نیاز داریم
ما فقط میخوایم باهاشون سیاسی رفتار کنیم
افسران آموزش دیده توسط ستاد کل مثل زمان های قدیم
اما متأسفانه ما در یک واقعیت دموکراتیک جمهوری خواهانه زندگی می کنیم
پس شلیچر فکر می کنه اگه نقشه اول شکست خورد
باید یک برنامه جایگزین داشته باشه
درحالی که هیتلر رهبر حزب سیاسی نازی هاست
اونا یک جوخه شبه نظامی به اسم استورمتورمرز دارند
از این افراد استفاده می کنه
تا خشونت در خیابون ها رو به چشم رقباش برسونه
اما به گونه ای که حزب نازی بتونه دخالت در این ماجرا رو انکار کنه
همه بخشی از دستور کار مخفی هیتلر برای راه انداختن جنگ بود
در برابر رقبای سیاسی نازی ها
در این مورد هم شلیچر یک فرصت میبینه
شاید اون بتونه هیندنبورگ رو متقاعد کنه که با نازی ها همکاری کنه
به عنوان راهی برای مهار کردن استورمتروپرز
برای شلیچر
اعضای استورمتورپرز خیلی مهم بودند
همون طور که از اسمشون معلوم بود
...چون شورش چپ
که اتحادیه کمونیستم و سوسیالیسم ها بود
احتمالا باید با قدرت سرکوب میشد
و این افراد نماینده این نیروها هستند و باید قدرت اونا رو بگیرند
ارتش آلمان ضعیف و فرسوده است
موضوعی که پیرمرد بهش اهمیت میده
اینه که شاید بتونه با نیروهای استورمتروپرز اونو تقویت کنه
شلیچر یقینا میدونه چه اهرم هایی
برای فشار اوردن به هیندنبورگ لازمه
هیندنبورگ به عنوان رییس جمهور اینو وظیفه خودش میدونه
تا آلمان رو به عنوان یک قدرت بزرگ ببینیم
No comments yet. Be the first to leave one.