Haruka naru yama no yobigoe (A Distant Cry from Spring)

Haruka naru yama no yobigoe (A Distant Cry from Spring)

遙かなる山の呼び声

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Haruka naru yama no yobigoe AKA A Distant Cry from Spring 1980 WEB-DL
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
WEB-DL

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
เผยแพร่เมื่อ: 2022-11-14
ดาวน์โหลด: 15
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫بهار، همیشه دیر به مناطق شمالی می‌رسد.

‫چه بارونی میاد!

‫رعد و برقه!

‫دیگه وقتشه که گوساله به ‌دنیا بیاد.

‫این دفعه حتما دختر هستش.

‫امیدوارم!

‫یکی اونجاست!

‫يعنی کی ميتونه باشه؟

‫شرمنده مزاحتون شدم.

‫من گم شدم.

‫میشه برا یه شب پیشتون بمونم؟

‫هر جایی که باشه.

‫طویله خوبه؟

‫خوبه.

‫تو چه زمانی هم اومدید!

‫عجب گرفتاری شدیم.

‫همه چاقوهای تو آشپزخونه رو قایم کن.

‫این برا شماست.

‫ممنون.

‫مامان؟

‫میشه بیای؟

‫باشه.

‫میشه اون طنابو بکشی؟

‫این؟

‫تو میتونی!

‫دیگه داره درمیاد!

‫تاکاشی، بیا و ببین.

‫یه دختره!

‫خوشگله، مگه نه؟

‫مامان، اینو یادم رفته بود.

‫زودتر می‌گفتی.

‫مداد داری؟ چرا بهم نگفتی؟

‫ممنون به‌خاطر غذا.

‫واقعا قدردانتونم.

‫نه بابا خواهش می‌کنم.

‫شما هم بهم کمک کردید.

‫برو اینو بده بهش.

‫آقا!

‫اینو مامانم داد.

‫نه، ممنون.

‫ولی مال شما هستش، حتی اگه نخوایدش.

‫پدر نداری، آره؟

‫چی سَرِش اومده؟

‫مرده.

‫زمستان طولانی به اتمام رسید - بهار هم همین‌طور.

‫و تابستان کوتاه فرا رسید.

‫هیتومی، بیار ناهار بخور.

‫ممنون، ولی باید برم مدرسه.

‫فردا دوباره میام.

‫خیلی خیلی ممنون.

‫سلام منو به مادرت برسون.

‫تاکِشی.

‫چیه؟

‫برو به گوساله شیر بده.

‫بازم همو دیدیم.

‫بازم ممنونم.

‫من باید ممنون باشم.

‫اینجا به هم ریختست،

‫آخه دست تنهام.

‫چی کشوندتتون اینجا؟

‫چایی میل دارید؟

‫زودی کارم تموم میشه.

‫خودم پرورششون دادم، خیلی خوب نیستن.

‫بفرمایید.

‫خانم، می‌تونم بمونم و ‫برای یه مدتی براتون کار کنم؟

‫یکی دو هفته.

‫شایدم بیشتر.

‫خودم مشکلی ندارم،

‫ولی فقط از طریق اتحادیه، کارگر استخدام می‌کنیم.

‫آخه پولدار نیستم،

‫و دستم تنگه.

‫پولش مهم نیست.

‫یه اتاق و تخت هم برام بسه.

‫آخه...

‫عذر میخوام.

‫نظرت چیه؟

‫راجع به چی؟

‫اون مَرده.

‫بهش جواب نه بدم؟

‫آخه بچه مدرسه‌ای، برام بهتره و

‫و اون هم غریبه هستش.

‫حواست بهش باشه.

‫اگه کار مشکوکی کرد، خبرم کن.

‫حله بابا!

‫اگه کاری هم بکنه، خودم حسابشو میرسم!

‫پس روت حساب می‌کنم!

‫شامتون.

‫ممنون.

‫مامان میخواد اسمتون رو بدونه.

‫اسمم؟ کوساکو تاجیما.

‫کوساکو تاجیما؟

‫اسم تو چیه؟

‫تاکِشی.

‫معنیش یعنی چی؟

‫جنگجویی با اراده قوی.

‫عجب اسم قشنگی.

‫ممنون.

‫تاکِشی، ها؟

‫مامان.

‫در رو قفل کن.

‫گفتش، اسم قشنگی دارم.

‫اسمشو رسیدی؟

‫آره.

‫چی هست؟

‫گفت اسمش...

‫هیچی نشده یادت رفت؟

‫ماشالا به حافظت!

‫به به، چه غذایی.

‫بسپاریدش به من.

‫می‌تونید؟

‫یه بار تو یه مزرعه کار کردم.

‫میشه از این استفاده کنم؟

‫تاکِشی،

‫اینو ببر براش.

‫بپا، داغه!

‫برا چی نمیاد، غذاشو بخوره؟

‫عجیب میزنه!

‫رو دهنت خمیر دندونه.

‫غذا خوردی؟

‫نه.

‫همینجوری بیارش پایین،

‫بعد نگهش دار و دوباره ببرش بالا.

‫می‌تونی کنتور رو بخونی؟

‫تو کیوشو به دنیا اومده. ‫(جزیره‌ای در ژاپن)

‫و برای اداره یه مزرعه اومد هوکایدو،

‫بعد ملوان شد،

‫بعدش هم کارگر کارخونه.

‫کلا، خیلی کار انجام داده.

‫کجا زندگی می‌کنه؟

‫نمی‌دونم.

‫خانواده‌ای داره؟

‫چیزی راجبش نگفت.

‫هیکل به این گندگی و خوش فرمی داره،

‫اونوقت داره بدون پول کار میکنه.

‫حتما کاسه‌ای زیر نیم کاسَست.

‫شاید.

‫حالا تو دیگه چته؟

‫نگران نباش،

‫خودم می‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

‫تو هم خیلی دیگه دلسوزی.

‫به هر حال، هر موقع میری بیرون،

‫دفترچه بانکیت...

‫و کیف پولت رو قایم کن.

‫خدا قوت آقا!

‫ممنون بابت کمک بهش!

‫خوشتیپ هم هست!

‫شب‌ها در خونتو قفل کن.

‫به هیتومی میگم بعد از ظهر بیاد.

‫ممنون.

‫کلا، کار زیادی هم براش اینجا نیست.

‫ممنون که اومدید.

‫ترسناک می‌زنه!

‫من که نمی‌ترسم!

‫باهاش حرف هم زدی؟

‫آره.

‫نترسیدی؟

‫نه بابا.

‫میخوای سوار شی؟

‫تو هم می‌خوای؟

‫مامان!

‫زینِ خوبیه.

‫شوهرم قبلا سوار کار بود.

‫این پشه کش و لباس کار برای شماست.

‫اون به گندگیه شما نبود،

‫پس، شاید اندازتون نشه.

‫ممنون.

‫رخت‌هاتونو بدید بهم،

‫تا بشورمشون.

‫در مورد حقوقتون،

‫من خیلی چیزی سردرنمیارم،

‫پس خودتون یه قیمتی بگید، ‫هر چی کم‌تر بهتر!

‫هر چقدر در توانتونه بدید.

‫و در مورد روز تعطیلیتون،

‫روزای تعطیلی نمیخوام.

‫از نظرم من که عالیه، ولی...

‫چرا اینجوری هستید؟

‫اصلا برا چی اومدید اینجا؟

‫دلیل خاصی نداره.

‫ترجیح می‌دم این جور سوال‌ها رو ‫ازم نپرسید.

‫یه چیز شخصیه.

‫شب بخیر.

‫خانم کازامی.

‫خانم کازامی! براتون یه مقدار...

‫سوشی آوردم.

‫خدا لطفتون بده!

‫میگم سخت نیست که...

‫تنهایی مراقب گاوها باشید؟

‫خودتون زمین رو درو می‌کنید؟

‫از طریق ایگاراشی...

‫جوابتون رو شنیدم.

‫ولی میشه نظرتون رو تغییر بدید؟

‫از اون موقع که تو ‫خاکسپاری شوهرتون دیدمتون،

‫یه دل نه صد دل عاشقتون شدم!

‫راستشو بگم، زنای زیادی داشتم.

‫الان زنی ندارم.

‫ولی عاشق زن‌هام!

‫اما... از وقتی شما رو دیدم،

‫دور هوس بازی رو خط کشیدم.

‫راست میگم.

‫می‌دونم.

Haruka naru yama no yobigoe (A Distant Cry from Spring) subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left