200 บรรทัดแรก
بهار، همیشه دیر به مناطق شمالی میرسد.
چه بارونی میاد!
رعد و برقه!
دیگه وقتشه که گوساله به دنیا بیاد.
این دفعه حتما دختر هستش.
امیدوارم!
یکی اونجاست!
يعنی کی ميتونه باشه؟
شرمنده مزاحتون شدم.
من گم شدم.
میشه برا یه شب پیشتون بمونم؟
هر جایی که باشه.
طویله خوبه؟
خوبه.
تو چه زمانی هم اومدید!
عجب گرفتاری شدیم.
همه چاقوهای تو آشپزخونه رو قایم کن.
این برا شماست.
ممنون.
مامان؟
میشه بیای؟
باشه.
میشه اون طنابو بکشی؟
این؟
تو میتونی!
دیگه داره درمیاد!
تاکاشی، بیا و ببین.
یه دختره!
خوشگله، مگه نه؟
مامان، اینو یادم رفته بود.
زودتر میگفتی.
مداد داری؟ چرا بهم نگفتی؟
ممنون بهخاطر غذا.
واقعا قدردانتونم.
نه بابا خواهش میکنم.
شما هم بهم کمک کردید.
برو اینو بده بهش.
آقا!
اینو مامانم داد.
نه، ممنون.
ولی مال شما هستش، حتی اگه نخوایدش.
پدر نداری، آره؟
چی سَرِش اومده؟
مرده.
زمستان طولانی به اتمام رسید - بهار هم همینطور.
و تابستان کوتاه فرا رسید.
هیتومی، بیار ناهار بخور.
ممنون، ولی باید برم مدرسه.
فردا دوباره میام.
خیلی خیلی ممنون.
سلام منو به مادرت برسون.
تاکِشی.
چیه؟
برو به گوساله شیر بده.
بازم همو دیدیم.
بازم ممنونم.
من باید ممنون باشم.
اینجا به هم ریختست،
آخه دست تنهام.
چی کشوندتتون اینجا؟
چایی میل دارید؟
زودی کارم تموم میشه.
خودم پرورششون دادم، خیلی خوب نیستن.
بفرمایید.
خانم، میتونم بمونم و برای یه مدتی براتون کار کنم؟
یکی دو هفته.
شایدم بیشتر.
خودم مشکلی ندارم،
ولی فقط از طریق اتحادیه، کارگر استخدام میکنیم.
آخه پولدار نیستم،
و دستم تنگه.
پولش مهم نیست.
یه اتاق و تخت هم برام بسه.
آخه...
عذر میخوام.
نظرت چیه؟
راجع به چی؟
اون مَرده.
بهش جواب نه بدم؟
آخه بچه مدرسهای، برام بهتره و
و اون هم غریبه هستش.
حواست بهش باشه.
اگه کار مشکوکی کرد، خبرم کن.
حله بابا!
اگه کاری هم بکنه، خودم حسابشو میرسم!
پس روت حساب میکنم!
شامتون.
ممنون.
مامان میخواد اسمتون رو بدونه.
اسمم؟ کوساکو تاجیما.
کوساکو تاجیما؟
اسم تو چیه؟
تاکِشی.
معنیش یعنی چی؟
جنگجویی با اراده قوی.
عجب اسم قشنگی.
ممنون.
تاکِشی، ها؟
مامان.
در رو قفل کن.
گفتش، اسم قشنگی دارم.
اسمشو رسیدی؟
آره.
چی هست؟
گفت اسمش...
هیچی نشده یادت رفت؟
ماشالا به حافظت!
به به، چه غذایی.
بسپاریدش به من.
میتونید؟
یه بار تو یه مزرعه کار کردم.
میشه از این استفاده کنم؟
تاکِشی،
اینو ببر براش.
بپا، داغه!
برا چی نمیاد، غذاشو بخوره؟
عجیب میزنه!
رو دهنت خمیر دندونه.
غذا خوردی؟
نه.
همینجوری بیارش پایین،
بعد نگهش دار و دوباره ببرش بالا.
میتونی کنتور رو بخونی؟
تو کیوشو به دنیا اومده. (جزیرهای در ژاپن)
و برای اداره یه مزرعه اومد هوکایدو،
بعد ملوان شد،
بعدش هم کارگر کارخونه.
کلا، خیلی کار انجام داده.
کجا زندگی میکنه؟
نمیدونم.
خانوادهای داره؟
چیزی راجبش نگفت.
هیکل به این گندگی و خوش فرمی داره،
اونوقت داره بدون پول کار میکنه.
حتما کاسهای زیر نیم کاسَست.
شاید.
حالا تو دیگه چته؟
نگران نباش،
خودم میدونم دارم چیکار میکنم.
تو هم خیلی دیگه دلسوزی.
به هر حال، هر موقع میری بیرون،
دفترچه بانکیت...
و کیف پولت رو قایم کن.
خدا قوت آقا!
ممنون بابت کمک بهش!
خوشتیپ هم هست!
شبها در خونتو قفل کن.
به هیتومی میگم بعد از ظهر بیاد.
ممنون.
کلا، کار زیادی هم براش اینجا نیست.
ممنون که اومدید.
ترسناک میزنه!
من که نمیترسم!
باهاش حرف هم زدی؟
آره.
نترسیدی؟
نه بابا.
میخوای سوار شی؟
تو هم میخوای؟
مامان!
زینِ خوبیه.
شوهرم قبلا سوار کار بود.
این پشه کش و لباس کار برای شماست.
اون به گندگیه شما نبود،
پس، شاید اندازتون نشه.
ممنون.
رختهاتونو بدید بهم،
تا بشورمشون.
در مورد حقوقتون،
من خیلی چیزی سردرنمیارم،
پس خودتون یه قیمتی بگید، هر چی کمتر بهتر!
هر چقدر در توانتونه بدید.
و در مورد روز تعطیلیتون،
روزای تعطیلی نمیخوام.
از نظرم من که عالیه، ولی...
چرا اینجوری هستید؟
اصلا برا چی اومدید اینجا؟
دلیل خاصی نداره.
ترجیح میدم این جور سوالها رو ازم نپرسید.
یه چیز شخصیه.
شب بخیر.
خانم کازامی.
خانم کازامی! براتون یه مقدار...
سوشی آوردم.
خدا لطفتون بده!
میگم سخت نیست که...
تنهایی مراقب گاوها باشید؟
خودتون زمین رو درو میکنید؟
از طریق ایگاراشی...
جوابتون رو شنیدم.
ولی میشه نظرتون رو تغییر بدید؟
از اون موقع که تو خاکسپاری شوهرتون دیدمتون،
یه دل نه صد دل عاشقتون شدم!
راستشو بگم، زنای زیادی داشتم.
الان زنی ندارم.
ولی عاشق زنهام!
اما... از وقتی شما رو دیدم،
دور هوس بازی رو خط کشیدم.
راست میگم.
میدونم.
No comments yet. Be the first to leave one.