200 บรรทัดแรก
آگنس
فقط مي خواهم يه چيزي رويش بذارم تا خون ريزي رو بند بياره
ببخشيد خواهر! اون خوب ميشه
اونا الان اينجان
يه سوال:شما گناهکاريد؟
شما گناهکاريد؟
مارتا اين تويي راجر چطور؟ اون آزاده
اونا يک زن ميخوان
تنها کاري که بايد بکني اينه که اونو ببيني و به دادگاه بگي اون بيگناهه
تو داري موقعيتمو به من ميگي؟ وضعيت سختيه
هيچکس نميخواد اين موضوعو به دادگاه بکشه
نه کليسا، نه دربار نه حتي من
ايو، اون يه بچه رو خفه کرد هيچکس نميخواد يه راهبه رو بفرسته زندان
ما نميگيم چه تصميمي بگبري يا چه کني
آيا دليلي هست که چرا حس ميکني نبايد اونو ببري؟
امروز تولدمه
هميشه روزا تولدم بايد تصميمهاي بد بگيرم
تولدت مبارک
سلام کيتي
سلام هلن هستم.خانم ديونپورت براي 9 صبح فردا وقت ملاقات داد
باشه؟ خداحافظ
يه لحظه صبر کن
سلام راجرهستم.تو بيمارستان باهام تماس بگير
نظرتو در اين مورد قبول دارم و تولدت مبارک
سلام بازم هلنم وقت ملاقات روز چهارشنبه ات رو لغو کردم
پس ميتوني مادرتو ببيني خداحافظ
سلام.مارتا حدس بزن کيه؟
سلام.من دکتر مارتا ليوينگستون هستم
...سلام من
دکتر مارتا ليوينگستون ...من
ببخشيد
...من يک
روانپزشک منصوب دادگاه هستم
متشکرم
فکر ميکنم مادر مقدس منتظرمه
دکتر ليوينگستون من منتظرم
من مادر ميريام روت هستم لازم نيست مادر صدام کنيد اگه دوست نداريد
بايد سخت باشه براتون
ميترسم در چنين روزي معاني ناخوشايندي براتون بياره
پس ميتونيد "خواهر" صدام کنيد -متشکرم
بايد سوالات زيادي داشته باشيد
ميتونيد سيگار بکشيد فقط به خواهرها نگيد
اونها نبايد بفهمن خصوصا مارگوريت
اون فقط از ملکه اليزابت ميترسه
.وانگهي من دلم براش تنگ ميشه
شما سيگار ميکشين؟ روزي 2 پاکت
نميتونم کنار بذارمش
بدون فيلتر
خوب،شما سوال داشتيد
شروع کنيد
کي ازبارداري اگنس خبر داشت؟ - هيچکس
پنهانش کرده بود؟ - اون در وان تنها و برهنه بود
اين طبيعيه؟ بله
و در طول اونروز؟ ميتونسته اسلحه رو پنهان کنه
آيا معاينه فيزيکي داشته؟
سالي يکبار بارداريش بين ويزيتها اتفاق افتاده
پدرش کيه؟ اطلاعي ندارم
چه کسايي بهش دسترسي داشتند ؟ تا جايي که مي دونم هيچکس
يه کشيش؟ ...بله اما
اسمش؟ پدر مارتينيو
فکر نميکنم او مظنون باشه کس ديگه هم بوده؟
مشخصا ،بوده
سعي نکرديد بفهميد اون کيه؟ بله ولي از اگنس بپرسيد
- چرا نپرسيديد؟ اون حتي نميتونه تولدشو بياد بياره چه برسه زمان شروع بارداري رو
کسي بچه رو به اون داده بله، 10 ماه پيش
فکر نميکنم کسي بتونه براي اين محاکمه کاري انجام بده
چرا اينطور فکر ميکنيد؟
از من نپرسيد من که بيمار نيستم
خوب من دکترم
من کسي هستم که تصميم ميگيره چي مهم هست يا نيست
ببينيد دکتر نميدونم چطور اينو مودبانه بهتون بگم ولي ازتون قبول هم نميکنم
نه شخصا از جهت روانکاوي
دقيقا.من از شما مي خوام باهاش معامله کنيد سريع و ساده
اون نمي خواد بازجويي بشه
تفتيش عقايد نمي کنم من قرون وسطايي نيستم
من مي دونم چي هستيد من نمي خوام اذهان رو محدود کنم
سلام
من دکتر ليوينگستون هستم از من خواسته شده باهات صحبت کنم ميتونم؟
بله
چه صداي قشنگي داريد
نه ندارم
من فقط شنيدم
اون من نبودم
اون خواهر مارگوريت بود؟
اگنس تو خيلي زيبايي
نه نيستم
تا حالا کسي بهت نگفته بود؟
بيا در مورد يه چيز ديگه حرف بزنيم
راجع به چي بايد حرف بزنيم؟ نميدونم
هر چي.ميشه بشينم؟ بله
اولين چيزي که به ذهنت ميرسه
خدا.اما چيزي دربارش به ذهنم نميرسه
دومين چيزي که به ذهنت ميرسه؟ عشق
تا حالا کسي رو دوست داشتي؟ بله
کي؟ همه رو
مشخصا کي؟ همين الان؟
شما رو دوست دارم
تا حالا مردي رو دوست داشتي؟ کسي غير از عيسي مسيح؟
بله کي؟
خيلي ها بودن
خب ، پدر مارتينو رو دوست داري؟ اوه بله
فکر ميکني اون تو رو دوست داره؟ ميدونم که داره
خودش بهت گفته؟ ...نه اما
وقتي به چشمهاش نگاه مي کنم مي فهمم
تا حالا با هم تنها بوديد؟ بله
- چه وقتهايي؟ حداقل هفته اي يکبار
و دوستش داري؟ اوه بله
کجا همديگر رو مي بينيد؟ در جايگاه اعتراف
تا بحال بيرون هم ديديش؟ مي خواهيد درباره بچه صحبت کنيد؟
تو هم مي خواي؟ من هرگز بچه اي نديدم.اونها اين داستان رو ساختن
چرا بايد اين کارو بکنن؟ نميدونم
درست يادت مياد؟ نه مريض بودم
چطور؟ بخاطر چيزي که خورده بودم
آسيب بهت زد؟ بله
کجا؟
همين پايين
چه کار کردي؟ رفتم تو اتاقم
اونجا چه اتفاقي افتاد؟ مريض تر شدم
بعدش چي؟ خوابم برد
در حالي که درد داشتي؟ بله
بچه از کجا اومد؟ کدوم بچه؟
چيزي که اونها ساختن تو سرشون؟
جايي که اونا ميگن؟ نه سبد آشغالها
قبلش کجا بوده؟ پيش خدا
بعد از خدا، قبل از سطل زباله نمي فهمم
بچه چطور بدنيا مياد؟ نميدوني؟
...چرا،ميدونم. ولي مي خوام تو
نمي فهمم !ميخواي درباره بچه صحبت کني همه مي خوان
...ولي
من هيچ وقت بچه رو نديدم ... ...پس نمي تونم چيزي دربارش بگم
چون بهش اعتقاد ندارم...
بذار راجع به چيزي ديگه حرف بزنيم از حرف زدن خسته شدم
هيچکس حرفمو باور نميکنه هيچکس بهم گوش نميده
نمي خوام سوالهاتون رو جواب بدم
مي خواي ازشون سوال کني؟
منظورت چيه؟ تو بپرسي و من جواب بدم
هر چيزي؟
هر چيزي
اسم واقعيت چيه؟
مارتا لوييس لوينگستون ازدواج کردي؟
نه دوست داري ازدواج کني؟
در حال حاضر نه بچه داري؟
دوست داري داشته باشي؟ نميتونم داشته باشم
چرا نمي توني؟
يائسه شده ام
چرا سيگار مي کشي؟
اذيتت مي کنه؟ سوالي نباشه
به سيگار کشيدن عادت کردم
شايد بايد به چيزي ديگه اي عادت کنم تا سيگار و کنار بگذارم
سوال ديگه اي هم داري؟ يکي
چي؟ فکر ميکني بچه از کجا مياد؟
البته از پدر و مادرش
قبلش رو نميدونم
... فکر ميکنم وقتي مياد که فرشته اي
به سينه مادر نوري ميتابونه و تو گوشش نجوا ميکنه
که باعث ميشه يه بچه خوب شروع به رشد بکنه
و بچه هاي بد وقتي ميان که فرشته اي ... به اين پايين فشار مياره
...و بعد بزرگ ميشن و بزرگتر ميشن
تا اينکه بيرون ميان
نم دونم بچه هاي خوب ... از کجا بيرون ميان
و نمي توني فرقشون رو بفهمي
...بجز اينکه بچه هاي بد خيلي گريه مي کنن
و پدرشون رو فراري ميدن
و مادرشون بدجور مريض ميشه و گاهي مي ميره
مامان وقتي مرد خيلي خوشحال نبود
فکر مي کنم رفته جهنم ...چون هر وقت مي بينمش
انگار از يه حمام داغ اومده بيرون...
...و هيچوقت مطمئن نيستم که خودشه
يا اون بانو که يه چيزايي بهم ميگه
اونها هميشه سر من دعواشونه
...اون بانو
وقتي 10 ساله بودم ديدمش
روي علفها خوابيده بودم و آفتاب رو نگاه مي کردم
...يه ابري اومد جلوي خورشيد
...و ابره تبديل شد به
اون بانو
و بهم گفت که مي خواد باهام حرف بزنه
و پاهاش شروع کرد به خونريزي
و سوراخ هايي روي دستاش و پهلوش ديدم
و سعي کردم خون هايي رو که از آسمون مي اومد بگيرم
ولي نتونستم ببينم چشمام صدمه ديد
چون لکه هاي سياهي جلوشون رو گرفت
...و يه چيزايي به من گفت مثل
اون الان داره گريه مي کنه !مري! مري
اما نمي دونم معنيش چيه اون از طريق من مي خونه
...مثل اينکه قلاب ميندازه
و زير بغلم رو مي گيره و سعي مي کنه منو بکشه بالا
اما نمي تونم تکون بخورم چون مامان پاهام رو گرفته
!تنها کاري که مي تونم خوندن با صداي اونه
!اين صداي اونه
!خدا دوستت داره !خدا دوستت داره
!خدا دوستت داره
مري رو مي شناسي؟ نه
تو مي شناسي؟
چرا بايد بشناسم؟
نمي دونم
خب ، چي فکر مي کنيد؟
کلا تعطيله يا يه خرده پرته؟
يا کاملاً عاقله و فقط دروغگوي ماهريه
نظر شما چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.