200 บรรทัดแรก
میخوام قصه ی اولین دوست داشتنمو واستون بگم
اون راحت بود با گوش های پشمالو و یه بینی مرطوب کوچیک
و خب... بعدا بیشتر در موردش میگم
این اتفاق توی کریسمس افتاد
هی، بیخیال بابا
گفتم توی کریسمس اتفاق افتاده بود
الان بهتر شد
واسه شب عید چی می گیری؟
هر کریسمس، به عنوان هدیه یه توله سگ درخواست میکنم
و مخصوصا این کریسمس حتما یکی میخوام
!سلام، ماریا
از سگی که کشیدی خوشم میاد
ممنون
در مورد انجمن خیریهی نمایش مدی که توش عضو شدیم چیزی شنیدی؟
من ثبتنام کردم تا کار نوشیدمی ها رو انجام بدم
البته که درموردش شنیدم
خبرش مثل یه بمب توی شهر ترکیده
عجب ایدهی خفنی واسه جمع کردن پول واسه پناهگاه حیوانات خانگی
مُـد و دوستان" . ست کردن لباسه" خودت با حیوون خونگیت
ما درباره بودن توی نمایش صحبت میکنیم
واقعاً؟ خدایا خیلی دوست دارم منم توش باشم
خیلی خیلی ممنونم
عالیـه. ما دخترای کوچولو با سگ هستیم
ای بابا، من سگ ندارم
...شرمنده، ما خیال میکردیم
صبر کن
همین زودیا یکی گیرم میاد
گفتم واسه هدیه ی کریسمس یکی واسم بگیرن
محشره- عالیه-
امروز بعد از مدرسه واسه تمرین بیا ببینمون
خیلی هیجان زده ایم که همراه ما توی نمایش باشی
به موقعه بیا
ویکی و گریس
باحال ترین دخترای مدرسه بودن
یعنی، داشتن میشدن
اونا جاهایی رفته بودن
موفق باشی
ماریا، چرا اونو بهشون گفتی؟
مامان و بابا اجازه نمیدن سگ داشته باشی
معرفی میکنم، داداش و خواهر کوچیکه ی من، برت و بث
خیلی پشتمن
اونا عاشق اینن که درمورد اینکه چقدر عاشق سگم
و چند بار درخواستش کردم سر به سرم بذارن
ولی حق با اونا بود
من دارم کی رو مسخره میکنم؟
من از ننه بابام درخواستم یه توله سگ میکردم ...واسه هر کریسمس، هر تولد، هر
منظورمو میفهمین
ولی مامان و بابام همیشه میگفتن نه
اگه منصف باشم، بابام به سگ حساسیت داره
منظورم یه جور آلرژی واقعاً وحشتناکه
...و مامان بود خیلی، خب
اون دوست داره خونه رو همینطوری منظم نگه داره
عزیزم، امسال همشو قرمز و سفید میکنیم
از اونجایی که مامان و بابا علاقه ای به اینکه بهم اجازه بدن سگ داشته باشم، ندارن
من فراتر از ذهنشون، مستقیم رفتم سراغ یه مرد گنده
داریم درمورد بابا نوئل حرف میزنیم
هر سال "توله سگ " رو توی لیستم قرار میدم
مطمئن بودم که بابا نوئل واقعا میخواد که من یه سگ داشته باشم
ولی به هر دلیلی که هست
اون نمیتونست با خودش بیارش
یعنی، نمیدونستم چجوری اون چیزها رو توی قطب شمال آماده میکنه
!لعنتی
ولی واسه من به نظر میومد مثلا شاید بابانوئل اصلا تو باغ نبود
رییس؟ ببخشید یعنی، قربان؟
...تو فراموش کردی اون دوتا
!هو، هو، هو، هو
زیاد در موردش مطمئن نیستم
شاید مامان و بابا و بابا نوئل رو هم ریختن و قرار گذاشتن که بهم توله سگ ندن
!کلوچه! از شیرینی های مورد علاقه ام
تا وقتی که سگ نداشته باشی میتونی کلوچه بخوری
نـه. مامان و بابا هیچ وقت همیچین کاری باهام نمیکنن
به هر حال، این کریسمس
تعیین کردم که هدیه ام یه توله سگ باشه
!گوریل! برگرد، کوفته قلقلی
! گوریل
کوفته قلقلی
!ماریا
چه خبر؟
!سلام هالی!! سلام ارنستو
بیا سور بخوریم
!آره، آره، آره
من باید برم
ما تازه اومدیم اینجا
با ویکی و گریس تمرین نمایش مد دارم
ویکی و گریس؟
اوه، چه مردمی
فکر میکردم من و تو قرار بود با هم کار نوشیدنی ها رو انجام بدیم
خب، هنوز میتونم جفتشون رو انجام بدم
میبینمتون. میتونیم فردا اسکیت بازی کنیم
چی شده؟ من به موقه اومدم
از به موقع تقریبا گذشته. بیای شروع کنیم
شعار ما اینه: چرت بزنی، باختی
یادتون باشه، دانش اموزا، امروز دارید آخرین انتخاب لباس تون رو می کنید
و باید ببرینشون خونه و همینطور میتونید بشورید و
بعدش به عنوان لباس تمرین اوتو کنیدش
چقدر قشنگه
یادت نره واسه روز چهارشنبه با لباس هاتون بیاید
من خودم رو توی یه موقعیت مناسب قرار دادم
درسته من یه سگ میخواستم ولی همین الان واقعا یکی لازم داشتم
من خیلی به بابا و مامان و بابا نوئل التماس کردم
ولی وقتی هر کس دیگه ای پشتتون رو خالی میکنه
اینجا همیشه یه مادربزرگ هست درسته؟
عزیزم، دستام یخ زدن
بزار بده یه سر برم اون داخل
ولی تقریبا ساعت شیشه
فکر کنم اون به خاطر ما باز می مونه
کریسمس مبارک، امیکو
ماریا، خیلی خوبه که میبینمت
سلام، لوسی
خیلی متاسفم، خانوم اینادومی ...میدونم دارید می بندید ولی
اوه، اون نیست عزیزم؟
البته، ولی میدونی که مامان بابا چی میگن
"سـگ ها دردسـرن"
ولی همیشه خیلی ارزششو دارن و خیلی آرومن
مادربزرگ! اصلا اون بهداشتیه؟
شما هم اونو دیدین؟
یادتونه درباره ی مادر بزرگ چی گفتم؟
اونا راه و روش های موذیانه ای واسه اینکه بفهمه چجوری همه رو شاد کنه داره
ماریا، شنیدم داری توی نمایش مد خیریه کار میکنی
ممنون از شما بچه ها. ما میتونیم فرزند خونده ی عادلانه ی خودمون رو داشته باشیم
اون یکم مسن تره. و اون سگها از سر و کولش بالا میرفتن
پس من اونو به آپارتمان مخصوص خودش منتقل کردم
اون یه دختر بچه ی ساکته. حتی صدای نفس کشیدنشم نمیشنوی
و اینجوری اتفاق میفته، عشق در اولین نگاه
خیلی بامزهاس
خیلی خوش برخورده و شیشه خورده نداره
حساسیت زیادی هم ایجاد نمیکنه
کسی بهت گفته که بابام به سگ ها حساسیت داره؟
ها؟
من نمیدونستم. این فقط یکی از خصوصیات اون سگه
اون همه جوره واسه خودش یه پرنسس کوچیکه
اوه، عجب اسم خفنی
!پرنسس
خودش بود
به چنگش آوردم
من هیچ سگ دیگه ای رو نمیخوام
من باید پرنسس رو داشته باشم
!بدذات
.اوه، پدربزرگ بیل. دوباره نه
!پدربزرگ بیل. دوباره نه
تو اینو متوقف کردی
من خرابه این چراغ های چشمک زنم
.که منو ساعت ها بیدار نگه میدارن
جالبه
همونطور که میبینید، اتاق پدربزرگ پشت خونه بود
چیزی که واقعا بود این بود که اون نمایش جشن کریسمس داشت
مامان چیزهای خوشکل رو دوست داشت، میدونید, چیزایی که تو چشم نباشه
پس پدربزرگ ناراحتیشو
روی چراغ های چشمک زن آقای اینگرسوله بیچاره خالی کرد
!میوفتی توی دردسر هاا
!دوشاخشو بزن
یادت نمیاد کدوم یکی میرفت توی اون یکی
بیا اینجا. نشونم بده
نه. من خلاف نمیکنم
از اونجا دور شو
داری کجا میری؟
تمومش کن
!زودباش
!سریع! دستگیرت میکنن هااا
.یعنی دستگیرمون میکنن!! شریک جرم من
من شریک جرم تو نیستم
!تو دیوونه ای
بنابراین پدربزرگو از دردسر بیرون نگه داشتم
و مطمئن شدم از پرنسس رو تو نمایش مد دارم
و من کلی کار تو این کریسمس داشتم
حضار به خاطر بهار موزیکال میومدن
واسه همین داشتم خودمو میکشتم که یه خاطره ی خوب از معلم سرودم بسازم
!قشنگه
و مجبور شدم داداش کوچیکمو بذارم تا در پشتیمون رو بسته نگه داره
در پشتی کاملا باز بود
یادمه بسته بودمش
برت؟
متاسفم
شما دوتا اون بیرون چیکار میکردین؟
عزیزم، داشتیم نمایش کریستمس اینگروسل رو نگاه می کردیم
امسال خیلی منحصر به فرده
حسابرسی ای برای مزه نیست. این مایه ی نفرته
دختر گلم اینجاست
بیا اینجا، پنی
من یه منظره از گله ی گوزن های شمالی دارم
که دارن یه سورتمه رو میکشن
این میتونه مناسب کل خانواده باشه
اون دور تا دور خونه پیچیده میشه
و تا بالای پشت بوم ادامه پیدا میکنه
هزارتا لامپ چشمک زن
چشم فرد اینگرسول در میاد
چراغ های چشمک زن؟
جالبه
ولی نه واسه ی محوطه ی ما
اوخ- صبر کن تا بپزن-
!اوه، بیخیال
بابا درختو آورد
!برت
درو ببند، رفیق
باید به مامان بزرگ بسپرمش. اون میدونه چجوری جواب میده
اون واقعا یه لباس پرنسس درست می کنه
الان تو نمیتونی به سگ حساسیت بگیری
مامان- شنیدی چی گفتم-
حساسیت سگی یا هرچی که بهش میگن
...برت عزیزم پولک نزار. اون خیلی
No comments yet. Be the first to leave one.