200 บรรทัดแรก
diamond sub گروه ترجمه
ناپل 1961
تبریک میگم با آرزوی شادی برای شما
تینا! داری چیکار میکنی؟ نباید بهش ناخنک بزنی
باید صبر کنی
برو
!عه خوشگلترین و بهترین
هوم؟- مامانم کجاست؟-
قراره بعداً با هم برقصیم یادته؟قول داده بودی
!ایناهاش- هَچ-
برو
سرنا نذاشت اصلاً کیک بخورم
!تبریک میگم
!زنده باد عروس و داماد
!تبریک میگم
چی انقدر معطلتون کرد؟- .نپرس-
هوم؟- پیِرو مجبورمون کرد بریم به قدم زدن-
خستگی ناپذیر بود
...به هر حال
عه، دارم از تشنگی میمیرم- تو فوق العاده به نظر میای-
!بامبینو
!عروس رو ببوس
عروس رو ببوسم؟
!ببوسش
...بجنب.یک
عهه
...دو...
.سه...
خیلی زیاده یه مقدار بردار
لازم نیست محاسبه کنی کیک بزرگیه
به نظر خوشمزه میاد- خوشمزه س-
آرستیدز، بهم کیک بده- تو بزرگترین تیکه گیرت اومد-
بفرما.حالا، بزن به چاک
اینجا چیکار میکنی؟ راه گم کردی؟
باید با هَچ صحبت کنم
بیا بریم داخل
میشه باز هم از جمع جدا بشیم؟
نه
بیا دوباره این کار رو انجام بدیم و برگردیم.کسی متوجه نمیشه
نه
پاتو رو لباسم میذاری
اگه یه کم ریلکس کنی راحت تره
کاملاً شبیه زنان ناپلی هستی صد در صد
و زنان ناپلی چه شکلی هستن؟
...اون ها
کسی نمیتونه بگه چطور هستن
تو بارسلونا نبودی این واضحه
نمیدونستم که کجا بودی
بعد یه روز از خواب بیدار شدم و ناگهان این حس رو داشتم
از شانسم استفاده کردم و الان اینجام
تو اونجا دستگیر شدی دوست من
محض رضای خدا، یه کم آهسته تر !ممکنه خفه بشی
خیلی باهوشی
من داشتم رنج میکشیدم اونوقت تو اینجا داشتی مثل پادشاهان زندگی میکردی
و مفت خوری میکردی
چرا اومدی اینجا؟هان؟ بهم بگو! اینجا چه غلطی میکنی؟
ولم کن! داری بهم صدمه میزنی- چی میخوای؟-
اون ها کارخونه سیمان رو میخوان، خیلی خب؟
یک بساز و بفروش اومد سراغم چون وکیل مالپیکا هستم
اون ها پول زیادی پیشنهاد دادن فقط میخوان هَچ کاغذها رو امضا کنه
هَچ؟منظورت چیه که هَچ امضا کنه؟
وارث اون.میدونی، وارث مالپیکا.
کارخونه سیمان
...خونه کنار ساحل، آلباتروس
همه ـش مال اونه.قسم میخورم
کامینو، میدونی چرا 5 تا از این ها هست؟
نه
بهت میگم اولی برای سلامتی.دومی برای شادی
سومی، عشق.چهارمی زندگی طولانی
میدونی پنجمی برای چیه؟- نه-
فرزندان!بارداری بچه های زیاد
عه، بارداری؟
سوزونده شده؟
پس برای چی به پلیس پول میدم؟
فایده ـش چیه وقتی آزمایشگاهم بسوزه؟
دیگه تمومه مِسینا
فردا جان کارلو رو بیار پیشم، فهمیدی؟
!گمشو بیرون
چیزی نیست. یه مشکل کوچیکه
درستش میکنم
یک سال در زندان بودم
جهنم واقعی بود
فکر نمیکردم بیام بیرون ازش
چرا گذاشتن بیای بیرون؟- نمیدونم. نپرسیدم-
چرا؟ مگه باید گله میکردم ازشون؟- فکر کردی یک کلمه از حرفات رو باور میکنیم؟-
فکر کردی میتونی ما رو خر کنی؟ بیخیال
دارم حقیقت رو بهتون میگم قسم میخورم
ببینین.این بساز و بفروشی هست که میخواد کارخونه سیمان رو بخره
خیلی مهمه!این فقط یه عکسه میتونه هر کسی باشه
پس با دفتر اسناد رسمی تماس بگیرید و درباره ارثیه بپرسید.بفرمایید
من یه کارت دارم
آلباتروس هم بخشی از ارثیه هست؟
آره- نمیتونیم اینجا به صحبت کردن ادامه بدیم-
فردا تو ناپل ادامه میدیم
یا هر جای دیگه. تو باید الان از اینجا بری
جایی رو ندارم که برم مستقیم از ایستگاه اومدم اینجا
همه پولم رو خرج کردم- بفرما، اینو بگیر. برای هزینه سکونتت
باید همین الان بری خیلی خب، یه ماشین هم برات میگیرم
و تو هم باید برگردی به مهمونی
میدونستم تو کشتیش
پس این چیزیه که به پلیس ها گفتی؟- نه-
چرا؟
با من بازی نکن
کافیه لب تر کنم تا بکشنت- ...اون بچه-
اون هم بخشی از ارثه؟
هَچ؟ این حرومزاده تو خونه من چیکار میکنه؟
مقصر دل منه
قلبم زندگی الانم رو نمیپسنده
دکتر میگه نمیتونم چیزی رو که قلبم میخواد تغییر بدم
ولی باید راه زندگیم رو تغییر بدم
و من بهش گفتم:"البته میتونم "دکترم رو هم تغییر بدم
به سلامتی کسانی که میخوان به ما صدمه بزنن
من میدونم چطور قراره بمیرم
همهی ما میدونیم
من هیچ وقت نمیمیرم
هَچ، همیشه یه جوابی داره
چرا اون بساز و بفروش تو رو فرستاد؟
اونا اومدن سراغ من چون وکیل مالپیکا بودم
برای گرفتن ارثیه، هَچ باید در یک دفتر اسناد رسمی حضوراً مدارک رو امضا کنه
بگو کاغذها رو بفرستن اینجا
...باشه، ولی- من پولش رو میدم-
و پیشنهاد خرید کارخونه سیمان چی؟
بفروشش
هزینه خدمات رو ازشون بگیر و بقیه رو بفروش
من به تو اعتماد دارم
مالپیکا به تو اعتماد داشت، مگه نه؟- من نمیخوام آلباتروس رو بفروشم-
میخوام به بارسلونا برگردم
تو همیشه میگی از این که بارسلونا رو از دست دادی ناراحتی
من میتونم برم و ترتیب همه چیز رو بدم
من بهتر از تمام افرادت این کار رو بلدم
یک رئیس زن در بارسلونا؟
من تواناییش رو دارم و همیشه به تو وفادار بودم
تو اینو بهم مدیونی
گفتم نه
بجنب. بیا بریم
سنوویا، اینجا بمون و از مهمونی لذت ببر
اینجا کلی اتاق
و لباس داریم
یک دوست خوب مهمونی دوستش رو خراب نمیکنه
نوشیدنیت رو تموم کن، بجنب یه ماشین منتظرته
نه، لوسیانو منو دعوت به موندن کرد
هَچ داره به باز کردن آلباتروس فکر میکنه
میخواد برگرده بارسلونا
میتونی بخونیش؟
خوشت میاد؟
عالیه عشق من
خب، فقط میمونه تنظیم تعادلشون
اگر اجازه بدین من انجامش میدم
دستتون رو جایی بذارید که بتونم ببینمشون
تو که سیبیل داری ساک رو بگیر، بجنب
همه چیز رو بذار داخلش ساعت ها، کیف پول ها.حالا! بجنب، سریع، سریع
بجنب، جواهرات رو بذار تو ساک. بجنب
کاری نکن آلِخاندرو
مگه کری؟ سریعتر انجامش بده
بجنب، اون جواهرات هم بذار تو ساک
با من بیا. تکون بخور
مگه کَری؟ گفتم سریعتر
نه، این یکی نه- منظورت چیه که نه؟-
!دستت رو بکش احمق بیا بریم
به اندازه کافی دزدیدی، حالا برو- تو خفه-
تو، گوشواره هات رو بده بهم
!نه- بجنب-
حالا!بجنب- داری بهم صدمه میزنی-
ولش کن، همین حالا، بیخیالش
!من پلیسم
تفنگت رو بذار رو میز و برگرد عقب
کاری که میگم رو بکن
نمیخوام. تفنگت رو بده به من
گفتم بده به من- برگرد عقب-
اون یه بچه ـست
خاویِر فائورا. کوبالا صداش میزدن
حدس میزنم فوتبال بازی کردنش خوب بود
تحت تعقیب بود- چیکار کرده بود؟-
تا آنجایی که ما میدونیم، ماه پیش از مغازه شرط بندی دزدی کرده بود
به زور وارد و خارج شده فقط 5 دقیقه!خیلی مسخره ـست
اون یه تفنگ اسباب بازی داشت
تو از کجا میخواستی بدونی؟ منم جای تو بودم همین کار رو میکردم
تا حالا کسی رو نکشته بودم
بفرما.این باند کوبالاست
خب، همون یکی که ما میشناسیم
بچه دزدها همه ـشون بین 15 تا16 سال سن دارن
هیچ کدومشون رو میشناسی؟
رو سرش یه جوراب کشیده بود تشخیصش سخته
آره
آلانو- رئیس-
حالت چطوره وینوسا؟- خوبم، ممنون-
چرا چند روز استراحت نمیکنی؟
سیلوا هم همینطور هر جفتتون
اگر دلت خواست میتونی تا بعد از عروسی هم بری مرخصی، هوم؟
ترجیح میدم به کارم برسم کلی کار دارم
ببخشید با اجازه
بریم آقا؟
میدونی، قبلو کمک از طرف بقیه بهت صدمه نمیزنه
منم خوابم نمیبره
یه چند تا تماس راه دور گرفتم
درسته که سنوویا تازه از زندان آزاد شده
اون آدمی که عکسش رو نشون داد آدم خیلی پولداریه
اون تو منطقه هورتا در حال ساخت واحدهای مسکونی هست
میخوام برگردم
به محض اینکه وارد بارسلونا بشیم دستگیرمون میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.