Candy Cane Lane

Candy Cane Lane

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Candy Cane Lane 2023 AMZN WEB-DL
ความคิดเห็นโดย Hitman007

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
webrip
BRip
x264
720p
720
1080
TS
YTS
x265
HEVC
HD
เผยแพร่เมื่อ: 2023-12-01
ดาวน์โหลด: 58
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

«ممنون که به کندی کین لین سر زدید» «ما از سال 1949 عیدها رو جشن می‌گیریم»

«سرزمین بابانوئل اینجاست»

«برنده‌ی سال‌های 2013، 2018، 2022»

‫و خداوند گفت: «بگذار بابانوئل خلق شود.»

‫یا خدا

‫کُشته مُرده‌ی آب‌نبات قیچی ‫هستی، مگه نه کریس؟

‫آره

‫تو هم کُشته مُرده‌ی عروسک‌های ‫بادی گُنده هستی، مگه نه بروس؟

‫آره، عاشق اون عروسک‌های بادی‌ام

‫خیلی‌خب. نه

‫دیدم اونجا چیکار کردی

‫همه‌شونو خودت باد کردی؟

‫ما خانوادگی باد کننده‌ایم

‫می‌بینم که هنوزم سرگرمی‌ ‫خودتو داری و چوپ حکاکی می‌کنی

‫آره. همگی دست‌تراش هستن

‫آره، قشنگن

‫در حد مقام اولی نیست، ولی قشنگـه

‫نمی‌دونم چطوری عروسک‌های بادی

‫با صنایع دستی قابل مقایسه‌ست

‫علاقه‌ای ندارم

‫- خب، می‌بینیم. می‌بینیم بروس ‫- آره ببینیم چی میشه

‫می‌بینیم. می‌بینیم

‫می‌بینیم

‫شنل نامرئی بخوام یا کفش پرنده؟

‫اگه کوتوله‌ها بتونن درستش کنن، می‌تونی آرزوشون کنی

‫کوتوله‌های بابانوئل می‌تونن هر چیزی بسازن

‫اونا می‌تونن هر چیزی بسازن. ‫حالا اون نامه رو تموم کن.

‫زود باش. باید بفرستیمش ‫قطب شمال، اون دور دورا

‫بروس قراره چند تا ماس‌ماسک بادی ‫مسخره‌ی دیگه روی اون سقف بذاره؟

‫اوه گفتی بروس. ‫عزیزم، ممنون که یادم انداختی.

‫لطفاً یادت نره که واسه امشب ‫یه بطری شراب قرمز خوب بخری

‫من واسه رقیبـمون شراب خوب نمی‌خرم

‫اونا رقیب نیستن. همسایه‌ان

‫بابا، کتونی‌هام کجان؟

‫کتونی‌هات همینجان

‫می‌دونی جوی، داشتم فکر می‌کردم ‫الان که توی خونه‌ای و...

‫واسه پیدا کردن وسایلت مشکل داری

‫حالا اگه یه موقع بری دانشگاه چی میشه؟

‫دانشگاه نوتردام؟

‫این از کجا اومده توی خونه‌مون؟

‫پدر، می‌دونم تو و مامان توی «د.ک.ج» ‫باهم آشنا شدید، ولی من نمی‌خوام برم اونجا

‫چی؟ جان؟!

‫ببخشید!

‫«د.ک.ج» توی خونتـه ‫

‫- «بجنگ» ‫- «بجنگ!»

‫گوش کن عزیزم، خوشحال میشم ‫به مربی قدیمی بیس‌بالم زنگ بزنم

‫نه، مامان، من...

‫از اینکه نمی‌خوای بری دانشگاه ‫کالیفرنیای جنوبی دلم شکست

‫واو... جوی

‫دانشگاه کالیفرنیای جنوبی. بجنگ!

‫- بجنگ، عزیزم ‫- بجنگ

‫فقط نیم ساعت باهامون فاصله داره

‫می‌تونی با پدر خیلی وقت بگذرونی

‫درسته

‫اگه ترافیک نباشه فقط بیست دقیقه راهـه

‫می‌تونی هر شب با خانواده‌ات شام بخوری

‫آره

‫نیک، امتحان ریاضی‌ت چطور شد؟

‫عه؟ امتحان ریاضی داشتی؟ چند گرفتی؟

‫نمی‌خوام نمره تعیین‌کننده‌ی سطحم باشه، پدر

‫خیلی‌خب، ظاهراً که خوب نیست

‫آره، ظاهراً که اصلاً خوب نیست

‫ببین نیک، اگه می‌خوای توی زندگی ‫برنده بشی، باید یاد بگیری روی...

‫چیزای مهم تمرکز کنی

‫خب، موسیقی‌م مهمـه

‫ریاضی لازمـه. موسیقی سلیقه‌ایـه

‫باشه ولی عزیزم، ‫موسیقی خوشحالش می‌کنه

‫آره، ولی از موسیقی ساختن ‫پولی در نمیاره

‫خب، کلی موسیقی‌دان پولدار هست، کریس

‫شیپور زنِ پولدار که نداریم

‫یه شیپور زن نام ببر که ‫زندگیش درست حسابی باشه

‫- اوه ‫- فقط یکی

‫تابحال شنیدی موقع اجرای گروه موسیقی بگن

‫«شیپور زن‌مون فلانیـه» و معرفیش کنن؟

‫عزیزم، گمونم بهتره روی ریاضی تمرکز کنی

‫باید روی ریاضی تمرکز کنی

‫هیچکس با شیپور زدن به جایی نرسیده

‫سلام، صبح بخیر، پم

‫صبح بخیر

‫چه مرگتـه؟

‫کریسمس مبارک

‫ولی ببین، خبر خوش هم هست

‫کاروَرزهامون از خداشونـه کمکت کنن

‫بهترین شغل رو پیدا کنی

‫لی، هیچکس نمی‌تونه مثل من ‫با بازاریاب‌ها صحبت کنه

‫هیچکس روابط و سابقه و تجربه‌ی من رو نداره

‫تجربه، ها؟

‫گنگستر واقعی خودتی

‫خوشم اومد

‫واقعاً می‌خواید دم کریسمس این کار رو بکنید؟

‫قضیه کاریـه

‫گوش کن، می‌دونیم عیده

‫می‌خوایم یه چیزی بهت بدیم

‫که بابت خدماتت ازت تشکر کرده باشیم

‫کسی لباس پشمی‌تون رو نخواست

‫اصلاً می‌دونی چیه؟ ‫این لباس پشمی رو قبول می‌کنم

‫می‌دونید قراره چیکار کنم؟

‫میدمش به یکی دیگه که نشون‌تون بدم ‫چقدر از هدیه‌ی عیدتون بدم میاد

‫بفرما

‫آره

‫کریسمس مبارک، برادر

‫کریسمس مبارک

‫بعدی کیه؟

‫توی شیفت شب جلوی ضرر رو ‫تا 14 درصد گرفتم

‫مثل همیشه کارت عالی بود کارول. نه؟

‫مدیرها انگشت به دهن میشن

‫خب، به نظرت منو واسه سِمت مدیر عملیات

‫انتخاب می‌کنن؟

‫حس می‌کنم موقعی که مدیرها بیان، ‫می‌بینن که ما چقدر...

‫که ما بهترین مرکز توزیع توی غرب هستیم

‫به خاطر من و به خاطر تو. ‫به خاطر تو.

‫و خب، بیشتر به خاطر من، پس...

‫می‌تونم روی حمایتت حساب کنم؟

‫اگه همه چی عالی پیش بره آره

‫- آره! ممنون ‫- ردیفـه

‫- کارت عالی بود ‫- خیلی ممنون

‫ممنون. ایول!

‫سلام خانم کارور

‫باورت نمیشه الان چه اتفاقی افتاد

‫آره من هم می‌خواستم همین رو بهت بگم

‫موفق شدم. حمایت دونالد رو بدست آوردم

‫عالیه عزیزم

‫اگه بهت ترفیع ندن احمقـن

‫کریس، حقوق و تعطیلاتم بیشتر میشه

‫گوش کن...

‫- امروز اینجا هم یه اتفاق خنده‌دار افتاد ‫- وایسا، وایسا

‫توی خط تولید به مشکل خوردیم

‫- بهت زنگ می‌زنم ‫- کارول گوش کن...

‫بعداً بهت زنگ می‌زنم. باشه. خداحافظ

‫یوهو. سلام

‫من کیمر هستم، مسئول کارورز و انتقالت

‫اومدم واسه جابجایی‌ت کمکت کنم

‫- چیم هستی؟ ‫- مسئول کارورز

‫- مسئول کارورز؟ ‫- آره، داری اخراج میشی

‫آره می‌دونم

‫می‌دونستم دارم اخراج میشم

‫ولی نمی‌دونستم یه مسئول واقعی ‫واسه کمک هست

‫آره، واسه کمک اینجام. ‫امروز حالت چطوره؟

‫خب، می‌دونی... ‫حس اخراج شدن دارم دیگه

‫پس کارت همینـه؟

‫به آدمای اخراج شده کمک می‌کنی ‫شغل‌شون رو ترک کنن؟

‫- افرادی که اخیراً اخراج شدن ‫- اوه...

‫- افرادی که اخیراً اخراج شدن ‫- ممنون کیمر

‫- تموم شد و رفت ‫- اوه

‫سلام، پس اینجایی

‫- حاضری؟ ‫- آره

‫- کارول؟ ‫- ها؟

‫یه چیزی هست که می‌خـ...

‫شراب قرمز کجاست؟

‫لعنت بهش

‫وای کریس، بیخیال

‫واقعاً دلم نمی‌خواد از اون شراب جعبه‌ای بخورم

‫ببخشید، ببخشید عزیزم

‫- چه خوشگل شدی مامان ‫- ممنونم؛ عزیزم

‫- میشه به جوی و نیک بگی ما رفتیم خونه همسایه؟ ‫- آره

‫- پیتزا هم تو راهـه، خب؟ ‫- باشه

‫- حاضری؟ ‫- آره، حاضرم

‫خیلی‌خب، گمونم بهتره بازی ‫پیکل‌بال رو امتحان کنیم

‫جدی همه دارن بازی می‌کنن. ‫مثل اسکات و شلی.

‫و به نظرم ما هم باید سربند و ‫شورتمون رو سِت کنیم

‫اون شورت خیلی بهت میاد

‫و اونطوری می‌تونیم با هم بازی کنیم

‫مثل قبلاً. یادتـه قبلاً بازی می‌کردیم؟

‫تیپ می‌زدیم و می‌رفتیم ورزش می‌کردیم

‫- آهای کارول ‫- بله عزیزم؟

‫بله؟

‫من اخراج شدم

‫وایسا، چی؟

‫اخراج شدم

‫لی شرکت رو فروخت و اونا هم ‫نصف بخش فروش رو اخراج کردن و

‫من هم جزو نصفه‌ی اخراجی‌ها بودم

‫وای خدا. وایسا، کِی این اتفاق افتاد؟

‫امروز صبح

‫نمی‌خواستم راجع بهش ‫چیزی بگم چون خیلی

‫بابت دونالد و ترفیع گرفتنت خوشحال بودی

‫نمی‌خواستم خرابش کنم، پس...

‫- حالت خوبه؟ ‫- نه، خوب نیستم

‫به فنا رفتم

‫نه به فنا نرفتی. به فنا نرفتی

‫ما... یه کاریش می‌کنیم

‫گوش کن، بچه‌ها نباید ماجرا رو بفهمن، خب؟

‫چی داری میگی؟ اونا دوستت دارن

‫اونا دوستت دارن و بهتره بدونن ماجرا چیه

‫نه، نمی‌خوام کریسمس آخرمون رو خراب کنم

‫«کریسمس آخر»؟ ‫چی داری میگی؟

‫جوی داره میره

‫نیک هم چیزی به رفتنش نمونده و...

‫وای خدا، دختر کوچولوم دیگه تقریباً ‫اونقدر بزرگ شده که بفهمه ماجرا چیه

‫خیلی‌خب، یواش یواش یواش...

‫یه اتفاق غیرمنتظره برات افتاده، خب؟ ‫ولی این آخرین کریسمس‌مون نیست

‫خب؟

‫طوری نیست. یه کاریش می‌کنیم

‫- جدی؟ ‫- آره. یه کاریش می‌کنیم

‫- خیلی‌خب ‫- آهای همسایه‌ها!

‫اجازه‌ی ورود صادر شد!

‫شراب ناب داریم!

‫آره، بیاید که یه جعبه ویسکی هست!

‫منظورش شرابـه!

‫الان میایم!

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left