200 บรรทัดแรก
صبح بخیر کرت
دل
فکر میکردم همتون تا هفته دیگه نمیرید؟
اره خب چه میشه کرد؟
مگه اینکه لوبیای سحرامیز بکاری که
10 هکتار پنبه رشد کنه تا صبح که میریم
دلیلی نیست که اینجا بمونیم
واقعا متاسفم که اینو میشنوم
دل
مارگارت
روفوس یالا پسر
بزن بریم
روفوس خیلی خسته شده
اینجا تنها جاییه که میشناسه
نمیدونم
تا حالا حس کردی زندگیت نفرین شده باشه دل؟
بیخیال کرت هیچ نفرینی وجود نداره
چیه پس؟
دوباره خیس شدیم و کاشته شدیم
هرچیزی رو که میدونستیم خوبه سم پاشی کردیم
همون مورد دوباره هر سال
فقط گرد و خاک
مارجی حتی کلیسا رو هم امتحان کرد
نه فقط یکشنبه ها
اون گفت افت وابسته به کتاب مقدسه
کمک میکنه فروتن باشی
منم فروتنم
کارم تموم شده دل
حداقل شهردار دستمونو خالی گذاشت
درسته؟
اره
بهمون به اندازه کافی بده واسه شروع تازه
و کمکمون کن تو بانک درستش کنیم
من مهتابم رو اونجا واسش گذاشتم
حداقل کاری بود که میتونستم بکنم
واست یه بطری میارم اگه میخوای
میبینیمت دل
دلمور
هی من واقعا بابت اون اسکورت ممنونم
خیلی ممنون
اسکورت نبود شهردار کین
حدس میزنم میدونستی داری بارسرعت زیادی رانندگی میکنی
خب معلومه که داشتم با سرعت رانندگی میکردم
باید به مراسم بزرگ میرسیدم
اونا یه کاری میکنن اگه من اونجا نباشم
همچنین پنج مایل اصلا کنار نزدی
چیزی که یه خشونت دیگست
الان جدی ای؟
همونطور که خدای من شاهده دلمور
هیچ نظری نداشتم که سعی میکردی منو کنار بکشی
لعنتی من تورو از پشت دیدم و فکر کردم
اونو ببین گروهبان میخواد افشاگری کنه
بزرگترین چیز توی شهر افشاگریه
قانون قانونه
چی میگی اگه اینو قبول کنیم
درست بین دوتامون باشه هممم؟
هی شهردار میای؟
الان میام اونجا
گروهبان
شهردار
خب نمیخوایم بهش بگیم یه هشداره؟
نه؟
خب من فقط تو راه بودم
ولی کار کردن با تو افتخار بود
هی همگی
خیلی ممنون که امروز اومدین بیرون
این چیز دیگه ای نیست؟
به اون زیبا نگاه نمیکنید؟
من همچین چیزی ندیده بودم
از زمان مجسمه ازادی و اون یه چیزی میگه
چون از فلز مس درست شده
و از فرانسه اومده
صبح بخیر خوشتیپ
می بلین تو مثل همیشه تو دیدی
هر ثانیه همسرم رو ول میکنم
توئم فقط همونو میگی دل
میدونی باید پیس و کیسم رو درست کنم که اون منو اخراج نکنه
خب حداقل کاری که میتونی بکنی
اینه که پنجشنبه شب بیای شام
من مثل یه گربه خستم
می بلین من باید برگردم سمت اون
بیخیال دل
استیک سالیسبوری،ابگوشت و من ذرت درست میکنم
هیچ کدوم از اونا تو فروشگاه نیستن
ممنونم بابت دعوتت ولی
دل ما مثل یه خونواده ایم
میتونی هروقتی بیای
چطوری هرکسی میتونه به اون صورت نه بگه
اوه خوشحالم که میبینم
هنوزم حس و حال خوبی داری
اه پسر شهردار اونجاست
داره با اون لاس میزنه
باید ببینی شهردار توئم استخدام میکنه
اوه
من سود های خوبی دارم
پول خوبه
شهردار بهم یه اسلحه رایگان داده
مممم
بهتری قسمت ببینش
کین راک مسئول امنیت
تو یه نیروی ویزه
اوه اره شهردار همیشه داره سعی میکنه
که منو عضو ویژه اش کنه
چون نیروی عالی اییه
دارم بهت میگم
شرط میبندم ممم
هی دل
صبح بخیر
صبح بخیر گروهبان
قربان من امروز زود اومدم که
یه سری حکمت توئه اگه باهات اوکیه
اون میاد
کلاه عالی اییه
مرسی قربان
شهردار دیروز بهم داد
گفتم باید بزارم سرم
که به نیروهامون متحد شدن رو نشون بدیم
یه جورایی گاوچرون ها و هندی ها با هم کار میکنن
خب کی گاوچرونه کی هندی؟
خب اونطوری ندیده بودم
ولی ازش میتونم بپرسم اگه بخوای
دل
واقعا؟
بیا دفتر
اون 72 تا توی 25 ثانیه رفت
دل موسسه خیریه اون مرد تنها چیزیه
که این شهر رو زنده نگه داشته
اون چراغ رو هم رد کرده
اکثرا اون چراغ رو دیدی؟
دل
دوباره داره کار میکنه
علامت جدید رو متوجهش شدی؟
فکر نکنم
اوه لعنتی تو متوجه موی گوشم شدی وقتی بلند شده
علامت چراغ توقف؟
اره
واون کسیه که این چراغ تو شهر رو تصویب کرده؟
کی پول نگهداریش رو میده؟
کین راک
دقیقا
خب تو میبینی چقدر دیوونگی میتونه باشه که سعی کنی
کین راک رو بخاطر رد کردن چراغ جریمه کنی
و اونم همون جا داره پول میده
ما خیلی وقته یه کشتی کوچیک رو اداره میکنیم
شهر خوشحاله
نیازی نیست اینجا مشکل درست کنی
کلی مورد از اون داریم
متوجه شدم رئیس
فقط از قوانین پیروی کن
اوه لعنتی میدونم
لازم نیست اونو بهم بگی
گارد امنیتی شهردار کین رو امروز صبح دیدی؟
نشون میده چقدر از کار کردن با تو خوشحاله
شانک؟
اون باید یاد بگیره چطوری گوش کنه
بهترین ابزاریه که یه پلیس داره
اون یه گارد امنیتیه
اوه میدونم داری چی میگی دل
ولی به امنیت کین راک نیاز داریم
و همینطور پلیس محلی که با هم کار کنن
این شهر ورشکست شده
ما اینکار رو نکنیم ممکنه جفتمون هم بیکار شیم
الان اون گفته شد تصمیم گرفتم
امروز به گارد کین راک یه بیسیم بدم
چی؟
فقط واسه ازمایش
خب ابلمن امروز صبح شهر رو ترک کرده
واقعا؟
فکر میکردم تا هفته دیگه نمیرن
میدونم
ابل من ها بهترین کشاورزای پنبه ان
از وقتی که من بچه بودم تو شهر داشتیم
خب الان معلوم میشه چرا پایین رو نگاه میکنی
خب فقط متنفرم که ببینم ادمای خوب این شهر رو ترک میکنن
میتونستم قسم بخورم اونا همه رو فراری دادن
لعنتی باید برم
فهمیدم
من بحث نمیکنم
سفارش واسه جو
اون اول اومد اینجا
کی؟
اون قبل از شما اومد اینجا
اوه چیزی نیست قربان
خیلی خب
برو
مرسی مرد
ممنونم
قهوه اش رو بزن به حساب من
چقدر؟
5.80 قربان
یک دو
سه
یه دلار میشه
دو،چهار دلار
25, 50.
75.
5 دلار
5؟
5.80,قربان
قربان تو داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.