Police Academy 2: Their First Assignment

Police Academy 2: Their First Assignment

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

PA2 Their First Assignment 1985 720p Bluray Iman24scene com-D X
ความคิดเห็นโดย Davoudgodzilla
Iman24scene.com با تشکر از مترجمان هماهنگ شده با نسخه موجود در سایت

แท็ก

BluRay
720p
720
เผยแพร่เมื่อ: 2012-06-26
ดาวน์โหลด: 81
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

" آکادمي پليسِ 2 " " اولين ماموريت "

شهر ؛ جايِ خطرناکيه . فارغ التحصيلان آکادمي پليسِ 1984 . . . مردان و زنان مصممي هستن که

. براي انجام اولين ماموريتشون مصمم هستن . . حالا ؛ آيا شهر هم ؛ براي ورودشون آماده اس ؟

. شب بخير

. سلام . سلام

. سلام - . سلام -

. سلام . سلام - . سلام -

. سلام - .. سلام -

. سلام . سلام

! رَد کن بياد بينم

همه اش 8 دلار ؟ - . خب ؛ کار و کاسبي کساده ديگه -

يا يه شغل جديد واسه خودت دست و پا ميکني ! يا گورِتو از اين محله گم ميکني

. بيا - ! هي ؛ بگيرش . . خوک -

! دستاتو بکِش بينم

حالا بگيد ببينم ؛ اصلا قراره هيچ جوابي از شمادوتا بگيرم ؟

. . خب . . قربان - . خب -

. عرضِ تبريک دارم ؛ کاپيتان - حالا ديگه چي شده رئيس ؟ -

. ديگه رسمي شد

حالا ديگه اينجا ؛ . بدترين حوزه ي پليس ؛ درتمام اين شهره

يه نگاهي به اين ميندازي ؟ . سي و شش درصد افزايش آمار سرقت

. سرقت مسلحانه ؛ تا 20 درصد افزايش

. چهل و چهاردرصد افزايش خرابکاري

قربان ؛ فکر کنم اگه دوباره يه نگاهي بندازين . سرقت تا 48 درصد افزايش پيدا کرده

. بفرما شنيدي ؟

تو کي هستي ؟ - . . ماوسر " قربان ؛ املاش ميشه "

. " خفه شو و بتمرگ سرجات " ماوسر . .

. نگفت که بيوگرافيتو براش تعريف کني - . آخرشم " اِ " و " ر " داره قربان . . -

ببين " هرست " ؛ آخه ديگه چه انتظاري داري ؟

بودجه امو که قطع کردي ؛ نيروهامو هم که کاهش دادي ؛ . من دست و بالم بسته اس و کار بيشتري ازم برنمياد

. آخه يه نگاهي به اطرافت بنداز ! اينا پيرن . خسته ان

. ديگه تحمل روبرو شدن با اين مجرم ها رو ندارن

. شايد به يه کاپيتان " لاساردِ " جديد احتياج داشته باشن

. شهردار دنبال نتيجه اس شهردارو که يادت مياد ؟

. اون خانم ؛ ميخواد يه کاري دراين رابطه انجام بشه حالا تو چه برنامه اي براي مبارزه با جرايم داري ؟

پاتو از کار و اداره ي من بکِش بيرون ؛ . . برو به دفتر شهردار

! و پاتو بکن همونجايي که معمولا ميکني . .

دقيقا 30 روز وقت داري که درصد جرايمو . پايين بياري والا بايد از اينجا بري

ميفهمي چي ميگم ؟ ! سي روز . . نه بيشتر

. لااقل 12 نفر نيروي جديد ميخوام

. ميتوني 6 تا داشته باشي - ! خب ؛ ممنون -

. بهتره شروع کني

. ببخشيد . . کاپيتان

. آکادمي پليس رو برام بگيريد . ميخوام با برادرم صحبت کنم

. قربان . . رئيس

قربان . . اگه بيش از حد درشتي کردم . . ميخوام بابتش ازتون عذرخواهي کنم

همينطور درباره ي اشاره ي کاپيتان " لاسارد " ؛ . . که گفت شما بايد بريد و فضولي

رئيس ؛ من يه چندتايي ايده درباره ي اينکه . چطوري درصد جرايمو پايين بياريم دارم

. " حتما همينطوره " ماوسر - . . البته نقشه هاي طويل المدتي هستن . . قربان -

که بايد پله به پله انجام بگيرن ؛ . . . درواقع با صف آرايي درست نيروها

ببينيد قربان ؛ فقط اونچه الان مورد سئوال قرار گرفته . رهبري اين تشکيلاتِ پليسه

. لاسارد " سي روز مهلت داره "

. اگه گندبزنه . . اين شغل مالِ توئه

. کاملا متوجهم قربان

ماوسر " ؛ تو خايه مال ترين آدمي هستي " . که درتمام عُمرم ديدم

. خيلي سپاسگزارم قربان . تمام تلاشمو ميکنم

. بايد براي ناهار بيرون رفته باشه . آکادمي پليس

الو . . لطفا وصل کنيد که . با " اريک لاسارد " صحبت کنم

. فرمانده " اريک لاسارد " ؛ صحبت ميکنه

. اريک " . . " پيت " هستم " - پيت " ؟ " -

. برادرت - ! " پيت " -

. چقدر چقدر از اين که زنگ زدي خوشحالم حال و احوال داداشِ گُلم چطوره ؟

. " خوبِ خوبم " اريک . راستشو بخواي ؛ خيلي هم خوب نيستم

اوه . . مگه چي شده ؟

. اريک " ؛ اينجا يه مشکلي دارم "

. آره خب ؛ همگي مشکلاتِ کوچولويِ خاصِ خودمونو داريم

. درسته . . اما اين مشکل خطرناک و جديه

. اميدوارم واسه دختر مردم دردسر درست نکرده باشي

نه ؛ منتها بايد يه چندتايي مردِ سالم و سرحال . پيدا کنم

خب ؛ فکر کنم يه جاهايي باشه که بتوني . . براي پيدا کردن مردهاي جوون سر بزني

. مثلا يه بارهاي مشروب فروشي خاصي هستن و غيره - اريک " ؛ داري درباره ي چي حرف ميزني ؟ " -

ببينم ؛ " مارگارت " دراين باره ميدونه ؟

اريک " ؛ من اينجا به دردِسر افتادم ؛ " . و به چندتايي نيروي تازه نفس احتياج دارم

. اوه . .خب . . اين که کاري نداره

ما اينجا در آکادمي ؛ تعدادي . فارغ التحصيلِ بسيار بسيار جوان داريم

. يالا . . زودباشين . دوبرابر بياين

. برو . . تکون بخور . . ادامه بده

! يالا . . تکون بخور . راه بيفتين . . راه بيفين . . راه بيفتين

حالا ؛ " برايان " ؛ . امروز ميخوام مستقيم سر کلاست بري

واسه چي بايد اينکارو بکنم ؟ - . بخاطر اينکه من ميگم -

. آخيش . . چه مهم - . مودب باش . . آقا کوچولو -

. مجبور نيستم . . کله مرغي - . ديگه کارت تمومه . . به دردسر افتادي -

. اوووه . . خيلي ترسيدم

کمکي از دستم برمياد خانم ؟ - . بله جناب سروان -

. پسرم " برايان " ؛ هميشه مدرسه اش ديرميشه ميشه باهاش صحبت کنيد ؟

شايد بتونين يکم بترسونينش ؟ - . يقينا . . بانو -

. " سلام " برايان

. ساعت تقريبا 8 صبحه . وقتشه که بري تو صف مدرسه قرار بگيري

. هروقت که احساس کردم آماده ام ؛ ميرم

. همين الان آماده اي . . آقا کوچولو

! حالا . . تکون بخور ! تکون بخور ! تکون بخور

. متشکرم جناب سروان - . خواهش ميکنم ؛ بانو -

. همچينا هم ازتلويزيون بهتر نيست - . من که نميدونم چي بگم -

. آخه من هرگز تلويزيون تماشا نميکنم

. شخصا ؛ حتي تلويزيون هم تو خونه ام ندارم

گرسنه اي " دايان "؟

بخاطر خدا " مايکل " ؛ . فقط برسونم خونه

. " هي " تيم - ماهوني " چه خبرا ؟ " -

چطور مطوري ؟ - ! خوبم -

. گوش کن " تيم " ؛ يه مشکلي دارم - چيه مشکلت ؟ -

. يه مرتيکه اي اومده داره ساحلمو بهم ميريزه - ! نــه -

حالا کي بود اين مرتيکه ؟ - ! تو -

. گوش کن " تيم " ؛ يه لطفي بهم بکن - ! هرچي تو بگي -

. از اين ساحل برو بيرون - ! کورخوندي -

. بس کن ديگه " تيم " ؛ پسر خوبي باش - ! محاله ! بزنين به چاک بچه ها -

! به اميد ديدار . . چاقالو

. هرگز با يه چاقالو درنيفت

واقعا باعث افتخاره که مقدمِ شما آقايان محترم . و شما بانويِ گراميو به حوزه ي 16اُم گرامي بدارم

برادرم بهم گفته که شما جزو بهترين نيروهاي . تازه ي فارغ التحصيل شده از آکادمي هستيد

حوزه ي 16 ؛ به چيزي که روزگاري بهترين . محله ي شهر بود ؛ خدمت ميکنه و ازش محافظت ميکنه

شوربختانه ؛ يک باند فاسد و خرابکار . . وارد عمل شده

و دارن سعي ميکنن که کنترل خيابونها رو . . . به دستِ خودشون بگيرن

ما نميدونيم که اونا کين ؛ . يا از کجا به اينجا اومدن

. اما اينو ميدونيم که يه مشت آشغال و تفاله ان

. و کارمون اينه که پيدا و دستگيرشون کنيم

شما همگي با آخرين تکنيک هاي نيروهاي . پليس شهري آموزش ديديد

هيچ کدوم از شما هست که توانايي هاي منحصربفرد و خاصي داشته باشه که من بايد درموردش بدونم ؟

من بتازگي يادگرفتم که به وسيله ي چاقوي استيک خوري . عمليات احياي تنفس به وسيله ي قطع ناي رو انجام بدم قربان

پس اين موش هاي آکادمي قراره که بخشو نجات بدن ؛ درسته ؟

هي ؛ شخصا ؛ ستوان ؛ . اميدوارم کله پا بشن

. اين کارم ميشه جور کرد . . ميدوني - منظورتون چيه ؟ -

اگه اونا شکست بخورن ؛ کارِ " لاسارد " تمومه ؛ . و اين باعث ميشه که من ؛ کاپيتان بشم

اونوقت ؛ اگه من کاپيتان بشم ؛ . يه فرمانده ي ارشد مراقبِ جديد لازم دارم

پس ؟

. پس ؛ کاري ميکنيم که مطمئن بشيم شکست ميخورن - کيا ؟ -

. افرادِ جديد - آخه واسه چي ؟ -

بخاطر اينکه اگه شکست بخورن ؛ " لاسارد " ميره . پِي کارش و من ؛ جاشو تو اين بخش ميگيرم

و اونوقته که يه آدم جديد براي . پُستِ فرمانده ي مراقبتي لازم دارم

. و خودت ميدوني که چه کسيو انتخاب ميکنم

کيو ؟ - . خودت ديگه . . کله کيري . . خودتو ميگم -

. اوه . . فکر خوبيه

مثل اينکه هوش و حواست اينجا نيست درسته ؟ - ! اوه . . من کارت بازي نميکنم -

ميخواد اينجا بهترين واحد خنثي سازي . و جلوگيري از جرايم اين شهر باشه

. ميخوام همگي با افتخار و سرهاي بالا گرفته راه بريم

. . بيشتر از هرچيزي

. . ميخوام اين اداره . .

. . يه خانواده ي بزرگ باشه . .

. . با چندتا برادر و يه خواهر کوچولو . .

! و يه مادرِ گنده و قلچماق . . .

! بيدار شو . من فرمانده ي مراقبِتون هستم

وقتي گند بزنين ؛ . . و حتما هم تو ماموريت هاتون گند خواهيد زد

. من کسي هستم که حاضر ميشه و گزارش تنظيم ميکنه

اگه سه تا گزارش بد ازتون بگيرم ؛ . اونوقته که ديگه معلقيد

اسمت چيه ؟ - . هوکس " قربان " -

. دوباره بگو - . " هوکس " -

هوکس " ؛ خب ؛ افسر " هوکس " ؛ " ميشه تفنگِ رولورِ خدمتِتونو ببينم ؟

. اون اسلحه رو به طرف من نشونه نگير

. هيچ گلوله اي تو اسلحه ات نيست - . خب ميترسيدم يه دفعه اي دَر بره -

! اوه ؛ پناه برخدا ! ممکنه دَر بره ." اين شد يه گزارش بد ؛ براي " هوکس

. اسمت تو گزارش بد اومد . ديديت چطوري کار ميکنه ؟ خيلي ساده اس

اين گروه پليس ؛ روزي هر روز . ساعت 10 شروع به گشت زدن ميکنه

. دقيقا راس ساعت 10 صبح

. . از اونجايي که شما دختر و پسرا تازه کارين

. . به يه افسر کارآزموده واگذار ميشيد . .

. که گزارش کارهاتونو براي ما تنظيم کنه . .

. خيلي خب ؛ ماموريتها رو بخون

! " فکلر " - . بله ؛ قربان -

افسر " فکلر " ؛ آقاي محترمي که . سمتِ راستت نشسته ؛ افسر " دوليِ"ـه

. يه مرد خوب . قراره يه عالمه يادت بده

تاکلبري " ؟ " - ! بله . .قربان . . بله -

. " افسر " تاکلبري شما براي گشت با موتورسيکلت آموزش ديديد ؟

! بله . . قربان

. پس همين کارو هم ميکني . در پارک موتوري ؛ با افسر " کرکلند " آشنا شو

! سپاسگزارم ؛ قربان - . خب ؛ ديگه راه بيفتين . آره . . برو ؛ برو ؛ برو ؛ برو -

. " هايتاور " - ! اوهوي -

اوهوي ؟ - . اوهوي . . قربان -

. اوهوي قربان . .بايد يه لهجه ي جنوبي باشه . " بايد اينطوري بگي " بله ؛ قربان

. تو هم بايد تو خيابونا پياده گشت بزني . خيلي خب ؛ ديگه باهاتون کاري ندارم

. بابت صبري که پيشه کرديد سپاسگزارم - من چي ؟ به من ماشين نميديد ؟ -

پس من چي قربان " ؟ " به من ماشين نميديد " ؟ "

. نخير ؛ بهت ماشين نميديم . . تو يه ميز خوشگل گيرت مياد

با يه ميز کوچولوي خوشگل ؛ اونم تويِ . يه دفتر کوچولو ؛ براي صداي کوچولوت

. احمق - . اين شد دوتا گزارش بد -

. دور سينه 48

. دور کمر 44

. اندازه ي ارتفاع پا 39 - هي ؛ ميشه اون زرافه رو بهم بدي ؟ -

. نخير

. يه فکري دارم

چطوره اونو با يه شکلات اسنيکر عوض کني ؟ - . قبوله -

. ممنون

. بالاپوش . . 48

. بعدي

. لطفا کمربندِ مخصوص اسلحه اتونو دربياريد

. دور سينه 37

. دور کمر 32 . خيلي خب ؛ بچرخ

. خواهش ميکنم آروم باهام رفتار کن

. جونز " ؛ بنظرم تو يه عوضي تموم عياري "

. هيچ محلي به شماها نميذارم . نميخوام شروع کنم

فکر نميکني ؛ حرف نميزني ؛ نفس هم نميکِشي ؛ مگر اينکه من بهت گفته باشم . . فهميدي ؟

. بله قربان - . خيلي خب -

. فکر کنم خيلي خوب باهمديگه کنار بيايم

تو هم اون صدا رو شنيدي ؟ - . نخير قربان -

اي لعنت ! مثل اينکه يه تاير ماشينمون پنجره ؛ . برو بيرون تاير سمتِ خودتو يه نگاهي بنداز

. سمتِ من که سالمِه مالِ تو چي ؟

. سالمه ؛ قربان

. دوباره اون صدا داره مياد

افسر " يوجين تاکلبري " ؛ براي انجام وظيفه ! خودشو معرفي ميکنه ؛ آقا

. . افسر " کتلين کرکلند " ؛

و خيلي ازت متشکر ميشم که . . . آقا صدام نکني

. " خيلي خب ؛ بپر بالا " تاکلبري . بزن بريم

. اين محله اينقدرها هم بد نيست

More Farsi Persian subtitles for Police Academy 2: Their First Assignment

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left