200 บรรทัดแรก
هیس، هیس ...هی، هی
اسلحه رو بنداز
!هی، تکون نخور !تکون نخور
!دستبندش بزن
امنه؟- !آره. امن و امان-
!آقایون. امنه !بیاید ببریمشون، بجنبین
بریم
...این بچهها اینا همچین نبردی هم به راه ننداختن
فکر میکنی چقدره؟
صد و چهارده کیلو بیشتر نه. شاید یکم کمتر
همون قدری که هر ماه بهمون میدن
پس این یه پاپوشه؟
بیشتر شبیه پیشکشه
پلیسهای محلی یه برد کسب میکنن یه خورده گرد و خاک به پا میشه
همه راضی میشن
اسب بیچاره میرم ببینم میشه آرومش کنم یا نه
بوچ به اسب علاقه داره
من خودم به زنها علاقه دارم
کیکی
بیا یه نگاهی به این بنداز
زخمها حداقل مال یه روز پیشه
ولی دوستمون، کاپتان میگه که موقعی که سعی کردن فرار کنن
بهشون شلیک کردن
به نظر داستان های پر رنگ و لعاب دیگهای واسه آمریکاییهایه
ببخشید
بفرمایید، کاپتان
میشناسیش، جیمی؟
هرنان نارانخو
کلی از معاملات شهر گوادالاخارا به دست اینه
دیروز جنازهی برادرش رو توی هتل "آمریکاز" پیدا کردیم
جدی؟
پس یکی داره قلمروشون رو بدست میگیره، درسته؟
بیا بریم
آره، سلسله مراتب این اطراف زیاد حساب کتاب نداره، کیکی
فقط یه مشت دهاتی عوضی که روی نیم جریب زمین، ماریجوآنای تخمی پرورش میدن
و هرازگاهی همدیگه رو میکشن
بهترین کاری که ازمون ساختهست اینه که جا نزنیم و با شرایط کنار بیایم
آتو دادن، سریع گیرشون بندازیم
مادرجندهها
شرمنده، رفیق اینجوریم نبود که بتونی تا خونه سوارش بشی
اصل اساسی زندگی
تمام گیاهان، حتی ماریجوآنا وجودشون به جهت دانه دادنه
ولی گیاه شاهدانه این رویه رو برعکس کرده
با یه گیاه ماده شروع میکنه که حتی بدون اینکه گرده افشانی بشه، گل میده
یه جورایی مثل قضیه مریم مقدس
ولی عوض عیسی کوچولو رفقای گندهتری گیرت میاد
تیاچسی" بیشتری نصیب میشه"
باعث میشه اصل جنس مکزیکی رو درست کنی
ولی گرده افشانی از گلی به گل دیگه میتونه کل محصول رو از بین ببره
پس بیرون پرورش دادنشون غیر ممکنه مگر اینکه وسط بیابون باشی
...که مشکلات خودش رو داره
چون یه بیابون کوفتیه
رافا، یه تماس داری
اونا دارن از بین میرن، کوکو
طرف منتظره، برادر
مانوئل! داری چیکار میکنی، عوضی؟
اون آشغال رو بذار کنار- باشه، رافا-
چه غلطی داری میکنی، احمق؟
داری جنس پرورش میدی، نه اینکه بکشی
علف تخمی
بله
علف چشه؟- زمین شناس کس شعر میگفت-
آب کافی نیست، میگل
پس یکم آب پیدا کن، رافائل
داریم بزرگترین شبکهی توزیع ماریجوآنا رو
در تاریخ مکزیک پایه ریزی میکنیم
اگه علف نداشته باشیم این پشیزی ارزش نداره
درستش کن، برادر
خلبان اینه؟
آمادو، برادر زادهام
بچهی زرنگیه یه مدت پلیس بوده
کمک حالم بوده
هی! گواهینامهی خلبانی داری؟- آره، مرد-
چجورش رو میخوای؟
بریم
اوضاع کِشت چطوره؟
عالیه
کلی علف واسه معامله داریم
اول برو خوآرز، بعدش بهت میگم کجا بری
،با نگاه به گذشته حتی با وجود دونستن اینکه همه چیز چطور رقم خورد
هنوزم درکِ بزرگیِ رویایِ میگل فلیکس گالاردو سخته
بلند پروازی این رویا
ولی اگه میخوای سعی کنی باید بدونی قبل از وجود کارتلها
شرایط تو مکزیک فرق داشت
تجارت مواد متشکل از قاچاقچیهایی بود که ترجیح میدادن تنها کار کنن
اغلب سینالوآییها، که از پلیسها این امتیاز رو میخریدن
که توزیع مواد توی یه شهر یا قلمروی به خصوص در اختیار اونا باشه
اسمش رو سیستم پلازا گذاشته بودن
:روال کار اینجوری بود
هر کس به دنبال کسب و کار توی قلمرو بود
باید سیبیل رئیس پلازا رو چرب میکرد
یه ملک بهش میداد یا خراج میداد
،و اگه نمیخواستن بدن، باور کن رئیس اون روی سگش رو نشون میداد
نکتهی کلیدی اینجاست، هر پلازا مستقل بود
،دنیای جدایی بود برای خودش توسط یه عوضی تایید شده اداره میشد
کسی که به اندازهی کافی کثافت کاری کرده بود که به عنوان پادشاه یه قلمرو انتخاب بشه
این وظیفه معمولا نیازمند جذب مادرجندههای سرسخت بود
پس یه نقشه برای متقاعد کردن چند تا پلازای رقیب
،که توسط روانیهای کلهخر اجرا میشد ،که با هم کار کنن
علیه یه دیوث دیگهای جبههگیری کنن؟ آره، درسته
موفق باشی، رفیق
از صمیم قلب میگم
بچه خوبه مامانش ماساژ پا نیاز داره
باشه
میدونی چیه؟ باید جنسیتش رو بفهمیم
بهت وقت میده که خودت رو واسه یه پسر دیگه آماده کنی
اوه، از کجا اینقدر مطمئنی که بازم پسره؟
اوه، بی خیال
بیخیال. نمیخوام در مورد اینکه عجب مردی هستی بشنوم
و دختر آیندهمون هم نمیخواد
میخوام از همون شیر خشکی استفاده کنم که به کیکیتو میدادیم
میتونن از تگزاس بفرستن ولی هزینهش بیشتر میشه
گوش میدی چی میگم؟- آره-
دکترهای اینجا خوبن و شیر خشکش خوب نیست
اوه، دوربرگردون قبلی رو رد کردم صبر کن
کدوم گوری هستیم؟
داری چیکار میکنی؟
صبر کن، صبر کن
کسی رو تعقیب میکنی؟
نه... سیرز بهم گفت که این نزدیکیا یه رستوران "بیریا" خوب هست
حتما اشتباه شنیدم
خدای من، کیکی توی راه برگشت از مطب پزشک اطفال به خونه؟
آدم هیچ وقت نمیدونه کِی شانس بهش رو میاره، مگه نه؟
خواهشا موقعی که میری کیکیتو رو از مدرسه برداری شانس بهت رو نیاره
میز شام رو بچین
هی، این یعنی میز شام رو بچین
قراره بیشتر اسپانیایی صحبت کنیم، کیکیتو
ها؟ موفق باشی- واسه شام نمیمونی؟-
نه، باید به اداره برگردم، عزیزم کیکیتو، دوربینت کجاست؟
عالیه
و این تفاوت بین
سطح نفوذ پذیر و سطح نفوذ ناپذیر رو رقم میزنه
کلاس تمومه
مگه نشنیدین، عوضیها؟
!راه بیفتین !گورتون رو از اینجا گم کنین! برین
بجنبین. برین
یالا !برین
!بجنبین !تکون بخورین
!یالا !برو
محصولاتم دارن از بین میرن
به خاطر تو، عوضی
چه خبر؟
چه خبر، پابلو؟
آبجوها خنک هستن؟
به نظر چاقتر شدی، دون نتو
اینطور فکر میکنی؟- آره-
توی شهر به مشکل خوردی؟
نه، مرد
داری پیشنهاد یه امتیاز انحصاری میدی
ما بیشتر از هر کس دیگهای تولید میکنیم
با توزیع خوب، بازار رو دست میگیریم
وقتی کنترلش رو بدست گرفتیم یه قیمت ثابت تعیین میکنیم
قیمت خودمون
به علاوه، نیازی نیست نگران این باشیم که جنسمون بز خز بشه
سود بیشتری بدست میاریم
و کم کم، ثبات بیشتری بدست میاریم
درست مثل کاری که عربها میکنن، درسته؟
سازمان اوپک منتها واسه علف
آفرین کم و بیش
و اگه کنترل باشه، خشونتی در کار نخواهد بود
فقط در صورتی جواب میده که تمام پلازاها آمادگیشون رو اعلام کنن
آره
فقط به مهمهاشون نیاز داریم بیشترشون رو میشناسیم
سینالوآیی ها- آره-
مثل اون مو بلوندِ که اینجایه
مادرجندههای آویزون
همه جا هستن یهودیهای کوه نشین کیری
نه. ما با هر کسی که بهش اعتماد داشته باشیم و براش احترام قائل باشیم معامله میکنیم
حتی اگه اهل یه گوهدونیای مثل اوجیناگا باشه
!هی! زیاد محکم نکش! آروم- بله، رئیس-
اون اسب کلی برام آب خورده، اون عوضی
ممکنه نگرانیهایی داشته باشی
نظرت چیه به جلسهی ما توی گوادالاخارا بیای؟
ببینی که با هم چه دستاوردهایی میتونیم داشته باشیم
تو به نظر آدم باهوشی میای، میگل آنجل ...مشکل من
رئیسته
اون خیلی باهوش نیست
پدرو آویلز کسی نیست که بشه باهاش تجارت کنی
چندین ساله سر یه موضوع مسخره با هم دشمنی داریم
نه، مرد
فکر نکنم جواب بده من قبول نمیکنم
از نزاعتون خبر دارم ...در واقع
ازم خواست که بهت بگم از کاری که کرده پشیمونه
...ببین
اینا کلماتی بود که خودش گفت
"بهش بگو وقتشه رو به جلو حرکت کنیم" اون همچین حرفی زد
به گوادالاخارا میام کنار آویلز و بقیه میشینم
ولی اگه نشونی از این نبینم که شما پلیسها رو متقاعد کردین
که این قضیه اوپک رو راست و ریس بشه؟
اون وقت همه چی تمومه
همین کافیه
باشه پس، برادر
قشنگه
قشنگه، ها؟
تاریخ هم نشون میده؟- آره-
،راستش، برای جشن گرفتن این ماجراجویی جدید بیا مال تو باشه
نگاش کن
همونطوری، آروم
،وقتی به پدرو میگی که باید جلو آکوستا گردن کج کنه دلم میخواد اونجا باشم
کار دیگهای هم مگه میتونستم بکنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.