198 บรรทัดแรก
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
نوما... کجایی نوما؟
!اون دیگه چه جونوریه؟ اصلا شوخی بردار نیست
!فعلا باید به شهر برگردیم
!لعنتی
...حالا که از نوما جدا شدیم
!چطوری باید اون هیولا رو شکست بدیم؟
LoliHunter
آیوفیلم تقدیم میکند
!خیلی بزرگتر از چیزیه که تصور می کردم
.حتی از جثه یه آدم بالغ هم بزرگتره
این عنکبوت ترسو رو یکی از گروه های .جستجو دیروز در جنگل مبوکی کشف کرد
عنکبوت ترسو؟
...این هیولا میتونه
...خصومت حریف مقابلش رو حس کنه
.و به راحتی از هر حمله ای فرار میکنه
.پس برای همین بهش میگن عنکبوت ترسو
.درسته
...بنابراین، اگر شما هم مثل من یک جنگجو هستید
...وقتی بهش نزدیک بشید
.به سرعت تشخیص تون میده
...پس اگر پیشتاز گروه باشی ، کارت دشوارتر میشه
نکنه برای همین من رو گفتن بیام؟
...معمولاً سایزش حدود 30 سانتی متره
.و فقط حیوانات کوچکتر رو شکار میکنند
...آهای استاد، یه لحظه
اما با چنین جثه بزرگی طعمه اش هم بزرگتر خواهد شد، ها؟
...حتی نمیشه بهش ضربه ای وارد کنی
...ببخشید
با سم کشنده اش میتونه راحت دخلمون رو بیاره
!یه لحظه وایسا+
!پوستش از آهن سختره و علاوه بر این قدرتش هم خیلی زیاده
!اصلا اینکه چنین هیولایی وجود داره، خیلی وحشتناکه
کیکورو، به نظرت ما شانسی برای شکستش داریم؟
...این یک هیولا زیرک با توانایی های ویژه ای هست
...ولی
باید یه نفر دخلش رو بیاره، مگه نه؟
صبر کن من نمیخوام بخاطر چنین ایده های بچگونه ای با اون هیولا درگیر بشم، گرفتی؟
!راست میگه! انجامش نده! برای شما غیر ممکنه
تواناییهای حسی اون بیشتر از هر !عنکبوت ترسو دیگری برد بالایی داره
حتی از دامنه شلیک کمون تو هم میتونه !تشخیصت بده! راهی برای شکستش وجود نداره
...در ضمن تو فقط بخاطر این مهمترین فرد انجمن هستی
چون تعداد شکارهات با از بین بردن هیولا ها رده پایین زیاد شده، مگه نه؟
!این هیولای بزرگ برای شما مناسب نیست
...حتی نوما
!شما حتی نمیتونید دوست ما رو نجات بدید! پس بهتون نیازی نداریم
!شنیدم تو هم تو جاخال دادن درجه یک هستی اما حقیقت نداره
!تو از نظر قدرت یا توانایی برتری هم نسبت به اون نداری
!پس از خودراضی نباش
...میخوام بدونی که کلمات توهین آمیزت
.رو هم نمیتونم جاخالی بدم
سرگروه ما از نظر روحی روانی هم ضعیفه ،پس میشه بس کنید؟
.که اینطور. الان شرایط رو درک کردم
...پس از اعضای اون گروه در جنگل هنوز کسی باقی مونده
و ما برای نجات ایشون با همدیگه میریم؟
...آره این یکی هیولا برای شما مناسب نیست
...در ضمن نجات بقیه افراد انجمن مون اولویت داره
هیتاموکی علاوه بر دور کردن شما از بقیه هیولا ها .دنبال نگهبان گمشده خواهد بود
!من تمام تلاشم رو میکنم
!پس فقط لازمه بوی صاحب این دستمال رو دنبال کنم
.میدنا هم در صورتی که نگهبان گمشده مجروح شده، باهاتون میاد
!باشه
.هاناباتا هم در صورت بروز مشکل ازتون محافظت میکنه
!دریافت شد
...تقسیم بندی که با توجه به نقش شون انجام دادم ،ایده آله
...باید ایده آل باشه ولی
!با تمام قدرت پیش به جلو
...ولی نمیتونستم تصور کنم
.همه چیز طبق برنامه ایده آلم پیش بره
!هاناباتا، باید آماده هر چیزی باشی! و اصلا از جنون هم استفاده نکنی
!کاملاً متوجه شدم
اگر اینقدر نگران شون هستی، بهتر نیست همه باهم باشیم؟
.با این حال، از اینجا براشون امن تره
!مبارزه با چهار تازه کار واقعاً بار سنگینیه
.ای کاش من هم تو گروه امداد و نجات بودم
...اون هیولا خیلی قویه، از هر حمله ای هم میتونه جاخالی بده
...سم کشنده ای داره، با تار هاش هم میتونه کلی تله کار بزاره
!اصلا حس نمیکنم بتونم تو هیچکدوم از اینا بهت کمکی کنم
!قبل اینکه تسلیم بشی، کمی بهش فکر کن
...دلیل اینکه میتونه با دقت بالا از حملات جاخالی بده
...چون میتونه حس کنه کجای بدن حریف مانا داره متمرکز میشه
...اگر اینطوری باشه اون قدرت تو
...که حتی خودت هم نمیدونی قراره به کجا برخورد کنه
تهدید بزرگی برای عنکبوت ترسوئه که بر پایه افکار حریفش حرکت میکنه
واقعا اینطوره؟
هرگز فکر نمیکردم روزی رو ببینم که فقدان حس تاکتیکی من در نبردی بدرخشه
حدس میزنم بهتره از "روش شکار" استفاده کنیم و از اطراف محاصره بشه بعد دخلش بیاریم
روش شکار؟
...اگر اون رو با شعله های آتش محاصره کنی
...مسیر های فرارش محدود میشه
...و چون مستقیماً اون رو مورد هدف قرار نمیدی
!نمیتونه حملات مون رو پیش بینی کنه ،پس نگران نباش
پس فریب مشخصاتی که تو کاتولوگ ازش خوندی .رو نخور، راه برای مقابله باهاش زیاده
...استاد، میدونی، شما به عنوان سرگروه تیم خیلی مناسب به نظر نمیرسی
!تازه اصلا قوی هم به نظر نمیای
شاید اونقدر هم نقش ات تو تیم مهم نباشه، نه؟
...میشه مثل اونایی که کاری جز مسخره کردن بقیه ندارن
اینقدر احساساتم رو جریحه دار نکنی؟
.از دست تو! من همینطوریش هم ضربه روحی زیادی بهم وارد شده بود
برام سواله بقیه گروه مون هم الان سالم هستند یا نه؟
.فکر نمیکردم بیرون از میدون جنگ با یه هیولا هم اینقدر مضطرب بشم
هیتاموکی! ای بابا، چیکار میکنی؟
هیچ هیولایی در این نزدیکی" "!نیست اما همه جا لونه دارند، پس مراقب باشید
!خودت مگه همین رو نگفتی؟
پس چرا خودت گرفتارش شدی؟
...متاسفم
!دستت رو بده من تا بکشمت بیرون
!دست نگه دار، میدنا
...اون تار عنکبوت بسیار قوی و کشسانه برای همین
!میدنا دستم رو ول کن
!من هم گیر افتادم؟
!نمیتونم خودم رو آزاد کنم
!میدنا ... لطفا زیاد تکان نخور
!حتی اگر اینطور بگی ، تو این وضعیت کاری از دستم ساخته نیست
♥آه نه ...هیتاموکی...تو هم زیاد وول نخور لطفا♥
♥ببخشید ...ولی نمیتونم تحمل کنم♥
!ای بابا. باورم نمیشه این اتفاق دوباره افتاد
!هیتاموکی گفتم تکون نخور
...با اینکه هیولایی درکار نیست+
!این دوتا باز تو همچین وضعی گیر افتادند
!من... باید همه چی رو درست کنم
...ممکنه کمی سوزش داشته باشه
!اما میخوام تار ها رو بسوزونم ، پس بی حرکت بمونید
به نظرت جادوی آتش من از پس تار های اون برمیاد؟
...شنیدم استحکام تار های این عنکبوت از آهن هم سخت تره
.اما ماده اصلیش پروتئینه
حالا فهمیدی چرا تو رو با خودم آوردم؟
.تقریباً به جایی که هیتاموکی حس کرد اونجاست، رسیدیم
.روند حمله هم به همون صورتی بود که گفتم
.من مثل یه طعمه توجه اش رو جلب میکنم
.تو هم در فرصت مناسب اطرافش رو با جادوت آتیش بزن
بعدش که تو یه حصار آتشین محاصره اش کردیم .با جادوی ولتگات دخلش رو میاریم
.اگر راه فراری براش نباشه، مهم نیست اگر بتونه جادوی تو رو هم تشخیص بده
...یجورایی دیگه دارم از نقش خودم تو تیم ناامید میشـ
...نگران بودم احتمالش باشه که اون اول به سراغ مون بیاد
.اما ارزشش رو داشت که لونه اش رو بسوزونیم تا تحریک بشه
!توکشیکو، الان وقتشه نقشه رو عملی کنیم
!از اون اصلا نترس، فقط دورش رو آتیش بزن
!اوکی
!یجورایی سخته که فقط محیط اطرافش رو آتیش بزنم
!توکیشیکو، لازم نیست نگران من باشی، من هم باهاش حبس کن
!فهمیدم
!حداقل یکم درنگ کن
...جادوی آتش
!شعله ور شو
!قبل از اینکه جادو اعمال بشه هم فرار میکنه؟
!استاد... متاسفم
...حالا میفهمم
هر کسی عنکبوت به اون بزرگی جلوش ظاهر بشه بدون شک نمیتونه خونسردیش رو حفظ کنه
.به نظر میاد اون فهمیده که میخوایم به تله بندازیمش
...بهتره نقشه رو دوباره از اول
!از...از استاد من دور شو! ایگنیلا
!استاد، دووم بیار
...خودم قبلا متوجه این قضیه بودم
!عنکبوت دیگه فرار کرد+
...که من عادت بدی دارم
.و این بود که آرمان های خودم رو بقیه تحمیل میکنم
!!استاد! استاد+
.حتی با اینکه توکشیکو هنوز به قابلیت های خودش هم مطمئن نبود
!استاد لطفا به خودت بیا +
.ولی با این حال باز هم آرمان هام رو بر روی بقیه پیش میبردم
!!استاد! استاد+
...خب حالا تو این موقعیت
!!استاد! استاد+
باید چکار کنم؟
!لایا! لیا
!من برگشتم
...حس بدی دارم
به نظرت نوما حالش خوبه؟
...آره
.فکر میکنم با اون یارو هم یکم تند برخورد کردیم
مطمئنم برای درخواست پشتیبانی سریع برمیگرده اون موقع ازش عذر خواهی میکنیم
یعنی کیکورو و بقیه خوبن؟
!استاد! استاد! چشماتو باز کن
!تو نباید بمیری
!استاد! مثل همیشه حرف های بی ملاحظه من رو تذکر بده
...بیا یک، دو
!چه برای خودت میگی
!تا حالا یبار هم اینکار رو نکردم
اگه بمیری نمیبخشمت، میدونی؟
!اگه بمیری به همه میگم به من تجاوز کردی
...میگم مجبورم کردی الکل بنوشم
!و من رو تهدید کردی
!حالا چطور ؟! دیگه نمیخوای بمیری، نه؟
!چی برای خودت میگی
!یه آدم در حال مرگ رو وادار به فریاد زدن میکنی؟
!نکنه تو یه شیطان هستی لعنتی
!سعی نکن اسم من رو اینطور خراب کنی ،ها
فکر میکردم که سم اون کشنده باشه، چطور میتونی حرکت کنی؟
...درست قبل از اینکه نیشم بزنه
.پادزهری که تو دندونم مخفی کردم، استفاده کردم
هیچ جادوگر شفا دهنده و پزشکی نداریم، پس .برای هر موقعیتی خودم رو آماده کردم
.برای تو هم مقداری تهیه کردم
!همونطور که از استاد انتظار میرفت
...اما به نظر میاد سم اش قوی تر از انتظارم بود
...اثر تب و بی حسی هنوز در بدنم باقی مونده
!پس بیایید همین الان به شهر برگردیم
No comments yet. Be the first to leave one.