Me

Me

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 4

ข้อมูลรุ่น

Me S01E04 Opportunity Costs 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Me S01E04 720p WEB DL MyMoviz
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-07-30
ดาวน์โหลด: 22
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

151 บรรทัดแรก

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

کارتر

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

کارتر ؛‌کارتر نه

کارتر

یادمه یکی بهم گفت

که افراد برای یک دلیل برای یک فصل یا کل عمر وارد زندگی میشند

که بهم چسبید

اما اگه ما نتونیم تصمیم بگیریم که بقیه چقدر میمونند چی؟

چه میشه اگه افرادی که فکر می کنیم برای زندگی ما اینجا باشند

اگه اونا به رفتن نیاز داشته باشند چی؟

از کجا بفهمیم چقدر با همیم؟

آیا این مدت که با همیم نشونه هایی هست؟

و اگه نشونه هایی هست ...چطور باید درکشون کنیم

اگه هنوز ندونیم که کی هستیم

...البته من نمی خواستم

تو داری کل ماجرا رو میگردونی دوستت دارم

یک روز اینو برای آمریکن ایدل اجرا می کنی

تو داری میرقصی

فکر می کنیم تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که از قلبمون پیروی کنیم

و امیدوار باشیم که ما رو از خطر دور کنه

چون دیگه چی داریم؟

اونه؟ آره

اوون ؛ گوش کن

تو قراره بری بیرون و به اون قلدرها نشون بدی کی هستی

...در این خانواده

اگه به بقیه بیش از حد گوش بدیم ...و برای خودمون کافی نباشیم

ما هنوز نمی دونیم که کی هستیم

و به کجا تعلق داریم

بن

آره

چی خنده داره؟

باشه صبر کن ؛ صبر کن آره

و همین جا

این باید صدمه ببینه وحشتناکه

ایول بچه ها ؛ شما دوتا کاملا با هم جور شدید

آره مثل دو نیمه سیب

و این از اون جوکای باباست

آفرین

به مادرم قول دادم وقتی به کتابفروشی میره برای محموله جدید کمکش کنم

آره بن ؛ ما هم باید حرکت کنیم

چی تو لیست ماست؟

...منطقه بازی ؛ کلبه قند آره

هودی برادر بن

مکس اسم اون فروشگاهی که دوست داری چیه؟ فروشگاه بهشت

فکر کنم تو بهتره دوربینت رو بیاری

تو هم میتونی بیای ؛ میتونی

نه مشکلی نیست

مطمئنی؟

این درباره چیه؟

آره ؛ چرا خودت بهم نمیگی؟

پس اون مرد تو فروشگاه واقعا وسایل خودش رو میشناخت؟

مثل فیلتر آبی عمیق دریا؟

...فیلتر قرمز عمیق درسته

81A

و اونا واقعا با لنز سیاه و سفید عالی میشند پس ممنون

تو اینجایی پسرجون

من تو صف کنار یک خانم دوست داشتنی بودم

پسرش اتفاقا به مدرسه شما میره

و اون حالا برامون یک جا نگه داشته و ما میدونیم بهش ملحق بشیم ؛ بجنب

بی خیال

۶۰ساعت طول کشید تا نشان شهروندی جهانی خودم رو بدست بیارم

اما من واقعا میخواستم تو این سازمان داوطلب بشم

پس بن ؛ تو هم از پیشاهنگی خوشت میاد؟

...خب بن

...متاسفم ؛ نه قسم میخورم دستمال ها رو برداشتم

میدونی چیه ؛‌مشکلی نیست

من برم کمکش کنم

اون خیلی بامزه است

با نگاه کردن به مادرت میتونم بفهمم کی روحیه یک زن بازنده رو بهت منتقل کرده

شاید بابات؟ مشکلت با من چیه؟

مامانم احمق نیست ؛‌اون درست از همین کار کوچیک تو رو میشناسه

مطمئنی؟ پدر و مادرم دوستم دارند درسته

بن

فکر می کنی به اندازه کافی اونجا بودی بچه جون؟ هرگز نمی تونی به اندازه کافی مراقب باشی مگه نه؟

آره میدونی ؛ دقیقا بخاطر همینه که ما اینجاییم

داشتیم دوربین بن رو درست می کردیم

متاسفانه تو مدرسه زمین خورد

افتاد درسته؟

آره یک نفر زد تو دستم

خیلی بده

بن تو شماره جیسون رو نداری ؛‌درسته؟

وقتی غذا میخوریم گوشی رو خاموش می کنیم

این قانونیه که ما تو خونه خودمون داریم

این فقط آداب اولیه است ؛ میدونی؟

مادرم همیشه درباره اهمیت این موضوع صحبت می کرد

برای ایجاد یک تاثیر اولیه خوب

میدونی چیه؟ من خیلی خوشحالم که این کار رو انجام دادیم

جیسون از قرار ملاقات فردا با ارتودنتیست خودش میترسه

اما حالا انگار اون همه چیز رو فراموش کرده

اون خیلی خوبه ؛ تو پسری دوست داشتنی بزرگ کردی

واقعا

پسر دوست داشتنی؟

جیسون؟

خیلی پسر خوبیه

چرا چیزی نگفتی؟

مهم نبود چی بگم

میتونستم بگم جیسون یک دانش آموز کلاس ششمی رو زد و روی سرش نوشیدنی ریخت

و اون هنوز هم برای شب فیلم دعوتش می کنه

من از شب فیلم متنفرم رفیق

متنفرم از اینکه پدر و مادر ما اینطوری درباره ...قلدرهایی مثل جیسون فکر می کنند

چه پسر خوبی

اون کاملا سرشون رو شیره مالید

فقط کاش میشد کارهایی رو که تو مدرسه انجام میده ببینند

شاید بتونیم اونو لو بدیم

بدون اینکه دوباره بازداشت بشی

دید خوبی داری؟ تقریبا

بجنب ؛ ما باید این کار رو قبل از اینکه پیش اردودنتیست بره انجام بدیم

میدونم باشه طعمه اومد

رفیق ؛ سوپ نه آره ؛‌فکر کنم تا حالا یاد گرفته

فکر کنم یک پیام دریافت کرد

باید حالیش کنم

با کی شوخی می کنم؟

بجنب دیگه ؛ گوشیت رو بگیر

شانسم ریده

شاید بدترین چیز ممکن نباشه

اوون؟

بس کن ؛ داری به خودت صدمه میزنی

جدی میگم

خدای من

تو باید پای خودت وایسی پسر

بابام نمیدونه چطوریه

بدترین قسمت همینه؟ اونا هیچ تصوری ندارند که اینجا چه اتفاقاتی میفته

حالا اینو ببین‌؛ مامانم متقاعد شده بود که جیسون پسر خوبیه

امکان نداره داره

منظورم اینه ؛‌خیلی وقته میخوام توضیح بدم اون خیلی بده

بعضی وقت ها دلم میخواد از اتاق فرار کنم و جیغ بزنم

دقیقا ؛‌من باید برم

...شوخی می کنی؟ چرا فقط

مکس ؛ منم ؛ بن

راست میگم

خفه شو

اگه تو بن هستی و تبدیل به جیسون شدی

یعنی تو واقعا نوعی پیوند باهاش احساس کردی؟

نه ؛ قسم میخورم

پس چه اتفاقی افتاد؟ نمی دونم

اولین باریه که با یک نفر صحبت می کنم

و بعدش ناگهانی تبدیل به اون شخص نمیشم

تو حتی لباس های اونو پوشیدی

شاید لازم نباشه با کسی همدلی کنم برای اینکه بتونم بهش تبدیل بشم

...شاید فقط باید چیزی رو احساس کنم؟

باشه خب حالا هرچی میشه یک جای دیگه بشینی؟

نمیخوام بقیه فکر کنند من با اون حرف میزنم

ادامه بده صبر کن ؛ این ایده خوبیه

میتونم برم اونجا و مثل جیسون رفتار کنم

برای همین این کار رو کردی؟

برای آخرین بار ؛ قصد این کار رو نداشتم

...هرچند الان دارم پس میخوای برای بقیه قلدری کنی؟

به عنوان جیسون و بعدش تو از همه چیز فیلم میگیری

نابغه ای درسته؟ نه ؛‌نابغه نیستم

و علاوه بر این ؛ مگه کارتر در این باره ...بهت هشدار نداده بود‌؛ منظورم اینه که

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left