200 บรรทัดแรก
آنچه در «سرگذشت ندیمه» گذشت...
برام مهم نیست اونا چه بلایی سرم میارن
اونا نمیذارن بمیری
اونا مدام بهت صدمه میزنن، بارها و بارها
تا وقتی که گوش به فرمانشون بشی! استادِ این کارن!
22 تا از این زنها با جبههی مقاومت کار کردن
و تو میتونی نجاتشون بدی
تبادل زندانی؟ نمیتونید!
دیدیش؟
آره
و کاری که باید انجام میداد، تموم شده؟
آره
این حلقه ازدواجشـه
یه انگشت هم فرستادن. یه انگشت قطع شده.
تو نمیدونی اون چطور آدمیـه
من شوهرم رو میبرم خونه تا دفنش کنم
اسم «واترفورد» نماد قدرتـه و مورد احترامـه.
من کشتمش
این وقایع توی کانادا رخ ندادن
ربطی به سیستم قضائی کانادا نداره
نمیشه که مجازاتی در کار نباشه
این بین شما...
و خداییـه که انتخاب کردید، خانم آزبورن
عیبی نداره
ولی سیستم قضائی کانادا هیچ مشکلی با شما نداره
آزادید که برید
فکر میکردم زندانی بشم
ولی نشدی
نه
نشدم
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
خیلیخب
همه چی رو براتون آماده کردیم، خانم واترفورد
محل اقامتتون هماهنگ و بررسی شده
محافظامون تمام مدت همراه شما هستن
و صد البته که من هم دائماً در کنارتون هستم
از فرد هم همینطوری محافظت کردی
واسه هماهنگی زحمت زیادی کشیده شده
وقتی خدا ما رو فرابخونه، فقط میتونیم بهش توجه کنیم.
روز خوش، فرماندهان
به خونه خوش اومدی
میخواستیم فرش قرمز پهن کنیم
ممنون که اجازه دادید فرد رو بیارم خونه،
جایی که بهش تعلق داره.
محاله بذاریم برادرمون اون بیرون توی سرما بمونه
بهتون تسلیت میگم، خانم واترفورد
دوستانتون، خانوادهی پاتنام
پیشنهاد دادن که مراسم شبزندهداری فرد رو توی خونهی اونا برگزار کنید
لطف کردن
«فرد واترفورد»
فرد همیشه میگفت استعداد داری
مثل یه پدر به پسرش
ایکاش الان میدیدت که به کجا رسیدی،
و در مسیر مؤثرتری قرار گرفتی.
جون واقعاً همهمون رو عذاب داد
خب، پروردگار بهم برکت داده
و همینطور به شما
ما رو ببین،
مثل چندتا رفیق دیپلمات گرم گرفتیم
که سعی داریم کینهها رو کنار بذاریم
خواهیم دید
ما...
گفتیم بد نیست تا هتل همراهیتون کنیم
گفتیم شاید بخواید خستگی در کنید
اگه زحمت نیست میخوام کلیسایی که
واسه مراسم فرد انتخاب کردید ببینم.
گمونم بتونیم ترتیبش رو بدیم
گمونم کلیسای معروف و محبوبی نیست
به جهت احترام به شما،
گفتیم بهتره مراسم تدفین فرد رو
تا جایی که میشه سریع و ساده برگزار کنیم.
توی قبرستان گراناری در کنار بقیهی انقلابیها
دفن میشه.
چه حرکت قشنگی
فکر کردیم بخواید برگردید کانادا
و به زندگیتون ادامه بدید
بازی تیم «لیفز» رو تماشا کنید
شنیدم انگار امسال دیگه قهرمان میشن
زیاد طرفدار هاکی نیستم
اگه دنبال کنید عاشقش میشید. در عین ظرافت، بیرحمانهست.
همچین مراسمی اصلاً
در شأن یکی از پدران بنیانگذار گیلیاد نیست.
با سلیقهست
انگار یه گله گرگ فرد رو دریده بودن
کار استخبارات هم نیست
برام سوال شد که واقعاً چه بلایی سر فرد اومده
حتی نمیتونم تصورشم بکنم
ما نمیتونیم اعمال آمریکاییها رو
در امتداد مرز کنترل کنیم، خانم واترفورد
فقط یه شخص هست که بتونه همچین خشمی رو ابراز کنه
و امکان نداره
بدون کمک، دستش به فرد رسیده باشه
میتونید تصور کنید
اگه بقیه فرماندهها بفهمن که
شما به یه ندیمه...
کمک کردید یه فرماندهش رو بکشه، چیکار میکنن؟
تهمت جسورانهایـه
شما رو ترغیب میکنم که برای فرد مراسم مناسبی بگیرید
مراسمی که حقشـه
من فقط یه فرماندهام
مقام نیک داره بالاتر میره،
ولی هنوزم دستنشوندهست. دستمون زیاد باز نیست.
یه کاریش میکنید
شما که خیلی خوشفکر هستید
حتی بعد از فاجعهی
مرگ فرمانده واترفورد،
پروردگارمون به نحوی بهمون لطف کرده و فرصتی در اختیارمون گذاشته.
الان فرصتش رو دارید که
زیر نور روحالقدوس بدرخشید، دخترها!
فرصت خوبی دارید که فرماندهان آینده رو تحت تأثیر قرار بدید
کاراتون رو به نحو احسن انجام بدید و باعث تثبیت جایگاهتون بشید
مبارک باد این روز!
ایکاش تو هم با من میاومدی
خب، سالم و سلامت باشی
مبارک باد این ثمرهی احمقانه
ادامه بدی به دردسر میافتیم
چقدر زیبا شدی، عزیزم
روز بهخیر، عمه لیدیا
باشد که خداوند مرا شایسته سازد
مطیع باش تا شایسته بشی
برید
آفرین، عزیزم
ممنونم
از اونجا که کمکی زیادی به استر کردی،
اجازه میدم همراهیش کنی و حامیش باشی
ممنونم، عمه لیدیا!
حالا، خانواده پاتنام دلشون
یه ندیمه جدید میخواد.
استر جوون و باروره
و شاید، با آموزشهای تو
بتونه اونا رو تحت تأثیر قرار بده
اون پیشرفت زیادی کرده
امیدوارم آماده باشه
هردوتون خیلی پیشرفت کردید
امیدوارم این دفعه همگی بدرخشیم
لباس بپوش
اوه، عمه لیدیا
بهنظرتون اگه خانواده پاتنام استر رو انتخاب کنن،
بتونم برم دیدنش؟
عزیزم، دیگه پاتو از گلیمت درازتر نکن
- خیلیخب - دیگه برو حاضر شو
خیلیخب
روز بهخیر، خانم واترفورد
روز بهخیر
سرینا
صحیح و سالمی. خدا رو شکر.
خدا رو شکر
ایکاش در شرایط شادتری همدیگه رو میدیدیم
فرد مثل برادرم بود
بله
پروردگار همیشه وقتایی که نیازش داریم به دادمون میرسه
البته
بیا. خیلی خوشحالیم که اینجایی.
آقای توئلو
فرمانده پاتنام
تبریک میگم ترفیع گرفتید
مشتاق مذاکرات آیندهام
ممنونم. جلوتر از این نمیتونید برید، آقای توئلو
مطمئنم درک میکنید
طبق توافقمون، من باید خانم واترفورد رو همراهی کنم
آروم باش، مارک
سرینا بین دوستاشـه
چقدرم بزرگ شده
آره. یه چند ماه دیگه به دنیا میاد.
تو خیلی... خیلی دلمون برات تنگ شده بود
ایکاش میتونستی توی گیلیاد بمونی،
و ما هم میتونستیم این مدتی که نبودی رو جبران کنیم
اگه خدا بخواد
باشد که پروردگار همهمون رو هدایت کنه
- آمین - آمین
منو ببخشید
باید ترتیب یه سری اموراتِ لحظهی آخری مراسم رو بدم
البته
خب؟
بهنظرِ شورا برنامهی فعلیشون برای مراسم
سخاوتمندانه هم هست.
ازشون نخواستی، مگه نه؟
جفتمون میدونیم روالش چطوریه
حرف یه زن هیچوقت بالاتر از حرف یه مرد نیست
گویا حس میکنن که،
با وجود ویژگیهای تحسینبرانگیز فرد،
بازم تا حدی خائن بوده.
روز بهخیر، خانم واترفورد
جون کجاست؟
داره توی زمستون باغبونی میکنه
این پوستر تبلیغات کلاس مشاور املاک رو دیدم
آره!
آره! صد... نه، کاملاً بهت میاد.
صد درصد
- سلطان مشاور املاک! - بس کن
- سلام، شرمنده - سلام جون
سلام
داشتم به گیاهها رسیدگی میکردم
عیبی نداره. خوشحالم میبینمت.
خیلیخب، کی آمادهست که یه حال اساسی کنیم؟
توئیستر بازی کنیم
بیخیال
مونوپولی!