200 บรรทัดแรก
پروفسور چا- چرا انقدر شوکه شدی؟-
اولین بارت نیست که
چرا از من میخوای که جراحی رو انجام بدم؟
چطوری میتونی بهم اعتماد کنی؟- من همیشه بهت اعتماد داشتم-
بیشتر از هر کس دیگهای به تو اعتماد داشتم
و فکر میکردم به عنوان یه دکتر اهمیت میدی
ولی تو گند زدی به یکی از تصوراتم در مورد خودت
به نظرت بین اون دوتا کدوم یکی مهمتره؟
اگه یکی استعدادش رو نداشته باشه میتونه با تمرین زیاد، نقصش رو جبران کنه
ولی دکتری که با جون بیمارش بازی کرده، میتونی جبران کنه؟
مطمئنم خودت جوابش رو میدونی
پس چرا؟ چرا هنوزم از من میخوای که جراحی رو انجام بدم؟
ازم خواستی جلوت رو بگیرم و بهت کمک کنم
...و تازه بعضی اوقات، موقع جراحی
یه اتفاقی میافته و بیمار میمیره، مگه نه؟
مثل سری پیش گند نزن
بدون هیچ مشکلی، یه سره کارش رو بساز. فهمیدی؟
...تو و کاری که کرده بودی رو
فراموش کرده بودم. یادم نبود این تو بودی که رئیس جانگ رو کشتی
فقط واسه یه مدت فراموش کرده بودم
پس این سری نوبت منه؟
چطوری؟
میخوای من رو ببری توی اتاق عمل و تیکه تیکهام کنی؟
آه، درسته
...اگه شریانهای بومیم رو ببری
خیلی تمیز کارم رو تموم میکنی
عوضی
پروفسور چا
لطفا جلوی من رو بگیر
لطفا کمکم کن
نه، نمیتونم انجامش بدم
...پس اون روز، تو
دستای دکترا همیشه به خون آلوده میشه
بیمارها با اجازه دادن بهمون ...برای عمل کردنشون، جونشون رو
توی دستای ما میذارن
ازمون میخوان تا نجاتشون بدیم چون دلشون میخواد زندگی کنن
اون خون، گوشت و استخوونهایی ...که هر روز خدا باهاش سر و کار داریم
زندگی اون فرد بیمار رو تشکیل میدن
زندگی همهی اونا اهمیت داره و باارزشه
به خاطر همینم هست که میتونی بعد از جراحی، خون رو از دستات پاک کنی
و خب، خونی هم وجود داره که هر چقدر تلاش کنی، از روی دستات پاک نمیشه
و به خاطر همون خون، تو دیگه لایق پوشیدن روپوش سفید نیستی
تو تغییر کردی
...قبلا میگفتی دکترا، تکنسینهایی هستن
که فقط لازمه تواناییاشون رو به بقیه نشون بدن
ته هیون، آن ته هیون
چرا حتی یه ذره هم که شده به من اعتماد نداشتی؟
باید بهم اعتماد میکردی و منتظر میموندی
جراحی من رو انجام بده
بهت یه فرصت دیگه واسه خونی کردن دستات میدم
چه بخوای بشوریش، چه نشوریش این خودت بودی که سراغش کردی، خودت هم تمومش کن
در مورد چی حرف میزنی؟
میخوای دکتر آن روی پروفسور چا جراحی انجام بده؟
مزخرفات چیه؟
دکتر کو، مگه نمیدونی اون چی کار کرده؟
میدونم. اون مسئول مرگ رئیس جانگ هستش
اگه این رو میدونی، پس چطور میتونی همچین چیزی بگی؟
اینکه یونگ مین هنوز توی کماست هم نقصیر اونه
نه، اون به پروفسور چا کمک کرد تا زنده بمونه
وقتی پروفسور چا برای اولین ...بار من رو تسخیر و خودش رو عمل کرد
یهویی از بدن من خارج شدش
اون موقع من فقط میتونستم سر جام وایسم و مرگش رو تماشا کنم
میتونستم باعث مرگ پروفسور بشم
ولی آن ته هیون اومد و جون اون رو نجات داد
اوضاع دیگه فرق کرده
ما میدونیم اون چی کار کرده
فکر میکنی اصلا دلش میخواد یونگ مین رو نجات بده؟
...چطوری میتونی بهش اعتماد- معلومه که بهش اعتماد ندارم-
من به پروفسور چا اعتماد دارم، نه به اون
یه بار گفتی که معجزه، ۹۹ درصدش ...با خواست بالاییها انجام میشه
و اون یه درصد باقی مونده، به خواست و ارادهی مردم مربوطه
خودت هم دیدی
مطمئنم اون بههوش میاد و مثل روز اولش میشه
...پروفسور برای برگشتن
دلایل زیادی داره
آیگو، دوباره برگشتی
این اسم منه
،میدونی، اون قدیما ...حدود بیست سال پیش
این لباس طرح جدید محسوب میشد
ولی حالا، عتیقه به حساب میاد
هنوزم این رو داری؟
صد البته
آدم وقتی به دنیا میاد، لخته
ولی هنوزم یه چیزی داریم که متعلق به خودمونه
...فقط یه سری از افراد اونقدری شانس دارن
که بتونن قبل از مرگشون، اسم و رسمی واسه خودشون پیدا کنن
همه این شانس رو ندارن
حتما توی بیمارستان من رو نگاه میکردی
چه نوع دکتری بودم؟
چی شده یهو فضولیت گل کرده؟
میترسی هر چی اینجا تجربه ...کردی رو فراموش کنی و
دوباره مثل قبلنا عوضی بشی؟
...من به غیر از تو
...وارد بدن خیلیای دیگه
شدم، فقط تو نبودی
...ولی بین همهی اونا
فقط یکیشون مقابله کرد
...تو میخواستی روح رو شکست بدی
برای همینم از جون و دل مایه گذاشتی. خیلی خوشم اومد
...ولی خب به نظرم میتونی
به عنوان یه دکتر، بیشتر روی بیمارا تمرکز کنی
ولی فکر کنم باعث شدم یه کم زیادی روی توانایی و دستات تمرکز کنی
آه، الان این حرفا رو زدن مثل نوش دارو بعد از مرگ سهرابه
...وقتی بیدار بشی
هیچی یادت نمیاد
یونگ مین
سعی کن از یاد نبری ...وقتی بیدار شدی
تبدیل به دکتری شو که روی بیمارا تمرکز میکنه
باشه؟
امیدوارم جراحیت خوب پیش بره
و امیدوارم دیگه هیچ وقت همدیگه رو نبینیم
اوه راستی! یه چیز دیگه
از اونجایی که قراره هیچ وقت دیگه چشممون بهم نیافته، این رو بهت میگم
لقب من سقراط نیست
بقراطه م: یکی از پزشکان یونان
خوشحالم که تو داری بدرقهام میکنی، پروفسور چا
دیگه تا همینجا میتونم بیام
میدونم که میدونی
آره
فکر کنم اینجاست
مال من اونوره
آه، موندم الان خیال رئیس بان راحت میشه یا نه
...یه سری سر جراحی من
...چون دخترش آسیب دیده بود
از اتاق عمل زد بیرون
وقتی فهمید چی شده، انقدر گریه کرد که با خودم گفتم الان چشماش درمیان
به مسئولین بیمارستان التماس کرد که من رو اینجا نگه دارن
به خاطر همونم، اون بالاییا باهاش سر لج افتادن
به خاطر همینم همیشه کنار اونا خیلی مراعات میکنه
واقعا؟
بهش گفتم نیازی نیست بیاد من رو ببینه
دیگه دارم میرم! یادت باشه بعدا بهم امضا بدی
...موندم میتونم فیلمی رو ببینم که
اون نقش اصلیشه، یا نه
آه، اگه اینجا بمونم احیانا از اتوبوس جا میمونم
بالاخره بعد از دو سال میتونم از اینجا برم بیرون
میخوام هر چقدر میتونم از فضای بیرون لذت ببرم
دیگه واقعا باید برم
امیدوارم به زودی بههوش بیای
و زندگی خوبی داشته باشی
بای
خدافظ
خدافظ، آجوشی
...ببخشید که نتونستی
از پسش بربیای
لطفا ناپدید نشو، باشه؟
قراره به عنوان دوتا انسان هم رو ببینیم یه پروفسور و یه تازهوارد
هر روز واسم غذا بخر و اجازه بده از زیر کار در برم
چقدر میخوای باهام مهربون باشی؟
ای کاش هر چی خاطره از تو یکی دارم رو یادم بره
امیدوارم وقتی بههوش اومدی مثل قبلاهات عوضی نباشی
نگران نباش! فقط قراره تو یکی رو اذیت کنم. مثل یه هیولا
بیا بریم آخرین جراحیمون رو انجام بدیم
باید بهترینمون رو به کار بگیریم
...باید عالی باشیم، تا بقیه
بتونن برای سالهای سال ما رو به یاد بیارن
بیا بریم، کو سونگ تاک
چوی هون گیل، مذکر بیست و هفت ساله جراحی ویپی شانت رو شروع میکنیم م: در این عمل، با قرار دادن دستگاهی در مغز فشار ناشی از تجمع مایع را کم میکنند
زیر گوش راست و شکم باید جراحی بشن
زمان تخمین زده شده، یک الی دو ساعت
احتمال خونریزی، ۵۰ تا ۱۰۰ درصده
همش درسته؟- بله، درسته-
خیلی خب، پس دیگه شروع میکنیم. تیغ لطفا
نمیتونم اون جراحی رو انجام بدم
حتی خود پروفسورها هم ...نمیتونح. پس من چطوری
ازت نمیخوام جراحی رو انجام بدی
...پس- من جراحی رو انجام میدم-
میخوام دستیارم باشی
پارسال با هم این جراحی رو انجام دادیم. یادته؟
...چی میشه اگه مثل قبل
دستات بلرزه؟ یا وسطش از بدنم شوت شی بیرون؟
تا جایی که میتونم سعی میکنم دووم بیارم
اگه نتونستم، ته هیون هوام رو داره
دیگه تا اون حد از دستش برمیاد
فکر میکنی انجامش بده؟
میده. ته هیونی که من میشناسم، انجامش میده
چی کار میکنن؟
چا یونگ مین؟
چی؟
اوه؟ پس چارهای ندارم
باید هر جور شده از این دستا محافظت کنم
یه دکتر نباید فقط روی نجات دادن بیمار تمرکز کنه
باید زندگیای که بیمار بعدش قراره داشته باشه رو هم در نظر و بهترین تصمیم رو بگیره
تا بتونه از چیزی که برای بیمار خیلی مهمه، محافظت کنه
من در حال حاضر هم ...بیمارم، و هم دکتر
و به عنوان دکتر، هر کاری از دستم بربیاد برای بیمار انجام میدم
چا یونگ مین، ۳۸ ساله، مذکر
...تنگی شریان بینام سمت راست رو
با یه جایگزینی از طریق برش دادن جناغ سینه، درمان میکنیم
جایگزینی عروق بینام؟
قرار نیست عمل بایپس باشه؟
...در حال حاضر بدن بیمار
پر از عفونته
خیلی حساسه، پس حواست رو حسابی جمع کن، آن ته هیون
چشم، پروفسور
بیاین جراحی رو شروع کنیم
تیغ
گاز، لطفا
ساکشن
ببر- بریدن-
No comments yet. Be the first to leave one.