200 บรรทัดแรก
ببین
پیرزن
خب تو شیرین نیستی
ببخشید خانوم
ما داریم میبندیم
خب من میتونم یه دقیقه از دستشویی استفاده کنم؟
اوه باشه پایین سالنـه
اوه ممنون هان
تو خیلی خوبی ممنون
سلام
اوه باشه من میام اونحا
هی جیم
من باید دخترم رو از مهد کودک بردارم
امروز زودتر تعطیل میشن
فردا میبینمتون
خیلی خب صبح میبینمت
ببخشید
ببخشید خانوم ما داریم میبندیم
من میخواستم برم
اگه بتونی فقط چند دقیقه باهام حرف بزنی
من ممنونت میشم
باشه من فقط یه ثانیه وقت دارم
این راجب سیاست جدیده یا چیز دیگه؟
مطمئنم یه چیز خوبی واست هست
ولی شنیدم که تو خودخواهی
و همچنین عوضی
ببخشید
تو کار بدی کردی کار بد واسه دوستم بابی
گوش کن خانوم من نمیفهمم چی میگی
ولی من به پلیس زنگ میزنم
اوه نه نمیزنی
نه تو نمیزنی
اون تبفن رو بزار زمین.
ما هنوز اینجا کارمون تموم نشده
دستات رو ببر بالا
من تامی وینت رو دوست دارم
اوه من اون تامی وینت رو دوست دارم
تو صدای قشنگی داری عزیز دلم
میتونی بزرگر از تامی باشی
ممنون ویرجینیا
تو خیلی فروتنی میدونی میتونی آهنگ بخونی
تو باید دوباره انجامش بدی میمی
اوه ویرجینیا احمق نباش من دیگه واسه اون کار خیلی پیرم
بعلاوه اینکه کی اومده منو ببینه
ما
و شاید بتونیم یه مرد خوب رو ببینیم
اوه مرد خوبی نیست
اوه کورال
نه نه نه آره هست
اونا فقط به ما علاقه ندارن
بیشتر مردایی که تو قبرستون میشناسیم
یا توی خونه
خب ما میایم ببینیمت و همینطور دخترم آوا رو
آره دخترت شاید.
هنوز لیزا باهات حرف نمیزنه؟
نه
اوه مشکل این بچه چیه این روزا؟
بابی کجاست؟
ما باید بازیمون رو دوباره شروع کنیم
مثل اون نیست که دیرش بشه
شاید الان بابیه
بابی کجا بودی؟
چی؟
مشکلی چیه؟
اوه میمی
اوه عزیز دلم
بابی مشکل چیه؟
ما نگرانت بودیم
خب ناپسریم جیمس
اون آدمی که خونم رو داره
سعی داشت به زور بیرونم کنه
چی؟
میتونه اون کار رو بکنه؟
چطوری تو دنیا این اتفاق افتاد
قبل از اینکه امی بمیره
اوه عزیز دلم هممون دلمون واسش تنگ شده
من خونم رو دادم به امی
وقتی که با جیم ازدواج کرد
توافق این بود که خونه رو نگه داره
ولی تا زمانی که زنده بودم میتونم بمونم
من فکر نمیکنم اون چیزی واسه جیم امضا کرده باشه
و حالا امی رفته اون میخواد من برم بیرون
اوه اون مادر به فناست
فقط تا چند ماه پیش تو غصه دار بودی
یه تیکه پای میخوای بابی؟
آره ویرجینیا من پای خیلی دوست دارم
بفرما
میدونی چیه، این یجوریه
منظورم اینه تو فقط دخترت رو از دست دادی چند ماه پیش
و حالا این
کسی لایق اون شانس نیست
مخصوصا تو بابی
دخترا
ما باید یه کاری واسه این بکنیم
این واقعا یه پای خوبیه
پس تو داری
حالا کاری که واسه بابی خوبه رو انجام میدی
پس اون تو خیابون تموم نمیکنه
حالا گوش کن خانوم
تو تو یه مشکل بزرگی میفتی
برای اینکه اسلحه کشیدی
هیچ راهی این اطراف نیست
تو باید نگران خودت باشی
میدونی وقتی زمان بابات بیاد اونجا
و تو چیزی واسه از دست دادن نداری
تو میتونی یه آدم خیلی خطرناکی بشی
ولی هیچوقت چیزی ازت کش نرفتم
گفتی اسمت چی بود؟
مهم نیست اسمم چیه
راجب بابیه
حالا ازت میخوام خونه اش رو برگردونی بهش
بابی یه آدم وحشتناکیه.
اون یه مادرخونده ترسناک بود
مادر خونده ها همیشه ترسناکن
اون چیزی رو عوض نمیکنه
حالا ازت میخوام خونه رو بهش برگردونی
باشه
باشه تو بردی
فقط کاغذ بازی مونده
و بعد انجام میدم
خب
باشه
نگهش دار
تو ذخیره تفنگ داری اونجا
تلاش خوبی بود عزیزم
اوه نه ولی تموم شده
اوه
اوه خدا
اوه خدا
اوه
اوه نه
اوه یا مسیح یا مسیح کمکم کن کمکم کن
اوه
منظورم این نبود که بمیری ولی لایقش بودی
ولی نمیدونم بعد از این
اگه چیزی باشه
امیدوارم همسر سابقت اونجا لگد بزنه بهت
برای اینکه با معامله های کثیفت مامانش رو پیچوندی
سلام؟
اوه کورال خودت رو برسون اینجا
همه چیز داره پیچیده میشه
مادر به فنا داره چیکار میکنه؟
اون همکاری نمیکنه؟
اوه یه راه فراتر هست
مثل چی؟
خب اون یه جورایی مرده
منظورت چیه؟
اون نمیتونه بمیره
اون یا مرده یا نمرده
خب اگه بزاری حدس میزنم که
من حدی میزنم اون مرده
پس تن لشت رو بیار اینجا
همین الان پس ما میتونیم از شر جسد خلاص شیم
اوه و یه سری چیزای تمیز بیار خدافظ
اوه خدا رو شکر که اینجایی بیا اینجا سریع
خب اون مطمئنه که کمبود نداره
خب معلومه نداره کورال، اون مرده
اون به خودش شلیک کرد
اون خودکشی کرد؟
نه یه چیز اتفاقی بهش شلیک کرد
تفنگ داشت؟
نه ویرجینیا تفنگ خودم بود
نمیفهمم
بابی وقتی واسه توضیح نیست باشه
ما فقط باید از شر جسد خلاص شیم
کجا از شرش خلاص شیم؟
هرجایی ولی اینجا
اون بهترین پسرخونده نبود
ولی دوست نداشتم که بمیره
مممم
ولی یه مرد مرده، یه آدم خوبیه
کورال دست از حرف زدن بکش
چی؟
ما باید از شر این جسد خلاص شیم
اوه این میتونه یه مشکل باشه
ما تو مشکل میفتیم یه مشکل خیلی بزرگ
بابی میشه ناله نکنی و بزار فکر کنم
اوه دوباره اینجاییم
لعنتی تو به اندازه ای که زنده بود مشکل داری
صبر کن شاید بتونیم بزاریمش توی دفتر
و یه کاری کنیم
بیا اینجا
ایده خوبیه
باشه
منو کمک کن
شما دخترا آماده این
ووووه
باشه یک دو سه
خوبه خوب بود دخترا خوبه
اوه خدای من پاهاش رو بگیرین پاهاش رو بگیرین
اینجا یه دقیقه صبر کن
باشه حالا بیا ازا ینجا ببریمش بیرون
کورال از اون در رد میشه؟
مراقب دستات باش کورال
اوه
باشه کورال بیا بزاریمش صندلی پشتی
خیلی آسونتر میشه وقتی میخوایم بزاریمش تو کامیون
نه نه نه نه نه نه نه
چرا ماشین من؟
من این مرده رو نمیخوام که تو ماشینم باشه
No comments yet. Be the first to leave one.