The Tourist

The Tourist

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

The Tourist S02E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
ความคิดเห็นโดย Hami.Mogheyci

แท็ก

web
1080
x265
HEVC
x264
480p
480
webrip
720p
720
BRip
XviD
เผยแพร่เมื่อ: 2024-01-02
ดาวน์โหลด: 51
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آهای، هوشیار بمون.

‫چیزیت نیست. ‫چیزی نمی‌شه.

‫فقط هوشیار بمون.

‫خب؟

‫هوشیار بمون، هیچی نمی‌شه.

‫چیزی نمی‌شه. بیدار بمون.

‫حالا می‌فهمی چه حسی داره.

‫چرا؟ این کارتون واسه چیه؟

‫حالا می‌فهمی چه حسی دارم.

‫الان یکی از عزیزانت خودت ‫داره جلوی چشم‌هات جون می‌ده.

‫در اختیار خودتونه.

‫خودت کاری کردی این بلا ‫سرت بیاد یوجین کسیدی.

‫نه، نه، نه، نمی‌خواد صحبت کنی.

‫چیزی نیست.

‫هیچی نمی‌شه.

‫نه، نه، نه، صحبت نکن. ‫صحبت نکن.

‫دوستت دارم.

‫می‌دونم. من هم دوستت دارم.

‫چقدر صحنه قشنگی شد.

‫باید بتونم...

‫خیلی‌خب رفقا.

‫دیگه کافیه.

‫حوصله‌ام سر رفت.

‫خالی کنین! تفنگ‌هاتون رو خالی کنین ‫و یه گوشه بندازیدشون!

‫وگرنه یه گلوله تو سرش خالی می‌کنم.

‫خودتون هم می‌دونین دروغ نمی‌گم.

‫زود باشین!

‫حالا بلندش کنین و توی ماشین بذاریدش.

‫عجله کنین!

‫زود باش!

‫بذارش داخل!

‫برید عقب!

‫عقب وایستین.

‫سوئیچ اون یکی ماشین رو بهم بده.

‫زود باش!

‫هوشیار بمون.

‫هوشیار بمون.

‫آهای هلن، هوشیار بمون. هلن!

‫روی زخمش فشار بدین. ‫باز هم گاز استریل بیارین.

‫با اتاق عمل کار دارن.

‫باید در عرض نیم ساعت ‫اتاق رو خالی کنیم.

‫خانم سی ساله‌ای داریم که تیر خورده،

‫دو سه لیتر از ناحیه‌ی...

‫پایین سمت چپ شکمش خونریزی کرده.

‫اوضاع حیاتیش چطوره؟

‫فشار خونش داره کم می‌شه.

‫ضربان قلبش بالا رفته.

‫خب. داره شوک بهش وارد می‌شه.

‫باید از مجرای تنفسیش آزمایش بگیریم.

‫می‌شه یه واحد خون ‫از بانک خون برام بیارین؟

‫پروتکل انتقال خون رو شروع می‌کنیم.

‫ببخشید، اجازه ندارین اینجا باشین.

‫- آخه دوست دخترمه. ‫- خواهش کردم آقا.

‫حالشون خوب می‌شه، خب؟

‫حواسمون بهش هیست. ‫هیچ مشکلی پیش نمیاد.

‫باید بذارین دکتر به کارش برسه.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫«گردشگر»

‫مترجم: «حامی مغیثی» ‫در تلگرام: Timelordsubs@

‫به هوش اومدی.

‫خدایا شکرت، به هوش اومدی.

‫تشنه‌امه.

‫تشنه‌ای؟

‫- تشنه‌امه. ‫- باشه.

‫الان برات آب میارم.

‫- بده بگیرم. ‫- چی شد؟

‫- چی؟ ‫- اومدیم بیمارستان.

‫یادت میاد دقیقا چی شد؟

‫تو کی هستی؟

‫اسمم چیه؟

‫وای خدا، این هم شوخیه تو می‌کنی؟

‫بعد اینکه از عمل سنگین به هوش اومدی...

‫شوخی خرکی می‌کنی؟

‫آخه اگه الان نمی‌کردم ممکن بود...

‫دیگه فرصتش پیش نیاد.

‫آخ، خدایا به دادم برس. ‫چقدر درد دارم.

‫خب، خب، خب، تکون نخور. باشه؟

‫تکون نخور و صحبت نکن.

‫فقط استراحت کن، باشه؟

‫باشه.

‫باورم نمی‌شه زنده‌ای.

‫باور کن.

‫تحمل از دست دادنت رو ندارم هلن.

‫دیگه کافیمه.

‫بیا بریم خونه.

‫علت اینکه اینجا اومدیم ‫دنبال جواب بودیم.

‫ولی لزومی نداره آدم ‫بعضی مسائل رو بفهمه.

‫مخصوصا وقتی هر چیزی ‫که نیاز داشتیم برامون فراهم بود.

‫خدایا.

‫واقعا قشنگ منظورت رو گفتی.

‫من هم چنین حسی دارم.

‫بیا بریم.

‫خب...

‫البته قطعا الان که نباید بریم.

‫هر موقع حالت بهتر شد و...

‫مرخصت کردن، می‌ریم.

‫به نظرت می‌تونیم اول سوار بشیم؟

‫معلومه.

‫روی صندلی چرخ‌داری.

‫واسه چنین افرادی صف ندارن.

‫از مزایای بیمار بودنه.

‫البته به نظر عجیب میاد.

‫چون انگار اینکه روی صندلی نشستم...

‫باعث می‌شه نفر اول صفی باشم ‫که همه توش قراره بشینن.

‫خب، از طرفی محل پارک خوبی هم برات دارن.

‫مستراح‌هاشون توی همون طبقه است.

‫پس دیگه حرف نداره، نه؟

‫آره.

‫باورم نمی‌شه بالاخره داریم می‌ریم.

‫یعنی همیشه حرفش رو می‌زدیم،

‫ولی الان واقعا اقدام کردیم.

‫مطمئنی مشکلی نداری...

‫که کل این قضایا رو پشت سر بذاری؟

‫یعنی به خاطر من نیست که...

‫به هیچ‌کدومشون نیازی نداریم.

‫الان دیگه فقط خودت خانواده منی.

‫خب، وقتی دیدم مامانت ‫چاقوی آشپزخونه‌ای...

‫توی کاسه چشم یکی فرو کرد، ‫بهت حق می‌دم چنین حرفی بزنی.

‫- آره، من هم موافقم. ‫- آره.

‫جدی می‌گم.

‫دل تو دلم نیست زودتر ‫هواپیمامون بلند بشه...

‫و بریم دیگه پشت سرمون هم نگاه نکنیم.

‫می‌خوام زودتر باقی عمرم رو کنارت سپری کنم.

‫خانم‌ها و آقایون، مسافران اولویت‌دار...

‫لطفا از گیت ۲۲۳ سوار بشن.

‫خب، قراره زود به مراد دلت برسی.

‫نوبت ما شد.

‫همیشه خواب این لحظه رو می‌دیدیم. ‫الان هم واقعی شد.

‫مشکل اجاق گازه. معذرت می‌خوام.

‫مشکل قطع و وصلی داره. ‫فقط باید یه گاز جدید بگیرین.

‫یا می‌تونین عین مستاجران سابق اینجا...

‫در کشویی گاز رو ببندین.

‫تا صداش اذیتتون نکنه.

‫آها، می‌شه بدونم قبل اینجا، ‫کجا مستقر بودین؟

‫البته اگه راحت نیستین تعریف نکنین. ‫مگر اینکه راحت باشین.

‫نه، راحتیم. راستش ما... ‫زیاد در رفت و آمد بودیم.

‫پس می‌خواین جای ثابت مسقر بشین؟

‫البته امیدوارم پررویی نکرده باشم.

‫اگه دلخور شدین بهتون حق می‌دم.

‫نه، اتفاقا درست گفتین. ‫می‌خوایم جای ثابت مستقر بشیم.

‫خیلی هم دلمون می‌خواد.

‫بهینه‌سازی محیط این خونه ‫با صندلی چرخ‌دار فوق‌العاده است.

‫اگه ناراحت نمی‌شین اشاره کنم...

‫صرفا خواستم بگم اینجا...

‫سیستم گرمایشیش زیر زمینه ‫و پریز برقش در دسترسه.

‫اِم، من که قرار نیست ‫زیاد روی این صندلی بمونم. از این جهت...

‫اون مستراح ژاپنیه؟

‫درسته.

‫از همون مدله که مقعد خشک‌کن داره؟

‫اِم، «مقعد خشک‌کن»؟

‫گـ...

‫گمون کنم از همون مدل باشه.

‫خب، پس این خونه حرف نداره.

‫- البته به جز مشکل گازش. ‫- آره.

‫حالا می‌تونیم بعدا گاز جدید بگیریم.

‫پس یه دونه جدید می‌گیریم.

‫پس پسند کردین، درسته؟

‫پسند کردیم.

‫ای خدا.

‫این کثافت رو یادم رفته بود.

‫نمی‌دونم این پشتی قفسه است، ‫یا زیرشه یا درشه.

‫می‌دونم قفسه در نداره‌ها.

‫خواستم مزاح کنم.

‫فهمیدی از چه کلمه‌ای استفاده کردم؟ ‫«مزاح» گفتم.

‫شنیدم.

‫این که جور در نمیاد.

‫آهای. حالت خوبه؟

‫آها. آره، خوبم.

‫فردا فیزیوتراپی می‌ری دیگه، نه؟

‫معلومه.

‫آره، چند هفته شده که نرفتی.

‫می‌دونم. آخه دلم می‌خواست ‫توی روند اسباب‌کشی باشم.

‫صرفا حواسم به همه‌چی باشه.

‫آها، من هم صرفا خواستم بگم ‫چون مدام پشت گوش می‌انداختیش.

‫فردا دیگه می‌رم.

‫بیا با هم قراری بذاریم.

‫تا وقتی به جلساتت نرفتی ‫گاز رو درست نمی‌کنم.

‫خب؟

‫باشه.

‫قبوله.

‫خفه شو دیگه.

‫مدت زیادی بود که شیفته کلیر بودم.

‫درسته.

‫راستی، ندیدی کلیدم رو کجا گذاشتم؟

‫هلن.

‫هلن.

‫خوبی؟

‫شرمنده. خیلی خسته‌ام.

‫ندیدی کجا گذاشتم؟

‫چی رو می‌گی؟

‫کلیدم رو می‌گم. ‫شیفتم نیم ساعت دیگه شروع می‌شه.

‫آها.

‫ببخشید حواسم نبود. ‫نه، ندیدم کجا گذاشتی.

‫ببین، می‌خوام گاز رو عوض کنم.

‫وای خدا هلن، دیوانه شدم انقدر این گاز...

‫- بیپ‌بیپ می‌کنه... ‫- پس عوضش کن.

‫قرارمون یادت نبود؟

More Farsi Persian subtitles for The Tourist

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left