200 บรรทัดแรก
یادم نمیره
روز تاناباتا بود
سرنوشت بود
من احساساتی شدم
آتش عشق ابدی ما رو محاصره کرده بود
من خانواده ام رو قانع میکنم
پس
خواهش میکنم به ازدواجمون بیشتر فکر کن
من اجازه نمیدم
چرا مهم که همسر آینده ی من
پلیس نیست
پلیس؟
این خانواده فقط با پلیس وصلت میکنه
هر کاری میکنم تا با هانا ازدواج کنم
پس
اول به حرفت عمل کن
بعدش میتونی با هانا ازدواج کنی
خب پس کازوما
برو بگیرشون
کیو بگیرم؟
گروه ال
خیلی دقیق کار میکنن و دزدی هاشون عالیه
دزدهای خیلی خوب که هیچ سرنخی به جا نمیارن
درست مثل دزد معروف
آرسن لوپن
حتی اونقدر خوب نیست که فرزند خونده ی ما باشه
فرزند خونده؟
از اونجایی که تو نمیخوای کار خانوادگی رو ادامه بدی
باید یکی دیگه این کارو بکنه
اگر کاری نکنیم گروه ال از بین میره
روزی که دزدیدن
دنیا رو عوض کنه میاد
یه روز می فهمی
بی خیال دختر بشو
کازو کون
چرا؟
چرا تو پلیسی؟
کازو کون
برای تمام جرم های که انجام دادی
باید جواب پس بدی
به خاطر ازدواجمون
سوابق تو و خانوادت رو چک کردن
این یکی از قوانین اداره ی پلیس
ببخشید
خانواده ی من
پدرت واقعا تو کار شبکه های اجتماعیه؟
شبکه ی اجتماعی؟
شنیدم همه ی جای دنیا خیلی موفق
درسته
بعد از اینکه به خانواده ام اینو گفتم
ازم خواستن قبل از اینکه بره سفر ببیننش
حتما، اما الان خیلی یهویی
اونا الان اینجان
چی؟
خانواده ی دزد ها میخوان خانواده ی پلیس ها رو ببینن
لطفا بفرمائید
عزیزم_ مادر بزرگ ماهی تن رو بیار_
باشه_ واترو اونجا کفش دوزک بزار_
بفرمایین
خانوم هانا، خانواده ی شما پنج نفره است، درسته؟
اینجا پنج تا کفش سایز مختلف هست
بله، درسته
به جز مامان و بابام
مادر بزرگ و برادرم هم هستن
خانواده ات خیلی بیرون نمیرن؟
چی؟
کفشا خیلی کثیف نیست
واقعا همشون پلیسن
به کفش ها هم مشکوک شدن
دان، چی شده؟
اینجوری نکن
اینجا محل جرم نیست
دان_ لطفا بفرمایین_
ببخشید
وقت خودت و پدر و مادرت رو گرفتیم
اشکالی نداره
اما شاید رفته باشن خرید
لطفا
کسی خونه نباشه
بفرمایین
خدا رو شکر
خطر
چرا اینجان؟
کازوما خوش اومدی
دان، وایسا
کل خانواده اینجان
ببخشید یهویی اومدیم
خانواده ام میخواستن شما رو ببینن
من پدر کازوما هستم، ساکورابا
منم مادرشم، میساکو
و
اینم سگ ما، دان
ببخشید که سگمون رو آوردیم داخل
اشکالی نداره
من مادر هانام، میکومو اتسوکو
منم پدرشم میکومو تاکرو
بابا
اجازه بدین بشینن
بابا
اول بشینین
چرا جو اینجا انقدر عجیب؟
انقدر زود فهمیدن
پلیس و دزد
دشمن هم هستن
بابا، چی شده؟
یه بویی میاد
حتما، فهمیدن
اره بو میاد
بله
اگر الان همه چیو جمع نکنم
بوی سوخته میاد_ بوی سوخته میاد_
سوخت
مادر بزرگ
ازش خواستم برای مهمون ها غذا آماده کنه
بهت گفتم
چرا این کار رو کردی؟
اینجور ی نمیشه
یه جدید میگیرم
لازم نیست_ نه_
الان برمیگردم
لطفا بشینید
ببخشید مزاحم شدیم_ دان_
لطفا
سگ کجا رفت
صبر کن بابا
لطفا این کار و نکن، همه اینجان
احمق؟
هانا
چی شده؟
هیچی نیست
بسته، چرا زمان نمیگذره؟
پلیس؟_ بله_
خانواده ی ساکورابا همه پلیسن_ بله همه پلیس هستن_
حتی پدر پدربزرگتون
بله_ واقعا؟_
همتون پلیس هستین؟
هم تو، هم خانواده ات؟
مگه پلیس بودن چه اشکالی داره؟
هیچی
آدم های دولتی یکم سخت گیرن
بهش عادت ندارم
از مالیات مردم حقوق میگیرن
اگر من بودم، خجالت میکشیدم
نمی تونستم سرم رو بلند کنم
از دزد بودن خجالت آور تره؟
دقیقا چون حقوق ما از مالیات
مسئولیت داریم که امنیت رو برقرار کنیم
شاید این طور باشه
اما من دوست ندارم
از پلیس ها بیشتر از همه متنفرم
بابا
اونا خیلی محافظه کارن
مادر بزرگ
ببخشید که انقدر رک حرف زدم
شغلتون
چیه؟
شما دقیقا چه کار میکنید
فعال اجتماعی؟
بله
من یه فعال اجتماعی هستم
نمیفهمم
فعال اجتماعی معنی نداره
!تازه اونم شبکه ی اجتماعی
بابا_ مشکوک_
مامان تو دیگه نه
لطفا دقیقا بگین چه کار میکنین
الان
من در حال برنامه ریزی ، مدیریت و طراحی ساخت و ساز زیر ساخت ها هستم
برای کشور های در حال توسعه
برای نسل های اینده
مدرسه هم میسازم
یه مکان بهتر، برای همه
خلاصه اش میشه این
یعنی تو یه دزدی که هر کاری میکنی
که برات منفعت داره
دزد؟
چه طوری جرات میکنی به شوهر من بگی دزد؟
یه دزد
بابا داری زیاده روی میکنی
راستش خوشم نمیاد
از آدم های مشکوک بیشتر از
همه چیز بدم میاد
به خاطر همین گفتم غیر ممکن
چه طوری یه خانواده که همشون دزدن، میتونن با
یه خانواده پلیس دوست باشن؟
پدر بزرگت بیسبال بازی میکنه؟
نه،اون برای منه
وقتی بچه بودم با پدرم بازی میکردم
اونم یه یادگاریه
پدرم وقتی مدرسه میرفت عضو تیم بیسبال بود
درسته؟
بله
تو مدرسه ی میسی
من توپ رو میگرفتم شماره ی چهار
مدرسه ی میسی؟
من مدرسه ی هیگوشیناکون میرفتم
دفاع بیرونی بودم، شماره ی یک
واقعا؟_ واقعا_
میشه بپرسم چند سالتونه
۵۵ سالمه
No comments yet. Be the first to leave one.