200 บรรทัดแรก
« کیلکنی، ایرلند - ۱۶۵۰ »
چی؟
!گرگ
!از سرِ راهم برو کنار - !تکون بخور -
خدایا، نجاتمون بده
!برید عقب ببینم !برید عقب
ای مادرِ مقدس، نجاتمون بده
!خدای من! اوه
!نه
تو یه هادیِ گرگی؟
ممنون
« جایزه برای گرگِ مُرده »
دیدی، مرلین؟ درست زدم رو پوزهاش
چی میگی؟ پوزهاش رو هدف گرفته بودم
خوشحالم که موافقی
رابین
بله، پدر؟
گمونم سرگرمِ انجام کارهای روزمرۀ خودتی؟
بله، پدر - اوه -
تقریباً کارهام رو تموم کردم
به نظر میاد قطعاً بیکار نبودی
اوه، نه، بیکار چیه؟
،داشتم جارو میکردم، گردگیری میکردم تِی میکشیدم
ولی بازم نمیتونم به همۀ کارها برسم
.میخوام بدونم اون پوسترِ گرگ چقدر فاصله داره ۴.۵ متر؟
امکان نداره. حداقل ۶ متر فاصله داره
با این حال، مطمئن نیستم
واقعاً بهش فکر نکردم. مشغولِ تمیزکاری بودم
رابین، اینجا خونۀ جدید ماست. الان دیگه سطل و بُرس ابزار تو هستن، نه این
گذروندنِ تمام روز تو خونه خیلی کسلکنندهست
،من باید با تو بیام ماجراجویی مثل وقتی تو انگلیس بودیم
اوه، دخترکم. لرد محافظ قوانینِ سفت و سختی داره
.هیچ بچهای حق نداره از شهر خارج شه .خودت این رو میدونی
،جنگل پر از گرگهای واقعیه
و شکارِ اونا وظیفۀ منه، نه تو
من از گرگ نمیترسم
تو تا حالا اصلاً گرگ ندیدی
و بازم نمیترسم
آره، و واسه همینه که من باید نگرانت باشم
خب، تا دروازه همراهت میام
قبل از غروب برمیگردم
تو خونه بمون
وقتشه ردیابیمون رو تمرین کنیم، مرلین
آره، الان
!کیک دارم
تو پیداش کن، من دنبالت میام
!ماهی! ماهیِ تازه
کارت عالی بود، مرلین
!ترشی صدف بخرید، حلزون و صدفِ پیرابند
!با یه لیوان شیرِ الاغ قورتش بده
!اه. عوق
فقط نیم پِنی - اون کجا رفت؟ -
ببخشید. معذرت میخوام. دارم رد میشم
گرگ، گرگ، گرگ
رابین
فقط میخواستم تا دروازه دنبالت بیام
واقعاً؟ بعدش چی؟
دنبالم بیای بیرون و دست تنها گلۀ گرگها رو بکشی؟
آره، ولی میتونیم با هم شکارشون کنیم
!گرگ، خرس، حتی اژدها شکار کنیم
من باید با تو چیکار کنم؟
،میتونیم از کوهها بریم بالا و غولها رو ببینم ،ساحرههایی رو ببینیم که جادو میکنن
پریهای دریایی و سلکیها رو پیدا کنیم
عزیزم، امان از دستِ تو و این قصههای تخیلیت
!گودفلو
!سربازها! فرار کنید - !گودفلو! زود بیا اینجا -
بله، قربان! اینجا بمون، دخترم
!گرگ رو با تیر بزنید !گرگ رو شکار کنید
!گرگ رو بگیرید !گرگ رو بکشید
!گرگ رو با تیر بزنید !گرگ رو شکار کنید
!گرگ رو بگیرید - !گیرت آوردم، گرگ -
!گرگ رو بکشید! گرگ رو با تیر بزنید
هان؟
.هی، دخترِ انگلیسی داری با اون لباس کجا میری؟
من یه شکارچیم
«من یه شکارچیم»
میشنوید چقدر پر فیس و افادهای حرف میزنه؟
.من شکارچیم. درست مثلِ پدرم .اون بهترین شکارچیِ دنیاست
نه، نیست. پدرِ من بهترین شکارچیـه
آره؟ خب، ما برای لرد محافظ گرگ شکار میکنیم
لرد محافظ بیدلیل پدرم رو غل و زنجیر کرد
شما انگلیسیها فکر میکنید خیلی معرکه هستید، ولی اینطور نیست
همهتون باید برید خونهتون
ولی اول، زوبینت رو بده امتحان کنیم
!نه
تقاصِ کارت رو پس میدی، دخترِ انگلیسی - !تو هُلش دادی -
!دیگه کارت تمومه
اینجا چه خبره؟ - !سرباز! فرار کنید -
چرا اونجوری تو شهر ول میچرخیدی، رابین؟
،من سعی داشتم کمکت کنم ،بعدش یه پسری پیداش شد
،و اون گفت پدرش از تو بهتره
...و بعدش زوبینم رو میخواست و - !رابین -
ما هنوز تو این کشور جایی نداریم
.بهتره وقتی من کار میکنم تو خونه بمونی .اونجا جات امنتره
ولی اون بیرون کنار تو هم در امان میمونم
!نه، رابین! تو شهر بمون
کاری رو بکن که بهت میگم
این به صلاح خودتـه، رابین
...ببین
امشب، وقتی برگشتم، میتونی کمکم کنی تیرهای تازه بسازم. خب؟
.قصههای غولها و اژدهاهات رو برام تعریف کنی دوست داری؟
گمونم
خب پس، دخترِ خوبی باش
.بچهها حق ندارن از شهر برن بیرون .دستوراتِ لرد محافظـه
،فقط اگه میتونست ببینه چقدر خوبم ،چه شکارچیِ خوبی هستم
اون موقع مجبور میشد بذاره همراهش برم
تو چی هستی، مرلین؟ یه شاهین یا یه بُزدل؟
!گرگ رو بکشید !گرگ رو بکشید
!ولم کنید
!دست از سرم بردارید
!گیرت آوردم، گرگـه
!آها! بچهها، یه پرچم داریم! یالا
!مرگ بر لردِ محافظ
!هی! فوراً تمومش کنید - !فلنگ رو ببندید -
!اون پرچم رو بگیر - !از اینجا برید، سریع -
!اوه! برید ببینم، شر و شیطونهای کوچولو
!آفرین! آفرین، پسرها! بدوئید! بدوئید
آره، میبینمش
روش پا نمیذارم
!کمک! گرگ! گرگ! کمک
گرگ؟
.گرگ! مرلین، زود باش، پرواز کن .گرگه رو پیدا کن
!گرگ
!فرار کنید - !برید عقب -
!فرار کنید
!گرگها
!برو اونور! برو عقب
!کمک
!برو عقب! برو عقب
!چی، بزن! محض رضای خدا، بزنش
!مرلین
هان؟
چی؟
!نه! اون پرندۀ منه! ولش کن
!وایسا
!رابین
!رابین - !مرلین، اون... اون رو بردن -
باید پسش بگیریم - ممکن بود زنده زنده بخورنت -
با خودت چی فکر میکردی؟ این بیرون چیکار میکنی؟
سعی داشتم کمکت کنم - کمکم کنی؟ -
!بهت که گفتم، نباید این بیرون باشی !واسه این میگفتم
پدر، اونا مرلین رو بردن - دخترکم، نه -
نه، تو نمیری دنبالش. نمیذارم بری اون تو
ولی نمیتونیم ولش کنیم
ببین، من به مادرت قول دادم که ازت محافظت کنم
اشکالی نداره، عزیزم
تو شهر در امان میمونی. بیا بریم
این به صلاح خودتـه
پناه بر خدا، تو دخترِ خیلی خوششانسی هستی
مگه ندیدی؟ !به خدا اون یه هادیِ گرگ بود
حالا میشه آروم بگیری؟
همه میدونن کسی حق نداره درختهاشون رو قطع کنه
.اگه این کارو بکنید، میان سراغتون .قول و قرارمون اینه
قول و قراری با هیچکس در کار نیست
سنت پاتریک با کافرهای باستانی توافق کرده و !شما دارید نقضش میکنید، احمقا
باید جنگل رو پاکسازی کنیم - مگه ندیدی؟ -
راستش، حملۀ گرگها رو دیدم
جوری که اون گرگها به صداش جواب دادن
این جنگلها پر از گرگه، مطمئن باش
خب، طولی نمیکشه که گرگها میرن
طولی نمیکشه که گرسنه وارد شهر میشن
.نه. نه، ما این سرزمینها رو رام میکنیم .لرد محافظ دستورش رو داده
لرد محافظِ بزرگ
به عمل کردن به وعدههاش مشهوره. مسخرهست
حداقل شاه قبلی ازمون محافظت میکرد
.اون فقط یه تازه به دوران رسیدهست .لرد محافظ
لرد محافظ
محافظِ چی؟
!هی - !بیا اینجا ببینم -
،اگه شکایتی داری باید مستقیماً با من حرف بزنی
!چیکار میکنید؟ نه
...دستهاتون رو بکشید - !تکون نخور -
خدای من. این مسخرهست - !آه، برو تو -
!بذارید بیام بیرون
!من هیچ اشتباهی نکردم
!لعنت به شما! شیطان سرتون رو قطع کنه
یه حملۀ گرگِ دیگه؟ - بله، سرورم -
،اگه چند نفر دیگه مثل اون پیدا شن یه شورش دیگه رو دستمون میمونه
،اگه درختها رو قطع نکنیم ،کشاورزها نمیتونن رو زمین کار کنن
و چوببرها نمیتونن با وجود این گرگها درختها رو قطع کنن
این قابل قبول نیست - بله، سرورم -
باید بهشون نشون بدیم که گرگها تهدیدی به حساب نمیان
.اونا فقط یه سری جونورن .کارشون رو تموم کن
بله، سرورم
و این دخترِ توئه، بله؟
بله، سرورم. آه، رابین
.هیچ بچهای نباید خارج از شهر باشه اون چرا تو آشپزخونه نیست؟
...سرورم، اون اونجا کار نمیکنه. اون
شما! ترتیبی بدید که دختره واسه کار بره آشپزخونه
پدر
به دستورِ لرد محافظ عمل کن، دخترم
من میرم به شورشی در جنوب رسیدگی کنم
وقتی برگشتم، میخوام تمام گرگها از این جنگل رفته باشن
بله، سرورم - گودفلو، تو دو روز وقت داری -
هدرشون نده
هی، پیشت، دختر
اونی که پرندهات رو برد، من قبلاً دیدمش
مدتی پیش با مادرش
قسم میخورم، اون یکی از هادیانِ گرگه
هادیانِ گرگ؟
No comments yet. Be the first to leave one.