Florida Man

Florida Man

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Florida Man S01E06 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-WDYM
Florida Man S01E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-WDYM
Florida Man S01E06 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-WDYM
Florida Man 2023 S01E06 720p WEB H264-EDITH
Florida Man 2023 S01E06 1080p WEB H264-CAKES
Florida Man S01E06 WEBRip x264-ION10
Florida Man S01E06 WEBRip x265-ION265
Florida Man S01E06 1080p WEBRip x265-RARBG
Florida Man S01E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Florida Man S01E06 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
ความคิดเห็นโดย AminNazario
💢 امین جلائی 💢 MovieCottage.com

แท็ก

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
เผยแพร่เมื่อ: 2023-05-14
ดาวน์โหลด: 27
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫سلام، دلی. ‫( ۸ ساعت قبل)

‫انگار حسابی آفتاب گرفتی.

‫دیدن چهره آدم‌ها وقتی می‌بینن ‫که من زنده‌ام، لذت‌بخشه.

‫- نمی‌دونم که عیسی هم چنین حسی داشته؟ ‫- آره، بهش عادت نکن.

‫نمی‌ذارم اون مراسم یادبود ‫که واسه‌ات گرفتم هدر بره.

‫باید یادبود خودت می‌بود.

‫- اون کجاست؟ ‫- اتاق چهار.

‫ببین با بنی چیکار کرده.

‫دلی پیش اونه؟

‫نمی‌دونم، اما باید از اینجا ‫بیرونش کنی. خودت هم باید بری.

‫سعی خودمو می‌کنم. از وقتی که ‫رسیدم اینجا دارم همین کار رو می‌کنم.

‫- خیلی‌خب، تفنگ کجاست؟ ماس اینجا بود؟ ‫- شاید، آره.

‫زنگ هشدار حریق رو بزنید. ‫باید از اون اتاق بیارمش بیرون.

‫- کار نمی‌کنه. ‫- درحال حاضر.

‫- ما برنامه ها، پیشرفت‌هایی داریم. ‫- تفنگ داری؟

‫- نه. ‫- آره.

‫- چرا؟ ‫- داری؟

‫بهم امانتش بده. ‫هزارتا دیگه بهت می‌دم.

‫دنبالم بیا.

‫- اسلحه و پول تو دیوار؟ ‫- اسلحه خیلی بزرگیه.

‫مثل صورت زخمی‌ای.

‫شاید یه کوچیک‌ترش تو ‫بخش اشیا گمشده باشه.

‫نه، همین خوبه. فقط به ‫پلیس زنگ بزن. بگو بیان اینجا.

‫- نه. ‫- پلیس نه.

‫- چرا نه؟ ‫- چون ما صاحب هتل نیستیم.

‫- چی؟ ‫- ما اینجا رو دزدیدیم.

‫ندزدیدیم.

‫بعد از طوفان، مالک‌های اینجا ‫برگشتن اوهایو و اینجا رو رها کردن.

‫پس ما اینجا کار کردیم ‫جایی واسه رفتن نداشتیم

‫برچسب قرمز رو از رو در ‫برداشتیم و گفتیم اینجا مال ماست.

‫قصد خریدش رو داریم.

‫اما با مشخص نبودن وضعیت ‫مهاجرت، نمی‌تونیم وام بگیریم.

‫خیلی‌خب، پلیس بی پلیس.

‫باید وقتی که خواب بودی، وقتی ‫فرصت داشتم، بهت شلیک می‌کردم.

‫صبر کن ببینم، کی؟

‫شبی که فهمیدم تو پدرمو کشتی.

‫نه، من نکشتم.

‫یه نگاه به خودت بنداز.

‫"نه، من پدرت رو از یه ‫ساختمون لعنتی هل ندادم."

‫- نمی‌دونستم که پدرت بوده. ‫- اسم فامیلی چیزی رو به یادت نیاورد؟

‫بالاخره!

‫و وقتی این اتفاق افتاد، تو هیچی نگفتی.

‫چون می‌دونستم این‌طوری رفتار می‌کنی.

‫خودت چی؟ تو از اول می‌دونستی.

‫فکر کردم تو این کار رو نکردی. ‫فکر کردم بعیده این کارها رو بکنی.

‫- خفه شو! ‫- نکن. ماس.

‫- چه غلطی می‌کنی، آیریس؟ ‫- سوار شو.

‫- ماس، دلی رو گرفته. جونش در خطره. ‫- خفه شو.

‫جون اون در خطر نیست ‫جون تو در خطره. گوش کن.

‫نمی‌دونستم اون پدر تو بوده.

‫و من نکشتمت.

‫اما قرار نبود اینجا هم بمونم.

‫فقط انتظار نداشتم که مایک رو ‫مثل یه حیوون بفرستی دنبالم.

‫مشکلی نیست. من ‫به کمکش نیاز داشتم.

‫- واسه چی؟ ‫- طلاها.

‫گنج دزدان دریایی؟

‫واقعیه؟

‫ماس، واقعی واقعیه.

‫و بعد از چند روز آروم می‌شم. ‫همیشه آروم می‌شم، خودت که می‌دونی.

‫همین‌طوره. درسته.

‫و تو واسه‌ام اون آگهی ترحیم زیبا رو نوشتی.

‫دیدیش، نه؟

‫آره.

‫اما نتونستم باهات تماس ‫بگیرم، چون تو گیل رو کشتی

‫خب پلیس همه کارهای ‫تو رو زیر نظر داشت.

‫من گیل رو نکشتم. از جیمی ‫خواستم این کار رو بکنه.

‫فکر می‌کنی من یه مرد رو تو فاضلاب ‫پرت می‌کنم؟ من به کارهام افتخار می‌کنم.

‫- که شامل کشتن پدرم هم می‌شه. ‫- وقتی که داشتم می‌گفتم متوجه شدم.

‫اشتباه از من بود.

‫ماس...

‫داریم در مورد ۱۰۰ ‫میلیون دلار صحبت می‌کنیم.

‫می‌دونی این مقدار پول یعنی چی؟

‫یعنی دیگه مجبور نیستی ‫کسب و کار پدرت رو اداره کنی

‫تو اون خونه زندگی کنی

‫مردم بگن که: تو همه چیز ‫داری چون از پدرت بهت رسیده.

‫- می‌تونی کار خودت رو شروع کنی. ‫- مردم اینو می‌گن؟

‫دیگه به ​​حرف خواهرت گوش نمی‌دی. ببخشید. ‫من دوری رو دوست دارم، اما اون یه هرزه‌ست.

‫پس چرا اون فلش رو از تو گاوصندوقم برداشتی؟

‫واسه اطمینان‌بخشی.

‫در صورتی که بیای دنبالم.

‫- خیلی‌خب. حالا پسش بده. ‫- دست من نیست.

‫من اون فلشو لازم دارم.

‫- واسه فلش اومدی اینجا یا من؟ ‫- نمی‌دونستم زنده‌ای.

‫اومدم تا بفهمم مایک چیکار می‌کنه.

‫و احتمالا کار بعدی‌ام ‫این باشه که بکشمش.

‫خب، این کار رو نکن.

‫چرا؟

‫چون من نمی‌دونم طلاها کجاست.

‫نمی‌تونی مجبورش کنی بهت بگه؟

‫به‌نظرت اینجا چیکار می‌کردم؟

‫تا جایی که بتونم روش کار می‌کنم

‫و دقیقا تو بدترین زمان ‫ممکن سر و کله‌ات پیدا می‌شه.

‫این کار رو واسه خودمون انجام می‌دم، ماس.

‫فقط یکم صبر کن.

‫واسه خودمون؟ جدی؟

‫آره. همیشه.

‫از امشب به بعد، هرطوری ‫خواستی می‌تونی بکشیش.

‫کی میکروفون بهش وصل کردی؟

‫- الان سوالت اینه؟ ‫- آره.

‫- من خیلی سوال‌های دیگه دارم. ‫- کی؟

‫امروز صبح تو کافه سانی.

‫- پس وقتی که تو کافه داشتیم صحبت می‌کردیم... ‫- من از طلاها خبر داشتم.

‫- و گذاشتی صحبت کنم؟ ‫- گذاشتم دروغ بگی، منظورت اینه؟

‫طلاها ربطی به تحقیقات تو نداشت.

‫می‌تونم درک کنم که خودتو ‫به‌خاطر یه زن به کشتن می‌دی.

‫- اما گنج دزدان دریایی؟ ‫- من خودمو به کشتن نمی‌دم.

‫می‌خوای اونجایی که به دوست پسرش ‫می‌گه تو رو بکشه رو دوباره پخش کنم؟

‫اون پسر یه اسلحه به سمتش گرفته بود. ‫هر چیزی رو واسه زنده موندن می‌گه.

‫- می‌دونم می‌گه. ‫- شنیدی که، ماس پدرشو کشته.

‫فکر می‌کنی بعد از این اتفاق ‫می‌تونه با اون پسر باشه؟

‫نمی‌دونم، شاید بعضی از زن‌ها ‫بیشتر از چیزی که باید، می‌مونن.

‫خیلی‌خب.

‫- بذار درستش کنم. ‫- چطوری؟

‫تو یه نوار داری که نشون می‌ده اون با ‫قتل گیل و کشتن پدر دلی، ارتباط داره.

‫- اما محکمه‌پسند نیست. ‫- می‌تونم واسه محکوم کردنش ازش استفاده کنم.

‫نمی‌تونی. تو خارج از شهری. ‫از یه شهروند استراق سمع کردی.

‫اون نوار تو رو قبل از اون زندانی می‌کنه.

‫منو به‌عنوان طرف قانونی‌ات درنظر بگیر.

‫من اعترافات اونو ضبط می‌کنم و واسه‌ات ‫اعترافی می‌گیرم که می‌تونی ازش استفاده کنی.

‫اگر این کار رو به‌عنوان ‫یه لطف بزرگ انجام می‌دی...

‫نه، من همون مردی‌ام که فکر می‌کردی. ‫من اون مردی نیستم که فکر می‌کنی.

‫باید اینو برگردونم.

‫ما دیدیمت.

‫رانندگی می‌کردی. دیدیم رانندگی ‫می‌کردی و خواستیم ازت یه سوالی بپرسیم.

‫تایلر، چندتا کیسه دیگه تو ماشین هست.

‫الان نون تست‌ها رو داغ کردم.

‫می‌شه کیسه‌ها رو بیاری، لطفا؟

‫- بله، سلام. ‫- سلام، پتس. با داداشت صحبت کردی؟

‫امروز نه.

‫بهش زنگ زدم ببینم چیزی ‫هست که نتونه بخوره.

‫- ذرت می‌خوره؟ ‫- دیکن، شاید باشه واسه یه شب دیگه.

‫نه، نمی‌دونیم کی دوباره ‫فرصتش پیش میاد. دوستت دارم.

‫این همسایه رو دیدم. پرسیدن که می‌تونیم ‫امشب امشب بچه‌شون رو نگه داریم؟

‫- می‌دونم که لحظه آخریه، پس قبل از... ‫- من این کار رو می‌کنم.

‫چی؟

‫من این کار رو می‌کنم. ساعت چند؟

‫- اوم، شیش. ‫- باشه.

‫خیلی‌خب.

‫سی و دو عمودی می‌شه "پارچ". ‫پ-ا-ر-چ.

‫می‌تونی برعکس هم بخونیش؟ ‫اوه، خودشی.

‫کیتلین فاکس، از شبکه WFLG.

‫می‌دونم. تو خیلی خوشگلی. ‫مادرم هر شب برنامه تو رو می‌بینه.

‫لیسی، من دارم راجع به مردی تحقیق می‌کنم که ‫خودشو به‌عنوان یه کارمند فدرال جا می‌زنه

‫و سوابق تماس‌هاش نشون می‌ده ‫که اون تو سواحل کورونادوئه.

‫خیلی‌خب، اسمش چیه؟

‫می‌گه اسمش مایک ولنتاینه.

‫من!

‫من. اوه، من کسی هستم که باید راجع ‫به این موضوع باهاش صحبت کنی.

‫- مشکلی نیست، اندی. من انجامش می‌دم. ‫- لیسی، خودم می‌تونم از عهده‌اش بربیام.

‫خواهش می‌کنم.

‫حسش می‌کنی؟

‫خیلی خوبه.

‫گرسنه‌ات نیست؟

‫گفتی می‌خوای پاهاتو ‫تو اقیانوس بذاری.

‫اول به مایک زنگ بزن.

‫واسه ناهار دعوتش کن.

‫وقتی وارد اونجا می‌شم ‫می‌خوام قیافه‌شو ببینم.

‫این ماشین منه؟

‫بود.

‫باید بهتر از وسیله‌هات مراقبت کنی.

‫- دانی هستم. ‫- آیریسم.

‫همون‌طور که گفتی، یه مامور رو واسه ‫جیمی گاسکوین، از افراد ماس، گذاشتن.

‫- در عین حال، حدس بزن کی فلنگو بست و رفت؟ ‫- ماس یانکوف. آره.

‫اون اینجاست، و من یکی رو دارم ‫که آماده‌ست صداش رو ضبط کنه

‫اما نیاز به تایید رئیس دارم.

‫حتما. اسمش چیه؟

‫مایک ولنتاین.

‫مسئله رو بزرگ نکن. خودم ‫زیرنظرش دارم. باشه؟ باید برم.

‫بیا. یه دستگاه ضبط صدا گیر آوردم.

‫مارکش چیه؟

‫مثل همیشه یه دونه بدون مارک گرفتی؟

‫آره. چطور؟

‫این‌جوری می‌خوای کمکم ‫کنی ماس رو گیر بندازم؟

‫دقیقا مثل همون مارک معروفه.

‫پسش می‌دم.

‫سلام، چه خبر؟

‫سلام، می‌خوای ناهار رو با هم بخوریم؟

‫تا برنامه امشب رو مرور کنیم؟

‫می‌خوام. ‫یه جا هست که می‌خوام امتحانش کنم.

‫کافه سانی.

‫روی رودخانه‌ست. می‌خوای ‫اونجا همدیگه رو ببینیم؟

‫کافه سانی؟ نمی‌دونم کجاست.

‫تو یِلپ پیداش کن. ۲۰ ‫دقیقه دیگه می‌بینمت.

‫دلی زنگ زد.

‫ماس نمی‌خواد من بدونم که اینجاست. ‫می‌خواد منو غافلگیر کنه، احمق.

‫باید کسی ازت پشتیبانی کنه.

‫مشکلی نیست. قرارمون تو کافه بابامه. ‫ری ری و باز اونجان.

‫اعتراف رو ازش می‌گیرم. ‫دیگه چی گرفتی؟

‫باتری.

‫پس تا الان نکته اصلی ‫تو تحقیقات من اینه که

‫چطور هیچ سابقه‌ای از اعزام اون ‫آمبولانس به خونه‌های ییلاقی وجود نداره.

‫اون شماره پلاک مال اون آمبولانسه؟

‫این...؟ نه، این فقط پلاکیه که ‫پدر مایک ازم خواست بررسی کنم.

‫گفتم نمی‌کنم، اما الان ‫این کار رو می‌کنم.

‫پدر مایک ولنتاین؟

‫سانی. رئیس پلیس اینجا بود.

‫شوخی می‌کنی. ‫می‌تونه یه عملیات خونوادگی باشه.

‫در واقع، می‌تونه باشه.

‫سانی تجارت واردات رو از ‫رستورانش کنار رودخونه داشت.

‫منم خبر داشتم و به ‫این کارم افتخار نمی‌کنم.

More Farsi Persian subtitles for Florida Man

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left