178 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
آغاز فصل دوم
امروز طلوع یک قرن جدیده
زمان جنگ به سر رسيده
و خورشيد عدالت بر تمام ما طلوع کرده
این زمین ها متعلق به ولیا بود
اما اسم وليا همراه با نام پادشاهانش
از دل انسانها خواهد رفت
در عوض، خاطره ما دو نفر
و اعمال ما جاودانه خواهد ماند
من و تو برادریم، وایروس
ما وارثان قانونی پادشاه نومیتور هستیم
زن گرگ در جنگل ما را پيدا کرد و بزرگ کرد
روميا ما را فرزندان خود کرد
کيرس را با هم گرفتيم و همراه با هم اينجا را انتخاب کرديم
با هم شيارهايي کنديم که ديوارهاي ما بر آن برافراشته خواهد شد
سرزمین محصور و مقدس برای خدایان
که تا پاي جان براي دفاع از آن قسم خواهيم خورد
اين شهر به تو تقديم شده است مادر روميه
تو در سرزمين خودت هيچگاه نمک و غلات نمي خواهي
و شهر تو پناهگاه کساني خواهد شد که هيچ ثروت و کشور و خانواده اي ندارند
بانوی گرگ ها تو مادر و الهه ما هستی
و به همين دليل اسم اين شهر رم نامگذاري خواهد شد
رم
رم رم رم رم
کيرس : فراتر از محدودیت های لیگ
بعد از يک روز راه رفتن اونها را اينجا پيدا کرديم
داشتند از کيرس به سمت شهر جديد لاتين ها فرار مي کردند
رم، شهر دو پادشاه
از وقتي پسران روميه درستش کردند به سي قوم تقسيم شده
پادشاه آلبا شهر قديمي وليا را به پادشاهان جديد عطا کرد
و به همين دليل اعتمادش به متحدانش را از دست داد
حالا اونجا هيچکس حکومت نمي کنه و رم به رشد خودش ادامه ميده
کي ميتونم با پادشاهان شما ملاقات کنم ؟
پيام رسانها قبلا دعوت شما را بهش دادند
خيلي زود ميان اينجا
اونها را نبايد بشوييد ؟
کثيفند
تو . به من بگو درباره شهر جديد چي ميدوني ؟
نه کاريشون نداشته باش سابوس
تقاضاي بخشش ميکنم خواهش ميکنم اذيتم نکنيد
نترس
فقط ازت ميخوام راستشو بگي
تو رم دنبال چي مي گشتي ؟
بهمون گفتند که اونجا برده ها
مي تونند آزاد باشند
درباره الهه شون چي ميدوني ؟
ميدونم از اونهايي که هيچي ندارند حمايت مي کنند
ديگه نميخواد فرار کني
پدرم، خدای سانکوس
حالا شما را آزاد خواهد کرد
نمی خواهی آزاد باشی؟
برو برو بريد
بريد
بيان خوشحالشون کنيم
اونها ميخوان آزاد باشند
بيان براي شب يک سرپناه پيدا کنيم فردا به کيرس مي رسيم
اونها میگن که تیتوس تاتیوس پسر خدای سانکوسـه
پس شما هيچوقت نبايد بخوابيد
کي ها ؟ سربازهات
اونها سربازهاي خودتند
شب خدايان رويا مي فرستند ؟
من ترجيح ميدم بيدار بمونم
تو چرا با مايي ؟
از وقتي از آلبا رفتيم مي خواستي سربازهاي ما را آموزش بدي
ما قدرتي که تا به حال در هيچ زني نبوده را در تو شناختيم
اما تو هيچي نشون ندادي نه اشکي .. نه شادي
من همون چيزي که شما مي بينيد هستم
هيچ چيز ديگه اي نيست
اگر درباره چيزي که درونت هست حرفي نزني افکار خونتو مسموم ميکنه
من الهه مو از دست دادم
مادرم
پدرم
و کسي را که دوست داشتم
من هيچي در درون خودم ندارم
ديگه اشکي براي ريختن ندارم
حالا مثل يک شمشير از آهن ساخته شدم
این به تنهایی به من قدرت میده
آهن ؟
تو از خون حرف میزنی ایلیا
خونی مثل خون من، مثل خون همه
سانکوس، خدای بهشت
وقتی آسمان تاریک میشه صدای تو تاریکی را روشن می کنه
راهو نشونمون بده ما به صداي تو گوش ميديم
پسرت حرف تو رو گوش ميکنه
رم مثل یک توله گرگه
منتظر نمونيد تا رشد کنه
اگر خونشو به تو ببندند نميتوني توله اي بزرگ کني
که دندونهاشو توي رگهاي تو فرو کنه
این پیام خداست
نگراني ؟
مي دونستم که شهر بزرگيه
ولي باورم نميشه که اينقدر بزرگه
پادشاه تیتوس تاتیوس، پسر خدا سانکوس و پروردگار همه اقوام سابین
به پادشاهان رم سلام مي کند و از آنها بخاطر پذيرفتن او تشکر ميکند
ما هم از پادشاه تيتوس تشکر مي کنيم
و براي او جو و شراب به نشانه صلح آورده ايم
اسم من سابوسه من به سپاه مقدس حکومت ميکنم
ميتونيد هداياتون را بذاريد اينجا پادشاه از گرفتن اونها خوشحال ميشه
گاري ها را بذاريد همينجا اسب ها را جدا کنيد
به چی نگاه میکنی؟
يک مرد زل زده به من
کدومشون ؟
اونجاست صورتشو پوشونده
هیچ مردی با صورت پوشیده اونجا نیست
قانون ما استقبال از خارجي ها را درون ديوارهامون ممنوع کرده
ولي اينجا غذا و سرپناه پيدا مي کنيد
کي پادشاه تیتوس را مي بينيم ؟
وقت سحر اتحاد بين مردممون را جشن خواهيم گرفت
و صلح برقرار خواهد شد
اون ازت پرسيد که کي ميتونيم ببينيمش
خیلی زود . بهت قول میدم
دستاتو تميز کن غریبه
عجله نکن
سرزمینی که در آن قدم می گذاری مقدسه
از رفتارشون اصلا خوشم نمياد
خيلي عسل روي لبهاشونه عسل تا حالا کسيو نکشته
انقدر باهوش هستي که منظورمو بفهمي
از وقتي رسيديم فقط سرباز و اسلحه نشونمون دادند
منظورشون اينه که بايد ازشون بترسيم
اونها هم از ما تعدادشون بيشتره و هم قويترند
ازشون ميترسي ؟
من از هيچکس نميترسم
تو هم نبايد بترسي
تو با قدرت خودت تونستي به اينجا برسي
حالا ديگه هيچي نميتونه مانع ما بشه
يک روز مياد که بقيه مردم هم ميان پيش ما و براي ما هديه ميارند
من هداياي وايروسو نميخوام
دوستت دارم دفتری...
چي ميخواي ؟
بيا دنبالم . بايد براي گرفتن جشن اتحاد آماده بشيم
زنان برای پاک شدن مراسم بیعت، جدا از مردان
زنان رومی هیچ تفاوتی با مردان ندارند
قانون ما اينه
اگر ميخوان بهتون خوشامد گفته بشه ازتون ميخوام به اين قانون احترام بذاريد
همينطور تو
ايليا سربازان مارو آموزش ميده اون از من جدا نميشه
در کيرس فقط مردها مي جنگند
بريم
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
اونها چي ميخوان ؟
نميدونم
ما اومديم اينجا تا شهرمونو متحد کنيم
خداي سانکوس ميخواد شمارو بشناسه
اين چيزيه که اون تقاضا داره
اگر چيزي که اون ميخواد اينه پس اين معبد را ترک کنيد و به شهر خودتون برگرديد
و تمام روابطتون را با ما قطع کنيد
بريم صبر کن
اگر بخوان آسيبي به ما برسونند مي دونيم چطور از خودمون دفاع کنيم
برامون اتفاقي نميفته
چاق ترین گوسفندمونو به خاطر شما کشتيم
بيا از دست من بخور
این نماد دوستیو بپذیريد
اونها برده بودند
مي خواستند بدون اجازه من برند به رم
ازشون علتشو پرسيدم و جواب دادند ميخوان آزاد باشند
ميدونم ممکنه بي رحمانه باشه
ولي اين اتفاق ديگه هيچوقت نميفته چون از فردا شهرهاي ما متحد ميشند
ما دعوت شما را پذیرفتیم
از ما چي ميخوان ؟
بشينيد
من چيزي نميخوام
اين خداي سانکوسه که ميخواد .. پدر من با رعد و برقش با من حرف زد
سابین ها و لاتین ها باید در صلح زندگی کنند
پادشاه نوميتور هميشه به کيرس احترام مي گذاشت
ولي حالا اونها ميگن ليگ لاتين ديگه وجود ندارند
و شهر شما تبديل به قدرتمندترين شهر شده .. درسته ؟
ما شهرمونو به روميه تقديم کرديم و به زودي همون چيزي که شما ميگيد خواهد شد
بعد از اتحاد ديگه هيچوقت بين مردم ما و شما جنگ نميشه
ما به مردم شما احترام ميذاريم و قدرتتون را درک مي کنيم
کدوم يکي از شما پادشاه واقعيه ؟
ما با هم رم را تأسیس کردیم
پس با هم به عنوان پادشاه حکومت مي کنيم
به من ياد دادند که پادشاه بايد يک نفر باشه
ما برادریم
تو يوموس
شاهزاده آلبا هستي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.