200 บรรทัดแรก
Reunion: The Sound of the Providence Season 2
قسمت 16
چه بالایی سرش اومده ؟
کل بدنش پر از زخم های گزیدگی ئه
انگار یه نوع موجودی بهش حمله کرده
حالا چرا اینا، به ما حمله میکنن ؟
نظری ندارم
تیری که بهش شلیک کردم
زخم عمیقی ایجاد کرده
آدم های عادی در اثرش میمیرن
ولی به نظر میومد که اون اصلا دردی نداشت
شبیه یه حیوون شده بود
آقای جیائو
مسیر پیش رو، باید خیلی خطرناک باشه
مطمئنی ،افرادت از پسش برمیان ؟
تو هم بدجوری صدمه دیدی
از پسش برمیای ؟
اصلا از این وضعیت نترسیدی ؟
بریم
بریم
عمدا گذاشتم کان جیان بفهمه، یه سری از چترای نجات گم شدن
و برای ووشیه نقشه ی اونجا رو کشیدم
الان باید همشون پایین پرتگاه باشن
هیچ کس نمی دونه هنوز زنده ان یا نه
اگه زنده بمونن
راه منو هموارتر کردن
اگر هم بمیرن، خوشحال میشم
چون به هر حال از کل خونواده ی وو متنفرم
ولی فعلا میخوام تو رو به ووشانگ جو برگردونم
ببین به چه روزی افتادی
الان بهترین دست آویز منی تا از طریقت به منابع خونواده ی وو مسلط بشم
میخوام از قدرت نفوذ خونوادت استفاده کنم
تا یه چیز خیلی مهم رو تو شهر صاعقه به دست بیارم
اون برای من کلید دسترسی به یه مکان دیگه ست
همتون فکر میکنید شهر صاعقه آخرین مقصد سفر
ولی درواقع، این طور نیست
شما نمیدونید اون یکی مکان کجاست
ووسانگ شین هم نمیدونست
ووشیه هم نمیدونه
حتی جیائو هم هیچی ازش نمیدونه
فقط منم که میدونم کجاست
فقط من لایق داشتن گنجینه ی واقعی ام
چطور پیش میره ؟
چی شنیدید ؟
همونطوری که عینکی گفت
موجودات زیادی اون بیرون هست
و همین نزدیکیان
چی هستن ؟
میشه خوردشون ؟
بعضیاشون انسان اند، بعضیاشون نه
تعدادشون خیلی زیاده
عینک دودی
چیزایی که ازش میترسین
همونایی ان که الان گفت ؟
الان که ما اینجاییم، می تونیم از شرشون خلاص شیم ؟
از وقتی شما اومدین، بیشتر هم شدن
اولش فقط یه تعدادی
از این موجودات جهش یافته وجود داشت
که به خاطر مه وحشی شده بودن
الان از افراد جیائو هم اضافه شدن
اونام
تحت تاثیر نورو توکسین مه سمی قرار گرفتن
به نظر میاد این موجودات دردی احساس نمیکنن
و دچار جنون شدن
باید زود جامونو عوض کنیم
اگه بخواییم از اینجا بریم، باید سریع عمل کنیم
ولی من و ساکت به تنهایی از عهدش برنمیاییم
منظورت چیه ؟
این ماموریت با کمک تو آسون تر میشه
گل می تونه هوا رو تصفیه کنه
ماسک ها رو به یه کم گل آغشته میکنیم
گرچه تاثیرش محدوده، ولی باعث میشه در
مواقع بحرانی بیشتر دووم آورد
ارباب سوم ، بیدار شدی
منم باهاتون میام
دراز بکش
چی داری میگی ؟
وظیفه ی تو اینه که خوب استراحت کنی
و نزاری ما نگرانت بشیم
شو بای ،چشم ازش برندار
اینو بگیر
وظیفه ی هموار کردن راهو بزار به عهده ی ما
پسر خوبی باش و همینجا بمون
همشون متفرق شدن
این هیولاها از آب میترسن
از اونجایی که متفرق شدن ،پس یعنی یه بارون شدید تو راهه
بیایین از این فرصت استفاده کنیم
می تونیم 20 دقیقه اون بیرون باشیم
بریم
مواظب مه سمی باشین
صبر کنید
همتون، سالم بمونید
بعدا میبینمت
میبینمت
این دفعه باید دستورهای منو دنبال کنیا
بریم
بالاخره چیلینگ و عینکی رو پیدا کردی
الان باید خیالت راحت تر شده باشه
همینطوره
بیست دقیقه دیگه
هیولاها حرکتشونو شروع میکنن
عجله کنید
جیا کزی هوشیار باش، لیو سانگ حواست به صداها باشه
بیایین جدا شیم
چیلینگ
جاساز شد
حواس جمع و آماده باشین
موقعیت شماره یک، آماده ؟
رفتیم
شماره ی دو ، آماده ؟
رفتیم
شماره ی سه، آماده ؟
رفتیم
این صداها رو میشنوی ؟
صدای انفجاره
از اون سمت میاد
داریم کم کم، بهشون نزدیک میشیم
انگار وقوع یه جنگ اجتناب ناپذیره
چطور پیش می ره ؟
دوازده تا
چی داشتی میکشیدی ؟
تو یه نابغه ای
ادامه بده
حتی خدا هم ، با ماست
چهار دقیقه مونده
پناه بگیرید
دارن میان
تعداشون چند تاست ؟
دور تا دورمون هستن
زمان داره از دست میره
اگه باهاشون درگیر شیم
هیچ شانسی نداریم
پس چیکار کنیم ؟
درگیر نشین،خودتونو مخفی کنید و
از پشت سر دورشون بزنید
از راهی که اومدیم،برمیگردیم
فهمیدم
چطور جرات کردی ؟
.... من میخوام
اینو بگیر
قابلی نداشت
قابل تو نداشت
تو اون یکیو بزن
من میچسبم به این
هنوزم دارن میان
بریم بگیریمشون
شما اول برین
بریم
مراقب باش
ساده لوح،بزار بهت بگم
تقریبا داشتم قبل از تو میمردم
چطور پیش رفت ؟
تونستید خروجی رو پیدا کنید ؟
معلومه، چون لیو سانگو داشتیم،درست نمی گم ؟
درسته
چرا جواب تعریفمو پس ندادی ؟
تو آداب گفتار خیلی ناشی ای
ازخوش شانسی منه که تیم دونفرمون، شکست ناپذیره
بیشتر اعتبارش مال منه
نگاه کن
پناه گاه ها
تو این موقعیت متراکم ترند
که یعنی ارتش ژاپن در گذشته
حملات مکرری توی این منطقه داشته
پس به خاطر نیاز بیشتر به انتقال تدارکات
خروجی هم باید یه جایی تو این منطقه باشه
اگه این پناهگاه ها رو دنبال کنیم
باید بتونیم خروجی رو پیدا کنیم
فکر کنم این شیوه عملی باشه
فردا هوا، احتمالا بارونیه
خیلی خب ، پس
موقع بارندگی، راه میفتیم
باشه
بیایین امشب جشن بگیریم
امشبو همه خوب استراحت کنید
پس مهمونی چی ؟
کجا داری می ری ؟
فکر کنم از روی صداها
بتونی حدس بزنی وضعیت ریه هام چطوریه ؟
پس،یعنی دیگه
هیچ دردی احساس نمیکنی ؟
نه
آدم قبل مردن، حالش بهتره
من قراره
خیلی زود برم به یه دنیای دیگه
پس الان بهترین زمان
برای خداحافظیه
میخوای بری به شهر صاعقه ؟
اگه خوش شانس باشم
تنهایی ؟
دلم میخواد تنهایی برم
ولی
بین اون آدما
یه نفر هست که
همیشه و همه جا
وقتی تو خطرم
خودشو نشون میده
و یه نفر دیگه هم هست که
اگه بخوام دوباره جاش بزارم
مقبره ی اجدادمو زیر و رو میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.