Junji Ito Maniac: Japanese Tales of the Macabre

Junji Ito Maniac: Japanese Tales of the Macabre

伊藤潤二『マニアック』

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Itou Junji Maniac - 01-12 [AioFilm com]
Itou Junji Maniac E01-12 AioFilm com
Itou Junji Maniac Complete AioFilm com
ความคิดเห็นโดย AioFilm
🔷 Amir Cooper آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2023-02-20
ดาวน์โหลด: 23
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

164 บรรทัดแรก

آیوفیلم تقدیم می‌کند

ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم

"خواهر برادر های عجیب هیکیزوری"

برادر بزرگ کازویا هیکیزوری (19 ساله)

. خیلی خب دیگه ، من دارم میرم

خواهر بزرگ کیناکو هیکیزوری (18 ساله)

تمام تلاشتو انجام بده ، مثل دیروز سخت تلاش کن ، داداش

برادر وسط شیگورو (16 ساله)

نگران نباش . کازویا هر روز به خاطر ما سخت تلاش میکنه ، وما هم ازش ممنونیم

خواهر وسط نارومی (14 ساله)

. یه نخبه داخل شرکت بیمه ! مایه افتخاره

خیلی کسل کنندست که هر روز باید . اینطوری بدرقه ش کنیم

برادر کوچک هیتوشی(10ساله)

. لیاقتشو داره . اون فوق العادست

خواهر کوچک میساکو (8 ساله )

. میساکو خیلی بچس . هنوز این ماجرارو درک نمیکنه

اوه ، چرا میکنه ، مگه نه؟ . یالا دیگه ، تشکر کن

. بسه دیگه . واقعا نیازی نیست

من فقط دارم وظایفمو به عنوان . پسر بزرگتر انجام میدم

!درسته ، حالا وقتشه قشنگ بدرقش کنیم

آماده اید ؟

! روز خوبی داشته باشی ، داداش بزرگه

خطر ! دریاچه عمیق لطفا پشت حفاظ بایستید

اونا خیلی خیال راحتن . چون هیچی نمیدونن

خانواده هیکیزوری ارث بزرگی داره . پس نیازی به کار کردن نداریم

، ولی برای خواهر برادرای خوشگلم

دارم یه الگوی خوب . و مسئولیت پذیر از خودم نشون میدم

. . .هم

ها ؟

. عذر میخوام دارید از منظره عکس میگیرید ؟

. . . راستش نه . این . عکاسی ارواح

عکاسی ارواح ؟ - . درسته -

چند تا بچه توی ، این دریاچه غرق شدن

منم گفتم شاید بتونم یه چیز . ماورالطبیعی توی فیلم پیدا کنم

اوه . به همچین پدیده هایی علاقه داری ، مگه نه ؟

. اگه میخوای بهم بخندی راحت باش

چرا باید بخندم ؟ من خودم پدیده های . غیر طبیعی رو بشدت هیجان انگیز میدونم

راستی ، خانم اسم شما چیه ؟

ساچیو . پس توهم اهل این چیزایی ، ها ؟

اره . من خودم داخل یه عمارتی زندگی میکنم . که حال و هوای عجیبی داره

، خانم ساچیو عزیز دوست دارید ببینیدش ؟

. مطمئنم که عکسای خوبی ازش میگیرید - . هممم -

ببخشید که خودمو . معرفی نکردم

. اسم من کازویا هیکیزوری

خب ، نظرت چیه ؟ امکان اینکه اشباح تو این مکان باشن هست ، مگه نه؟

مطمئنا مثل یه جایی میمونه . که هاله عرفانی داشته باشه

. بزار اون پشت هم بهت نشون بدم

اینا قبرهایی هستن که . والدیمون رو داخلش دفن کردیم

، پدرمون مرد باوقاری بود . و مادرمون هم زن مهربونی بود

. . . ما به مراقبت از اینها افتخار - ! اِوا ، سلام -

، از آشناییتون خوشبختم . خانم ساچیو

. خدایا ، چقدر شما خوشگلید

اوه . . .ممنون ؟

. اجازه بدید راهنمای شما باشم

اِوا ! اَدبم کجا رفته ؟ . اسم من شیگورو

خانم ساچیو ، دوست دارید بیاید داخل و یه لیوان چای بنوشید ؟

من فقط اومدم که از باغ ، عکس بگیرم

. پس دیگه رفع زحمت میکنم

ها ؟

و اینجا جاییه که دوست پسر . دومین دختر خاک کردیم

اون یکدفعه ای به خاطر سکته قلبی مُرد . طفلکی

! ما اونو مومیایی کردیم

ها ؟ - ! اوه ، نه ، نه ، نه -

! فقط شوخی کردیم

! هی ، شیگورو

ها ؟ چی شده داداش؟

میشه یکم بانزاکت تر غذا بخوری ؟

! اصلا نمیشه نگات کرد

. ها ؟ بدجنس ، من همیشه اینجوری بودم

الان دیگه چیه ؟ - ! فقط خفه شو و بگو چشم -

! ببین چیکار کردی . از بس داد زدی میساکو گریش گرفت

نه به خاطر این نیست . میساکو . دلش برای مامانش تنگ شده

تو راجب قبر والدینمون صحبت کردی یادته ؟

. خیلی صروصدا میکنه . یه کاریش بکن ، کیناکو

. نمیخوام چرا تو هیچ کاری نمیکنی ، شیگورو ؟

! چی ؟من؟ امکان نداره ، من که مامانش نیستم

. فکر کنم نارومی باید انجامش بده

. هرچی باشه ، تو خیلی شبیه مامانی

. من هیچ علاقه ای به این کار ندارم چرا من باید مامان میساکو باشم ؟

! هیتوشی

. تو باید خوشحالش کنی - . آره ! کار هیتوشی -

. حالشو خوب کن - . یالا دیگه -

. . . آه

. . . خیلی خب

. میساکو ، آروم باش

، گوش کن ، مامان و بابا رفتن به بهشت پس دیگه نمیتونیم ببینیمشون ، باشه؟

درک میکنی دیگه ، مگه نه ؟

! دروغگو

! من دارم مامانو میبینم ! فقط باید باور کنم

. چه احمقیه

. راستی ، شیگورو - ها ؟ -

درست نفهمیدم ، تو گفتی که نارومی . بیشتر از همه ما شبیه مامانه

درسته ؟ - آره من گفتم ، مشکلیه ؟

یعنی غیر مستقیم

میخواستی بگی من بیشتر از همه شبیه بابا هستم ؟

ها ؟

شنیدی چی گفتم . داری میگی که من یه زن زشتم یه خاطر اینکه

، شبیه بابا هستم مگه نه ؟

! نه ، درست نیست - ! دروغگو -

تو فکر میکنی که من یه زن زشتم ! که بیشتر شبیه غوله تا آدم

. توهم زدی . من همچین حرفی نزدم - من توهم زدم ؟ -

. داری حرف تو دهنم میزاری . من فقط گفتم نارومی شبیه مامانه

مگه نه ، کازویا ؟

. نه . کیناکو حق داره عصبانی باشه

! تو مرد بی احساسی هستی ، شیگورو

این بی حس بودنت نشون میده اصلا . به فکر احساسات بقیه نیستی

! تو هم شبیه بابایی ! اجازه نداری با کیناکو اینطوری حرف بزنی

، تا وقتی که همه چی برات فراهمه ! بقیه رو به هیچ جات نمیگیری

! برای همینه انقدر خپل و بیریختی - ! داداش ، خیلی بدی -

. خفه شو ، انقدر ناله نکن ، مثل مرد رفتار کن ! تو یه موجود بی ارزشی

! بحثو عوض نکن ! جواب سوالمو بده ، شیگورو

چرا یه همچین حرفی زدی ؟ - . از شما دیگه قطع امید کردم -

. دیگه واسه یه روز کافیمه . من میرم بخوابم

. شب بخیر

شیگورو ، چرا داری واسه ی چیز ناچیز انقدر اشک میریزی ؟

. مردای این خونواده گریه نمیکنن

هر افاقی هم که افتاد ، تحمل کن . پر قدرت بمون

! مرد بودن یعنی این

تو یه آشغال بدرد نخوری و مایه ! ننگ این خانواده ای

! خیلی بیرحم و بدجنسی ! دیگه تحمل ندارم ، داداش

! من میرم بخوابم -

مشکل چیه ؟

. هی ، گوش کن . شاید یکم زیاده روی کردی

، اشکال نداره خیلی وقت بود که . دلم میخواست این حرفارو تو صورتش بزنم

. داشتم فکر میکردم . بیا میساکورو ببریم مامان و بابا رو ببینه

ها ؟ چطور ؟

. ما قراره مرده ها رو احضار کنیم

. منظورم اینه که یه مراسم احضار روح داشته باشیم

جلسه ای که داخلش . ارواح پدر مادر عزیزمونو احضار کنیم

چی داری میگی ؟ همچین چیزی ممکنه ؟

. تا وقتی انجامش ندیم نمیدونیم

. بنظر من کاملا ممکنه . مطمئنم که قدرت عرفانی مخفی دارم

. فقط باید بیدارشون کنم

احضار روح احتیاج به شاهد داره ، پس .باید خانم ساچیو رو دعوت کنم

نظرت چیه ؟ - . فهمیدم -

، پس مقصود اصلی اینه ها ، داداش ؟

! چی ؟ احمق نباش

. اوه ، فوق العادس

هرکدوم از اون عکسا . حاوی یه جور روح

. مخصوصا ، این یکی . . . چیزی که پشت این بچس

ک..کیه ؟

. عصر بخیر . ببخشید این موقع مزاحم شدم . من کیناکو هیکیزوری هستم

. یه لحظه ،الان درو باز میکنم

از کجا میدونستید من اینجام ؟

برای اینکه برادر بزرگم یواشکی . تعقیبتون کرد

خب دیگه این حرفا کافیه . یه چیزی میخوام ازتون بپرسم

احضار روح ، آره ؟

. آره ، درسته

و ما واقعا خوشحال میشیم . اگه شما شاهد ما باشید

. وسوسه انگیزه ، حتما میام

! عالیه منتظرتون میمونیم

خانم ساچیو ، این کیه ؟

. آقای ساوانو ، دوست پسرم

. اون تو دانشگاه رشته فیزیک میخونه

، اون هم به پدیده های غیر طبیعی . علاقه داره پس منم اوردمش

. سلام . واقعا مشتاق مراسم احضار روحم

. آه مشکلی نداره . هرچی شاهد بیشتر باشه بهتره

. حالا ، اگر ایرادی نداره ، لطفا دنبال من بیاین

بیاید مراسم احضار به . میزبانی خانواده هیکیزوری رو آغاز کنیم

من ، کازویا هیکیزوری . میانجی این مراسم هستم

، از الان به بعد . همه لطفا ساکت باشید

. . . هردخالتی که تمرکز منو بهم بزنه

! من خیلی خوشحالم ! من خوشحالم

! من خیلی خوشحالم

Junji Ito Maniac: Japanese Tales of the Macabre subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Junji Ito Maniac: Japanese Tales of the Macabre

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left