164 บรรทัดแรก
آیوفیلم تقدیم میکند
ارائهای از رسانهی آیوفیلم
"خواهر برادر های عجیب هیکیزوری"
برادر بزرگ کازویا هیکیزوری (19 ساله)
. خیلی خب دیگه ، من دارم میرم
خواهر بزرگ کیناکو هیکیزوری (18 ساله)
تمام تلاشتو انجام بده ، مثل دیروز سخت تلاش کن ، داداش
برادر وسط شیگورو (16 ساله)
نگران نباش . کازویا هر روز به خاطر ما سخت تلاش میکنه ، وما هم ازش ممنونیم
خواهر وسط نارومی (14 ساله)
. یه نخبه داخل شرکت بیمه ! مایه افتخاره
خیلی کسل کنندست که هر روز باید . اینطوری بدرقه ش کنیم
برادر کوچک هیتوشی(10ساله)
. لیاقتشو داره . اون فوق العادست
خواهر کوچک میساکو (8 ساله )
. میساکو خیلی بچس . هنوز این ماجرارو درک نمیکنه
اوه ، چرا میکنه ، مگه نه؟ . یالا دیگه ، تشکر کن
. بسه دیگه . واقعا نیازی نیست
من فقط دارم وظایفمو به عنوان . پسر بزرگتر انجام میدم
!درسته ، حالا وقتشه قشنگ بدرقش کنیم
آماده اید ؟
! روز خوبی داشته باشی ، داداش بزرگه
خطر ! دریاچه عمیق لطفا پشت حفاظ بایستید
اونا خیلی خیال راحتن . چون هیچی نمیدونن
خانواده هیکیزوری ارث بزرگی داره . پس نیازی به کار کردن نداریم
، ولی برای خواهر برادرای خوشگلم
دارم یه الگوی خوب . و مسئولیت پذیر از خودم نشون میدم
. . .هم
ها ؟
. عذر میخوام دارید از منظره عکس میگیرید ؟
. . . راستش نه . این . عکاسی ارواح
عکاسی ارواح ؟ - . درسته -
چند تا بچه توی ، این دریاچه غرق شدن
منم گفتم شاید بتونم یه چیز . ماورالطبیعی توی فیلم پیدا کنم
اوه . به همچین پدیده هایی علاقه داری ، مگه نه ؟
. اگه میخوای بهم بخندی راحت باش
چرا باید بخندم ؟ من خودم پدیده های . غیر طبیعی رو بشدت هیجان انگیز میدونم
راستی ، خانم اسم شما چیه ؟
ساچیو . پس توهم اهل این چیزایی ، ها ؟
اره . من خودم داخل یه عمارتی زندگی میکنم . که حال و هوای عجیبی داره
، خانم ساچیو عزیز دوست دارید ببینیدش ؟
. مطمئنم که عکسای خوبی ازش میگیرید - . هممم -
ببخشید که خودمو . معرفی نکردم
. اسم من کازویا هیکیزوری
خب ، نظرت چیه ؟ امکان اینکه اشباح تو این مکان باشن هست ، مگه نه؟
مطمئنا مثل یه جایی میمونه . که هاله عرفانی داشته باشه
. بزار اون پشت هم بهت نشون بدم
اینا قبرهایی هستن که . والدیمون رو داخلش دفن کردیم
، پدرمون مرد باوقاری بود . و مادرمون هم زن مهربونی بود
. . . ما به مراقبت از اینها افتخار - ! اِوا ، سلام -
، از آشناییتون خوشبختم . خانم ساچیو
. خدایا ، چقدر شما خوشگلید
اوه . . .ممنون ؟
. اجازه بدید راهنمای شما باشم
اِوا ! اَدبم کجا رفته ؟ . اسم من شیگورو
خانم ساچیو ، دوست دارید بیاید داخل و یه لیوان چای بنوشید ؟
من فقط اومدم که از باغ ، عکس بگیرم
. پس دیگه رفع زحمت میکنم
ها ؟
و اینجا جاییه که دوست پسر . دومین دختر خاک کردیم
اون یکدفعه ای به خاطر سکته قلبی مُرد . طفلکی
! ما اونو مومیایی کردیم
ها ؟ - ! اوه ، نه ، نه ، نه -
! فقط شوخی کردیم
! هی ، شیگورو
ها ؟ چی شده داداش؟
میشه یکم بانزاکت تر غذا بخوری ؟
! اصلا نمیشه نگات کرد
. ها ؟ بدجنس ، من همیشه اینجوری بودم
الان دیگه چیه ؟ - ! فقط خفه شو و بگو چشم -
! ببین چیکار کردی . از بس داد زدی میساکو گریش گرفت
نه به خاطر این نیست . میساکو . دلش برای مامانش تنگ شده
تو راجب قبر والدینمون صحبت کردی یادته ؟
. خیلی صروصدا میکنه . یه کاریش بکن ، کیناکو
. نمیخوام چرا تو هیچ کاری نمیکنی ، شیگورو ؟
! چی ؟من؟ امکان نداره ، من که مامانش نیستم
. فکر کنم نارومی باید انجامش بده
. هرچی باشه ، تو خیلی شبیه مامانی
. من هیچ علاقه ای به این کار ندارم چرا من باید مامان میساکو باشم ؟
! هیتوشی
. تو باید خوشحالش کنی - . آره ! کار هیتوشی -
. حالشو خوب کن - . یالا دیگه -
. . . آه
. . . خیلی خب
. میساکو ، آروم باش
، گوش کن ، مامان و بابا رفتن به بهشت پس دیگه نمیتونیم ببینیمشون ، باشه؟
درک میکنی دیگه ، مگه نه ؟
! دروغگو
! من دارم مامانو میبینم ! فقط باید باور کنم
. چه احمقیه
. راستی ، شیگورو - ها ؟ -
درست نفهمیدم ، تو گفتی که نارومی . بیشتر از همه ما شبیه مامانه
درسته ؟ - آره من گفتم ، مشکلیه ؟
یعنی غیر مستقیم
میخواستی بگی من بیشتر از همه شبیه بابا هستم ؟
ها ؟
شنیدی چی گفتم . داری میگی که من یه زن زشتم یه خاطر اینکه
، شبیه بابا هستم مگه نه ؟
! نه ، درست نیست - ! دروغگو -
تو فکر میکنی که من یه زن زشتم ! که بیشتر شبیه غوله تا آدم
. توهم زدی . من همچین حرفی نزدم - من توهم زدم ؟ -
. داری حرف تو دهنم میزاری . من فقط گفتم نارومی شبیه مامانه
مگه نه ، کازویا ؟
. نه . کیناکو حق داره عصبانی باشه
! تو مرد بی احساسی هستی ، شیگورو
این بی حس بودنت نشون میده اصلا . به فکر احساسات بقیه نیستی
! تو هم شبیه بابایی ! اجازه نداری با کیناکو اینطوری حرف بزنی
، تا وقتی که همه چی برات فراهمه ! بقیه رو به هیچ جات نمیگیری
! برای همینه انقدر خپل و بیریختی - ! داداش ، خیلی بدی -
. خفه شو ، انقدر ناله نکن ، مثل مرد رفتار کن ! تو یه موجود بی ارزشی
! بحثو عوض نکن ! جواب سوالمو بده ، شیگورو
چرا یه همچین حرفی زدی ؟ - . از شما دیگه قطع امید کردم -
. دیگه واسه یه روز کافیمه . من میرم بخوابم
. شب بخیر
شیگورو ، چرا داری واسه ی چیز ناچیز انقدر اشک میریزی ؟
. مردای این خونواده گریه نمیکنن
هر افاقی هم که افتاد ، تحمل کن . پر قدرت بمون
! مرد بودن یعنی این
تو یه آشغال بدرد نخوری و مایه ! ننگ این خانواده ای
! خیلی بیرحم و بدجنسی ! دیگه تحمل ندارم ، داداش
! من میرم بخوابم -
مشکل چیه ؟
. هی ، گوش کن . شاید یکم زیاده روی کردی
، اشکال نداره خیلی وقت بود که . دلم میخواست این حرفارو تو صورتش بزنم
. داشتم فکر میکردم . بیا میساکورو ببریم مامان و بابا رو ببینه
ها ؟ چطور ؟
. ما قراره مرده ها رو احضار کنیم
. منظورم اینه که یه مراسم احضار روح داشته باشیم
جلسه ای که داخلش . ارواح پدر مادر عزیزمونو احضار کنیم
چی داری میگی ؟ همچین چیزی ممکنه ؟
. تا وقتی انجامش ندیم نمیدونیم
. بنظر من کاملا ممکنه . مطمئنم که قدرت عرفانی مخفی دارم
. فقط باید بیدارشون کنم
احضار روح احتیاج به شاهد داره ، پس .باید خانم ساچیو رو دعوت کنم
نظرت چیه ؟ - . فهمیدم -
، پس مقصود اصلی اینه ها ، داداش ؟
! چی ؟ احمق نباش
. اوه ، فوق العادس
هرکدوم از اون عکسا . حاوی یه جور روح
. مخصوصا ، این یکی . . . چیزی که پشت این بچس
ک..کیه ؟
. عصر بخیر . ببخشید این موقع مزاحم شدم . من کیناکو هیکیزوری هستم
. یه لحظه ،الان درو باز میکنم
از کجا میدونستید من اینجام ؟
برای اینکه برادر بزرگم یواشکی . تعقیبتون کرد
خب دیگه این حرفا کافیه . یه چیزی میخوام ازتون بپرسم
احضار روح ، آره ؟
. آره ، درسته
و ما واقعا خوشحال میشیم . اگه شما شاهد ما باشید
. وسوسه انگیزه ، حتما میام
! عالیه منتظرتون میمونیم
خانم ساچیو ، این کیه ؟
. آقای ساوانو ، دوست پسرم
. اون تو دانشگاه رشته فیزیک میخونه
، اون هم به پدیده های غیر طبیعی . علاقه داره پس منم اوردمش
. سلام . واقعا مشتاق مراسم احضار روحم
. آه مشکلی نداره . هرچی شاهد بیشتر باشه بهتره
. حالا ، اگر ایرادی نداره ، لطفا دنبال من بیاین
بیاید مراسم احضار به . میزبانی خانواده هیکیزوری رو آغاز کنیم
من ، کازویا هیکیزوری . میانجی این مراسم هستم
، از الان به بعد . همه لطفا ساکت باشید
. . . هردخالتی که تمرکز منو بهم بزنه
! من خیلی خوشحالم ! من خوشحالم
! من خیلی خوشحالم
No comments yet. Be the first to leave one.