I'm Photogenic

I'm Photogenic (Sono fotogenico)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Sono fotogenico AKA I'm Photogenic 1980 DVDRip
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
DVDRip

แท็ก

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
เผยแพร่เมื่อ: 2023-01-15
ดาวน์โหลด: 21
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫من و تو خیلی با هم فرقی نداریم.

‫نظر تو چیه جان؟

‫آنتونیو، فکر میکنی من جان وین به دنیا اومدم؟ ‫نه.

‫من تبدیل به "جان وین" شدم.

‫همون طور که تو می‌تونی "تونی باروزی" بشی.

‫فقط باید یه صورت رو تقلید کنی و ‫هیچ وقت ولش نکنی.

‫کمپانی فاکس قرن بیستم، ‫از حضور تونی باروزی رو در فیلم دشمن مردم 2، رونمایی میکند.

‫با جادوی صدای استریوفونیک و شکوه فیلمبرداری 70 میلی متری.

‫شاهکاری از خشونت، ‫که تا به حال مثل آن را ندیده‌اید.

‫و دیگر هیچ وقت هم نمی‌بینید.

‫بزنم به تخته! دیگه الان داری با خودت حرف میزنی.

‫آخر سر بالا خونت میپره و ‫میشی سوژه خنده‌ی ملت.

‫میگم، قبل وارد شدن، نباید در زد؟

‫بازم که رو ملافه‌هات از اون کارا کردی.

‫ختم کلام، دیگه نمی‌شورمشون.

‫اینقدر خود ارضایی کن تا آخر سر کور بشی.

‫این چیزا هیچ وقت کسی رو کور نکرده.

‫تازه برعکس، تو مجله‌ی روزهای زندگی هم، ‫توصیه‌ـش کردن.

‫تو که راست میگی. - ‫بابا بزرگ هم خود ارضایی میکنه. -

‫حرف مفت نزن.

‫ازش بپرس.

‫و ممنون میشم تو حریم شخصی من فضولی نکنی.

‫تو هم با این حریم خصوصیت. ‫لباستو بپوش، دیگه ظهر شده.

‫از بابا بزرگ بپرس، بپرس دیگه.

‫عجب کونی!

‫اگه ماشین داشتم، ‫رو هوا این دخترو میزدم.

‫خدا بیامرز شدی؟...

‫ما شما را با آب راویولی غسل تعمید دادیم.

‫اینقدر با اون اسلحه بازی نکن، ‫آخر یه کاری دستت میدی.

‫گفتم لباستو بپوش. ‫خواهرت و شوهرش قراره برای ناهار بیان.

‫تو هم دیگه اینقدر این چرندیاتو نخون.

‫باشه بابا، ولی نندازیشون دور.

‫بهش گفتن باید بره خدمت سربازی.

‫آنتونیو، هنوز رژیم غذا خوردنت مثل جین فوندا هستش؟ ‫(بازیگر زن آمریکایی)

‫نه، الان جو مارلون براندو گرفتش. - ‫پُل نیومن. -

‫انگاری رژیم براندو یا نیومن، روش اثر گذاشته. ‫وزن کم کرده، مگه نه؟

‫آره، یه دو سه کیلویی وزن کم کرده. - ‫دقیقش میشه سه و نیم کیلو. -

‫هنوزم تو نخ فیلم‌ها هستی؟

‫تو رو جون هر کی دوست دارید، ‫بحث فیلمو نکشید وسط.

‫باشه، اصلاً لال مونی می‌گیرم.

‫دیدید دیروز تلویزیون چه فیلمی پخش کرد؟ - ‫یه شلغم زیبا. -

‫شاید، ولی بازیگر مردش با حاله. ‫اسمش چیه؟

‫طرف آمریکایی هستش. ‫یه جا خوندم ناتونای جنسی داره.

‫یارو انگلیسیه، اسمش پیتر اوتول هستش و ‫اتفاقاً خوب بلده بکنه.

‫پیتر اوتول هستش؟ ‫پس برای همین اینقدر دوستش دارم.

‫معمولاً زیاد فیلماشو نمی‌بینیم.

‫ازش خوشم نمیاد. ‫حتی با اینکه خوش چهره هم هستش.

‫بهش میگن هیکلش، ‫فیتِ بازیگریه.

‫یه کَله‌ی کوچیک و یکم بزرگتر از گردو داره.

‫همه‌ی بازیگرای بزرگ، ‫مقل عقب مونده‌ها، سرشون گنده نیست.

‫آنتونیو، از همون اولشم با سر بزرگ به دنیا اومد.

‫زایمانش اصلاً آسون نبود.

‫خودش که نخواسته. ‫ولی به نظرم سرش عالیه...

‫برای کار تو بانک، ‫کاملاً به درد میخوره.

‫هی بهش میگم: بابا دست از فیلم و سینما بردار و ‫باهام بیا بانک.

‫مخصوصاً با این بحرانی که تو سینمای ایتالیا، ‫داره بیداد میکنه...

‫امسال ما 84 تا فیلم کمتر از پارسال، ‫ساختیم.

‫یعنی چی ما؟ مگه تو تهیه کننده‌ای؟ ‫یا تو سینما دستی بر آتیش داری؟

‫وقتی میگم ما، ‫یعنی منظورم ایتالیا هستش.

‫خلاصه اینکه سینما تو بحرانه و ‫چیزی از توش کاسب نمیشی.

‫نخیر. من از دو سال پیش انتخابمو کردم.

‫باشه. پس اینجا چیکار میکنی؟ ‫پاشو برو رم.

‫تنها کاری که بلدی، ‫آویزون بودن به بقیه هستش.

‫هی، پیاده شو با هم بریم. ‫و چی برای خودت زر میزنی؟

‫تو حتی عضوی از این خانواده هم نیستی.

‫فقط یه وصله‌ی ناجوری.

‫آنتونیو، نمی‌خوام دلسردت کنم،

‫اما یادته وقتی پسر عموت امیلیو رفت رم، ‫چه بلایی سرش اومد؟

‫چه ربطی به من داره؟ ‫امیلیو یه دزد بود.

‫ساندرو راست میگه. ‫اگه حرفی هم میزنه، برای صلاح خودته.

‫تو هم شروع کردی! ‫بابا بزرگ، تو هم حرفی برای گفتن داری؟

‫کلاً حرف زدن با تو، ‫آب تو هاون کوبیدنه.

‫فقط داریم مثل آدمای عقل حرف میزنیم.

‫جلو روم حرف میزنید و ‫پشت سرم، دری وری میگید.

‫به نظرم اصلاً حرفی شوهرم، ‫دری وری نیست.

‫به غیر از ناسزا گفتن، ‫کلمه‌ی دیگه‌ای تو دیکشنریت هست؟

‫نه حق با ایشونه. ‫آخه من بحران سینما رو راه انداختم...

‫حالا نمیخواد واسه من فردین بشی.

‫کلاً توقعتون از من چیه؟

‫که بدبختی و فلاکتمو ببینید؟

‫اگه اینو میخواید، ‫خوب راحت بگید.

‫خودت همینو می‌خوای؟ - ‫داشتم با خانواده‌ی خودم حرف میزدم. -

‫بالاخره خودت درک میکنی.

‫از یه بچه ده ساله هم، ‫غیر قابل تحمل‌تری.

‫بابا بسمه. ‫ولم کنید.

‫برید به اون خدا جونتون گلایه کنید که ‫چرا منو اینجوری خلق کرده.

‫کُفر نگو.

‫دوست دارم کُفر میگم.

‫گریه نکن مامان. ‫تحمل دیدن گریه‌هاتو ندارم.

‫فکر کردی من خیلی خوشحالم؟

‫دیگه تحمل هیچ کاری نکردنتو ندارم.

‫دارم افسرده میشم.

‫گریه نکن. اینجوری ناراحت میشم. ‫توقع داری چیکار کنم؟

‫هیچی. چون کاری هم بلد نیستی.

‫یادت میاد؟ اول می‌خواستی کشیش بشی،

‫بعد یه مُزدور تو آفریقا، ‫بعدش زیبایی اندام،

‫و بعدش خواستی خواننده‌ی پاپ بشی. ‫حتی می‌خواستی تروریست بشی.

‫حالا هم که این ایده‌ی فیلم ساختن افتاده تو سرت.

‫راستیتش، خودتم حال و حوصله هیچ کاری رو نداری.

‫اینو نگو. ‫درست نیست.

‫پس چرا به جای اینکه همش تو رویا زندگی کنی،

‫نمی‌خوای وضع زندگیتو درست کنی؟

‫برو یه دختر خوب پیدا کن.

‫منظورم ماریسا مگاری نیست. ‫هنوز اونقدرا به فلاکت نیفتادی.

‫ولی ژیراتی رو یادت میاد؟

‫اون یکم بهت علاقه داشت.

‫تازه یه ویلای خوشگل هم کنار دریاچه دارن.

‫ولی مگه سایز پاهاشو ندیدی؟ ‫کفشاش حداقل شمارشون 43 هستش.

‫حس میکنم ور دل پا گنده هستم.

‫گریه نکن. ‫خیلی ناراحت میشم.

‫و این دفعه واقعاً تو کارم جدیم.

‫بهترین مجسمه‌ی ساخته شده توسط تروبتزکوی. ‫زن قشنگیه، نه؟

‫بچگی‌هام عاشق اون مجسمه بودم و ‫ساعت‌ها بهش نگاه می‌کردم.

‫کلاً تدوین برداری سخت‌ترین بخش فیلمه.

‫باید یه کاری کنی، ‫سکانس‌ها عالی از آب دربیان.

‫بیا بریم اونجا تا یه چند تا ‫سوال ازت بپرسم.

‫تمرکز کن.

‫این کیه؟ - ‫همفری بوگارت تو فیلم کازابلانکا. -

‫نه، تلی ساوالاس تو ‫ بازرس کوجاک .

‫آخه انگار آبنبات چوپی تو دستت گرفته بودی.

‫سعی نکن بگی از من بیشتر میفهمی.

‫این صدا منو دیوونه میکنه.

‫تحملشو ندارم. بیا بریم.

‫بجنب.

‫برمی‌گردیم سینما؟

‫میخوای همین یه ذره آبرویی که داریم رو هم ببر.

‫آنتونیو، یه نامه برات اومده.

‫از کجا؟ - ‫از رم. -

‫آقای معمار، ‫جاروی حدیدت مبارک.

‫مارلون براندو خان، ‫کِی میری رم؟

‫بزودی.

‫اینو نگاه! ‫انگار فرح در به در دنبال خوابیدن باهاشه.

‫سلام بر همگی.

‫ آمریکا، من دارم میام .

‫چیه؟

‫یه لحظه، میخوام توجه‌ی همه‌تون رو به یه نامه که

‫همین امروز صبح با امضای فردریکو فلینی، ‫به دستم رسیده، جلب کنم.

‫دروغ میگی... - ‫زود باش بخونش. -

‫" آنتونیو عزیز، ‫عکسهایی که برای من فرستادی واقعا منو علاقه مند کرد

‫ شما چهره‌ای مصمم، رسا و فتوژنیکی داری.

‫ ما به چهره‌های جدیدی در رم نیاز داریم.

‫ بی صبرانه منتظرتم. ‫چرا نمیای؟

‫ استعداد درخشانتو، ‫تو استان کوچیک و غم زدت هدر نده ".

‫واقعاً میخواد استخدامش کنه.

‫هنوز تموم نشده. ‫" به محض اومدنت...

‫... ازت فوراً یه تست می‌گیرم

‫ و ممکنه نقش اصلی فیلم بعدی من بشی.

‫ سلامت باشی. ‫از طرف فدریکو فلینی ".

‫مثلاً فکر کردید نفهمیدم دستم انداختیت؟...

‫ایشالا رو آب بخندید.

‫دفعه‌ی بعد برات از اسکورسیزی نامه میفرستیم.

‫دیگه بسه. ‫برای همیشه از اینجا میرم.

‫شما هم همیشه سرتون تو کونتون باقی میمونه.

‫برو بابا دلت خوشه.

‫بزودی اوج گیری منو تو سینما و مجله‌ها می‌بینید.

‫برگرد آنتونیو. ‫خودتو سوژه خنده نکن.

‫هی، یه بار دیگه بیای اینجا، ‫قلم پاتو میخورم.

‫چی شده؟

‫پاشو، ساعت 6 صبحه.

‫ساعت چنده؟ - ‫شش صبح. -

‫دقیق؟

‫آره. ولی عجله کن. ‫وگرنه از قطارت جا میمونی.

‫بدرود جان.

‫خوش شانسی که داری میری رم. ‫اونم به شهر ابدیت.

‫کونای خوشگلی اونجا می‌بینی.

‫چرا تو هم باهام نمیای، بابا بزرگ؟

‫خب، اومدنش که میومدم...

‫...اگه هنوز می‌تونستم زن‌ها رو اغوا کنم. ‫ولی دیگه نمی‌تونم.

‫اینم یه مقدار پول. ‫هدرش نده.

‫ممنون بابا بزرگ. ‫ولی بهتره اینا رو بدی به مامان.

‫اگه نمی‌دونی تو رم کجا بخوابی، ‫من یه آدرس بلدم.

‫یه هتلیه که با شکارچی‌های آلپ، ‫توش اقامت داشتم.

‫جای خیلی تمیز و ارزونی هستش.

‫سلام مامان - ‫سلام عزیزم. -

‫این دویست هزار لیر رو بگیر. ‫فقط به بابات چیزی نگو.

‫قول میدم. ممنون. - ‫خداحافظ عزیزم. -

‫بدون بوس خداحافظی میخوای بری؟

‫ظاهراً فقط خواجه حافظ شیرازی از رفتنم خبر نداره.

‫سلام بابا.

‫به مامانت نگو. - ‫دستت درد نکنه. خداحاقظ. -

‫خداحافظ. - ‫خداحافظ. -

‫و یادت باشه: تو رُم آدمای خوند صف زیاده.

‫خیلی مراقب باش.

‫و پاپ رو هم ببین. - ‫باشه. -

‫خداحافظ آنتونیو. - ‫خداحافظ. -

‫برام نامه بنویس.

‫گوش کن.

‫به این شماره زنگ بزن.

‫اگه یه روزا نامی رو دیدی،

‫بهش بگو نوه‌ی من هستی و ‫آگوستوس همیشه بهت فکر میکنه.

‫آگوستوس دیگه کیه؟ - ‫منم. -

‫قربونت یه عکس از لولوریجیتا هم برام بفرست.

‫ترجیحاً عکس لختش.

‫اگه نداشت، از اون یکی بفرست. ‫اسمش چیه؟

‫سوفیا لورن. ‫اونم خوبه.

‫بگیر. - ‫همونی که میخواستمه؟ -

‫آره. ‫آب معدنی هستش.

‫گاز داره؟ - ‫معلومه. -

‫دیگه نمیخواستی موز بیاری، ‫ولی بازم ممنون.

‫پس داری میری...

I'm Photogenic subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left