How (Not) to Get Rid of a Body

How (Not) to Get Rid of a Body

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

How (Not) to Get Rid of a Body S01E03
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-10-30
ดาวน์โหลด: 29
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

اين پرونده، پرونده دراکولا با پسران شورشي ملاقات ميکنه است

هيچ‌وقت نديده بودم کسي براي مخفي کردن و رهايي از يک جسد

اين همه پيش بره

بهمون گفتند کسي وجود نداره که دنبالش بگرديم

توهين‌آميزترين کاري که ميتونم بهش فکر کنم

که سر يک آدم بياري، چه زنده چه مرده

نقشه هوشمندانه‌اي چيده بودند

فکر ميکردند باهوشند

کاملا باهم، هماهنگ بودند

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

در اوايل فوريه سال 2020 شخصي به نام

داتي پالومبو وارد اداره پليس آپر داربي شد

تا مفقود شدن پسرش کيت پالومبو رو گزارش بده

از پله‌ها بالا رفتم و اون مرد گفت

ميتونم کمکتون کنم؟

و من گفتم: آره ميخوام مفقود شدن پسرمو گزارش بدم

و اولين چيزي که ازم پرسيد اين بود که

پسرت چند سالشه؟ و من گفتم: سي و شش سال

اوم دوستت دارم

و گفتم يک مشکلي پيش اومده

اون اينطوري نيست که با من تماس نگيره

من و کيت توي پيش‌دبستاني دوستان صميمي شديم

وقتي فهميدم اون مفقود شده آره، فورا

دل‌پيچه گرفتم

چون در اعماق وجودم ميدونستم کيت چنين کاري نميکنه

اون هيچ‌وقت اجازه نميداد مادرش اينطوري نگران بشه

متوجه شديم که کيت شخص خيلي محبوبي

توي جامعه بوده

کيت، ساکن مادام‌العمر

دلور کانتي، پنسيلوانيا بود

اون نوارنده موفقي بود

وقتي حدودا چهار سالش بود يک گيتار اسباب‌بازي

و کيبورد داشت، يک کيبورد کوچولو و واقعا همه‌جور آلت موسيقيو داشت

اون عاشق موسيقي بود

اون با دو گروه مختلف از دوستانش دوتا باند موسيقي

مختلف درست کرد

خيلي ممنونم از همگي که بيرون اومديد

ما برگشتيم

کيت، اعجوبه بود

باورنکردني بود که چقدر ميتونه سريع انگشت‌هاشو حرکت بده

منظورم اينه که اون خيلي باستعداد بود

داتي، مادرش بهم گفت که يکي از قطعه زيورآلاتي

که کيت هميشه ازش استفاده ميکرد

يک پيک گيتار روکش طلا بود

روش نوشته: کيت نميگذاره هيچ‌وقت موسيقي متوقف بشه

باعشق، مامان و اون هميشه به گردنش بود

هميشه باهاش بود

اون خيلي باحال بود، پسر

بدون اينکه حتي تلاش کنه اون باحال بود

کيت بي‌باک بود کيت سرسخت بود

اون عوضي بود

ميدوني؟ اون کسي نبود که دمشو بگذاره روي کولش و فرار کنه

شبي بود که کيت مفقود شده بود

کيت داخل خونه اومد

طبقه بالا رفت و لباسهاشو عوض کرد

و وقتي پايين اومد چندتا تکه

پيتزا برداشت و

گفت: بعدا ميبينمت

داتي اظهار کرد که اون با ماشين نقره‌اي داتي رفته

از اون شب به بعد نه ديده شده و نه ديگه ازش خبري شنيده شده

اين پرونده در پس ذهن ما قرار داره

بنابراين کيت به‌عنوان فردي مفقود شده

وارد پايگاه‌داده ملي شد

و از اونجا ليستي داريم

که پيگيري ميکنيم

با تمام بيمارستانهاي محلي تماس گرفتيم

با سردخونه‌ها، زندانها، پناهگاه‌هاي بي‌خانمان‌ها

تمام مکان‌هاي ديگه‌اي که فکر ميکرديم

ميتونيم کيتو درشون پيدا کنيم

اما موفق نشديم

و همچنين، يک درخواست به شرکت ارائه‌کننده تلفن همراه داديم

تا سوابق تلفن همراه اونو در اختيارمون قرار بده

و براي ماشين نقره‌اي کيت و

دادتي، حالت آماده‌باش اعلام کرديم

در بخشي از تحقيقاتم در مورد کيت گزارشي از روز بيست و هشتم

سال 2020 پيدا کردم

که در اون، قرباني تيراندازي شده بود

الان تقريبا دوهفته از روزی که مفقودشده گزارش شده، ميگذشت

افسران پليس به بيمارستان رفتند و اقدام به

بازجويي ازش کردند

اون هويت کسي که بهش شليک کرده بودو، فاش نميکرد

منطقا فکر ميکنم که کيت اون زمان

از جانش ميترسيد

ما همه فکر ميکردم آيا اين قضيه ربطي به

مفقود شدن اون داره؟

...من فکر ميکنم کيت

يک چيزيو مخفي ميکرد

اون رازهايي داشت

کار من، مرتب کردن تمام اطلاعاتيه که

به دست مياورديم و به نحوي زندگي اونو عميقا کاوش ميکرديم

در بازجويي از خانواده کيت، اونها برامون توضيح دادند که

کيت و فردي به نام مايکل دلوکا

از بچگي، باهم دوستهاي هميشگي بودند

مايکل و کيت دوستان خيلي خوبي بودند

يعني، اونها هميشه جلوي خونه من بازي ميکردند

براي جشن تولدها به خونه من ميومدند

اون هميشه مراقب من بود

و هيچ‌وقت چيزي وجود نداشت که نگرانش باشيم يا ازش واهمه‌اي داشته باشيم

مثلا وقتي با کيت بوديم

مايک دلوکا يکي از بهترين دوستان اصليمون بود

مثل برادرمون بود

من شروع به گشتن دنبال مايکا دلوکا کردم

اون ظاهر خيلي متفاوتي با اون داشت

سرشو تراشيده بود و همه‌جاي سر و گردنش، تتو داشت

از يک مايل دورتر هم نميتوني گمش کني

مايکل دلوکا هم سابقه جنايي بالابلندي داشت

سابقه جنايي خشونت‌آميز

اون به جرم تيراندازي به دوست دخترش به زندان افتاده بود

و اخيرا آزاد شده بود

متوجه شديم زماني که از زندان به خونه اومده

فکر ميکرده به‌عنوان رئيس

شعبه محلي کلوپ موتورسيکلت‌سواري ورلاکز نقشي ايفا ميکنه

سازمان‌هاي ورلاکز

مخصوصا هارپي ورلاکز يک درصد سازمانهاي

درون فيلادلفيا و استانهاي اطراف اونو تشکيل ميدند

براي بيشتر اين گروه‌هاي موتورسواري جرم و جنایت، نشونه بارز اونهاست

بسياري از اعضاي اين گروه‌هاي موتورسواري مجرمان سابقه‌دار هستند

کيت نه تنها عضوي از اين گروه بود، بلکه قطعا

دور و بر خودشو با افراد شديدا خطرناکي پر کرده بود که

که به يک چشم برهم زدن ميتونستند سرشو زير آب کنند

هرکسي ميتونست مسئول

مفقود شدن کيت باشه

اما يکي از چيزهاي جالبي که پيدا کرديم اين بود که

مايکل دکولا هم مفقود شده بود

جايي نميشد پيداش کرد

فکر کرديم که شايد اين قضيه بتونه با

مفقود شدن کيت، ارتباط داشته باشه

مايوس شده بوديم چون اخبار جزئي يا

اطلاعات خيلي زيادي از منابع مختلف، دريافت ميکرديم

هرکسي که مسئول مفقود شدن کيت بود

تحقيقات ما رو دشوار کرده بود

اما زماني که پليس گشت

ماشين داتيو توي کنسينگتون پيدا کرد تغيير بزرگي در پرونده رخ داد

بنابراين، اين تحقيقات تحقيقات مربوط به افراد مفقودشده است

حالا ماشينيو داري که سر از کنسينگتون

محله‌اي وحشتناک در فيلادلفيا درآورده

به نظر من اين سورپرايز بزرگي براي کارآگاهان بود

اما اونها هرگز با چنين پرونده‌اي روبرو نشده بودند

و با گروه موتورسواري قانون‌شکني روبرو بودند

الان اين پرونده اين پتانسيلو داره که واقعا قوطي‌اي از کرم‌‌ها رو باز کنه

کيت بالومبو آخرين بار در ششم فوريه سال 2020

در شهرستان آپر داربي ديده شده بود

اون با ماشين مادرش بوده که يک ماشين نقره‌اي رنگه

کارآگاهان براي جستجوي اون ماشين حالت آماده‌باش اعلام کردند

چند روز بعد، اونو در کنسينگتون پيدا کردند

معمولا، وقتي افراد يا خودروها رو در بخش

کنسينگتون فيلادلفيا پيدا ميکنيم اولين فکري که به ذهنم خطور ميکنه

اينه که اونها در تجارت مواد دست داشتتند

سوپرمارکتي براي هروئين و موادمخدر وجود داره

مردم از سراسر کشور مياند تا به کنسينگتون برند

تا هروئين مصرف کنند

ديدن ده‌ها نفر که تا کمر

خم شدند و به زمين خيره شدند کار سختي نيست

اونجا، مرکز فساده

کارآگاهان متحير بودند که چرا

ماشين خانم پولومبو توي کريستون بود؟

و کيت پولومبو کجا بود؟

اولا، کيت ماشين منو هيچ‌وقت جايي رها نميکرد

و دوما، اون هيچ‌وقت به کنسينگتون نميرفت

کيت وقتي جوانتر بود، مشکل مصرف مواد داشت اما

بيش از ده سال بود که پاک بود

فکر کرديم شايد کسي ماشينو در کنسينگتون رها کرده

و کاري کرده که به نظر بياد کيت دوباره مواد مضرف ميکنه

اون فکر کرده نقشه‌اي بي‌عيب و نقص

براي خلاص شدن از شر کيت کشيده

بنابراين، ماشين براي پيدا کردن هرگونه اثر انگشت نهفته

يا شواهد و مدارک فيزيکي توقيف شد

اما اون پاک شده بود

فکر ميکنم تلاش کرده بود

تا از پليس پيشي بگيره

خيلي سخت بود

هرکسي که اين کارو کرده بود براي مخفي کردن جنايتش

خيلي پيش رفته بود

خيلي شيطاني و خيلي مکارانه بود

با خودم فکر ميکردم چه اتفاقي ميتونه براي کيت افتاده باشه

اين يک پرونده قتل بالقوه است؟ جسدش کجاست؟

وقتي فهميدم که ماشين در کنسينگتون پيدا شده

داشتم با داتي، مادر کيت صحبت ميکردم و داشتيم تلاش ميکرديم

تا قضيه رو روبراه کنيم

سعي ميکرديم ازش سر دربياريم

هرشب با خودم ميگفتم: کيت کجاست؟

بهترين دوست من کجاست؟ اون زنده است؟

مرده؟

توي فيس‌بوک منتشرش کرديم

يعني، تقريبا روزي بيست و چهار ساعت صرف پيدا کردن سرنخهايي از

افرادي که ممکن بود چيزي بدونند ميکرديم

در عين حال، بهترين دوست کيت و يکي از اعضاي

ورلاکز، يعني مايکل دلوکا هنوز مفقود شده بود

که خيلي موضوع نامعمول و عجيبي بود

سعي ميکرديم تمام قطعات

پازلو، کنار هم قرار بديم

و بايد عميقا کند و کاو ميکرديم که مايکل دلوکا

چه ربطي به اين تحقيقات داره

اما وقتي در حال انجام تحقيقات در مورد مفقود شدن کيت بوديم

شايعاتي مبني بر اين که کيت ميتونه مخبر

پليس باشه، پخش شده بود

خيلي از اعضاي کلوپ ورلاکز فکر ميکردند

اون يک خبرچين بوده

متوجه شديم که اتفاقي بين کيت

How (Not) to Get Rid of a Body subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for How (Not) to Get Rid of a Body

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left