Factotum

Factotum

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Factotum (2005)
Factotum 2005 LiMiTED DVDRip XviD-DnB
ความคิดเห็นโดย 30nama
.::: 30nama.com :::.

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2016-09-07
ดาวน์โหลด: 38
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

مهرآلا . نیکو

آقاي چناسکي

بيا اينجا

-گواهينامه داري؟ - بله

يکي از راننده ها مريضه.يه مقدار سفارش خورده يخ داريم که تو بايد به دستشون برسوني

همچنین

حالت خرابه؟

حالم بهتر شده

احتمالا بيشتر از اوني که تو تا الان زندگي کردي خوابيدم

چيناسکي!تو اخراجي!

اتاق خالي داريد؟

- هرهته 150 دلار - مشکلي نيس

- جايي استخدامي؟ - براي خودم کار ميکنم

- ميشه ازت بپرسم کارت چيه؟ - من نويسندم

تا حالا کتابي نوشتي؟

من هنوز برا نوشتن رمان آماده نيستم

باشه

بيشتر آدما فکر ميکنند ميدونن چطور رانندگي کنند ولي

در حقيقت تعداد خيلي کمي ميدونن چطوري رانندگي کنند

اونا فقط مي رونند

هر روز دو سه نفرو ميبينم که به راحتي از چراغ

قرمز ميگزرند انگار که اصلا وجود خارجي ندارند

زندگي آدم هاي زنده، اونارو ديوونه کرده و اين توي نحوه ي رانندگيشون خودش رو نشون ميده

من نيومدم اينجا بهتون درس زندگي بدم اومدم بتون چجوري رانندگي کردن رو درس بدم

چه زماني يک نفر ميتونه کنترل تاکسيش رو از دست بده و چاره اي نداره؟

وقتي که راست کنم؟

اگر نتوني با وجود شق کردن رانندگي کني ما نمي تونيم ازت استفاده کنيم

بعضي از بهترين افرادمون تمام طول روز با وجود آلت شق رانندگي ميکنند

چه زماني يک نفر ميتونه کنترلش رو از دست بده و چاره اي نداره؟

چيناسکي؟

يک مرد ممکنه زماني کنترل تاکسيش رو از دست بده که عطسه ميکنه

درسته

چيکار ميکنيد وقتي عطسه مي کنيد؟

- شما هنري چيناسکي هستي؟ - بله قربان

دنبالم بيا

بشين

سوابقت رو چک کرديم

تو 18 بار به خاطر مستي و رعايت نکردن قوانين دستگير شدي يکبار هم براي رانندگي هنگام مستي

- دو بار بخاطر رانندگي هنگام مستي - تو به ما دروغ گفتي.تو صلاحيت کار رو نداري

ميتوني يک تاکسي برام خبر کني؟

در همان حيني که زندگي ميکنيم، همگي در دام هايي ويروسي، گرفتار شده و دريده ميشيم

نوشتن ميتونه تو رو به دام بندازه

اون ها راجبه تشويقي ميخوندد و باور ميکنند

فقط يک قضاوت نهايي درباره ي نوشتن وجود داره و اون (قضاوت درباره ي)خود نويسنده است

وقتي بين منتقدين و مصحح و ناشر و خواننده در نوسان است،اونجا نويسنده به آخر خطش ميرسه

و زماني که او بين شهرت و طالع خوبش در نوسانه

ميتوني اون رو شناور با کصافات در پاين رودخانه ببيني

- يه نويسنده؟ - بله

- مطمئني؟ - نه

چرا ميخاي توي کارخونه ي خيارشور کار کني؟

- مادربزرگمو به يادم مياره - واقعا مياره؟

عادت داشت هر وقت بهش سر ميزدم برام ترشي مياورد

- چي مينويسي؟ - بيشتر داستاناي کوتاه

-من نيمه ي راه يه رمان ام - درباره ي چيه؟

- همه چي - مثلا درباره ي سرطان هم هست؟

بله

درباره ي زن من چي؟

اون هم داخلشه

من هر هفته 3 يا 4 تا داستان کوتاه مينويسم

تصور ميکنم مصحح هاي نيويورک چجوري ميتونن به اين واکنش بدن

هي!اينم يکي ديگه از اون ديوونه هاست

بيشتر اون هارو ميفرستم به جان مارتين که مجله ش ،گنجشک سياه ،رو تحسين ميکنم

چيناسکي؟ براي چند دقيقه مياي داخل؟

آقاي جنتري هم يک نويسنده ست

من بهش گفته م که تو يک نويسنده بودي براي همين مي خواست ببينتت.تو که مشکلي نداري؟

مسله اي نيست

آقاي جنتري يکي از دوستان منه

طوريه اگر اينجا رو ترک کنم؟

باشه

اون صحنه ها داخل دفتر با من موند.سيگار ها..لباس هاي خوب

به استيک هاي خوب فکر کردم

لباس هاي بلند در وزش باد توي حياط که به سمت خونه کشيده ميشوند

آسايش.سفر هاي اروپايي

زن هاي خوب

چيناسکي!داري چيکار ميکني؟برگرد سر کارت.شيفتت هنوز تموم نشده

- به يه نوشيدني نياز دارم - نه.نه.برگرد سر کارت

برگرد اينجا

ولم کن

نه!

- خوبي؟ - من خوبم!

من به اين احتياجي ندارم

بعدش من جن رو ملاقات کردم

براش يه نوشيدني خريدم و اونم شمارشو بهم داد

سه روز بعد به آپارتمانش نقل مکان کردم

جن يه ماشين 500 دلاري دارهالبته ما منعت نيمه ي بهار رو داشتيم

حيله ي بزرگش اين بود که چطوري چراغ جلو رو روشن کرد

البته مزيت ما فنرهاي شکسته بود

جن يه کردني عالي بود

کس تنگي داشت و جوري به خودش ميگرفت که انگار داره با چاقو کشته ميشه

من مي خوام بدونم که الان چه ساعتيه

تو گفتي که ساعت رو درست ميکني

خيلي خب.بذار ببينم

ما ديشب نصفه شب ساعت رو با تلويزيون تنظيم کرديم

ميدونيم که هر يک ساعت 35 دقيقه ميفته جلو

ساعت 7:30 عصر رو نشون ميده اما اين درست نيس چون هنوز تاريک نشده

ساعت 7 و نيمه

هفت تا 35 دقيقه

ميشه 245 دقيقه

نصف 35 ميشه

17و نيم

بنابراين به ما ميده

2521ونيم دقيقه

ميشه 4 ساعت و 421 ونيم دقيقه که بايد برگرديم عقب

بنابراين ساعت رو روي 5 و 47 دقيقه تنظيم ميکنيم همينه.

ساعت 5:47 است

وقت شامه و ما هيچي براي خوردن نداريم

بذار يه بطري مشروب ديگه باز کنيم مي خواي يکم ديگه پنکيک درست کنم؟

من نميدونم ميتونم يکي ديگه ازونا رو پايين بدم يا نه

باشه!پنکيک ها رو درست کن

هنوزم کره نداريم

- خب پس دوباره خشک سرخشون کن - ترد و خشک ميشند.واقعا ترد ميشند

طوري نيست عزيزم

چي بود؟

چيه اين؟

کسي داخله؟

همه برن بيرون

فقط آتش نشانيه

دست آخر توي يک انبار تحويل دوچرخه استخدام شدم

بايد براي گرفتنش خودمو کوچيک ميکردم

بشون گفتم که دوست دارم به شغلم به عنوان خونه ي دومم فکر کنم

روي اسب ها شرط ميبندي؟

اوهوم

ميشه به روزنامه ت نگاهي بندازم؟

حتما

- بابي من بايد عدد 8 رو بگيره - و اونها حتي در صدر نذاشتنش

-چه بهتر - فک ميکني چه پولي بده ؟

9به2

- آخرين مسابقه کي شروع ميشه ؟ - 5: 30

- پس ما ساعت 5 از اينجا ميريم بيرون - هرگز نميتونيم به مسابقه برسيم

ميتونيم تلاشمون رو بکنيم محل مسابقه خيلي دور نيست

- مي خواي بياي؟ - حتمن

ما تو پنج به پنج مي زنيم به چاک

بت که گفتم ميتونيم برسيم

200دلار روي عشقم بابي که ببره

بابي من جلووي همه س توي خط ، جلوي همه س

عادت داده بوديم خودمون رو به برنده شدن

مگر اينکه چند تا کون گنده ي نزديک تر از عقب جمع خودشون رو به جلو ميرسوندن

بجمب بابي

- همينه! -ما بايد يه 200 دلاري ديگه شرط ببنديم

بجمب.بزن بريم يه نوشيدني بخوريم

روز بعد بعضي از اونا اومدن پرسيدن که جاي اونا شرط مي بنديم يا نه

ما بايد شرطاشون رو بگيريم

ماني اونا هيچ پولي ندارند

فقط پول يه قهوه و آدامس رو زناشون بشون ميدن

ما نميتونيم تو صف پشت پنجره ي دو دلاري وقتمونو تلف کنيم

ما قرار نيست بريم با پول اونها شرط ببنديم. ما قراره پولشونو براي خودمون نگه داريم

- فرض کن اونها ببرند؟ - نميبرند

اونها يه جوري اند که هميشه اسب اشتباه رو انتخاب ميکنند

فرض کن اونها روي اسب ما شرط ببندند

اونوقت ميفهميم که اسب اشتباه رو انتخاب کرديم

من فک ميکنم اون قراره انجامش بده

برو اسپيت فاير

همينه! آفرين

-مني ازدواج کردي؟ - هرگز

- زنا چي؟ - بعضي وقت ها

- ولي هيچ وقت طول نکشيد - مشکل چيه؟

يک زن مثل شغل تمام وقت ميمونه

من فک ميکنم يه افت و کم شدن احساسي وجود داره

جسمي هم

اونا مي خوان شب و روزسکس بکنن

خب يکيو انتخاب کن که دوست داشته باشي بکنيش

اره اما اگه مست کني و قمار فک ميکنن به عشقشون توهين کردي

خب برو با کسي که داعم الخمر بودن و قمار و سکس کردنتو دوس داشته باشه

کي يه زن اينجوري رو دوست داره؟

من چند تا لباس گرون و کفش خريدم

صاحب انبار ديگه به نظر خيلي قدرتمند نبودند

من و ماني يکم ناهارامون بيشتر طول کشيد

برگشتيم خونه و سيگار دود کرديم زندگي جديد به نظر خيلي با جن اخت نشده بود

اون عادت کرده بود به روزي چهار بار کردن و من رو فقير و حقير ديدن

آقاي شرطبند اسب

آقاي شاخ شرطبند اسب

عادت کردم اون طوري که توي اتاق راه ميري رو دوست داشته باشم

انگار داري بين ديوار ها راه ميري انگار که هيچي مهم نيس

حالا چند تا دسته پول تو جيبت داري، ديگه آدم سابق نيستي

تو مثل يه دانشجوي دندون پزشکي يا يه لوله کش رفتار ميکني

چرت و پرت درباره ي لوله کشي تحويل من نده

- ما دو هفته ست عشق بازي نکرديم - عشق شکلاي مختلفي را شامل ميشه

تو دو هفته ست که منو نکردي

يکم صبور باش.شيش ماه آينده تعطيلاتمون رو توي رم و پاريس ميگذرونيم

يه نگاه به خودت بنداز!خودت رو غرق اون ويسکي خوب کردي و ميذاري من اين آشغالو بخورم

- آقاي شرطبند بزرگ - من بهت زمين ميدم

بهت فرزانگي،روشنايي،موسيقي و خنده ميدم

در ضمن من بهترين شرطبند اسب دنيام

تو عنه اسبي

نه!شرطبند اسب

به خوبي فهميدم که بهترين عاشقا هميشه مرداي اهل عشق و حالن

من به عنوان يک لاشي بهتر از يه مشت داغون گاييدم

- هميشه مي خواستم برم اونجا - حقيقتا جاي قشنگيه

خسته شدم که يه زن از تو بسازم تو فقط يه فاحشه اي

اگه هر کدوم شما اينجا از چيزي که گفتم خوشش نيومده ،يک چيزي بگه

بشين چيناسکي ميدوني که ما قراره اخراجت کنيم

- رييسا هيچ وقت پيچيده نيستن براي فهميدنشون - تو يک ماهه که کارو شل گرفتي

- من کونمو پاره کردم سر کار -عمرا

من وقتمو به تو دادم

براي يه 6 دلاري رقت انگيز تو هر ساعت

يادت باشه،تو براي اين کار التماس کردي

من وقتم رو به تو دادم.براي همينه که ميتوني تو خونه ي بزرگت زندگي کني

- فهميدي؟ - خيلي خب چيناسکي.فقط برو

ببين منتز، من نميخام هيچ مشکلي براي حقوق بيکاريم پيش بياد

شما آقايون هميشه سعي داريد سر کارگرارو براي حقوقشون کلاه بذاريد

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left