The Organizer

The Organizer (I compagni)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

The Organizer (I compagni)(1963)(Mario Monicelli)
ความคิดเห็นโดย adelmomen

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2014-02-01
ดาวน์โหลด: 56
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

«« بــرنــامـه ریـــز »»

کــارگــران * مـــاريـو مــونـيـچــلـي *

باحضور مــارچــلو مــاستـرویـانــی

تــــوریـن,اواخـر صده ی 18 میـلادی

اُمرو

بیدارشو,ساعت 5:30 شده

سرتو خوب بشور گردن و گوش هاتم خوب بشور

زودباش,تنبل شیر باید گرم بشه

!هنوز زغالو روشن نکردی

زغالا خیس ان اینجا خیلی مرطوبه

!سگ اون نگهبان زغال سنگ میشاشه روی زغال ها

!حرف دهنتو بفهم

!هـی,بیدار شو

ولش کن- دیشب شکمش درد میکرد-

فقط از تکلیف مدرسش فرار میکنه- !نه درست نیست-

آه,بله؟ ممکنه نتونم بخونم اما از نمره هات خبر دارم

نمره هات یه "صفر" گندن

اُمرو,یه خورده پول برای خرید کنار بذار

دوباره؟ هنوز وسطه هفته هم نشده

این دیگه آخریشه عین آب خوردن خرج میکنین

"عین آب خوردن" گفتنش برای تو راحته

نهارت

خودتو شستی؟

صبح بخیر

.:: زيــرنــويــس از عــادل مــومــن نــژاد ::.

!تکون بخور, احمق

!سخت نگیر

!دوباره- دارم میام,آروم باش-

دفعه آخرت باشه"احمق" صدا میکنی,شنیدی؟

هرچی که دلم بخود صدات میکنم من ازت بزرگترم

دیگه تکرار نشه

دوباره برنج و شلغم

برات خوبه

!نوستا,من اینجام

تو هم با این فکر هات !توی این سرما باید بچه رو بیارم اینجا

وقتی که میرم خوابه وقتی که برمیگردم خوابه

!نباید درست حسابی ببینمش

!هی,کوچولوی بابائی

بابارو نیگا

میبینی؟ حتی منو نمیشناسه

!درس خوبی بود برات,خوک احمق

چه باادب

حتی وقت بهت نمیدن غذا بخوری,بیا,بگیر

بیا,پائوتاسو تو همیشه نفر آخری

تو وقت کافی برای غذا خوردن داشتی؟

اینا نجویده گوشت آدمو قورت میدن

!بیاید,تکون بخورید

!حرومزاده ها مثل حیوون باهامون رفتار میکنن

اینجا بدتر از زندانه

لعنت به همشون

!دستـم

!ماشینو متوقفش کن

!چرخو نگهش دار

برید عقب بذارید رد بشم

حالش چطوره؟

چی فکری میکنی؟- دست که دوباره درنمیاد-

داریم برای "موندینو"پول جمع میکنیم

دوباره- این تنها کاری که میتونیم انجام بدیم؟-

حق با رائول ــه

حتی حاضر نیستی برای این مردک بیچاره پول بذارین- شما دیگه چه حیوونائی هستید؟-

!من بهت میگم

ما روزی 14 ساعت کار میکنیم بدون استراحت,فقط میتونیم نهار بخوریم

پس همچین اتفاقی قابل پیش بینیه- شیفت کاری معقولانه تری درخواست نکنیم؟-

!نه,نمیتونیم خطر کنیم- !ما پول جمع میکنیم-

درسته,پائوتاسو؟- سنرونی؟-

!گوسفند",این چیزی که ما هستیم"

منظورت چیه,از من میپرسی؟- من همیشه آماده ام-

باور نمیکنی؟ یه دست ساندویچ شده تو رو متقاعد میکنه

بابا,تند نرو- حرف برای ما نون و آب نمیشه-

موندینو با این پولی که جمع کردیم دیگه تامین میشه؟ چقدر مسخره

ما حتی "بیمه حوادث ام" ندارم

حالا این منم که وزوز میکنه؟

!مارتینتی, جواب ندادی- گفتم منم پایه ام-

برای چه کاری؟- تا حرفمونو به گوش رئیس برسونیم-

چه حرفی رو؟

نمیدونم- هرچی که بخواین-

!من فقط دارم حرف دل بقیه رو میزنم

میگیم 14 ساعت کار در روز خیلی زیاده

...درسته!ساعت کاری رو کم میکنن, یا

ما یه هیئت تشکیل میدیم تا تصمیم بگیریم کی بره باهاشون حرف بزنه

خوبه.من رئیس هیئت میشم

...نه,همه ما با هم برابریم, تو, من- !و من-

خانومهام هم...؟- ببین,این یه قضیه جدیه-

آه,چطور ما میتونیم کار کنیم چطور موقع پول جمع کردن باید پول بدیم

اما حالا دیگه ما اضافی هستیم؟

!آروم

برید خونه,دیر وقته

مارو ببخشید, خواهر

برید خونه و بخوابید

وگرنه فردا بازم سر از اینجا در میارید

بابات واقعا یه مـَـرده, نه؟

چطور؟- جیگری مثل تو رو تربیت کرده-

!حیوون

بشمار3 بیاین که شام حاضره

سوپ با گوشت و سیب زمینی

!هـی, چتر- !وایسید من جاموندم-

بخاطر تو باید برگردیم؟- !چه جوونمردائی-

چتر بخوره توی سرتون

کـی میره باهاشون حرف بزنه؟- هر سه تائیمون-

مثل دسته ارکست اوپرا؟- من حرف نمیزنم.مارتینلی-

!گم شو توله

باشه,من حرف میزنم

کجا دارین میرین؟- میخوایم با جناب مدیر صحبت کنیم-

خدافظ,آقای بائودت

مدیر؟- باهاش چیکار دارید؟-

میخوایم یه چیزی بهش بگیم- خب به من بگید-

...ایشون فقط

سکرته؟- نه برعکس-

ما از طرف همه کارگرها حرف میزنیم- درباره اتفاق دیروزه-

چهارده ساعت کار در روز خیلی زیاده

شما خیلی خوش شانسید,میدونستید؟

اگه این حرفو به رئیس میزدید کارتون تموم بود

همه مردم تورین 14 ساعت کار میکنن

خب به همین خاطر این همه حادثه پیش میاد

مردم خوب من حادثه همیشه هست

فقط باید مواظب باشی و امیدوارباشی که پیش نیاد

شما که نمیخواد این اتفاقاتو بندازید به گردن مدیر کارخونه, میخواید؟

بعدا میبینمت,بائودت

از نهارتون لذت ببرید,آقا

گوش کنید

منم حقوق بگیرم,مثل خودتون

منم طرف شمام

:منظورم اینکه

برگردید سرکارتون و این چرتوپرت ها رو فراموش کنید

این فکر های بیمارگون از کجا به سرتون زده؟

برو جلو.حرف بزن

اینها فکرها بیمارگونه نیستن

سوءاستفاده از ملت فکر بیمارگونه ایه

درسته- خودشه-

اشتباه میگم؟

بیا

اسمتو بنویس و بندازش داخل کلاه

صبر کن بابا

برمیگردم

اونجاست

دوباره پول جمع میکنید؟

باید اسمتو بندازی داخل کلاه- برای چی؟-

امروز میخوایم زودتر تعطیل کنیم

مدیر موافقت کرد؟- بلـه,و خوک های دیگه هم آره-

نه,ولی ما حق خودمون با همین دستامون ازشون میگیریم

نشونشون میدیم,مثل بریتانیائی ها

کامل خم شو

اسم ها برای چی هستن؟

همینشکلی بمون

تا ببینیم کی بره "سوت پایان کارو" یه ساعت زودتر به صدا دربیاره

و بقیه ام به محض شنیدن سوت درست از کار میکشن

تو هم هستی؟

بله,برای این کار نیاز به شانس زیادی داریم

وقتی صدای سوت رو شنیدید,ماشین های بخارو خاموش میکنید

ماشین ها متوقف میشوند و همه دست از کار میکشا

تو فکر نباش- بذار یه اسم برداریم-

من که سواد ندارم

عالـیه

بیا,تو بخون

کی"ایکس" نوشته؟

منم "ایکس"نوشتم

بیخیال اینا,خودم انجامش میدم

!اینورو نیگا

اونجا چه خبره؟- برگردین سرکارتون, با همتونم-

ساعت "7:30" تعطیل میکنیم

به همه بگین

وقتی ماشینا خاموش شدن همه میذاریم میریم

!سرکارگر

یه دقیقه باید برم

!برو گم شو! میزنمت ها! توله

!هـی- !آماده ای-

!هی,تو

!آره,آماده ام

!هی,شما عجب شیطون های خوش شانسی هستین

!واسه خودتون اینجا گرم و نرمه ولی بیرون یخ یخه

هنوزم دوست دارین زودتر بریم خونه؟

جریان چیه؟

مطمئنید این سوت کارخونه ماست؟

!اون ماشین های بخارو خاموش نکن- !ماشین هارو خاموش نکن-

یالا- !هیشکی از جاش تکون نمیخوره-

صدای سوتو نشنیدید؟- !برید دیگه-

!به کارتون ادامه بدید

هنوز یه ساعت مونده- همینو کم داشتیم-

!هی

چرا پاتورو پوشیدی؟

سردمه

بخاطر پائوتاسو چقدر فداکاری کردیم واقعا

کی این سوتو به صدا در آورد؟

این چه مسخره بازیه؟

اینجا چیکار میکنی؟

با سگه بازی میکنم

یه ساعت و نیمه رفته داخله

!داره میاد

بهش ارتقاء درجه دادن؟

...بذار بهت تبریک بگم بخاطر ایکه تو تنها کسی بودی که

!بس کنید

!حیوونا بس کنید

!احمق

!بس کنید

!بسه دیگه !پائوتاسو,گوش کن

!حق باتوئه اما بذار حرفمونو بهت بزنیم

!نه,الان من باید حرف بزنم

!عجب دوستانی دارم من

شما منو تنها گذاشتید- من وانمود کردم مسـت هستم-

"پائوتاسو, مشروب خوردی؟"

The Organizer subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left