200 บรรทัดแรก
«بازگشت به دفتر تولید سریال کابوس رونوک من در ایالت کارولینای شمالی»
سریال خیلی خوبی میشه
واسه همینه که 75تا دوربینو توی خونه گذاشتم که از همهچی فیلم بگیرن
شلبی، سلام
یالا، مت، یه کاری بکن
این یارو زنتو گایید و جلوی کل کشور
آبروتو برد
مت، مت، مت! مت!
مت!
ولش کن!
ایول! کدوم آدمی وقتی این صحنه رو ببینه برنمیگرده واسه دیدن ادامه سریال؟
سلام، شامو آوردم
- دستت درد نکنه - بیا
من گفتم برام سالاد بگیری
توی کارولینای شمالی هستیما
اینجا همهی غذاهاشونو سرخ میکنن و لای نون میذارن
سید، با دایانا صحبت کردی؟
تمام روز بهش زنگ زدم ولی جواب نداد
- برمیگرده؟ - به دایانا نیازی نداریم
من حاضرم نیستم انرژیمو صرف آدمی کنم که نمیخواد
جزئی از تاریخ باشه
خیلی خب
اونو دیدی؟
چیو؟
یکی با چاقو به روری حمله کرد
- چه خندهدار - خدا وکیلی راست میگم
بزار فیلمو بزنم عقب
آلیسا؟
حالت خوبه؟
آلیسا؟
وای، وای، دوربینو بیار
دوربینو بیار، دوربینو بیار!
ای وای
خدایا، وای خدای من
خدایا، ای وای
بر پدرت لعنت، وای
لعنتی
ای وای، سیدنی؟ سیدنی، حالت خوبه؟
یا خداوندا، ای وای
لعنتی، لعنتی، لعنتی
من هم درختم و هم صاعقهای که به آن اصابت میکند
مترجمین : مــحــمــد و مــهــرداد Dunham & Mehrdadss
روری؟
روری؟
روری!
بالا نبود
گفتم که،
- حرف R، اول اسم روری ــه - میشه تو
انقدر نترسونیش؟ پای شوهرش وسطه
بگو ببینم، اگه انقدر میترسی، واسه چی برگشتی اینجا؟
به نظرت ممکنه از ما قایم شده باشه؟
زیر تختا رو نگاه کردی؟
توی کمدا رو گشتی؟
ما این طرفو میگردیم
باشه، منم این تو رو بررسی میکنم
همین الانه که یکی جیغ بزنه
انقدر بیوجدان نباش، مت
میخوای تمام مدتی که اینجا هستیم
اون دستهخرو فرو کنی تو صورت من؟
صد در صد، ولی فقط از تو فیلم نمیگیرم
- دارم از تمام اتفاقات فیلم میگیرم - ولی اونا همهجای خونه دوربین وصل کردن
که کنترلشون دست خودشونه
و جوری سر همش میکنن که داستان خودشونو بگن
این دوربین قراره داستان منو ضبط کنه
اینجوری مردم میفهمن که من دروغ نمیگفتم
بچهها؟ بهتر بیاین اینجا اینو ببینین
خون واقعیه؟
من به اندازه کافی
توی فیلمایی بودم که توش خون و خونریزی داشته،
این بوی شربت ذرت نمیده
اگه این واقعاً خون خودشه، پس جسدش کجائه؟
وای خدای من
وای خدای من، برد پیت
چی؟
به روری یه پروژه بهتر پبشنهاد داده بودن
ما رو ول کرده رفته لسآنجلس
واسه فیلمش، سیدنی بهش گفته این کارو بکنه
تا ما جلوی دوربینا کلی بترسیم!
خیلی آدم عوضیای هستی، سیدنی!
نقشهت جواب نداد چون من دستتو خوندم!
من خیلی احمق و دیوونه بودم که تصور میکردم رابطهمون میتونه موفق باشه
روری همیشه میگفت سن فقط یه عدده
ولی من حقیقتو میدونستم
هیچ عیبی نداره که یه مرد پونزدهسال بزرگتر از زنش باشه
ولی بزرگتر بودن یه زن...
مثه بالا رفتن از کوه اِوِرِسته
تمام شرایط لازم برای صعود باید عالی باشن
گمون کنم اکسیژن روری دیگه تموم شده
نفرینشده،
خائن،
مار پست
هر کاری میکردم بهم توهینهای نابکارانه میکرد
نمیبایست بدین ترتیب منو کنار میذاشت
حقشه که تا ابدالدهر
در اعماق شعلههای فروزان خونش
عذاب بکشه
دختره حامله بود
خدایا
آلیسا حامله بود
ازش خوشم میاومد
همیشه وقتی هوا گرم بود مطمئن میشد چادر من خنک باشه
وای خدایا
من چکار کردم؟
مادر اون بچه رو ازش دزدیدم
اونا بودن که زمین منو به زور از چنگم درآوردن
و شرافتمو ازم به سرقت بردن
تمام اون افعیها مثه هم بودن
همهشون باید میمردن
لاشههای خونآلودشون عطش خدایان باستانی رو
فرو خواهد نشوند
و از میراثم محافظت میکنه
برنده شدن در تقدیر من بود
اونا منو انتخاب کردن
همه طرفدارای سریال منو دوست داشتن
در تمام طول عمرم، مردم منو دست کم گرفتن
تهیهکنندهها منو فقط برای سه قسمت میخواستن،
ولی پنج قسمت بهم رسید
چون طرفدارا میخواستن منو بیشتر ببینن
میخواستن قصابو بیشتر ببینن
کسی اونجائه؟
کسی اونجائه؟
این حس خوبی به آدم نمیده
پس صد در صد الان وقت مشروب بالا کشیدن نیست
- ساعت شیش صبحه - سر به سرش نذار
بعد از اتفاقات دیشب، همهمون به یه قلپ مشروب نیاز داریم
شایدم دوتا
شایدم دهتا، اجازه هست؟
تا حالا نشده کسیو بذارن تو قبر که از خوشگذرونی کردن
توی زندگیش پشیمون باشه
اصن متوجهی داری چه کاری میکنی؟
داری به یه دائمالخمر کمک میکنی مشروب بخوره
مثه این میمونه که یه اسلحه پر رو بذاری کف دست یه قاتل
گمونم توی این یه موضوع
زیاد تخصص داشته باشی
تا ابد نمیتونی
- ازم دوری کنی، شلب - هم میتونم هم میکنم
هرگز نمیبایست برمیگشتی اینجا
البته که باید برمیگشتم
خودت میدونی میخواستم تو رو دوباره ببینم
باشه، ولی من نمیخوام ببینمت
من عاشق شوهرمم
به خاطر اون اینجائم
باشه، ولی اون به خاطر تو اینجا نیست،
اما من هستم
بیخیال، شلب
اون تا حالا اونطوری که من لمست میکنم لمست نکرده
- اون آخر هفته رو یادته؟ - بس کن
میدونم یادته
اصن از لرزیدنت معلومه
من نمیلرزم
از سر خشم
بدنم داره تکون میخوره، عوضی
سلام، داداش
وای خدا
شلبی رو میخوای؟
مال خودت، اصلاً واسمم مهم نیست باهاش چیکار میکنی
اصن همین وسط بگیر بکنش، ببین اهمیتی میدم یا نه
سرت به کار من نباشه
میدونین از چیِ برنامههای ریَلیتی تلویزیونی خوشم میاد؟
آدمبده
'پاک'، 'آماروسا'،
اون زنیکه روانی که یه پای مصنوعی داشت
آره، درباره همهشون تحقیق کردم
البته که من برای شلبی اهمیت قائلم،
آخه دختر خوشگلیه،
ولی سیدنی فقط به یه دلیل بهم پول داد که واسه یه فصل دیگه برگردم،
و اون دلیل بالا بردن تعداد بینندهها بود
اینو میبینین؟
نگاه کنین
سید بهم اینو داده که آماده باشم زندگی این آدما رو نابود کنم
و لحظهلحظهشو ضبط کنم
این یه دوربین کوچیک شخصیه
قشنگ میتونم از نزدیک و خصوصی ازشون فیلم بگیرم
ببینین،
اگه من باید حرومزادهبازی دربیارم
تا مردم تلویزیونو روشن کنن و برنامه رو ببینن،
پس حتماً انجامش میدم
نکته مثبت قضیه چیه؟
بزارین بهتون بگم نکته مثبت قضیه چیه
آدمبده همیشه توی هر سریالی نقش اصلیو داره
حالا بزارین یه سوال دیگه ازتون بپرسم،
از شما مادرجندههایی که دارین منو قضاوت میکنین،
چی مهمتر از توی تلویزیون دیده شدنه؟ هان؟
متجاوز
این زمین
متعلق به مردمان منه
تو در اینجا جایی نداری
حال، مجازاتت مرگ خواهد بود
اگنس
من فقط میخواستم توی برنامه باشم
ولی سیدنی نذاشت
گفت
دیگه هیشکی بهم اهمیت نمیده
چاقو رو بذار زمین
ازت خواهش میکنم، اگنس
No comments yet. Be the first to leave one.