The Holy girl (Niña Santa, La)

The Holy girl (Niña Santa, La)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

The Holy girl per
ความคิดเห็นโดย d_azad_b

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2012-06-02
ดาวน์โหลด: 32
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

.دختر مقدس

،ببين

.ببين فساد بي حد و مرز رو

اون امروز داره براي تو اينچنين .آواز مي خونه

چيه، خدايا، که ازم مي خواهي؟

چيه، خدايا، که ازم مي خواهي؟

،به من توانگري بده

.يا تنگدستي رو

. . .تسلي بده

اين کيه؟

.يا نوميدي رو

،جهنم رو به من بخشش

.يا بهشت رو ارزاني ام دار

.زنيه که توي مغازه فتوکپيه

.خورشيد تابناک

،براي من که تسليم تو شده ام

،براي من که تسليم تو شده ام

.اون نفس کم مياره .اون نمي دونه چطور نفس بکشه

.اين کار باعث ميشه خون کافي به مغز نرسه

.کريدور شماه 11

،با دقت گوش کني ،"دکتر "گوتييرز

دکتر "ويساليو"، دکتر "اُلاز"؟

و دکتر "خانو"، لطفاً دنبال من بيايين .در امتداد اينجا سمت چپ تون

.بقيه دنبال پيش خدمت برن

.دکتر، کريدور تون اينه - .البته -

يکي مثل همون پشت شه؟

.نه، اين لوله اينجاست

!کفش هات رو بپوش

.بدون اونها هم هيچ اتفاقي نميفته

.دکتر "خانو" از اين طرف، لطفاً

،ما يه مقدار مرمت کرديمش

.اما اون مال چند وقت پيش بود

تو مي توني با اين موزيک گوش کني؟

سلام، چطوريد؟

سلام، چطوري؟

من برات شماره تلفنهاي تاکسي سرويس .رو ميذارم

،براي رفتن به مرکز شهر

.تو ظرف 15 دقيقه اونجايي

. . .ماساژ، تا ساعت 7:00

الي 8:00 يا تا 9:00 يه ماساژور .حرفه اي اونجاست

.ولي تو مي توني ديرتر بري

.دکتر - .کارليتوس"، دوست قديميم" -

حالت چطوره؟ - خوبم، تو چطوري؟ -

.بعداً ميبينمت

. . .نه، من به دکتر "ويساليو" گفتم

.که شما تو اين اتاق مي خوابيديد

.البته روي تخت يکي ديگه

. . .نمي دونم

.شما اين رو طبقه پايين جا گذاشتين - .ممنونم، دخترا -

.و من رو ببخشيد ،اون دخترها اهل "ترياقا" هستن

.از آزمايشگاه

.دخترها! يه لحظه صبر کن

.يکم عطر هستش

.فردا اتاق تون مستقل ميشه

هميشه مسئله مهميه که گوش به زنگ .نداي الهي باشيد

.خدا ما رو صدا ميکنه و اون يه ندا هستش

اون ما رو به رستگاري دعوت ميکنه .تا رستگار شيم

و اون تنها معني اش اينه که

.هستي مون بايد داشته باشه

من چه کاري بايد انجام بدم؟ نقش من توي برنامه الهي چيه؟

خودشه؟ اونه؟

چه موضوعاتي هست تا ما رو از يه ندا آگاه کنه

.و نا اميد نشه

اون چيه؟ - .اون از خيابون مياد -

اما اين نجوا مثل چيه؟

چيزيه که تشخيصش ميدي؟

شبيه يه صدا توي سکوت شب؟

ولي من شبها مي ترسم

و اگه حس کنم که نجوايي داره صدام ميکنه

.خيال ميکنم که اون حتماً شيطانه

.احمق نباش - ترس از خدا؟ -

.اون کاملاً يه چيز متفاوته

تو نمي توني زشتي و زيبايي رو باهم ،اشتباه بگيري

.يا شادي رو با ترس

،اگه اون ازم بخواد کسي رو بکشم چي

مثل کاري که اون با ابراهيم کرد؟

.تصور خواهم کرد که اون شيطان بوده

.خودتون رو با مردم توي کتاب مقدس مقايسه نکنيد

قبل از اينکه بريد، ما بايد فتوکپي ها رو .سر و سامان بديم

کي قراره اونها رو سر و سامون بده؟

. . .فتوکپي ها

شما موضوعاتي رو پيدا کرده ايد؟ - .و پول -

من هيچ متني رو نياوردم

اما يه داستان شنيدم که در مورد .يه ندا شرح ميده

.اون يکم ترسناکه

کوتاهه؟ - .نه، بلنده -

چرا اون ترسناکه؟

ديروز يه مردي رو که خيلي از خودش بزرگتر بود .رو داشت مي بوسيد

.يکي مثل قبلي با انگشت هاي پر مو

.اون نمي تونست نفس بکشه

.مرده زبونش توي حلق اون کرده بود - .دخترا، من بايد برم -

.واقعاً

.اون هرگز کساي ديگه رو اونجوري نبوسيده

.و مرده داشت دستماليش ميکرد

اون داشت ميلرزيد، طوري که انگار .صرع داره

چي مي تونم بخورم؟ هرچي که خوشمزه باشه؟

يه استيک با يه چيز سبک؟ - سالاد؟ -

.يه نيمرو

.بفرما

.اون وياره

.مانوئل" زنگ زد"

.اونها يه دوقلو تو راه دارن

.اون بهم گفت که بهت بگم

. . .دو قلو

اونها پسرن؟

چطوري ميتونست بدونه که اونها پسرن؟

.اون دو ماه هم حامله نيست

،واسه گفتنش خيلي زوده ."هلنيتا"

،"بيا، "فلوريدا

.اين رو بگير و چکش کن

.مو هام خيلي خشکن

.نبايد از شامپوي هتل زياد استفاده کني

.اون خيلي بده

اون تمام چيزيه که ما با اين .بودجه ميتونيم بگيريم

من بايد چي کار کنم؟

زنگ بزنم و بهش تبريک بگم؟

يا بايد تا زماني که خودش بهم بگه صبر کنم؟

. . ."ميرتا"

من بايد چي کار کنم؟

،زنگ بزنم و بهش تبريک بگم يا بايد تا زماني که خودش بهم بگه صبر کنم؟

،اون ازم خواست که بهت بگم

.پس اون ميدونه که تو موضوع رو ميدوني

.در گير کار من نشو

.من يه چيزي ميخورم و ميرم

.اين اتاق خيلي بي روحه .مثل يه قبر مي مونه

.اين رو نگو، داري من رو مي ترسوني

.تو داري افسرده ميشي

.اين رو نگو

ميدوني داري صاحب دو تا برادر ناتني دو قلو ميشي؟

. . ."آمليا"

داري گوش ميکني؟ - .نگو "برادر ناتني"، مامان -

کي بهت گفت؟

.بابات به "ميرتا" گفت

ميدوني؟

ميبيني اون دلش چي مي خواد؟

.من هميشه آخرين نفري هستم که ميشنوم

،سخنراني هاي زيادي قراره برگزار شه

.و چندين سمينار

اون کيه؟

.يکي از سخنران ها .هتل پر از دکتره

.اونها انتظار يه همايش خيلي طولاني رو ميکشن

.موها شون کاملاً فر ميشه

.از شامپوي هتل استفاده نکن

سي و چهار درجه؟ - چي؟ -

.من چيزي نگفتم

.خدايا، ما را ببخشاي .مسيح، ما را ببخشاي

.خدايا، ما را ببخشاي .مسيح، ما رو بپذير

،مسيح، ما رو بپذير. پدر آسماني .ما را ببخشاي

.پسر خدا، ناجي دنيا

.مريم مقدس، برامون دعا کن .مادر عيسي

،پاکدامن پاکدامنان .مادر فيض الهي

پاک ترين مادر، عفيف ترين مادر ،مادر بي عيب

،مهربان ترين مادر ،ستودني ترين مادر

،فرزانه ترين مادر ،مادر آفرينندگان

،قادر ترين پاکدامن ،بخشنده ترين پاکدامن

،با ايمان ترين پاکدامن ،بازتاب عدالت

،نشسته بر تخت حکمت لايزال ،دليل شادي ما

،سفينه ي روحاني

،سفينه فيض الهي ،سفينه ي وفاداري خالصانه

، گل سرخ عرفاني، دژ داود

، گل سرخ عرفاني، دژ داود

،دروازه ي بهشت ،ستاره ي بامداد

،مبرا از بيماري ،پناه گناهکاران

.مايه تسلي محنت زدگان

،شهبانوي فرشتگان ،شهبانوي وارستگان

،شهبانوي پيغمبران . . .شهبانوي رسولان

چرا بايد اون رو حفظ کني؟ کار مفيدتري واسه انجام دادن نيست؟

آمليا"؟"

.دارم باهات حرف ميزنم

!"آمليا"

.داد نزن .يادش ميگيرم چون دوستش دارم

عيسي مسيح کسيکه گناهان رو از دنيا .پاک ميکنه، ما رو ببخش

!اونطوري با من حرف نزن

."عصر بخير دکتر "خانو

.فردا ميبينمت

کتاب تصنيف هاي اسپانيايي رو دوست داري؟ .اونها واقعاً مناسب هستند

يه شکارچي ميره پيش خدا .مثل کاري که هميشه انجام ميداده

. . .سگهاي شکاري خسته اند

. . .سگهاي شکاري خسته اند

ساعت چنده؟

حوصله ات سر نرفته؟

!مامان

!مامان

داري چي کار ميکني؟

. . .کليدم

.نمي تونم کليدم رو پيدا کنم

.نمي تونم تو اتاقم برم

.برو و دندونات رو مسواک بزن

چرا تا اين موقع بيداري؟

.داشتم يه فيلم قشنگ رو ميديدم

.بهر حال نمي تونستم بخوابم

نمي تونم باورم کنم "مانوئل" در مورد دو قلو ها .بهم چيزي نگفته

.نميتونم باورش کنم

چرا از "ميرتا" يه کليد نميگيري؟ - .نه، نه -

چرا توي اتاق "آمليا" نخوابيدي؟

.نه، من اينجا پيش تو و "آمليا" دراز ميکشم

.من اين رو ترجيح ميدم .ساعت رو ببين

اگه به "ميرتا" بگم، اون مي خواد ساعتها .سرم نق بزنه

بهش اجازه نده. من از مداخله هاش تو زندگيم .مريض شدم

.برو اونور

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left