The Missing Gun

The Missing Gun (寻枪)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi/persian

ข้อมูลรุ่น

The Missing Gun 2002 fa
ความคิดเห็นโดย VICTUS
telegram: @senario_in

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2026-07-18
ดาวน์โหลด: 5
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi/persian

200 บรรทัดแรก

!پاشو

!دفترچه پسرتو چک کن

!اگه بیشتر مواظبش نباشی، می‌شه یه هرزه‌ی جنسی

!بخواب، بخواب، بخواب! تو که غیر از خوابیدن هیچی بلد نیستی

تو چه جور پدری هستی؟

.اون داره از تو هیچ چیز خوبی یاد نمی‌گیره

.«یه روز آفتابی و قشنگ بود

.بابام برام آبنبات خرید، و من چند تا به خواهر لو دادم

.بعد اون گذاشت که بدن لختش رو ببینم

وای خدای من، اون کلاً با من فرق داشت...»

این چه اشکالی داره؟ .بخون ببینیم. مثل یه ولگرد نوشته

!«پسرا و دخترا مثل هم نیستن

چه معجزه‌ی بزرگی!»

!تو اینو نوشتی؟ بد نیست

هی! تو...؟

!ما دونگ

!احمق

!ما !ما شان

.پس بده به من! راستش رو بگو! عصبی نمی‌شم

دیگه چی برداشتی؟

!هیچی! من هیچ وقت وسایل تو رو برنداشتم! مامان

به پسرم نزن! تو مشکل روانی داری؟

داری چیکار می‌کنی؟ چرا به پسرم می‌زنی؟

.فقط می‌خواستم یه درس بهش بدی

!تو چه بی‌شرفی! نادان! بی‌تربیت! حیوون

!تو فقط بلدی بزنی

...همیشه کتکم می‌زنی

باشه. گریه نکن! داری دنبال چی می‌گردی؟

!بگو ببینم

...آقا

...تفنگم

!گم شده

یعنی من نمی‌تونم

!نمی‌تونم تفنگم رو پیدا کنم

...آقا

!نمی‌تونم تفنگم رو پیدا کنم

.آقا

.من قول می‌دم. برمی‌گردونمش

!بابا

!بابا

!بابا

دیشب وسایلت رو خونه‌ی عمه‌ات جا نذاشتی؟

عروسی؟

!داداش .به سلامتی

دیشب عروسیت چند نفر اومده بودن؟

یادت میاد؟

.نه

.حدود پنجاه نفر بودن که تا حالا ندیده بودیمشون

...بعد

کی نشسته بود کنار من؟

.رئیس‌ت و شهردار .اون رو یادمه

اما وقتی مست شدم، کی نشست کنارم؟

یادت نمیاد؟

.نه

پس کی رسوندنم خونه؟

یادت میاد؟

.آلو؟ آه، منم

!مرسی

!خوشحال. خیلی خوشحال

!باشه، مرسی! مرسی

.باشه، باشه

یادت نمیاد؟

.نه

آخرین کسی که عروسی رو ترک کرد کی بود؟

یادت نمیاد؟

.نه

ههو؟ !چینگشان، گوشی رو ول کن

!برات

این کیه؟

!آره، آره

.خیلی ممنون. گرفتمش، خیلی خوبه. رنگ و مدلش خوبه، مرسی

راستی، می‌دونی دیشب کی داداشمو رسوند خونه؟

.داداشم. توی عروسی من مست شده بود

.داداشم. ما شام. توی عروسی من مست شده بود

!بذار گوشی رو

.دارم می‌رم داداش، چی شد؟

!به من بگو. می‌خوام کمکت کنم

.تو نمی‌تونی به مشکل من کمک کنی

چرا گریه می‌کنی؟ .هیچی یادم نمیاد

.نمی‌دونم دیشب چند تا مهمون بودن

.نمی‌دونم کی کنار تو نشسته بود

.اگه نمی‌دونی اشکالی نداره

.نمی‌دونم کی رسوندت خونه

!حتی نمی‌دونم آخرین کی عروسی رو ترک کرد

.گریه نکن

!خفه شو

.خب، اگه چیزی یادت اومد به من بگو

داداش، چی یادم بیاد؟ چی بهت بگم؟

!داداش

.این لیست مهمونا رو چن جون درست کرده

.شاید کمک کنه

.مرسی

.آش رشته

.آش رشته

...آش

کارآگاه ما، آش می‌خوای؟

چطور شد آش می‌فروشی اینجا؟

مگه تو آجرچین نبودی؟

.آجرچین؟ من تمام‌وقت آش می‌فروشم

.پدربزرگم هم آش می‌فروخت

پس پدرت آجرچینه؟ !آره

.اون آجرچینه

فامیلیت لیوه؟ .لیوه ی لکنت‌دار

چرا الان لکنت نداری؟ ...ل ل لکنت

.همیشه لکنت دارم

...من واقعاً یه .تو واقعاً یه لکنت‌داری

.آش رشته

.سعی کن فکر کنی

.خیلی سعی کن

دیشب کجا نشسته بودم؟

دیشب کجا نشسته بودی؟

.یادم نمیاد. مست بودم

.فکر نکنم

.فکر نکنم مست بودی. فقط هیجان‌زده بودی

...آه

!بیا

دیشب کجا نشسته بودم؟

داری شوخی می‌کنی؟

.باورم نمی‌شه حتی اگه مست باشی همه چیز رو فراموش کنی

!واقعاً یادم نمیاد

!برو بیرون

لطفاً به من بگو. من کجا بودم؟

...بین ما

.میز اصلیه

...تو مهم‌ترین جا نشسته بودی

.به نمایندگی از پدر و مادر فوت‌شده‌ات

...سمت چپت شهردار بود

.سمت راستت رئیس پلیس

...اما تو تا بعد از شروع مهمونی

.ننشستی

.هیجان‌زده

.خیلی هیجان‌زده بودی

.این همه مردم باهات نوشیدن کردند

.تا حالا اینقدر نوشیدن ندیده بودم

.واقعاً باحال بودی

.واقعاً

بعدش چی؟

.بعدش مست شدی

بعدش چی؟

.بعدش تر و خشک کردند بردنت

بعدش چی؟

!بعدش هیچی یادم نمیاد

اصلاً مشکلت چیه؟

.به من بگو! کمکش می‌کنم

کی رسوندتم خونه؟

.پیر جیانگ

.چطور جرئت می‌کنی به من شک کنی؟ من توی جنگ جون تو رو نجات دادم

.دوباره نجاتت دادم

.حالا به همه شک می‌کنم

.تو پلیسی. هر کاری دوست داری بکن

...پیر درخت

.تو حتی ازم نپرسیدی چی گم کردم

یعنی می‌دونی چی گم کردم، نه؟

.تفنگت رو گم کردی

از کجا می‌دونی؟

.من آدم باهوشی‌ام

.به محض اینکه دیدمت، فهمیدم تفنگت رو گم کردی

.تفنگمو به من بده

.پس بده

.بده به من

واقعاً تفنگت رو گم کردی؟

کی؟

.دیشب

چرا تفنگت رو بردی عروسی؟

.یه زندانی فراری بود .زود باش! الان وقت غذا خوردن نیست

.برو جو ژیائوگانگ رو ببین جو ژیائوگانگ؟

.اون دیشب رسوندت خونه

!برو ببین تو ماشینش هست یا نه. زود باش

می‌دونی کجا پیداش کنی؟

کجا؟

.خونه‌ی سفید

.آه! ما شان

!تو هستی

.منم، شیائومنگ

.برگشتم

یادم نمیاد؟

دنبال جو ژیائوگانگ می‌گردی؟

.خونه نیست

.بذار من اینجا بمونم

.هنوز تمیزکاری تموم نشده. ریخته‌پاشه. دعوتت نمی‌کنم بیا تو

همسرت چطوره؟

.شیائویون زن خوبیه

.همیشه می‌دونستم

.پس من ازدواج کردم

.تو گوانگژو ازدواج کردم

.حالا می‌تونم بگم بیکارم

.شوهرم رفته

.حالا برگشتم

.دوباره برگشتم

می‌خوای جو ژیائوگانگ رو ببینی؟

.متاسفم، اینجا نیست

.اشکالی نداره

.باید برم

.ما شان

!جو ژیائوگانگ

!داداش ما شام

.تو وسایلم رو برداشتی ها؟

!بده به من

چه چیزی ازت برداشتم؟

!پس بده به من

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left