109 บรรทัดแรก
باکره؟ جدی؟
آنو ...
میدونم گیچ کنندس، اما به کانجی اسمم رو "توکونومه" میخونن.
"باکره"
واقعا اسم واقعیش باکره س؟
با اینکه ، میپرسین که آیا باکره هستم یا نه ، من کاملا باکره هستم.
اوه، چه اتفاقی داره به سرم میاد ...
خیلی خوب بود.
سائجیما کلاس ای هست ، به این سادگی به اون ببازه ...
رقت انگیز ِ ...
خیلی به قدرتت اطمینان داری...
سرخوش لذت خشونت شدی ...
آشغالی مثل تو باعث میشه که هگز ما رو دست کم بگیره.
آخ ... بی عاطفه س .
داری زیاده روی میکنی.
لطفا بس کن !
چرا همچین کارای بدی میکنی؟
هیچ ربطی به تو نداره!
شاید ، اما نمیتونم نادیده بگیرمش!
خواهش میکنم ، فقط ولش کن ...
بس کن ! گفتم بس کن !
حالت خوبه ؟
چرا اینکارو میکنی؟
هردوتامون دختریم !
یه روز ...
"باکره" "بمیر" "نادون" "احمق"
حتی واسه دست و پا چلفتی مثل من ...
یه ناجی میاد .
شوالیه ای با اسب سفید پیداش میشه و
صبرکن ... صبر کن ...
اون درست نیست!
مـ من کجام؟
خوبه ، بیدار شدی.
نگران نباش، فقط بیهوش شدی.
آم ...
آروم باش ، اصلا قصد صدمه زدن بهت ُ ندارم ، قول میدم.
اسم من شیگوره کاسومی ، فرمانده ولتر هستم.
اسمت چیه ؟
من توکونومه ماموری هستم.
توکونومه سان، میدونی واسه چی به این جزیره آورده شدی؟
نه.
باشه، بهت مختصر توضیح میدم.
اینجا جزیره مصنوعی به نام "مرمید" هست .
اینجا آورده شدیم چون همگی به ویروس مُسلح مبتلا شدیم.
ویروس مسلح ؟
یه بیماری لاعلاجه که قدرت خاصی میده.
خانم شارلوت ، انتقال لیبرتور جدید
در اتاق زیرزمینی انضباطی قرار گرفته .
ممنونم ، کارت عالی بود.
اون دختر ... از قدرتشون خبر داشت و میدونست چطوری استفادش کنه.
یعنی ممکنه اون "سرباز" شایعه شده باشه؟
اون فقط یه شایعه س.
در هر صورت، باید بفهمه.
شاید در جامعه معمولی خاص بوده.
اما توی این جزیره، اون یکی مثل بقیه س.
ما رو که یادته ؟
قـ ... قدرت خاص؟
من یه دختر معمولی هستم ! هیچ گونه ...
این ُ نگاه کن .
این فیلم مبارزه قبلیتونه.
آه خدای من ... اولین بوسه من، که تا الان به خوبی ازش محافظت کردم.
نه تنها اولین بار، بلکه بار دوم هم از سکسی ترین نوع رابطه ...
اون مسئله ای نیست، فیلم ُ نگاه کن .
این قدرت توئه ، توکونومه سان. میتونی بدنت رو تبدیل به سلاح کنی ، به یه بازو
ما بهش میگیم "اکستا".
و دختری که از سلاح استفاده میکنه ، اونایی که میتونن اکستا رو کنترل کنن، بهشون "لیبرتور " میگیم.
تمامی افراد در این جزیره یا اکستا هستن یا لیبرتور.
من قدرت خاصی دارم؟ تبدیل به سلاح میشم؟
شوخی میکنی، مگه نه ؟
متاسفانه حقیقت داره، باید واقعیت رو بپذیری.
اما یه دفعه ای داری میگی ...
توضیح دادنت تموم شد؟
شارلوت ...
اون یکی دختره؟ اون چطوره؟ کجاس؟
اون یکی دختره؟ منظورت لیبرتوری که باهاش بودی؟
یه کوچولو زیادی نافرمانی کرد ، واسه همین ...
داره درس سختی یاد میگیره.
اگر کار ظالمانه ای هست ، لطفا بس کنین!
از خشونت بیزارم!
چه چیز احمقانه ای توی همچین جایی میگی.
شارلوت !
نه !
باید اندازه هات ُ
برای عروسیت بگیرم.
"راهرو عروسی"
شنیدی؟ امروز عروسیه.
اون اکستا دیروزی، درسته ؟
اونجور راحت که دخل سائجیما رو آورد مطمئنم که خیلی ها خواهانش هستن.
از ولتر به کارش میگیرن، ما کلاس بی ها و پایین تر ما کلن حساب نیستن.
میدونستم.
وای !
لباس عروسی، دقیقا عین رویا هام ...
خـ خیلی نازه .
اما ...
عروسی؟
خب، بیشتر شبیه پیدا کردن شریک زندگیه.
شریک زندگی؟ اما من شانزده سالمه .
مثل ازدواج واقعی جهان بیرونی نیست.
مراسمی برای انتخاب بهترین لیبرتور برای استفاده نهایت از توانایی اکستای توئه.
بخاطر پیدا کردن شریکی واسه توئه.
پس به خاطر قدرت خاص منه ؟
درسته.
نـ نه ، نمیخوام سلاح بشم !
نمیخوام چیزی بشم که به بقیه صدمه بزنه...
هیچ چاره ای نداری.
اگر نافرمانی کنی ، کاری میکنیم دوستت از درد فریاد بکشه.
من ُ ببخشید.
باکره سان.
توکونومه هستم.
No comments yet. Be the first to leave one.